ای حرمله شرر به دل مادرم زدی
زین تیر ها که جانب اهل حرم زدی
پشتم شکست امید مرا نا امید کرد
تیری که تو به دیده آب آورم زدی
یاس مرا شکستی و پر پر نمودی اش
دیگر چرا تو شعله به برگ و برم زدی
بر قلب داغدار من ای کاش می زدی
تیری که بر گلوی علی اصغرم زدی
می خواستی اگر بزنی ای لعین چرا
آن لحظه ای که بود علی در برم زدی
- دوشنبه
- 20
- آبان
- 1392
- ساعت
- 14:44
- نوشته شده توسط
- یحیی
ارسال دیدگاه