قهرم اصن بابا
راضی نمیشه دیگه دلم با نگاهات
قهرم اصن بابا
دیگه سرمو نمیذارم روی پاهات
آخه سفر، یه روز دو روز سر نشده، چطور هنوز؟
طاقت من، به سر رسید دیگه موهام، شده سفید 2
آشتی بی آشتی بابا جون
دوسم نداشتی بابا جون
تنهام گذاشتی بابا جون 2
قهرم اصن بابا
چرا نیومدی توی صحرا کنارم
قهرم اصن بابا
تو که میدونی طاقت زجر و ندارم
تاولای، پامو نیگا! نیس به خدا، یکی دو تا
رد غمه، رو پیرهنم خورده لگد، همه تنم
پیشت بمونه بابا جون
رنگم نشونِ بابا جون
قحطیه ی نونه بابا جون 2
قهرم اصن بابا
چرا نمیگی که کجا بودی تا حالا
قهرم اصن بابا
چرا غممو دیگه نمیدی تسلّا
غصه دارم، یه عالمه من که فقط، سه سالمه
خونه لبات، برای چی؟ خورده عصا، با دست کی؟
در زیر دوده بابا جون
گونه ات کبوده بابا جون
جرمت چی بوده بابا جون 2
شاعر : احسان جاودان
- سه شنبه
- 6
- مهر
- 1395
- ساعت
- 10:30
- نوشته شده توسط
- feiz
- شاعر:
-
احسان جاودان
ارسال دیدگاه