• جمعه ۱۵ فروردین ۰۴

 محمد فردوسی

اشعار مناجاتی وداع با ماه رمضان،(وقت جدایی من و ماه صیام شد)

۶۴۳۸
۶

وقت جدایی من و ماه صیام شد
یعنی غروب طلعت این بار عام شد
  دارد بساط ماه خدا جمع می شود
آه درون سینه ی ما مستدام شد

توشه برای روز جزا برنداشتم!

فرصت گذشت و خوشه ی عمرم تمام شد
  یادش به خیر ... سوز مناجات نیمه شب
وقتی که با خدا دل ما هم کلام شد
  یادش به خیر ... لحظه ی افطار ... تشنگی
نام حسین گفتن ما التزام شد
  دست ادب به سینه نهادم به سوی او
اشکم روان و ذکر لبم اَلسَّلام شد ...
  ... وای از دمی که خنده ی کوفی جماعتان
بر زخم بی شمار تنش التیام شد
  هر کس به نوبه ی خودش از او بها گرفت
وقتی میان قتلگهش ازدحام شد ...
  محمد فردوسی

  • سه شنبه
  • ۲۴
  • مرداد
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۲:۲۱
  • نوشته شده توسط
  • علی

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران