• چهارشنبه 15 مهر 05


پندیات -(زندگی بهر بشر شور و نوائی دارد )

3154
2

زندگی بهر بشر شور و نوائی دارد 
زنگ این قافله هر روز صدائی دارد 
. 
غنچه از خُرَمّیِ باغ و گلستان خندان 
که بهار است و گل و عشق صفائی دارد 
. 
بلبل از زمزمة باد خزان با فریاد 
در عزای گُلِ خود نغمه سرائی دارد 
. 
چه توان کرد که قانون طبیعت این است 
هرکه چون شمع برافروخت فنائی دارد 
. 
قدر دانی زجوانی بنما ای منعم 
که چو پیری برسد رنج و بلائی دارد 
. 
با جوانان چه بسا پنجه به پنجه زده است 
پیر خم گشته که امروز عصایی دارد 
. 
درد پیری رسد آنرا که جوان مرگ نشد 
نتوان گفت که این درد دوائی دارد 
. 
آدمیت بخورو خواب و زرو زیور نیست 
این متاعیست که هر بی سرو پائی دارد 
. 
لب فرو بند ز اندازه سخن بیش مگو 
هر سخن نکته و هر مسئله جایی دارد 
. 
(کربلائی) نبود هرکه رود کرببلا 
کربلائیست که دل کرببلائی دارد 

  • دوشنبه
  • 24
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:1
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران