• چهارشنبه 15 مهر 05


زبانحال حضرت مسلم ابن عقیل (ع) -(سالار کاروان پر از یاسمن، حسین )

1813
1

سالار کاروان پر از یاسمن، حسین 
جمع صفات و خاتمه ی پنج تن، حسین 
دلدار مصطفی و علی و حسن، حسین 
برگرد و سوی کوفه نیا جان من حسین 
. 
. 
کم در میان کوفه عذابم نداده اند 
با کام تشنه گشتم و آبم نداده اند 
از بس که بین کوچه جوابم نداده اند 
دل خوش شدم به یاری یک پیرزن حسین 
. 
. 
با تیغ و نیزه بال و پرم را شکسته اند 
دندان و کام شعله ورم را شکسته اند 
از پشت بام فرق سرم را شکسته اند 
نامردی است مسلک شان غالبا حسین 
. 
. 
شام بلند غفلت شان سر نمی شود 
چیزی برایشان زر و زیور نمی شود 
این جا دلی برای تو مضطر نمی شود 
برگرد و سر به وادی این ها نزن حسین 
. 
. 
دیگر بریدم از دل تاریک کوفیان 
از کوچه های خاکی و باریک کوفیان 
جان رقیه ات نشو نزدیک کوفیان 
چون می درند از بدنت پیرهن حسین 
. 
. 
باید نظر به قامت آب آورت کنی 
فکری برای تشنگی اصغرت کنی 
قدری نظاره بر جگر خواهرت کنی 
شاه غریب گشته و دور از وطن حسین 
. 
. 
این جا نمک به زخم عزادار می زنند 
زن را برای درهم و دینار می زنند 
طفل اسیر را سر بازار می زنند 
غیرت میان کوفه شده ریشه کن حسین 
. 
. 
می ترسم این که بین بیابان رها شوی 
بر خاک داغ بادیه عطشان رها شوی 
غارت شوی و با تن عریان رها شوی 
برگرد تا رها نشوی بی کفن حسین 
. 
. 
ای وای اگر که اسب کسی سرنگون شود 
یا از فراز نیزه سری واژگون شود 
گودال قتلگاه اگر غرق خون شود 
ضجه زند عقیله که خونین بدن حسین 
. 

  • شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران