امام شیب الخضیب گودال
ای شاه تنها ، غریب گودال
مسند نشین و پناه خلقت...
افتادی آخر تو شیب گودال
نیزه ها یکی یکی بی نوبت!
سمت پیکرت همه تاختن
انقده شلوغه دورت که نیست
حتی جای سوزن انداختن
شد تو گودال تن غرق خون تو مدفون
آسمونم شد از غربتت دیده گریون
یاحسین ۳ جان
یکی که رحمی به دل نداره
نشسته رو جسم پاره پاره
یکی به فکر اینه چجوری
پیراهن از پیکرت درآره
دخترش داره می بینه از دور
فکر اشک دخترش باشید
چند نفر به یک نفر نامردا
رحم کنید از رو تنِش پاشید
آه بمیرم برای تو سالار زینب
زیر دست و پاها شد تنت نامرتب
یاحسین ۳ جان
مقابل چشم خیس مادر
سرت رو از پشت بریدن آخر
برات بمیرم بُرید سر و با...
دوازده ضربه با کهنه خنجر
دیدنش سخته برای خواهر
از رو تل کاشکی بِره زینب
سخته اما روی خاک گودال
پا نکِش بخاطر زینب
از روی تل روانه سوی قتلگاهه
خواهری که دیگه بی کس و بی پناهه
یاحسین ۳ جان
- چهارشنبه
- 30
- مرداد
- 1398
- ساعت
- 13:41
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
- شاعر:
-
بهمن عظیمی
ارسال دیدگاه