• چهارشنبه 15 مهر 05


راه شام زبانحال حضرت لیلا -(جان مادر ز رخت نور خدا جلوه گر است )

1040

جان مادر ز رخت نور خدا جلوه گر است 
بیند این نور هر آن دیده که صاحب نظر است 
. 
ای محمد رخ و حیدر دل و زهرا طینت 
که نبی جد و حسن عم و حسینت پدر است 
. 
مادر دهر عقیم است نیارد فرزند 
دید تا همچو تو در عالم خلقت پسر است 
. 
صورت و سیرت پیغمبر و حیدر داری 
زان دو گنجینه عیان همچو تو یکتا گهر است 
. 
تو ذبیح الله وقتی و منم هاجر تو 
لیلیم لیک مرا شور جنونی به سر است 
. 
من جوانی چو تو پرورده ام ای حاصل عمر 
حاصل زندگی ام بعد تو خونین جگر است 
. 
شایق بزم وصالی قدم از سر کردی 
این چه سریست در این سر که از عشقش اثر است 
. 
سر تو بر سر نی وادی ایمن این دشت 
دسترس نیست به این شاخه که نورش ثمر است 
. 
زخم شمشیر به فرق تو در آن زلف سیاه 
در شب تیره مگر معجز شق القمر است 
. 
خال مشگین تو بر صفحه رخسار پدید 
یا به گلبرگ طُری نقطه ای از مشک تر است 
. 
ای مه نو سفرم همسفر من بودی 
حال بنگر که مرا بهر اسیری سفر است 
. 
سفر شام و اسیری و غریبی و فراق 
اکبرا این ره عشق است چنین پر خطر است؟ 
. 
اندرین غم که جهان زآتش آن می سوزد 
خامه اندر کف «مشکوة» غمین نوحه گر است 

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران