• پنج شنبه 16 مهر 05


ورود شام – خرابه شام -(چون شام گشت، آل پیمبر، مقامشان )

1281

چون شام گشت، آل پیمبر، مقامشان 
از چاشت گاه کوفه بتر گشت، شامشان 
. 
از دُرد دَرد و زهر غم و شربت فراق 
کرد آن چه داشت، ساقی دوران، به جامشان 
. 
یک صبح و شامِ حشر، شفاعت بُوَد جزا 
یک صبح تا به شام، عقوبت به شامشان 
. 
صید حرم به شام کشید آسمان چرا؟ 
اندیشه ای نداشت ز صید حرامشان 
. 
منزل، خرابه؛ فرش، زمین؛ سقف، آسمان 
در شام شد ز کوفه فزون، احتشامشان 
. 
خوانْد اهل بیت را و سر شاه را یزید 
در طشت زر نهاد، پی احترامشان 
. 
شد محشری به پا چو عیان گشت سر، بلی 
طالع شد آفتاب قیامت، به شامشان 
. 
آن روز خلق، آل نبی را شناختند 
کآورد آن لعین، به صف خاص و عامشان 
. 
بُد شامشان ز کوفه بتر، کوفه شان ز شام 
ز احوال شام و کوفه شمارم کدامشان؟ 
. 
کُشت و گرفت و بُرد و به تاراج داد و سوخت 
مرد و زن و لباس و جهیز و خیامشان 
. 
با آن چه کرد، کرد پشیمانی آشکار 
صیدی نداشتند که می کرد رامشان 
. 
اندیشه ای ز جور و جفا، آن لعین نداشت 
بودش سر ستیزه، قضا بیش از این نداشت 
. 

  • دوشنبه
  • 1
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:6
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران