• پنج شنبه 16 مهر 05


ورود به شام -(چون تازه شد مصیبتشان از ورود شام )

1031

چون تازه شد مصیبتشان از ورود شام 
از شهر شام، خاست عیان، رستخیز عام 
. 
ناکرده فرق، آل علی را ز مشرکان 
افتاده اهل شهر، در اندیشه‌های خام 
. 
داد آن نشان به پردگی‌ای، کاین مرا کنیز 
کرد این طمع به تاجوری، کآن مرا غلام 
. 
گفت این به طعنه کاین اُسرا را وطن چه شهر؟ 
گفت آن به خنده: سیّد این قوم را چه نام؟ 
. 
کردند بر یزید چو عرضِ سرِ سران 
پرسید از این میانه، حسین علی کدام؟ 
. 
بردند پیش او، سر سالار دهر را 
می‌زد به چوب بر لبش و می‌کشید، جام 
. 
گفتا یکی ز مجلسیان، شرمی، ای یزید! 
می‌زد همیشه بوسه بر این لب، شه انام 
. 
کفری چنین و لاف مسلمانی، ای یزید! 
ننگش ز تو، یهودی و نصرانی، ای یزید! 

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران