• یکشنبه 18 مرداد 05

 قاسم صرافان

غزل فاطمیه در قالب واحد -(خواستم یاری کنم اما درق آن غوغا نشد)

107

خواستم یاری کنم اما در آن غوغا نشد
خواستم من هم بگیرم دست بابا را، نشد

مادرم آن را گرفت و تازیانه پشت هم،
هی فرود آمد ولی دستان مادر وا نشد

دست مادر آخرش وا شد، نمی‌گویم چطور
این‌قدَر گویم که زهرا دیگر آن زهرا نشد

من فقط می‌دانم آن روز و در آن کوچه، چه شد
من فقط دیدم چرا افتاد مادر، پا نشد

حال و روزش فکر می‌کردم که بهتر می‌شود
هرچه ماندم منتظر، فردا و فرداها... نشد

هرچه گشتم کوچه را، فردا و فرداها... نبود
هرچه گشتم، گوشواره آخرش پیدا نشد...

آخرش خم شد به درگاه علی، ماه علی
آری آن قامت به‌جز در پای یکتا، تا نشد...

چشم امید یتیمان! چشم را وا کن ببین
ناله هم سهم یتیمان تو از دنیا نشد

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 0:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 942.68 KB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری پنج شنبه 17 اردیبهشت 1405 05:04

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران