رفتی و اشکامون دیگه بند نمیاد
روی لبامون دیگه لبخند نمیاد
خیلی دلم تنگه برای دیدنت
مگه مادر به خواب فرزند نمیاد؟
یه شب بیا به خواب من
باز موهامو شونه بزن
آب بده بازم به حسین
قرآن بخون برا حسن
«وای مادرم، وای مادرم»
بیتو شده دنیا برام مثل قفس
بیتو فضای خونهمون اشکه و بس
هقهق گریۀ حسین قطع نمیشه
دم میگیره حسن برات تو هر نفس
مادر فدای غربتت
سخته چقدر مصیبتت
شبا میایم غریبونه
سر میذاریم رو تربتت
«وای مادرم، وای مادرم»
شاعر و نغمهپرداز: جمعی_از_شاعران
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:42
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه