روح لطافت، کعبهٔ احساسی
کوه صلابت، تو أشجع الناسی
دم زدن از تو، کار من و ما نیست
ماه دو عالم، حضرت عباسی
«دامن علقمه و باغ گل یاس یکیست
قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکیست»
قبلهٔ عشاق جهان یا اباالفضل
ماه تمام عرشیان یا اباالفضل
عموی قاسم و رقیه تویی تو
عموی صاحبالزمان یا اباالفضل
«یا اباالفضل مدد یا اباالفضل»
وَه چه شکوه و رزم نفسگیری
وَه چه خروش و ضربت شمشیری
دست رشیدت، دست یداللهیست
هر نفس تو، نغمۀ تکبیری
«همهٔ حیثیت عالم و آدم با توست
در فرات نفسم گام بزن، دم با توست
دشمن از ترس نگاهت مژه بر هم نزند
غضبآلودهای و خشم خدا هم با توست»
دشمن ظلم و ستمی، یا اباالفضل
مأمن اهل حرمی، یا اباالفضل
منتقم خون خدا میرسد و تو،
دوباره صاحبعلمی، یا اباالفضل
«یا اباالفضل مدد یا اباالفضل»
حضرت سقا، راهی میدانی
در دل میدان، جلوهٔ طوفانی
گرچه نداری فرصت جنگ اما
دشمن تو دید، رزم نمایانی
«وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای
خوش به حال لب اصغر كه تو سقّا شدهاى
آب از هيبت عباسى تو میلرزد
بىعصا آمدهای حضرت موسى شدهاى»
گرچه پر از تاب و تبی، یا اباالفضل
گرچه خودَت تشنهلبی، یا اباالفضل
حسرت لبهای تو مانده به دل آب
ساقی عشق و ادبی، یا اباالفضل
«یا اباالفضل مدد، یا اباالفضل»
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:10
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه