داره هراسون میاد
با اشک و آه، از دل سپاه
مونده عمو غریب، تنها تو قتلگاه
با تیر و با نیزه
هر کی با هرچی داره میزنه
رسونده خودش رو
برا عمو سپر شه یکتنه
میخواد بشه سپر، پیشِ عمو
اما دلواپسش، میشه عمو
بوی مدینه پیچید
تو کربلا، آه جلو چشا
دستِ گل حسن، از تن شده جدا
همونی که اومد
با تازیانه توی کوچهها
با شمشیر رسیده
حالا کنار یاس مجتبی
غوغا شده بهپا، توی حرم
زینب داره میگه، وای مادرم
شاعر: جمعی_از_شاعران
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:34
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه