ای همراه من،عبدالله من
خوش آمدی بر قربانگاهِ من
آه - دل غرق غم شد
دستت قلم شد - بنگر آه من
.
گفتی عمو جان - با تو همرازم
گفتم بیا ای - سرباز نازم
شد قتلگاهت - آغوش بازم
خونت روان شد - ای خونخواه من
.
بنشین کنارم - ای گل زیبا
تا گیرم از تو - بوی حسن را
منتظر ماست - مادرم زهرا
سوز دل باشد - شمع راه من
.
دست بریده - داد آبرویت
آخر رسیدی - بر آرزویت
همسنگری با - عباس عمویت
تو کوکبی و سقا ماه من
مأخذ: پناهگاه کلامی
تاریخ انتشار: ۱۳۸۹
- دوشنبه
- 21
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:25
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
ولی الله کلامی زنجانی


ارسال دیدگاه