ما ملت بیدار خور و خواب نداریم
آمادهی رزمیم دگر تاب نداریم
ما غصهی نان و عطش آب نداریم
در جنگ جز ایمان خود اسباب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
هیهات اگر ظلم و ستم را بپذیریم
ننگ است اگر یک نفس آرام بگیریم
از پا نَنِشستیم که در بین مسیریم
کاری به جناح و صف احزاب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
از خون جوانان وطن رد شدن اصلآ
با قاتل رهبر نفسی دم زدن اصلآ
کوتاه ز اهداف وطن آمدن اصلآ
جز خون طلبی در غم میناب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
پیروز نبردیم ببینید ببینید
در حادثه مَردیم ببینید ببینید
در جنگ چه کردیم ؟ ببینید ببینید
خوف از خطرِ آتش و سیلاب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
ما را همگی حیدر کرّار بدانید
ما را علمی دست علمدار بدانید
برعکس همیشه دگر این بار بدانید ...
جز کشتن دشمن دگر آداب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
تابوت ، مهیّا همه کردید ؟ بیائید
تا کی لُغُز و طعنه و تهدید ؟ بیائید
خوب است ، اگر طالب مرگید بیائید
ما واهمه از دشمن کذاب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
جمعیت ما لشگر بی باک حسین است
هر تکه از این خاک حرم، خاک حسین است
شک در دلمان نیست دمی ، تا که حسین است
مانا تر از این خطّهی نایاب نداریم
ما جز پسر فاطمه ارباب نداریم
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:18
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
سید آرمان حسینی


ارسال دیدگاه