بند اول:
تویروضهآدمدلشنمیگیره
گریهواسهاَربابشبیهاِکسیره
هرکسییکبار گریهکرد براش قطعاََ
روزهمحشر زهرا دستشُمیگیره
تویزندگیروضهها سرمایمه
غمه تُ دلیلی برا رفعه غمه
بهدردای بیدرمونه کُلِ جهان
چایمحفلهعشقهتُ درمونمه
ساکنِقلبمی/ اِرثهاجدادمی
اینکهمنیادتم/یعنی تُ یادمی
یا اباعبدالله
عشقهراستینمُ/فکره هر لحظمی
به ابوالفضلقسم/تو شَهِ اعظمی
یا اباعبدالله
بند دوم:
هر کیعاشقشد نوکرهحسینمیشه
دارهعشقش تو قلبه نوکرا ریشه
هر دفعه واسش روی سینه میکوبم
نیتم اینه که فاطمه راضیشه
با تُ عمره ما میشه شیرین سپری
بوده رابطمون پدر و پسری
تُ حسینی عاشقه نوکرتی
به وقتش همه عاشقاتُ میخری
پسرهمرتضیٰ/بابِمیلههمه
بدونه عشقهتُ/دنیا غرقهغمه
یا اباعبدالله
ت سرُ سَروری/از همه سَر تری
یروزیمثلهحُر/منو هم میخری
یا اباعبدالله
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 22:17
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه