صبح جمعه شده بی قرارم
با ولای تو من رستگارم
من پریشانم پریشان
خون جگر از سوز هجران
بیا مهدی ۲
صبح جمعه شده دیده گریان
می زنم صدایت قلب سوزان
ای امام مهربانم
کم شده دیگر توانم
بیا مهدی ۲
صبح جمعه مهمان تو هستم
از کرمت مولا بگیر دستم
مهر و حبت در سرشتم
شد عجین با سرنوشتم
بیا مهدی ۲
صبح جمعه ای سراپا رحمت
آمدم با تو من کنم بیعت
ای که تو خیر کثیری
آمدم دستم بگیری
بیا مهدی ۲
آخرین نور هدایی مهدی
مولا ختم الاوصیایی مهدی
عالمی شد بی قرارت
ما همه در انتظارت
بیا مهدی ۲
کعبه ی دل ها تویی یا مهدی
محور تقوا تویی یا مهدی
ما همه ذره تو خورشید
در دل ما نور امید
بیا مهدی ۲
ما همه ذره تو آفتابی
می شود بر قلب ما بتابی
بر همه یار و حبیبی
درد ما را تو طبیبی
بیا مهدی ۲
یا بن الحسن سر تا پا رحمتی
برای این عالم تو نعمتی
ای امام با کرامت
می کنم مولا سلامت
بیا مهدی ۲
از طفلی این بر من شد سعادت
بر تو و آلت دارم ارادت
بر سر کویت گدایم
جان زهرا کن دعایم
بیا مهدی ۲
با نگاهی از من دل ربودی
در دلم مهر خود را فزودی
تو به قفل دل کلیدی
در دلم نور امیدی
بیا مهدی ۲
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:8
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا یعقوبیان


ارسال دیدگاه