ای غم دیرینه، ای دم توو سینه
ایشالا یه روزی چشام صحنتو، آباد ببینه
ببینم، یه روزی، بقیعِ تو آباده آقا
ببینم، که گریه، توو صحن تو آزاده آقا
ای کشته ی زهر جفا
یا صادق آل عبا
ای عزیز زهرا، پیرمرد تنها
سر و پا برهنه تو رو بردنت، مانند مولا
الهی، بمیرم، غم بچه هاتو ندیدن
تو رو توو دل شب، با دستای بسته کشیدن
وارث غم مرتضی
یا صادق آل عبا
این دمای آخر، با یه قلب پرپر
میسوزی توو آتیش زهر جفا، توو کنج بستر
به یاد، حسین و، غم کربلا روضه داری
به یاد، سر بر، روی نیزه ها روصه داری
ای روضه دار کربلا
یا صادق آل عبا
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 3:7
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
وحید محمدی


ارسال دیدگاه