بند اول:
السلام علی الصادق تویی جانِ جان
از تو جون میگیره هر، دل انس و جان
مکتب تو فرا از بُعد لامکان
تو وقار علومی، تویِ هر زمان
مکتبِ عقله
مکتب صادق
باتو هرکی عاقله
اون میشه عاشق
هم شعور هم شور
وَه به این خالق
کاشکی که بر عشقت
ما باشیم لایق
توو علوم عجب یلیه
منطقش چه منجلیه
آره پسر علیه
ای جونم فدات
دشمن از تو توی کفه
صدبار و نه این یه دفه
چون گلپسرنجفه
ای جونم فدات
بند دو:
السلام علی الصادق پسر علی
علم و عقل پیمبر در تو منجلی
تو به اهل دو عالم تا ابد ولی
توی علم و امامت تو عجب یلی
توی هر بحثی
تو میشی غالب
با یهودی یا
رهبر راهب
مات استدلال
شد زبونها لال
تو سخن رانی
چون تویی غالب
بیحریفو بیرقیبه
با اصالت و نجیبه
این قدرت تو عجیبه
ای جونم فدات
توو علوم عجب یلیه
منطقش چه منجلیه
آره پسر علیه
ای جونم فدات
- دوشنبه
- 4
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 23:45
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه