تو هدیه از خدایی ، کی میشود بیایی
تنها امید مایی ،کی میشود بیایی
مدینه ای تو آقا، نجف یا کربلایی
آقای من کجایی،کی میشود بیایی
یاد روی چو ماهت، هر صبح جمعه آقا
باشد به لب نوایی، کی میشود بیایی
دنیا پر از جفا شد،لبریز از ریا شد
بس کن دگر جایی، کی میشود بیایی
مولا در انتظاریم، از بند رنج و غم ها
ما را دهی رهایی، کی میشود بیایی
ای نور چشم زهرا، بر درگه تو مولا
آمده ام گدایی، کی میشود بیایی
مولا منم گدایت، مرا نما هدایت
بر من تو مقتدایی، کی میشود بیایی
سوزم ز هجر رویت، بهر فرج یا مهدی
دارم به لب دعایی، کی میشود بیایی
مولا منم گرفتار، تنها تویی مددکار
ترا زنم صدایی، کی میشود بیایی
با یک دل شکسته، با یاد تو نشسته
بر درد من دوایی,کی میشود بیایی
فدای روی ماهت، بهر فرج یا مولا
هردم کنم دعایی، کی میشود بیایی
دور شما بگردم، تویی دوای دردم
با دردم آشنایی ، کی میشود بیایی
دلبسته ی تو هستم ، گرفته ای تو دستم
از بسکه با صفایی ، کی میشود بیایی
بر ما تو نور عینی، منتقم حسینی
گریان کربلایی، کی میشود بیایی
بر درگهت غلامم، بر تو بود سلامم
نور دل (رضایی)، کی میشود بیایی
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 0:28
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا یعقوبیان


ارسال دیدگاه