[بند اول]
ای خدای ماه رمضون
اومده بازم گدای ماه رمضون
پهنه سفره ی دعای ماه رمضون
بغلت بازه شبای ماه رمضون
خیلی تنهام ماه رمضون
من همون افتاده از پا ماه رمضون
میبینی خالیه دستام ماه رمضون
اومدم بازم به بی راه ماه رمضون
الهی الهی به خاطره حسین نگاهی
[بند دوم]
رفتم از دست ام البنین
من کی ام خورده به بنبست ام البنین
تو بیا واسطه شو باز راهم بدن
قسمت میدم به اون دست ام البنین
مادر یاس ام البنین
تو رو به چشمای عباس ام البنین
سحر ماه رمضونی خیلی دلم
حرم عباست رو خواست ام البنین
به چشمی که از بس قشنگ بود
مثل مشک پاره بهم ریخت
به اون پرچمی که تا افتاد
یه لشگر به سمت حرم ریخت
[بند دوم]
ای خدای کرببلا
خوشبحال زائرای کرببلا
حالی داری سحرای کرببلا
خیلی دلتنگم برای کرببلا
گریه داره کرببلا
وقتی که بارون میباره کرببلا
روضه رو یادم میاره کرببلا
از گلوی پاره پاره کرببلا
دم عصری و ساعت سه
دیدن آسمون رو زمینه
نگم شمر نامرد چطور با
سر زانو رو سینه میشینه
- جمعه
- 8
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 16:29
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه