• پنج شنبه 26 شهریور 05


مناجات -(دوباره اومدم پیشت)

104

دوباره اومدم پیشت 
با این چشمای بارونی 
با یک دنیا بدهکاری 
با یک دنیا پشیمونی 


نگو که  خسته ای از من 
نگو که  دلخوری داری 
از این توبه شکستن ها 
از این حرفای تکراری 


توی دیوان  عدل تو 
باید محکوم بشم حتما 
چقد بد سابقه م اره 
چقد پرونده دارم من 


روزایی رو که بی نامت
گذر کردم هدر کردم 
شبایی رو که بی یادت 
سحر کردم ضرر کردم 


من هرجایی بگی رفتم  
من هرکاری بگی کردم 
نمیدونم با چه رویی 
به آغوش تو بگردم


من از شب‌های بی زاری 
خودت میدونی بیزارم 
به عشق درد دل  با تو 
شبا تا صبح بیدارم 


فقط  از کل سرمایم 
همین اشکا برام مونده
این اشکا هدیه ی زهراس
همین تنها برام مونده 


ندارم ترسی از محشر 
نگاه لطف زهرا هست 
کسی که سوخت پشت در 
به فکر سوختن ما هست 


من هر جا حرفی از در شد 
جلو تر از همه سوختم 
با هیزم های پشت در 
برای فاطمه سوختم 


اگه اتیش گرفت اون در 
نه از تاثیر هیزم بود 
بنای این همه اتیش 
همش از جهل مردم بود 


همون در که قرار بودش 
پناه فاطمه باشه 
توی اون بی کسی تنها 
سپاه فاطمه باشه 


ولی از شدت اتیش 
نشد واسش سپر باشه 
نشد که مانع راهه 
یه عده خیره سر  باشه 


ادای حق این روضه 
فقط چشمای خونباره 
اگه فضه خذینی گفت 
بدون  تقصیر مسماره 


نوشتن بین دیوارو 
در سوخته شرر افتاد 
نه تنها فاطمه جون داد
پسر افتاد پدر افتاد

  • دوشنبه
  • 11
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 2.12 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری دوشنبه 11 خرداد 1405 17:49

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران