شب قدر و شب شهادت حیدر است
همه جا از غمش چو صحنه ی محشر است
موسم ماتم است
همه جا در غم است
وا مصیبت۲
با نگاه طبیب خون شده قلب همه
به کنار پدر بر لب شان زمزمه
بهر یار غریب
ذکر امن یجیب
وا مصیبت۲
کار اهل بیتش گریه ی پیوسته بود
به کنارش حسن با دل بشکسته بود
مرتضی شد شهید
قد زینب خمید
وا مصیبت۲
نفس پیغمبر اکرم شد امشب خموش
شهر کوفه بود از داغ او در خروش
جان شان بر لب است
خون دل زینب است
وا مصیبت۲
خانه ی مرتضی لبریز رنج و محن
پیکر او شود کفن به دست حسن
از غم نور عین
خونجگر شد حسین
وا مصیبت۲
می برند پیکر پاک علی نیمه شب
شد حسین از غم داغ پدر جان به لب
کوفه ماتمسراست
بزم غم ها به پاست
وا مصیبت۲
- سه شنبه
- 12
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 22:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا یعقوبیان


ارسال دیدگاه