• دوشنبه 18 خرداد 05

 محمدرضا سروری

حضرت رقیه(س) -(عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم)

4

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

نام او را روز و شب ها خوانده بودم  شام بر بابا رسیدم

نور خورشیدش به دل تابانده بودم  شام بر بابا رسیدم

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب کربلایش یادم آید

ذوالجناح با شیهه هایش یادم آید

تشنه کامی بی‌قراری خیمه سوزی

آن سر از تن جدایش یادم آید

 

عمه جان زینب دردم دوا کن دیدی

پدر آمد او را صدا کن

 

یادم آید نیزه ها را

آتش دروازه ها را

اضطرابم پیش خیمه

انتظار لحظه ها را

 

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب خنجر شمرانه دیدم

لشکری را با خدا بیگانه دیدم

دستِ عمو نایِ اصغر نعش اکبر

یادم آمد تا گِل ویرانه دیدم

 

عمه جان زینب دردم دوا کن

وقت سفر آمد ما را دعا کن

 

دیده ام رنج سفر را

کاروان خون و سر را

طاقتم دیگر سر آمد

دیدم اینجا تشت زر را

 

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب دانم آب آور نیامد

آن چه بر عمّو شده باور نیامد

ظهر گرما مانده تنها جان بابا

پاسخ هل من معین یاور نیامد

 

عمه جان زینب دردم دوا کن

از او خبر آمد ما را نگاه کن

 

دورة بی یاوری ها

لحظة ناباوری ها

یادم آید عمه زینب

در حرم نعش آوری ها

 

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب آمده مهمان برایم

کلبه روشن گشته از نور خدایم

با سر خونین نشسته روبه رویم

باید آغوشم برایش وا نمایم

 

عمه جان زینب دردم دوا کن

دیدی پدر آمد او را صدا کن

 

دیدم از اشکم ثمر را

بوسه بر ببریده سر را

تا جدا از او نگردم

در بغل گیرم پدر را

 

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

یاری ام کن عمه با بابا رَوم من

کربلا جا ماندم و اینجا رَوم من

این عطش گو همرهِ او پیش عمّو

نزد آن شرمنده بر دریا رَوم من

 

عمه جان زینب دردم دوا کن

دیدی پدر آمد او را صدا کن

 

همرهش بینم عمو را

پرچم و دست و سبو را

کربلا سرنیزه خورده

بوسم از نو چشم او را

 

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب غصه ما کِی سر آید؟

درد دوری از دل شیعه بر آید

آید آن روزی که بینیم با دو دیده

مهدی زهرا خدایا از در آید

 

عمه جان زینب دردم دوا کن

دیدی پدر آمد او را صدا کن

 

بینم این شرح بیان را

گنج ناپیدا عیان را

پهنة دنیا ببیند

سروری شیعیان را

 

عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم

******

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 1:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.29 MB
تعداد بازپخش 1
تاریخ بارگذاری چهارشنبه 13 خرداد 1405 06:16

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران