دلم دلداده ی روی حسین است
همیشه مایل کوی حسین است
زبان ذاکرم دائم مُزیَّن
به ذکر نام نیکوی حسین است
دل هر کس به سویی می رود لیک
دل من دائماً سوی حسین است
شبیه باغ ها دارم فضایی
پراکنده در آن بوی حسین است
دل هر کس به دنبال عزیزی ست
دل من در تکاپوی حسین است
به نور « وَ الضُّحی » سوگند یاران
شب مهتابی ام موی حسین است
به عالم هر کسی دارد هیاهو
مرا دائم هیاهوی حسین است
به رؤیا بنگرم ، این که سر من
دَم آخر به زانوی حسین است
عزیز من ، عزیزِ عالَمِیْن است
عزیز من حسین است و حسین است
دلی دارم که مجذوب حسین است
اسیر جلوه ی خوب حسین است
درین عالَم بُوَد محبوب قلبم
هر آن شخصی که محبوب حسین است
به عشق او فقط دل داده ام من
که تنها عشق مطلوب حسین است
به دوزخ می رود از بعدِ مرگش
هر آن شخصی که مغضوب حسین است
نه تنها آل سفیان ، آل مروان
که شیطان نیز مغلوب حسین است
ز بس می گرید از داغش دو چشمم
در اینجا دیده یعقوب حسین است
مرا سِرِّی ست در دل از غم او
که این دل لوح مکتوب حسین است
بَدم امّا به سوی این گنهکار
نگاه لطف و محجوب حسین است
عزیز من ، عزیزِ عالَمِیْن است
عزیز من حسین است و حسین است
دلم همواره دلدار حسین است
شبیه گل به گلزار حسین است
طبیب عشق را گویید اکنون
که این دلداده بیمار حسین است
گرفتاری شبیه عشق مجنون
که بالاتر ، گرفتار حسین است
نباشد گرم بازاری در اینجا
بجز آنجا که بازار حسین است
کلافی دارم ای یوسف نگه کن
دلم اینجا خریدار حسین است
سری دارم درآن شور ولایت
دلی دارم که خونبار حسین است
دو چشم من زمینگیرِ غم اوست
نگاه من هوادار حسین است
نه در دنیا ، که در عُقبا چنین است
دلم مشتاق دیدار حسین است
عزیز من ، عزیزِ عالَمِیْن است
عزیز من حسین است و حسین است
مرا در سر همه شور حسین است
به قلب عاشقم نور حسین است
به روی لوح دل جز نام او نیست
همان لوحی که منشور حسین است
دلم گلخانه ی عطر آفرینش
که این گلخانه محصور حسین است
مرو راه یزید و راه شیطان
مرو این ره که منفور حسین است
اگر خواهد ببخشد جُرم عالم
به اِذْنِ الله مقدور حسین است
زمین کربلا نُورٌ عَلی نُور
که سَیْنای من و طور حسین است
اگر دل می خَرد از عاشقانش
دلِ آلوده منظور حسین است
درین بازار گرم بی قراری
دل آئینه مسرور حسین است
عزیز من ، عزیزِ عالَمِیْن است
عزیز من حسین است و حسین است
دلم در عهد و پیمان حسین است
نمک پرورده ی خوان حسین است
چراغی که مرا آرَد به محشر
رخ زیبا و تابان حسین است
به هر محفل که بر پا می کند عشق
دل من شمع سوزان حسین است
ز بعد ذکرِ بِسْمِ الله دانید
مُزیَّن دل به عنوان حسین است
به یاد کربلا و قتلگاهش
دو چشم عشق گریان حسین است
تلاطم بخش دلهای خدایی
لب بی آب و عطشان حسین است
دلم را آنچه جذب آسمان کرد
تلاوت های قرآن حسين است
به روی نیزه خواند آیات حق را
ازآن رو عشق حیران حسین است
عزیز من ، عزیزِ عالَمِیْن است
عزیز من حسین است و حسین است
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 02:20
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
ادامه مطلب