• چهارشنبه 15 مهر 05

استاد سید رضا موید

زبانحال حضرت زینب (س) با رأس مطهر برادر در کوفه و راه شام -(تو آفتاب منی با چنین جمال حسین )

2442
1

تو آفتاب منی با چنین جمال حسین 
مرا ببخش که خواندم تو را هلال، حسین 
. 
گرفته روی تو را گر چه خون و خاکستر 
تو آفتاب وجودی و بی زوال، حسین 
. 
سرت به نیزه و قرآن به لب، جلالی نیست 
به جز جلال خدا فوق این جلال، حسین 
. 
ز شور نغمۀ قرآنت ای عزیز دلم 
ز حال رفتم و باز آمدم به حال، حسین 
. 
به راه عشق تو ای تشنه کام، زینب را 
سرِ شکسته بود بهترین مدال، حسین 
. 
سر شکستۀ من با سر بریدۀ تو 
ز پاره پارۀ دل دارد اتصال، حسین 
. 
قسم به پیکر پامال تو که نگذارم 
کنند خون شریف تو پایمال، حسین 
. 
یزید اگر به اسارت کشانده اهلت را 
کشم حکومت او را به ابتذال، حسین 
. 
کنم حرام بر او شهد زندگانی را 
که او حرامِ خدا را کند حلال، حسین 
. 
ز کودکان ز پا اوفتاده گیرم دست 
اگر که سیلیِ دشمن دهد مجال حسین 
. 
به هر یکی ز صغیران به گریه می نگرم 
تو را ز من طلبد با زبان حال، حسین 
. 
زبان حال `مؤید”، غلام تو، این است 
من و جدایی از تو بُود محال، حسین 
. 

  • جمعه
  • 22
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران