ای همه هستی ز تو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده..
آنچه تغیّر نپذیرد تویی
وآنکه نمردهست و نمیرد تویی..
چارۀ ما ساز که بی یاوریم
گر تو برانی به که روی آوریم؟..
یار شو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چارۀ بیچارگان
قافله شد، واپسی ما ببین
ای کس ما، بیکسی ما ببین..
دست چنین پیش که دارد؟ که ما
زاری از این بیش که دارد؟ که ما
درگذر از جرم که خواهندهایم
چارۀ ما کن که پناهندهایم..
- سه شنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 2:59
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
نظامی گنجوی


ارسال دیدگاه