آمده یار و دلبرم ، روشنی چشم ترم
سر به سر من نذارید ، مست علیِ اکبرم
می زنم پر روی بامش تا حد جنون می خوامش
حک شده به تاج یوسف صد هزار یوسف غلامش
دل آسمونیا برا زیارت شده بی تاب
پیش نور صورتش نداره رونق نور آفتاب
پسر ارشد ارباب
مددی یا علی اکبر
******
دلدار و دلبر اومده ، برهمه سرور اومده
با صورت پیمبری ، همنام حیدر اومده
ای نگار آسمونی سرور نسل جوونی
چی میشه یه بار دلم رو پایین پات بنشونی
اگه تو ساقی باشی از می تو همیشه مستم
تو بذار تو دامنت تا به ابد بمونه دستم
من علی اکبری هستم
مددی یا علی اکبر
******
تو لاله ی لیلایی و ، من کمتر از خار و خسم
ذکر تو اینقدر می خونم ، تا که تموم شه نفسم
دل فق
- پنج شنبه
- 11
- مهر
- 1392
- ساعت
- 12:48
- نوشته شده توسط
- یحیی




از خانه ی ارباب خبر می آید





