گل گلزار عشق
ساقيا مى ده كه دل از اضطراب آيد برون
كز افق جاى مه امشب آفتاب آيد برون
آن چنان مستم كن اى ساقى كه از فرط شعف
جاى اشك از ديده ام درّ خوشاب آيد برون
بزم شادى كن بيا امشب به صد جاه و جلال
تا ز پشت پرده يارم بى حجاب آيد برون
شد شب ميلاد مسعود امام پنجمين
آن كه توصيف صفاتش از حساب آيد برون
زد قدم در عرصه گيتى گل گلزار عشق
تا ز شرم روى او از گل، گلاب آيد برون
خشم حق بين باز كن كز بارگاه قُرب حق
موكب نوباوه ختمى مأب آيد برون
از قدوم ميمنت با دُر درياى علم
بوى مشك و عود و عنبر از تراب آيد برون
تا منور ملك هستى گردد از نور رُخَش
يوسف فرخ رخ ما بى نقاب آيد برون
آمد آن شاهى كه آدم از براى
- پنج شنبه
- 23
- آذر
- 1391
- ساعت
- 12:03
- نوشته شده توسط
- مهدی نعمت نژاد













غم آمده در عزای تو گریه کند
ڪابوسِ مُداومِ هـشام اَست اِمام