حبیب ابن مظاهر

مرتب سازی براساس

جناب حبیب بن مظاهر(ع) -( در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست ) * محمد علی مجاهدی

2141
1

جناب حبیب بن مظاهر(ع) -( در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست ) در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست
همچو نی در بند بندش ناله‌هاست

با خیال لاله‌ها صحرانورد
راه می‌پوید ولی با پای درد

می‌رود تا سرزمین عشق و خون
تا ببیند حالشان چون است، چون؟

بر مشامش می‌رسید از هر کنار
بوی درد و بوی عشق و بوی یار

گفت: ای در خون تپیده کیستی؟
تو حبیب ابن مظاهر نیستی؟!

گفت: آری من حبیبم، من حبیب
برده از خوان تجلی‌ها نصیب

قدخمیده، روسیاهی موسپید
آمدم در کوی او با صد امید

در سرم افکند شور عشق را
تا به دل دیدم ظهور عشق را

بار عشقش را قامتم را راست کرد
در حق من آنچه را می‌خواست، کرد

ناله‌ام را رخصت فریاد داد
دیده را بی‌پرده‌دیدن یاد داد

دیدم از عرش خدا تا فرش خاک
پر شده از ناله‌ه

  • دوشنبه
  • 12
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 19:52
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 یوسف رحیمی

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر -( دست در دستِ باد می ریزد ) * یوسف رحیمی

1700
2

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر -( دست در دستِ باد می ریزد ) دست در دستِ باد می ریزد

به روی شانه گیسوان سپید

موج در موج می تراود نور

از دو چشمش ، دو چشمه ی خورشید

همدم روزگار دلتنگی

آشنای قدیمی مولا

دل او از ازل گره خورده

به سر زلف سید الشهدا

ساحل چشمهای بارانیست

با نگاهی صمیمی و مأنوس

مثل عباس کاشف الکرب است

چشمهایش شبیه اقیانوس

وسعت دشت نینوا آن شب

گرمِ نجوای عاشقانه ی او

پیر روشن دل سپاه حسین

بیرق کربلا به شانه ی او

موعد جان فشاندنی شیرین

تشنه ی كوثر شهادت بود

می خروشید و دشت حیران از

آن همه شوکت و شهامت بود

سنگها گرم سجده ای خونین

بین محراب سرخ ابرویش

زخم تیر و جراحت شمشیر

لاله لاله دمیده بر رویش

نیزه ای تشنه و سراسیمه

سر دو

  • پنج شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 07:22
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

جناب حبیب بن مظاهر(ع) -( می دهد هیچ کس به این ها آب؟! ) * امیر عظیمی

1487

جناب حبیب بن مظاهر(ع) -( می دهد هیچ کس به این ها آب؟! ) من کی ام، خاک زیر پای حسین
گرد نعلین بچه های حسین
تا شنیدم شبی صدای حسین
آمدم سمت کربلای حسین
من اگرچه نحیفم و پیرم
پای عشق حسین چون شیرم

یابن زهرا حسین، حاصل من
مهرت از کودکی است در دل من
ای که از تو سرشته شد گل من
شده تنهایی تو قاتل من
آمدم تا حبیب تو بشوم
زخم دیدی؟ طبیب تو بشوم

کوفه با مسلم تو بد تا کرد
خون به قلب علی و زهرا کرد
نامه ی مکر را که امضا کرد
فتنه ی جنگ را که برپا کرد
گفتم ای پیر بی شکیب برو
تو حبیبی، ای حبیب برو

آمدم تا بپات جان بدهم
از غم بچه هات جان بدهم
چند دفعه برات جان بدهم
در همین کربلات جان بدهم
وه، چه خوب است جان نثار شدن
در ره دوست نیزه زار شدن

کاش آقا، سرم جدا بشو

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:19
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

سرلشگر حسین (ع) -(ای فدایی ره داور حبیب) * رضا یعقوبیان

47

سرلشگر حسین (ع) -(ای فدایی ره داور حبیب) ای فدایی ره داور حبیب
همنشین شخص پیغمبر حبیب
********
برتو می نازد علی شیر خدا
ای همیشه یاورحیدر حبیب
********
مایۀ آرامش جان حسین
جرعه نوش بادۀ کوثر حبیب
********
ای گل گلزار آل مصطفی
ای فدایی ره رهبر حبیب
********
در همه عمرت کنار اهل بیت
بوده ای هادی و روشنگر حبیب
********
با بصیرت محودر ذات خدا
شد حسین برتوثناگستر حبیب
*******
بر حسین بن علی با بذل جان
بوده ای در کربلا یاور حبیب
********
بهر یاری عزیز مصطفی
آمدی با دیدگان تر حبیب
********
چون علمدار شه کرب و بلا
بر حسین سردار و سرلشکر حبیب
********
تو به شمشیر ولایت بارها
کشته ای از دشمن کافر حبیب
********
ای شهید راه قران میشوی
دستگیر شیع

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

حبیب ابن مظاهر -(شد نوبت یاری به حبیب ابن مظاهر!) *

1236
2

حبیب ابن مظاهر  -(شد نوبت یاری به حبیب ابن مظاهر!) #شهادت_حبیب_ابن_مظاهر_علیه_الرحمه

شد نوبت یاری به حبیب ابن مظاهر
با پایِ دل و جان شده در معرکه حاضر

در نزدِ شه ایستاد به مانندِ غلامان
باگردنِ کج گفت که ای خسروِ خوبان

ای منبعِ جود،ای شهِ گردن فَرِ اِجلال
مأیوس مکن از دردت این پیرِ کهنسال

زین ره بکنم بر تن خود جامه ی فاخر
گو غیرِ شهادت که مرا نیست به خاطر!

#السلام_علیک_یاحبیب ابن مظاهر
#هستی_محرابی

  • شنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

همسنگر یار غریب -(من مونس پیغمبر هستم دل برگل عالم ببستم) * رضا یعقوبیان

37

همسنگر یار غریب -(من مونس پیغمبر هستم دل برگل عالم ببستم) من مونس پیغمبر هستم
دل برگل عالم ببستم
مولای من از لطف داور
بودم همیشه با پیمبر
همسنگر ویاور حیدر
مظلوم عالم یا حسین جان (۳)
*******
من یار پیغمبر حبیبم
همسنگر یار غریبم
مهمان شاه کربلایم
ولایتش داده بهایم
در راه دینش جان فدایم
مظلوم عالم یا حسین جان (۳)
*******
برمن ز لطفش داده عزت
درکربلا بنموده دعوت
من خادم آل رسولم
اصحاب زهرای بتولم
امروز حسین کرده قبولم
مظلوم عالم یا حسین جان (۳)
********
حبیبم و یار حسینم
من میر و سردار حسینم
وصل حسین به جان خریدم
از هستی خود دل بریدم
درمحضر جانان رسیدم
مظلوم عالم یا حسین جان (۳)
*******
من حامی قران و دینم
همدم شاه بی معینم
ای محور عترت و قران
از رحمت و

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

حبیب بن مظاهر سبک سنتی زنچیر زنی محرم 98 -(من خریدار عشق تو هستم – با نثار جان دل به تو بستم) *حاج محمد نعیمی

13

حبیب بن مظاهر سبک سنتی زنچیر زنی محرم 98 -(من خریدار عشق تو هستم – با نثار جان دل به تو بستم) من خریدار عشق تو هستم – با نثار جان دل به تو بستم
آمدم در کربلایت – تا شود جانم فدایت
سیدی مظلوم حسین جان
****
من حبیبم تو قبله¬ی جانم – مِهر تو باشد روح ایمانم
آمدم در کربلایت – تا شود جانم فدایت
سیدی مظلوم حسین جان
****
تو مراد من، من مرید تو – تو امام من ، من شهید تو
آمدم در کربلایت – تا شود جانم فدایت
سیدی مظلوم حسین جان
****
تا که خون باشد در رگم جاری – آل زهرا را می کنم یاری
آمدم در کربلایت – تا شود جانم فدایت
سیدی مظلوم حسین جان
****
بسته ام با تو از ازل پیمان – تا شود جانم در رهت قربان
آمدم در کربلایت – تا شود جانم فدایت
سیدی مظلوم حسین جان
****
ای بهشت من روی ماه تو – شد دلم روشن با ن

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

خادم اهل بیت -(خادم اهل بیت عصمت داورم من) * رضا یعقوبیان

294

خادم اهل بیت -(خادم اهل بیت عصمت داورم من) خادم اهل بیت
عصمت داورم من
از طفولیت خود
یار پیغمبرم من
یا حسین مولا من حبیبم
بهرجان دادن بی شکیبم
**
بعد ختم رسولان
یاور مرتضایم
با تمام وجودم
یار دین خدایم
یا حسین مولا من حبیبم
بهرجان دادن بی شکیبم
**
دیده ام غربتش را
دلغمین حسینم
گرچه پیرم ولی من
همنشین حسینم
یا حسین مولا من حبیبم
بهرجان دادن بی شکیبم
**
عزّتی داده بر من
زکرم داور تو
من که پیر غلامم
جان فدای تو هستم
یا حسین مولا من حبیبم
بهرجان دادن بی شکیبم
**
داده بر من شرافت
حق ز جودوکرامت
با نثار سروجان
میکنم من قیامت
یاحسین مولا من حبیبم
بهرجان دادن بی شکیبم
**
گرچه پیرم حسین جان
برتو یار و معینم
آمدم جان دهم تا
روی ماهت ببینم
یا حسین

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت حبیب بن مظاهر -(نور باطن از تو ظاهر) * امیر عباسی

931
2

نوحه حضرت حبیب بن مظاهر -(نور باطن از تو ظاهر) نور باطن از تو ظاهر
یا حبیب بن مظاهر
ای وجود تو مِهرِ هدایت
ای محاسن سپیدِ ولایت
واویلا واویلا...

بوده اي اهل عبادت
رزقِ جانت شد شهادت
تو به راه امامت شهیدی
موسپیدی و هم رو سپیدی
واویلا واویلا...

کن دعا تا با خدا شَم
لاله ای در کربلا شم
چون تو ای یاور پورِ حیدر
سر دهم در رَهِ عشق دلبر
واویلا واویلا...

  • شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:58
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال حبیب ابن مظاهر -( ای عزیـز زهـرا مـاه عالم آراکن مرا تماشا) * سید محسن حسینی

468

زبانحال حبیب ابن مظاهر -( ای عزیـز زهـرا	مـاه عالم آراکن مرا تماشا) ای عزیـز زهـرا مـاه عالم آراکن مرا تماشا
که من حبیبم ای حبیبم
صومی و صلاتی فخر کائنات یکشتی نجاتی
بــود نگـاه تــو طبیــم
شد دیدنی این چهرۀ زردم حسین جان
پیرم ولـی دور تو می‌گردم حسین جان
حسین من حسین من عزیز زهرا (2)

یـار دلربایــم کی ز تو جدایم پیـر کربلایم
چـون آفتـاب روی بامم
داده‌ای سبویمای تو آبرویـمبا همه بگویم
که تو امامی من غلامم
یــار مسیحـایی نفـس، نفـس نــدارم
حسین حسین می‌گویم و جان می‌سپارم
حسین من حسین من عزیز زهرا (2)

ای همـه امیرمنـاز تـو خریدم در رهت شهیرم
شد پر ز خون موی سپیدم
ای تو سرنوشتم ای غمت سرشتم با تو در بهشتم
بـه آرزوی خـود رسیــدم
بیــا ببیــن ای دلبــر ابـرو کمـانم
پیـرم ولـی کرده غم عشقت جـوانم
حسین من حسین من عزیز زهرا (2)

  • پنج شنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 01:20
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

زمینه پیرغلامان امام حسین(ع) -(پیرغلامای مولا توی این خیمه مثل حبیبن) * سید رضا حسینی

1

زمینه پیرغلامان امام حسین(ع) -(پیرغلامای مولا توی این خیمه مثل حبیبن) پیرغلامای مولا
توی این خیمه مثل حبیبن
عمریه موسپیدِ
روضه‌های امام غریبن

تا میان تو هیأت
ما به عشق اونا
از جامون پا می‌شیم

چشماشون می‌باره
پر تلاطم مثل
موج دریا می‌شیم

گریه‌کنای صاحب علمیم
پیر و جوون همه کنار همیم
با هم ایشاالله راهی حرمیم

«یا اباعبدالله بِاَبی اَنتَ و اُمّی»

نور بباره به قبرِ
پیرغلامایی که نیستن اینجا
شاد بشه روحشون که
پرچم و دست ما دادن اون‌ها

دورن از ما اما
مثل موج دریا
همه‌شون بی‌تابند

همه‌شون مهمون
سفرۀ اکرام
روضۀ اربابند

سینه بزن به یاد تک تکشون
حسین حسین بگو تو با دل و جون
به یادشون بیا و روضه بخون

«یا اباعبدالله بِاَبی اَنتَ و اُمّی»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت حبیب بن مظاهر(ع) -(در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست) * رسول چهارمحالی

427

حضرت حبیب بن مظاهر(ع) -(در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست) در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست
همچو نی در بند بندش ناله‌هاست

با خیال لاله‌ها صحرانورد
راه می‌پوید ولی با پای درد

می‌رود تا سرزمین عشق و خون
تا ببیند حالشان چون است، چون؟

بر مشامش می‌رسید از هر کنار
بوی درد و بوی عشق و بوی یار

گفت: ای در خون تپیده کیستی؟
تو حبیب ابن مظاهر نیستی؟!

گفت: آری من حبیبم، من حبیب
برده از خوان تجلی‌ها نصیب

قدخمیده، روسیاهی موسپید
آمدم در کوی او با صد امید

در سرم افکند شور عشق را
تا به دل دیدم ظهور عشق را

بار عشقش را قامتم را راست کرد
در حق من آنچه را می‌خواست، کرد

ناله‌ام را رخصت فریاد داد
دیده را بی‌پرده‌دیدن یاد داد

دیدم از عرش خدا تا فرش خاک
پر شده از ناله‌های سوزناک

گرچه ما پاکیم و از لاهوتیان
جان ما قربان این ناسوتیان

گوی سبقت می‌برند این خاکیان
در عروج خویش از افلاکیان

عشق اینجا اوج پیدا می‌کند
قطره اینجا کار دریا می‌کند

خاکیان را می‌کند افلاک سیر
پاک‌خوی و پاک‌جوی و پاک‌سیر

فطرس از لطف تو بال و پر گرفت
کودک گهواره و کاری شگرف

رخصتی تا ترک این هستی کنیم
بشکنیم این شیشه تا مستی کنیم

ای دریغا ما و عشق و این محک
کار عشق است این، نیاید از ملک

چون‌که او خوان تجلی چیده دید
آنچه را می‌خواست خود نادیده دید

گفت: با آن والی ملک وجود
حکمران عالم غیب و شهود:

تو حسینی، من حسینی‌مشربم
عشق پرورده‌ است در این مکتبم

تو امیری، من غلام پیر تو
خار این گل‌زار و دامن‌گیر تو

از خدا در تو مظاهر دیده‌ام
من خدا را در تو ظاهر دیده‌ام

گر حبیبی تو، بگو من کیستم؟
تو حبیب عالمی، من نیستم

عاشقان را یک حبیب است و تویی
از میان بردار آخر این دویی

رخصتم ده تا به میدان رو کنم
رو به میدان لقای هو کنم

رخصتش داد آن حبیب عالمین
سرور و سرخیل مظلومان، حسین

کرد آن سرحلقه‌ی اهل یقین
دست غیرت را برون از آستین

دید محشر را چو در بالای خون
زورق خود راند در دریای خون

در تنش یک باغ خون گل کرده بود
در بهار او، جنون گل کرده بود

رفت و جان خود فدای دوست کرد
آن نکومرد آنچه را نیکوست کرد

نخل پیر کربلا از پا فتاد
سروها را سرفرازی یاد داد

زیر لب می‌گفت آن‌دم با حبیب
یا حبیبی، یا حبیبی، یا حبیب

در غروب آفتاب عمر من
یافت فصل خون کتاب عمر من

در دل هر قطره‌خون بحری‌ست ژرف
کار عشق است این کاری بس شگرف

این کتاب از عشق تو شیرازه یافت
اعتباری بیش از اندازه یافت

دیدم آخر آنچه را نادیدنی است
راستی نادیدنی‌ها دیدنی است

  • سه شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد