در جبههٔ حق؛ مثلِ شهیدان باشیم
سردار سلیمانیِ ایران باشیم
امروز قسم به شهدا نوبت ماست
با دادنِ رأی؛ #مرد_میدان باشیم!
- چهارشنبه
- 9
- آبان
- 1403
- ساعت
- 12:47
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
در جبههٔ حق؛ مثلِ شهیدان باشیم
سردار سلیمانیِ ایران باشیم
امروز قسم به شهدا نوبت ماست
با دادنِ رأی؛ #مرد_میدان باشیم!
جان دادی و با هزار زخم کاری
دادی به #عمو_قاسم، دستِ یاری
از گوشهٔ گوشوارهٔ قلبیِ تو
آن لحظه که شد خونِ گلویت جاری!
کنج حرم زمین خورد، زائر پس از عبادات
حاجت روا شد آخر، در آخرین مناجات
شاهِ چراغ داغش، شد تازه و از این غم
جاریست خون دل از، جانِ تمام ابیات
صحن و سرا شد آشوب، از فتنه ای دوباره
هر لحظه میچکد اشک، از دفتر امانات
یک عده زخم خوردند، در وادیِ زیارت
از مکرِ شوم تکفیر، با فتنه هایِ بد ذات
نامردها تمام تفریحشان ترور شد
هستند بسکه عمریست، بیگانه با مجازات
یکبار دیگر از راه، آمد همان حرامی
این است از زیانِ افراطِ در مماشات
مشتی نفوذیِ پست، خائن شدند اگر که
تکرار شد مکرّر، این دست از جنایات
الماس امنیت را، باید محافظت کرد
در سایهٔ نظام و تدبیرِ اطلاعات
ما ملت شهادت، هر لحظه با شجاعت
مظلوم-محوریم و یاریِ ظلم؟! هیهات...
یکروز میرسد آن، موعودِ جمکرانی
با بیرقِ حسینی، با ذکر "یا لثارات"!
«اِنّا رادُّوهُ اِلَیک»
برمیگرده سیدحسن
با ذکر «یا مهدی لبیک»
برمیگرده سیدحسن
سیدحسن رفته ولی
برپاست هنوز پرچم نصر
امید ماست به رجعتش
همراهِ با امام عصر
ما فاتح نبرد آخریم
آیهای از اِنّا فَتَحناییم
ما با علمدار مقاومت
منتظر مهدی زهراییم
«لبیکَ یا بقيةالله»
«اِنّا عَلَی العهدِ» بخون
وقت بیعت ما شده
«لبیکَ یا مهدی» بخون
وقت بیعت ما شده
سیدحسن، یه مکتبه
سیدحسن، یه باوره
زندهست هنوز مقاومت
راهش پر از دلاوره
ما چشممون به فرمان ولی
منتظر لحظۀ پیکاریم
ما، در سپاه صاحبالزمان
منتقم سید و سرداریم
«لبیکَ یا بقيةالله»
«کُلّنا نصرالله
حزبنا حزبالله»
شهید حق زندهست
مسیر حق روشن
نداره رزمنده
هراسی از دشمن
حزبالله تو میدونه
اسرائیل هراسونه
حزبالله نمیمیره
چون آروم نمیمونه
شیعه دیگه آروم نداره
وقت خروش ذوالفقاره
طوفان همیشه پرخروشه
دریا همیشه بیقراره
«کُلّنا نصرالله
حزبنا حزبالله»
اگه بره خورشید
بازم میتابه ماه
بدون فرمانده
نمونده حزبالله
آماده شده لشکر
با سربند یا حیدر
حزبالله رجزخونه
میلرزه تن خیبر
شیعه همیشه سرفرازه
مولا همیشه چارهسازه
بیرق توی دست علمدار
پرچم بازم در اهتزازه
«کُلّنا نصرالله
حزبنا حزبالله»
داغ دلامون، دوباره تازه شده
خون شهیدا، باز پر آوازه شده
با شهادت، زندهتر شد ملت ما
با شهادت، در خروشه غیرت ما
با شهادت، پر فروغه عزت ما
راه ما، راه عشق و نورِ
این اُمت، اُمتی غیورِ
این خونها، بیرقِ ظهورِ
«شد ایران، مشهد شهیدان»
داغ تو تازهست، همیشه واسۀ ما
یاد تو زندهست، تا ابد توی دلا
رفتی اما، راه تو زنده میمونه
هر جا داریم، از تو و راهت نشونه
راه سرخت، تا همیشه لالهگونه
تو بودی، بیقرار خدمت
خونِ تو، شد نشانِ عزت
ما هستیم، ملت شهادت
«شد ایران، مشهد شهیدان»
شاعر و نغمهپرداز: جمعی_از_شاعران
شبیه پرچمی که زخمی است
چه استوار مانده تا هنوز
به خون لالهها معطر است
سپید و سرخ و سبز ما هنوز
نه تن به سایهها نمیدهد
دل بزرگ آسمان ما
چگونه مرده خوانمت شهید
که زنده مانده آرمان ما
آه
جوان رو سفید ما سلام
مسافر شهید ما سلام
پناه ما امید ما سلام
نه خاک جای ماندن تو بود
نه صبر کار داغدیدههاست
زمین به خون تو شفا گرفت
بهشت مأمن سپیدههاست
بر این جهان تو چشم بستهای
که چشمهای بسته وا شود
مرا شبی دعا کن ای رفیق
که چون تو جان من فدا شود
آه
تو هم شدی فدای باورت
فدای اقتدار کشورت
فدایی حجاب مادرت
جایی که گریه باشد آرام بیقراران
(بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران )
با داغ سخت یاران ما گرچه سوگواریم
در پای مکتب حق چون کوه استواریم
ما مرد این مسیر و سربازِ حیدر هستیم
در معرکه مطیع فرمان رهبر هستیم
ما داغ دیده اما کی نا امید باشیم ؟
ما پاسدارِ خونِ پاک شهید باشیم
حاجی ! تو رفتی و بر راهت مداومت شد
خار دو چشم صهیون راه مقاومت شد
از آن شبی که دستت از پیکرت جدا شد
دشمن جری شدو هی سر مست و بی حیا شد
حاجی بگو که آخر من از کجا بگویم؟!
از ماجرای تلخِ شام بلا بگویم ؟!
باید کنار عکست هم ناحیه بخوانم
هم از غم شهیدان ... از ضاحیه بخوانم
در غزه کودکان را در خاک و خون کشیدند
صد حرمله گلوی شش ماهه ها دریدند
یک فاتحه بخوانم حالا برای انسان
یخ زد کودکی از سرما در این زمستان
از خون هر شهیدی بر خاک غم نوشتند
مزدش بُوَد شهادت آنانکه که حق سر شتند
سید حسن فدا شد ... نصر خدا که مانده
راهش ادامه دارد پرچم به جا که مانده
داغ غریبی و غم بر شعر سایه دارد
این سوره های بی سر تنها دوآیه دارد
یک آیه روی خاک و یک آیه روی نیزه
تشنه به خون شیعه مانده گلوی نیزه
حاجی گلایه دارم ! قدری گلایه بد نیست
شعرم به جز زبان مرثیه را بلد نیست
با رفتن تو دیگر یک روز خوش ندیدیم
هی داغ روی داغ و هی بار غم کشیدیم
ایدل بگو دوباره این روضه را به گریه
در مثنوی بیاور این لحظه را به گریه
داغ عروج یاران هرگز نبوده آسان
از زائرِ تو حتی دشمن بُوَد هراسان
گلزار دیده چشمش پرپر شده شقایق
آخر بگو چه آمد بر زائران عاشق
از ساچمه بگو یا از سادگی پرواز
از چادری که در خون حتی نشد ز سر باز
از خون گرم جاری ... از دست های سردو ...
از مادران و طفلان ، بابا کنار هر دو
از دختری که عالم غرق بهانه اش شد
که گوشواره های قلبی نشانه اش شد
« ریحانه » ای که می شد اینجا گریز روضه
« عادل » جوانه می زد در برگ ریز روضه
نامرد و بزدلانه این حمله بی هوا بود
گلزار سیزده دی چون دشت کربلا بود
گفتم که بی هوا زد ، روضه به گریه آمد
یاد دمی که دشمن پی رقیه آمد ...
۱۰ دی ماه ۱۴۰۳
تو علمدار ولایت شدی
تو فدایی امامت شدی
آنقَدَر با شهدا بودهای
که همآوای شهادت شدی
رفتی و راه تو پایندهست
روشن از خون تو آیندهست
یاد تو، ای شهیدِ زنده!
تا ابد در دل ما زندهست
«این شهادت بُوَد، اَجر تو
که شده مَطلَعِ فَجر تو
لکَ لبیکَ یا نصرالله»
تا همان لحظه که جان دادهای
یکدم از پا تو نیفتادهای
نه فقط در دل ما زندهای
زنده در قلب هر آزادهای
در جهان، زندهتر شد یادت
پر شده عالم از فریادت
میرسی صبح روز موعود
با خداست از ازل میعادت
«این شهادت بُوَد، اَجر تو
که شده مَطلَعِ فَجر تو
لکَ لبیکَ یا نصرالله»
این سرآغاز خروشانی است
موسم حملۀ پایانی است
دشمنت تا به ابد در هراس
از تو و نام سلیمانی است
خون تو، شد شروع این راه
تا شود، دستِ دشمن کوتاه
این خروش، اول خونخواهیست
ذکر ماست، کُلُّنا نصرالله
«این شهادت بُوَد، اَجر تو
که شده مَطلَعِ فَجر تو
لکَ لبیکَ یا نصرالله»
تو بشیری تو نذیری تو مگر میمیری؟
تو شهیدی تو شهیری تو مگر میمیری
از خدا آمده بودی به خدا پیوستی
تو مسافر تو سفیری تو مگر میمیری
نهضت روح خدا از تو رسیده به کمال
خود تو معمار کبیری تو مگر میمیری
پسر فاطمه، سید علیِ خامنه ای
موسیِ عصر ، بصیری تو مگر میمیری
بر تو مهدی است نگهبان تو به او پشتیبان
تابع امر امیری تو مگر میمیری
در رگت یابن علی خون ولایت جاری است
پرتو نور غدیری تو مگر میمیری
دشمن تیره دل از جلوه تو کور شده
بر دل خصم چو تیری تو مگر میمیری
پُر شد اطراف تو از جان به کفان ، شیر دلان
تو هنوز آن یل و شیری تو مگر میمیری
ای نشان داده به ما قله پیروزی را
ای جوانمرد که پیری تومگر میمیری
تو زما دور شدی لیک فرج نزدیک است
شاهد نصر نصیری تو مگر میمیری
راهی شد قافلۀ عشق و امید
دل من چرا دوباره نرسید
به شهادت نرسید هر کسی که
توی زندگی نشد عین شهید
بیا دل من بهتر از گذشتهها بندگی کن
با دیدن عکس شهید احساس شرمندگی کن
بیا و کمی هم شبیه شهدا زندگی کن
«کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبکباران عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی»
چه ندیدهها که با دل میدیدند
چه نگفتهها که با دل شنیدند
ننشستند بیتفاوت مثل ما
دویدند و به شهادت رسیدند
فهمیده بودند که باید اینجا باشند اهل سفر
از معبر دنیا باید گذشت با بال چشم تر
رزق شهادت میگرفتند همه از اشک سحر
«بیا ای دل از اینجا پر بگیریم
ره کاشانۀ دیگر بگیریم
بیا گمکردۀ دیرین خود را
سراغ از لالۀ پرپر بگیریم»
وقت رزم اهل دلاوری بودند
با شهامت همه حیدری بودند
نیمهشب اهل مناجات و بُکا
وقت روضه همه مادری بودند
از غم غربت علی بدجوری دلسوخته بودند
رمز فدایی شدن از فاطمه آموخته بودند
نگاه امید به دعای فاطمه دوخته بودند
«گل اشکم شبی وا میشد ای کاش
همه دردم مداوا میشد ای کاش»
خدایا به حق امّ الشّهدا
«شهادت قسمت ما میشد ای کاش»
شده پیدا پرچمی از راه دور
باقی نیست راهی تا قلههای نور
عصر دلتنگی به آخر رسیده
دمیده طلیعۀ صبح ظهور
ابومهدی و حاج قاسم دارند به دست پرچم نصر
به سوی غزه در خروشند برای شکست حصر
شهدا از راه میرسند با لشکر ولیعصر
میرسد شبهای غربت به پایان
مشام کوچه دارد عطر باران
با سپاهی از شهیدان زنده
میرسد از راه خونخواه شهیدان
شاعر: یوسف_رحیمی
نغمهپرداز: سیدعلیاکبر_حسینپور
برخیزید، برخیزید
برخیزید، ای شهیدانِ همواره سرفراز
برخیزید، بنگیرید عاشقانِ حماسهساز
تا آخر، ما همه مرد میدان عزتیم
در این راه، در دفاع از حرم اهل غیرتیم
تا پایِ جان، در خط شهیدان
هستیم پایِ حرفِ مرد میدان
در هر جایِ خاک پاک ایران
ای فدایی ره ولایت!
تازه کن دوباره عهد و بیعت
عاشقانه با امام اُمّت
«لبیک یابن حیدر»
برخیزید، برخیزید
برخیزید، لالههای به خون خفته پای حق
برخیزید، بنگرید بیرق اعتلای حق
این بیرق، یکنفس هم نمانَد به روی خاک
این بیرق، دارد اینگونه عشّاق سینهچاک
این بیرق که، بیرق ظهور است
روی دوشِ مردمی غیور است
چشم دشمن تا همیشه کور است
مرد سختی هر امتحانیم
لشکر امام عاشقانیم
یاوران صاحبالزمانیم
«لبیک یابن حیدر»
برخیزید، برخیزید
برخیزید، ای دلیرانِ راه مقاومت
ما هستیم، صف به صف در سپاه مقاومت
برخیز و، از شکوه و خروش یمن بگو
آری از، صبح بیتالمقدس سخن بگو
با نور حق، میرسد به زودی
ختم عمرِ دولت سعودی
روز مرگِ صهیونِ یهودی
ملتی که فاطمیمرام است
ملت حماسه و قیام است
کار دشمنان حق تمام است
«لبیک یابن حیدر»
در دلِ آزادگان جا داشتی
خود دلی مانند دریا داشتی
ای شهید قدس، ای سید حسن
تو لوای عشق برپا داشتی
نه فقط لبنان ،همه آزادگان
عاشقت بودند ،غوغا داشتی
حبّ تو لِله و بغض ات لِله است
هم تولا هم تبرا داشتی
خصم غاصب از خروشت بیمناک
همچو زینب نطق غَرّا داشتی
یا اباعبدالله از جان، ذکر تو
با عُبیدالله دعوا داشتی
هر بلا دیدی تو بر لب ،نغمۀ
مارأیت الّا جمیلا داشتی
لب گشا نصرُ من اللهی بگو
تو به دل نور فتحنا داشتی
آنچه خوبان زمانه داشتند:
نازنین سید تو تنها داشتی
حاج قاسم دلبری کرد از تو و
رفتی آنجایی که سودا داشتی
نام نصرالله میمیرد مگر؟
زندهای تو روح اعلا داشتی
بی تو ما داریم یا زهرا به لب
چون شما نسبت به زهرا داشتید
خیال دشمن بود، که کشته شد سردار
یه سال گذشت اما تو زندهتری انگار
همه از پیر و جوون و مرد و زن
اومدن به حرمت عزای تو
هنوزم وصیتت تو گوش ماست
هنوزم داره میاد صدای تو
«ما اهل شهادتیم، ما ملت امام حسینیم
ما در اوج عزتیم، ما ملت امام حسینیم»
میجوشه خون هر، جوون ایرانی
ما همقسم هستیم با خون سلیمانی
تو برای ما همیشه زندهای
تا ابد باقیه یاد و نام تو
دست ما به سمت ذوالفقاره تا
برسه زمان انتقام تو
دنیا دیگه تا ابد، نمیبینه مثل تو مردی
میدونم که خیلی زود، یه صبح جمعه برمیگردی
«ما اهل شهادتیم، ما ملت امام حسینیم
ما در اوج عزتیم، ما ملت امام حسینیم»
نمیدونن قلبِ حسینیها دریاست
نمیدونن خاکِ ما دیار قاسمهاست
به خودت قسم آقا شهادتت
قصۀ دیروز و آیندۀ ماست
از تموم کارای دنیا فقط
نوکریِ تو برازندۀ ماست
ماییم و همین مسیر، تا آخرین نفس حسین جان
دستای ما رو بگیر، فقط همین و بس حسین جان
«ما اهل شهادتیم، ما ملت امام حسینیم
ما در اوج عزتیم، ما ملت امام حسینیم»
شاعر: محمدرضا_رضایی
مهدی_حنیفه
نغمهپرداز: محمدرضا_رضایی
باشوز ساغ اولسون سیزین اهلِ ایران
خامنه ای جَدّینه اولدی مهمان
آزاده لر قلبین ایدیبدی اَلقان
گیتدی اوزی دیده میز اولدی گریان
قوناق گیدیبدی جَدّینه، لب عطشان
خالقینن اَزل قراریمیزدی
بیزیم شهادت افتخاریمیزدی
حسین حسین اودور شعاریمیزدی
سنگِ جفا سیندیردی گَر سَبوسین
عالَمه پخش ایدیبدی عطر و بوسین
شهادتین چَکردی آرزوسین
ایندی گلوب وقتِ نَبرد و پِیکار
صبر ایلیون هیچ اولمیون بی قرار
خامنه ای گیتسه ده آللهی وار
مصیبتی دوزدی قراری آلور
شهادتی قلبه شَراره سالور
گیتسه علمدار ، عَلَم کی قالور
قویمیون الدن گیده صبر و ایمان
حفظ ایلیَر کشوری دین و قرآن
کشورِ صاحبَ الزَّماندی ایران
سرباز پادگانِ الله اکبرم من
آماده ی شهادت خونخواه رهبرم من
ما عشق مسلکان در میدان امتحانیم
تا جان به سینه داریم با صاحب الزمانیم
در انتخاب رهبر ممنونِ خبرگانیم
دریا اگرچه رفته دلگرم گوهرم من
شیطان کمین گرفته ایمان زما بگیرد
عترت زما بگیرد قران ز ما بگیرد
بسته کمر عمر سعد ایران زما بگیرد
سنگر به ما خیابان دائم به سنگرم من
در سنگر شهادت سید علی علی گفت
سردار قهرمان با صوت جلی علی گفت
اعلا علی علی گفت والا علی علی گفت
یا مرتضا توشاهی خدام قنبرم من
فرعونیان بدانید این رود رود نیل است
با ما کس ار در افتد درمانده و ذلیل است
بین معجز عصا را موسی به ما دلیل است
پشت سرِ امامم از نسل حیدرم من
قرآن به ما پیام والعادیات داده
یعنی به پیش تازید مولا برات داده
در جنگ ، استقامت ما را نجات داده
آیات استعینوا بالصبر، ازبرم من
سلمان به جنگ خندق بوده مشاور جنگ
ایرانیان همانند با اعتقاد و فرهنگ
فریادمان همین است با مرتضی هم آهنگ
عَمر بن عبدود را مامور کیفرم من
یابن الحسن کجایی راه ظفر گرفتیم
ما پای عهد هستیم قرآن به سر گرفتیم
از نخل استقامت زیبا ثمر گرفتیم
از کعبه کن ظهور و گو عدل گسترم من
به این کشور - دردو کردن هدیه
شد چشمای - ایران پر از گریه
چون پاره ی - تن ملت بودن
الفبای - مظلومیت بودن ۲
میم مثل / موشکی که شد پرتاب
میم مثل / مادری که شد بیتاب
میم مثل / مدرسۀ ای ویرونه
میم مثل / معلمای میناب ۲
میناب - میناب مظلوم
قتلگاهِ - اطفال معصوم
جا داره که - گریه کنیم های های
مظلومانه - کشته شدن ای وای
به کشور - ایران زینت بودن
الفبای - مظلومیت بودن ۲
ظا مثل / ظهری که شد دل مضطر
لام مثل / لاله ای که شد پرپر
واو مثل / واژهی سرگردونی
میم مثل / مرثیه ی یک مادر ۲
میناب - میناب مظلوم
قتلگاهِ - اطفال معصوم
سلام ایران من، ای کشور مظلوم قدرتمند
تو در تحریمی ای از حق خود محروم قدرتمند
تو کانون تولایی دیار عشق و تقوایی
به دل داری ولای چارده معصوم قدرتمند
تو مردانه به میدانی علی را اسوه میدانی
توحاکم بر دل احراری ای محکوم قدرتمند
گناهت چیست ؟ جز دلدادگی، بر عترت و قرآن
که زیر آتشی ای قهرمان مصدوم قدرتمند
حفاظت از حرم واجب بود ، ایران حرم باشد
چه خوش گفت آن شهید، آن خادم و مخدوم قدرتمند
توگفتی یا رسول الله علی باشد ولی الله
همین معنای غیرت باشد و مفهوم قدرتمند
قسم بر جام زهری که به روح الله نوشاندند
کفن پوشند یکسر، امت مرحوم قدرتمند
نه ایران می شود سوریه، نه سید علی تسلیم
ندارد بیم موج آن ناجی مغموم قدرتمند
دو نیرو از دو سو حامی بود بر رهبر ایران
حسین آن کشته بی سر ،حسن مسموم قدرتمند
خبرکن امپراطوریّ شرق و غرب عالم را
که سبقت دارد ایران قوی از روم قدرتمند
(کلامی) داغ سرداران بود سنگین ، ولی برخیز
که مهدی (عج) می رسد آن قائم قیوم قدرتمند
باید از آسمون بباره قطره قطره خون
برای غصه ی این مادرای قدکمون
باید که گریه کرد تا همیشه به یادشون
چقد جَوون شدن فدای صاحب الزّمون
اسیر ماتمیم دلا همه پر از گِله
باید چیکار کنیم تا که تموم شِه فاصله
بیچاره مایی که جاموندیم از این قافله
عزیز فاطمه ، فدای تو بشیم همه
فقط نه قوم ما سَمبل عشق و غیرتن
تمام ملتِ ما عاشق شهادتن
با جون و دل میگم تا که بدونن عالمین
ماها بزرگ شدیم توو مکتب امام حسین
مقابل یزید یه لحظه هم نکرد درنگ
امام حسین به ما یاد داده توو نبرد و جنگ
که خون پیروزه بر پهپاد و موشک و تفنگ
عزیز فاطمه ، فدای تو بشیم همه
ای قانه باتان یولداشلار
جاریدی یوزه قان یاشلار
عزّت قازانیبسیز بَه بَه
ای کامه چاتان قارداشلار
ایکی جهان یوزوز آغ اولسون
قَراملک باشی ساغ اولسون
﴿لایلای قیزیل قانه باتانلار﴾
﴿باش فکرینی باشدان آتانلار﴾
ای پَرپَر اولان لاله لَر
باشدان کَسیلَن سایه لَر
سیز آللّها مهمان اولدوز
قرآندا دیور آیه لر
آللّه آیی قوناق گیدیبسیز
آخرده مقصده یِتیبسیز
چَکدوز اوره گه چوخ داغلار
قویدوز آنالاری آغلار
نیسگیللی گیدیبسیز امّا
اَحوالیزا آغلار باغلار
خزان یِلی دَیَنده سولدوز
لاله کیمی چَمنده سولدوز
قانه بَلَشن پیکرلَر
غیرتدن اولوبسوز پَرپَر
خوش حالیزا اُولدوز سیزده
هَمگامِ علیِ اکبر
جان ویردوز آخر چوخ اوجالدوز
جوازِ کربلانی آلدوز
بَه بَه نه گوزل گول دَردوز
توپراقلارین اوسته سَردوز
دین اوسته شهید اولماقی
اِحیا گجه سی ایستَردوز
دُعالروز اِجابت اولدی
لیاقَتوز شهادت اولدی
چون ذلّتی شیعه سویمَز
سَرووخ بیزی هیچ ، یِل اَگمز
توپراق یِه سَدَه ایرانلی
دشمنلره توپراق ویرمز
ویردی نشان بو نِچّه قارداش
هیچ دشمنه بیز اَگمَروخ باش
آخ که چقد دلتنگم ، آخ که چقد دلخونم
آخ که دلم بی تابه ، برا تو آقا جونم
از وقتی رفتی چشمام ، داره هوای بارون
خسته بودی میدونم ، راحت بخواب آقاجون
پائیزه بعد تو ، دیگه همه فصول آقا
رسیدی کربلا ، زیارتت قبول آقا
از وقتی رفتی هر شب ، به این امید خوابیدم
کاشکی میشد توو خوابم ، لبخندت و میدیدم
پر میزنه دل واسه ، اون چهره ی نورانیت
آخ که بمیرم واسه ، وضعیت جسمانیت
حاجت قلب تو ، دیگه شده وصول آقا
رسیدی کربلا ، زیارتت قبول آقا
پیشمرگِ تو بودم من ، ای کاش که میتونستم
حسرتمه کاش بیشتر ، قدرت و میدونستم
دلت رو خون میکردیم ، باز ولی میخندیدی
از بس خوبی میدونم ، که همه رو بخشیدی!
جاه و مقام تو ، موند تا ابد مجهول آقا!
رسیدی کربلا ، زیارتت قبول آقا
ای وطن آبروسی ای جوانلار
کاخ ظلم و نفاقی ای یخانلار
ای آنالارینی درده سالانلار
چوخ آنانین/وار گوزونده/اشک آلی
جان یارالی/جان یارالی/جان یارالی
دین یولوندا شهید اولماق گوزلدی
تیر غم حیف اولا قلبوزی دَلدی
فقط الله بولور سیزه نه گلدی
درده سالدی/بو مصیبت/اهل عیالی
جان یارالی/جان یارالی/جان یارالی
اوجا اولسون باشیز هر ایکی عالم
سیزی تحسین ایدور عالَم و آدم
یارالی جسموزه گوز یاشی مَرهَم
خسته یاتدوز/قانه باتدوز/سیز یارالی
جان یارالی/جان یارالی/جان یارالی
ای یتیم ایلین گول بالالارین
گوزی یولدا قویان اوز آنالارین
قامتین اَگدی غم چوخ آتالارین
ائل قبیله/سیزدن اوتری /وار ملالی
جان یارالی/جان یارالی/جان یارالی
داغ کیمی ای صلابتلی جوانلار
جسمیدن رختِ آسایش سویانلار
ای شیرین جانلاریندان تز دویانلار
خاکِ میهن/تاپدی سیزدن/بو جَلالی
جان یارالی/جان یارالی/جان یارالی
حقّه خاطر عجب ایدوبسوز همّت
کربلادن آلیبسوز درس غیرت
قسمتوز اولدی آخرده شهادت
او دَلیله/(بیکَسین)وار/مین خیالی
جان یارالی/جان یارالی/جان یارالی
بین ما فاصله افتاده ولی
من هنوزم دلم همراه توئه
آسمونی شدی و از رو زمین
حواسم به صورت ماه توئه
گریه هم منو سبک نمیکنه
داغ سنگین تو روی قلبمه
دلخوشم به پرچمت که میرسه
به کسی که منجی عالمه
شهادت دعای قنوت تو بود و خدا هم شنید
از اول دلت پی آسمون بود امام شهید
آه عزیز دلم ...
هنوز آهنگ صدات تو گوشمه
تو همیشه قله رو نشون دادی
گفتی نزدیکه رسیدن به هدف
به پاهای خسته مون تو جون دادی
بغض داره امونمونو میبره
جشمامونو واسه تو تر میکنیم
این روزای سخت بی تو بودنو
به امید اون روزا سر میکنیم
به دست کوچیک شهید دو ساله ات به زینب قسم
نماز جماعت تو بیت المقدس بهش میرسم
آه عزیز دلم ...
ای شهیدان خدایی
باشدا شور نینوایی
باش و جاندان گچدوز آخر
اولموسوز کرب و بلایی
ای عزّتیله دینه گوره قانه باتانلار
باشوز اوجا اولسون سیزون ای کامه چاتانلار
سلام ای با وفالر
خوش یازیلدی سرنِوشتوز
سَنگروز اولدی کِنِشتوز
قانوزا غلطان اولاندان
عِندَ رَب اولدی بهشتوز
چکدوز باشا مردانه هامی شهدِ شهادت
تدریس ایله دوز عالمه سیز درس ولایت
سلام ای با وفالر
قهرمانان سرافراز
ایله دوز دنیاده اعجاز
سیز قاناد چالدیز بو یردن
ایله دوز جَنّاته پرواز
الله اوزی شاهددی نجه قانه باتیبسوز
آخرده آلوب مُزدوزی قان ایچره یاتیبسوز
سلام ای با وفالر
ای جوانمردان دوران
رهروان شاه مردان
جان وئریب عالمده اُولدوز
آبروی خاک ایران
حیراندی سیزون همّتوزه مردم دنیا
عزّت وئرر الله سیزه دنیائیله عقبا
سلام ای با وفالر
سیزلره اولدی عنایت
قسمتوز اولدی شهادت
قلبلرده نام و یادوز
جاوداندی تا قیامت
روحیم دیریلر سیزلری من یاد الینده
نامِ شهدا حشره کیمی زنده دی زنده
سلام ای با وفالر
قسم به خونِ شهدای میناب
قسم به حالِ مادرای بیتاب
قسم به خونِ رهبرِ شهیدم
که پای کشورم سرم رو میدم
ما پای این کشور
میمانیم تا آخر
با ذکر یا مهدی
با ذکر یا حیدر
یاحیدر یاحیدر..
قسم به خونِ آن شهیدِ مظلوم
قسم به خونِ کودکانِ معصوم
قسم به کوله پشتیهای خونین
قسم به خانواده هایِ غمگین
ما هستیم در میدان
هر شب تا پای جان
جان بر کف بر ایران
با رخصت از سلطان
یاحیدر یاحیدر..
قسم به رأفتِ امام هشتم
قسم به فاطمه، ملیکهی قم
قسم به جمکران و ماهِ پنهان
قسم به خونِ سیدِ شهیدان
جان فدا یِ یاریم
از ذلت بی زاریم
هم عهدیم با رهبر
از مهرش سرشاریم
یاحیدر یاحیدر..
گرچه وار قلبیده آثارِ جَراحت
یازیرام بیر نچه خط ، دیل اولا راحت
اوزلریندن مَدد آللام یازارام من
گینه مَفتوحودی چون بابِ شهادت
سلام اولا ، لاله کیمی سولانلارا
سلام اولا ،دینه فدا اولانلارا
ایتمه روخ واهِمه بیز جنگ و خطردن
سالماروخ دشمنی بیر لحظه نظردن
چونکی چوخدان بو گونون منتظریدوخ
کی کَساخ ریشه ی صَهیونیستی یردن
بو جنگ اگر ، بیزلره تحمیل اولدی
اورکده کی ، آرِزو تحصیل اولدی
سلام اولا ، لاله کیمی سولانلارا
سلام اولا ،دینه فدا اولانلارا
فکرِ خامیله گلوب ، دشمنِ جَلّاد
ویردی اوز هِیمَنه سین دهریده بَرباد
اونی ایران ایله رُسوا ایلییبدی
یاغیری باشلارینا موشک و پَهباد
خدا اوزی ، دشمنی خوار ایلیوری
اوزی سالان ، درده دچار ایلیوری
سلام اولا ، لاله کیمی سولانلارا
سلام اولا ،دینه فدا اولانلارا
ای بَشَر سعی ایله سن بی هدف اولما
حَقّ و باطل ساواشیر ، بی طرف اولما
بو جَهان قورتولاجاق ، وار اَبَدیَّت
گَل شَرافتلی یاشا ، بیشَرف اولما
خوشا او کَس ، کی عاقبت اولار شهید
شهید اولان ، اولار همیشه رو سفید
سلام اولا ، لاله کیمی سولانلارا
سلام اولا ،دینه فدا اولانلارا
ای رهبر آزاده ام
سید و مولا
رفتی از دنیا
آه و واویلا
بودی افتخار
الگوی ایثار
آقا
بهر مهدی تو بودی سردار
اقا
ایران شده کرببلا
بعد تو هرشب
در خیابانها
محشر کبری
شد جهان بیدار
از خون پاکت
آقا
آه ازین دوری
ندارم طاقت
از خون تو لاله دمید
چشمه شد پر آب
کودکان خفتن
در دل میناب
رفتی از دنیا
تا عرش اعلا
خونت
شد هم رنگ دشت کربلا
دوزدی ابلیسِ زمان حقّی ائدوبدور زائل
دوزدی هر گون گوروروخ ذِبح اولوری اسماعیل
عاقبت سیّد علینون سوزی اثبات اولاجاق
ایگرمی بش ایل صورانی گورمیه جاق اسرائیل
گُلشنِ مملکته زاغ و زَغَن دولمیه جاق
ریشه ی نَخلِ ولا ، قان ایچیری سولمیه جاق
یتیرون بو سوزی دشمنلره بولسون هامیسی
بورا ایراندی سیزین نقشه لریز اولمیه جاق
اوکی خائندی ساتیب دشمنه حیثیّتی نی
نه بولور تُپراقینان مَملَکتین قیمتینی؟
شَکّی یوخ ، بیزکی بو میداندا یقین پیروزوخ
او خیانت ائلینلر چکه جاق ذلّتینی
شیره ، روباهی گوره ن وقتیده کی بیم اولماز
قدرتِ شیر بَلی ، شعریده تَرسیم اولماز
باقری ، بیرده سلامی و حاجی زاده لرین
وطنی تا به اَبَد دشمنه تسلیم اولماز
بولون ای قوم بورا بیشه ی شیراندی بولون
دشمنین خوار ائلییَن ملّتِ ایراندی بولون
قدرتِ اصلی بیزه ، موشک و پَهباد دگول
قدرتِ اصلی بیزه ، قدرتِ ایماندی بولون
بورا ایراندی تماماً هامیسی اهلِ وقار
بورا ایراندی گَلن دشمنی مردانه یخار
بیر قاریش توپراقینا کیمسه دَگَنمز چونکی
بو دیارین گوروسوز رهبرِ فرزانه سی وار
ماتم تو نمیشود باورم
رهبرم رهبرم
شکسته شد بعد تو بال و پَرم
رهبرم رهبرم
درغم تو پیر و جوان گریه کرد
هرکه به گوشه ی جهان گریه کرد
حضرت صاحب الزمان گریه کرد
کجایی آرامش این کشورم
رهبرم، رهبرم
دشمن تو رَحم به حالت نکرد
تَرحُمی به سن و سالت نکرد
نِگه به دست و زخمِ بالت نکرد
شکایتم پيش خدا میبرم
رهبرم رهبرم
بعد تو بر کسی جسارت نشد
به راس و پیکرت اهانت نشد
عبا ،امامه ات که غارت نشد
به یاد کربلا و شاه حرم
رهبرم رهبرم
"اهلِ ایران من گئدوب ، قرآنی تاپشوردوم سیزه
انقلاب و کشورِ، ایرانی تاپشوردوم سیزه "
دین سیزون ، قرآن سیزون
پرچمِ، ایران سیزون
ظاهراً گئتسَمده من، باطنده روحوم بوردادی
بیرقِ نُصرت سیزون، میدانی تاپشوردوم سیزه
مکتبِ سُرخِ حسینه، عاشقِ جانبازیدیم
گئتدیم امّا سیره یِ، خوبانی تاپشوردوم سیزه
نخلِ دینی آبیاری ائتماقا قان ایستییَر
پیکرِ زخمی، رُخِ، اَلقانی تاپشوردوم سیزه
من شهادت آرِزوسون، چَکمیشم بیر عُمرودی
شُکر اولا تاپدیم اونی، دورانی تاپشوردوم سیزه
من فدا اولدوم بو دینه، بَسدی بو عزّت منه
دینه صَدمه یِئتمَه سون، بیر آنی تاپشوردوم سیزه
هم اوزوم قربانِ دینم، هم ائلیم هم طایفه ام
گئتدوق امّا دینیله، پیمانی تاپشوردوم سیزه
ذکر ائدون دیلده هامی، اِنْ تَنصُروا.. آیه سین
نُصرت، آللهدان گَلر قرآنی تاپشوردوم سیزه
عرصه نی بوش قویمیون، دشمنلری نابود ائدون
ذکرِ حیدر، سَرورِ مردانی تاپشوردوم سیزه
حضرتِ صاحبْ زمان، بو کِشوره صاحب دوروب
یاد ائدون سیز زاده یِ ، زهرانی تاپشوردوم سیزه
مطلع شعر : وام گرفته شده از اشعار استاد کلامی زنجانی