روشن شده است چشم شب از انتظار تو
اي آفتاب سايه نشين در مدار تو
هر صبحدم به تير مناجات مي شود
چابكترين غزال اجابت شكار تو
ديگرشگفت نيست مسيح آفرين شوي
گل هاي مريم اند هميشه كنارتو
باشد فدك به دست تو يا دست ديگري
سبز است باغ هاي خدا ازبهارتو
افطارتو نخواست كه انفاق جان دهد
هرچند جان نداشت لب روزه دارتو
گفتي امام نيزهمانند كعبه است
اي پاسدار قبله شدن افتخار تو
جوشيد درزلالي انديشه ی حسن
صلحي كه جاري است چنان چشمه سارتو
آري چه خوش نشست درآيينه حسين
تصويري ازحماسه خورشيد وارتو
جاي تو راكه هيچ كسي پرنمي كند!
زينب مگر هماره شود يادگارتو
آن دست كه صلابت روز وشب آفريد
ازباغ پرطراوت تو زينب آفريد
دارند
- پنج شنبه
- 5
- اردیبهشت
- 1392
- ساعت
- 14:25
- نوشته شده توسط
- یحیی


