از عرش خدا صوت منادی آمد
گلبانگ سرور و شور و شادی آمد
درجنت وعرش وفرش وهستی غوغاست
به به، به به، امام هادی (ع) آمد
- یکشنبه
- 19
- مرداد
- 1399
- ساعت
- 16:01
- نوشته شده توسط
- محدثه محمدی
از عرش خدا صوت منادی آمد
گلبانگ سرور و شور و شادی آمد
درجنت وعرش وفرش وهستی غوغاست
به به، به به، امام هادی (ع) آمد
ای هادیِ آل احمد
ای ابرِ سخا و رحمت
به لبم نوای یا نقیُّ و یا علی دارم
به رهم ز نور آل حیدر مشعلی دارم
مولا مولا مولا مولا
امشب که شب نوروز است
از داغ تو دل در سوز است
شب هجرت ای گل پر کشیده دل به کوی تو
به خدا که صد عیدم فدای تار موی تو
مولا مولا مولا مولا
من آذری ام حق گویم
من راه حقیقت پویم
به زبانِ شیرین از غم هجر تو میگویم
همه عمرم عیدی از در لطف تومی جویم
مولا مولا مولا مولا
ای فاطمه نون فرزندی
حیدر آقامون دلبندی
ئیلون اولینده هم غمینم هم پر احساسم
اون ایکی امامه عاشقم بو عشقه حساسم
مولا جانم مولا جانم
پایگاه حفظ و نشر آثار عباسی معروفان اهری
لکنت زبان من آقا امان دهید.
یا لطف کرده و به بیانم توان دهید.
تا مدح یک فضیلتتان را بیان کنم.
قدر تمام عمر جهانم زمان دهید.
کار از کمیت لنگ غزل هم گذشته است.
الفاظ قاصرند به الفاظ جان دهید.
تا حق مطلب از سر ایمان ادا کنم.
ابن سکیت نطق مرا در فشان دهید.
بر ذوق کور من تب دریای ملتهب.
سقفی بلند تر، ز خود آسمان دهید.
از وحی در ثنای تو باید مدد گرفت.
پس کوی جبرئیل امین را نشان دهید.
تا دعبل و کمیت و فرزدق شوم به پات.
شب تا سحر غزل بسرایم، غزل برات.
بر شیر پرده جان بده دم را به هم بریز.
بالاتر از مسیح عدم را به هم بریز.
شعری بخوان که وقت هدایت گری شده.
ارکان کفر و ظلم و ستم را به هم بریز.
آ
میلاد امام هادی (ع)
سامرا بار دگر شد مهبط نور مبین
دیده بگشوده به عالم هادی دنیا و دین
از جواد ابن الرضا ابن الرضای دیگری
آمده گردد به محشر تا شفیع المذنبین
سرود جشن میلاد
امام هادی (ع)
بنداول
امشب از لطف تو سامرایی شدم
جامعه خوانده ام کربلایی شدم
ای.....ابن الرضای ثانی
حال منو میدانی
در شب میلاد تو
مرا به اسم میخوانی
یاهادی المضلین(۴)
بنددوم
نوه ی ارشد امام رضا اومده
معنی زمزم و سعی و صفا اومده
تو.....هادی گمراهانی
تو بهتر از جانانی
در شب میلاد تو
اسم منو میخوانی
یاهادی المضلین(۴)
بندسوم
سامرا غرق نور ز نور روی تو شد
طالب روی تو ساکن کوی تو شد
تو....نور علی نوری
کلیم این طوری
به مثل بابایت
شادی هر شوری
یاهادی المضلین (۴)
بند اول
چقدر نام شما قشنگه و به دل میشینه
آره کور بشه چشایی که نمیتونه ببینه
اومدی دنیا و دنیا شده زیبا ز قدومت
ریسه بندونه همه عالم بالا ز قدومت
ای یار زیبا فرزند زهرا
تویی آخرین علی ز نسل شیر خدا
دل خونه تو دیوونه تو
چی میشه یه روزی باشم گدای سامرا
(مولا یا مولا-مولا یا مولا)
(صل الله علیک یا علی النقی)
بند دوم
شب عیده و میخام عیدیمو از بابات بگیرم
عیدیه من اینه که بیام تو سامرات بمیرم
غلام حلقه به گوش بابای بزرگتونم
چی میشه زائر سامرات بشم تا که جوونم
بر تو اسیره جایی نمیره
اون گدایی که فقط از تو حاجت میگیره
منم غلامت کفتر بامت
خیلی وقته که آقا عاشقتم میخوامت
(مولا یا مولا-مولا ی
عاشقانه بیا و دل بسِپار
بشنو با گوش دل منادی را
با وضو یاعلی بگو و ببین
این جگر گوشه ی جوادی را
روی بال فرشته می آید
بنگر روی ماه هادی را
تا قیامت به سجده سر ببریم
شکر این نعمتی که دادی را
غصه از سینه های عالم رفت
هدیه کردی به سینه شادی را
آمدی علم یادمان بدهی
ببری ظلمِ بی سوادی را
خاک پاهای حضرتت هستیم
شیعه با مُهرِ بیعتت هستیم
ای آنکه سحرگاه ِ من و صبح سپیدی
عمریست نشستم سر راهت به امیدی
گمکردهٔ راهم! شدم از مقصد تو دور
نوری برسان...وضعیتم را که تو دیدی...
هستی نوهٔ ضامن آهو و به رٱفت
بی وقفه به دادِ منِ بیچاره رسیدی
خوردی نمک و نانِ جواد إبن رضا(ع) را
با لطف و کرم آبرویم را تو خریدی
هر آن شدی از ذات خداوند لبالب
هر بار که بر معصیتم پرده کشیدی
آیات تو را خواندم از آنروز که گفتند
همنام علی(ع) هستی و قرآن مجیدی
یا حضرت هادی الائمه(ع) چه کنم که؟!
دربارهٔ من یک خبرِ خوش نشنیدی
یکبار نشد نذر تو درگیر شوم با
نفْسی که نشان داده به من فسق و پلیدی
غافل شدم اما به خدا عشقِ تو دارم
سوگند به میلاد تو در این شبِ عیدی
خوشحال کن این سائلِ محتاج حرم را
با برگ براتی شده...یا وعده وعیدی!
ای دهمین نور خدای جلی
از تو هویدا شده نام علی
نام تو همنام علی شیر حق
شاد شد از مقدم تو عدل و حق
ابن الرضا نور دل حیدری
تو نهمین گل پسر حیدری
مادرتان شاد بود زین ظهور
شهر مدینه شده پر از سرور
شاد بود حضرت خیر النسا
گل پسر فاطمه هادی ما
هادی دینی تو نقی بر همه
ز مقدمت شاد شده فاطمه
خانهٔ آقا شده پر از سرور
ملائکه موج زنند دور نور
حور و ملک جن و پری آمدند
عرض ارادت به درت آورند
راهبر و هادی دین آمده
روشنی راه زمین آمده
شب شبشادی شده ای عاشقان
مولد هادی شده ای عاشقان
عیدی مارا بدهد فاطمه
اذن ظهور پسر فاطمه
ساقی ما شاد بود زین وجود
سجده کند بهر وجودت ز جود
کاش امشب زائر صحن و سرایت می شدم
بهر تبریک و ارادت در سرایت می شدم
سامرا عرش برین باشد به یمن نامتان
کاش امشب دست بوس آن ضریحت می شدم
کفتر ایوان و آن گنبد طلای پاکتان
کاش امشب مستحق لطف هادی می شدم
شادمان باشد رضا از مقدمت ابن الجواد
شهر مشهد نور باران از وجودت می شود
کاش بودم در حرم امشب به پابوس رضا
می گرفتم عیدی ام کرب و بلا را از رضا
آرزوی این دلم امشب بود تنها همین
روز فردا بر ظهور مهدی ات روشن شود
عیدی امشب به دست مادرت زهرا بود
یک دعا بهر ظهور مهدیش هر جا بود
یک دعا گویم بگو آمین ای ابن الجواد
کن دعا بهر فرج ای صاحب جود جواد
«ساقی» امشب غرق شور و شادی میلاد توست
ذاکر مدح و جمال و سیرت والای توست
بر ظهور مهدیت آقا دعا کن هادیا
چشمهای منتظر بر دیده اش بنما تو وا
شوق خورشید مرا جانب بالا برده
تشنگی کام ما را در دل دریا برده
شور لیلا همه را جانب صحرا برده
هر که مجنون شده او را به تماشا برده
عاشقان نوبت وصل است بیایید همه
جان و دل نذر ره یار نمایید همه
رفته اغیار و دگر نوبت یار است ای دل
گشته پایانِ خزان، فصل بهار است ای دل
موسم جلوه گری های نگار است ای دل
آن چه که نیست به جا تاب و قرار است ای دل
ای دل از سینه برون آی که دلبر آمد
آن که مهرش شده از عشق فراتر آمد
باز هم سینه پر از زمزمه ی شادی شد
سرخوش از عطر خوش شادی و آزادی شد
خُرَّم از آن همه الطاف خدادادی شد
چون شب جلوه گریِ حضرت هادی شد
تا سحر کار همه حور و ملک هلهله است
آن چه در عشق نیاید به میا
آسمان سامرا مملو ز نور هادی است
نور باران خانۂ ابن الرضا از هادی است
آسمان سامرا پر نور از هادی النقی
شادمان ملک و ملک اندر سرور هادی است
سامرایت قبلۂ دلهای مجذوب خداست
بارگاهت جایگاه هر دعایی از خداست
کهکشان نور تو باشد صراط المستقیم
رهنما و ره گشا ی خلق اندر عصر ماست
مهدی صاحب الزمان مسرور از میلاد توست
عیدی ما دست زهرا مادر محبوب توست
ماه ذی الحجه ز میلاد شما پر نور شد
نور قربان و غدیر از طلعت زیبای توست
توی دستان سمانه روی در روی جواد
روزی خلقی به راه از مقدم والای توست
ساقی اندر بزم میلاد شما دارد دعا
العجل مولا فقط راه فرج از بهر ماست
ای «سُرّ مَن رَأیٰ»ی نگاه فقیرها
ای رویش امید به جان کویرها
ای خالق قصیدهی مدح ذواتِ نور
ای جامعهسُرای تبارِ کبیرها
یا هادیالاُمَم! اگر انوارتان نبود
گمراه میشدند تمام مسیرها
منت کشیده عرش، برای جلوستان
اما نشستهای به حصارِ حصیرها
نور عبادتت قرق حصر را شکست
ای ذکر مستجاب نجات اسیرها
اثبات شد امامِ تمامِ خلایقی
تا سر گذاشتند، به پای تو شیرها
ای در رباعی علوی؛ چارمین علی!
میلاد توست، مطلع عید غدیرها
ششگوشهات گره زده ما را به دست تو
بگذار پا به دیدهی ما گوشهگیرها !
میلاد نقی آمده بفرست صلواتی
بر باب و خود و جد غریبش صلواتی
در سامره نوریست نمایان به همه عرش
بر چهرهٔ زیبای تو هادی صلواتی
........................................
کاش امشب در حریمت زائر تو می شدیم
دست بوس آن کرامت های هادی می شدیم
اذن رفتن کربلا را از شما باید گرفت
کاش ماهم مستحق لطف هادی می شدیم
........................................
شادمان شهر مدینه شده از مقدم تو
نور باران همه جا از نظر مادر تو
عرض تبریک رضا را که نوه دار شده
چون تقی صاحب یک هادی دلدار شده
........................................
علی آمد ولی آمد به ذی الحجه علی آمد
به کوری دو چشم دشمنان امشب علی آمد
درون خانهٔ آقا جواد امشب علی آمد
به دامان رضا بنگر که یک گل چون علی آمد
........................................
حضرت زهرا بود میلاد هادی الجواد
عرض تبریک از همه بر جانبت ای ماه پاک
عیدی ما را بده مکه مدینه سامرا
روز میلادش روانه کن مرا تو کربلا
........................................
وصی مصطفی فرزند حیدر آمده امشب
نقی ابن الجواد آن ماه حیدر آمده امشب
بگو تبریک بر صاحب الزمان زیرا
که جد با وقارش جانب عرض و سما آمد
........................................
فرزند تقی آمد و شد نور به عالم
خشنود دل فاطمه از مقدم یارم
مهدی زند خنده ز میلاد وجودش
شاد است رضا از نفس هادی خوبش
........................................
به دامان امامت بار دیگر یک علی آمد
نهم گل بر گلستان امام اولین آمد
علی باشد نقی باشد امام رهنما آمد
که هادی نورچشمان جواد ابن الرضا آمد
........................................
سمانه در بغل دارد امام هادی ما را
زند بوسه جواد او را امام رهنمای ما
شب شادی بود امشب ز میلاد امام ما
دل مهدی بود شاد از وجود دلربای ما
بهشت اهل ولا را ثمر مبارک باد
طلوع عید بزرگ دگر مبارک باد
بر آسمـان ولایت قمر مبارک باد
محمدبنعلی را پسر مبارک باد
خدای عـزّوجـلّ را ولـی تمـاشایـی است
به روی دست محمّد، علی تماشایی است
سلام باد بـه ابنالرضـا و فـرزندش
شفای روح مسیحا ز فیض لبخندش
ندیده چشم بشر جز ائمه مانندش
سزد که مدح بگوید فقط خداوندش
جمــال او همــه آیینــۀ امــام جـواد
علی است این، پدر و مادرم فدایش باد
سخنوران جهان مست یک عبارت او
جحیم بـاغ چنــان گــردد از اشارت او
سر سـران همـه در حلقـۀ اسـارت او
دعــای «جامعـه» زیباتـرین زیـارت او
زیارتی که سزد وحی سرمدش خوانند
شنـاسنـامــۀ آل محمّــدش خواننـد
مهی که مهر هم از ماه عارضش خجل است
چـو آفتاب بـه دلهای پاک مشتعل است
گـل محبـت او زینــت بهشــت دل است
عدو هم از کرمش شرمگین و منفعل است
جهانیان همه مرهون لطف او من هم
نه من گای در او شـدم که دشمن هم
الا حـرم حرمِ سـامرات را زائر
بهشت، زائر صحن و سرات را زائر
فرشتگان حرم باصفات را زائر
جــواد مـاه رخ دلـربـات را زائـر
عجب نه گر به قفس شیر وحشیات شد رام
مطیــع سلسلـۀ تـو اســـت گــردن ایــام
تو چارمین علی از عتـرت پیامبری
تو خـود امـام و امام جواد را پسری
تو بـر امــام رضا نیــز پارۀ جگری
تو چون حسین چراغ هدایت بشری
ائمه هادی و تو خود به کنیه هادیشان
بـه شـاه راه هـدایت شـدی منادیشان
اگر چه بــر حرم حضـرتت جسارت شد
حـریم محترمت در جهان زیارت شد
نصیب شیعه در این امتحان بشارت شد
نصیب دشمن تو ذلت و حقارت شد
شکست شیعه محال است چون به حصنِ ولاست
همیشه پــرچـم فتـح شمـا بـه دسـت خـداست
تمام خلقت هستی بوَد برای شما
نهاده سربه زمین آسمان به پای شما
سعـادت همه عالم بود ولای شما
بـوَد «بـکُـم فَتَـحالله» در ثنـای شما
خدا بــرای شما خلق کرد عالم را
ز خاک پـای شمـا آفریــد آدم را
به غیر بـاب شما حق نیـافریده دری
خدا پرست نـیام گر زنـم در دگری
نبود و نیست به جز بر درِ شما خبری
اگـر کنید بـه کـل جهانیـان نظـری
قسم به هر که گذارد قدم به راه شما
شونـد خلق، ابـوذر به یک نگاه شما
مصیبت است اگر یک نظر به ما نکنید
مـرا ز دامـن پر مهرتان جدا نکنید
رهم دهیـد در ایـن خانه و رهـا نکنید
مرا به دوری خود دور از خدا نکنید
من و جدا شدن از دامن شما هرگز
طریـق دوستـی دشمـن شما هرگز
حیاتِ بود و نبود از برای یک دمتان
خـدای داده شرافت به کل عالمتان
خد گواست که اوصاف ما بود کمتان
عطا کنیـد مضامین نـو به میثمتان
که همچو «میثم» تمار مدحتان گوید
همیشـه در همه احوال راهتان پوید
دِلم اِمشَب گِدای سامِرّراست
از تُو غِیر از تُو را نَخواهم خواست
یا علیّ النَقیٍ اَلهادی
حَرمِ تو بِهشتِ قُربِ خداست
آسمان خاکبُوسِ گُنبدِ تُو
کَهکشان پیشِ پای تُو بَر خاست
مُهبط الوَحی و مَعدَنِ الرَحمَه
دلِ دریایی و زُلالِ شُماست
ذرّه با یک اِشاره اَت خورشید
قَطره با یک نِگاهِ تُو دَریاست
مِن عَصاکُم فَقد عَصی الله است
که مُطیعِ شُما مُطیعِ خداست
قصّهء دوستی تان مُولا
شَرح و تَفسیرِ والِ مِن والاست
قَدّ نَشرتم شَرایع الاَحکام
راهِ غِیر از شُما فَریب و خَطاست
قولِکُم صِدقِ، فِعلَکُم الحقٌّ
اُمرِکُم مَتبَعِ؛ که حُکمِ قَضاست
بَسته بَر بالِ هر مَلک آمین
نَفسِ جاریّ تُو عِینِ دُعاست
مِن اَتاکُم نَجی؛ برای هَمه
آن ضَریحِ شِکستِه قِبلِه نَماست
مَشعلِ جامعه کبیرهء تُو
به یَقین رَهگُشای اَهلِ وِلاست
هر فَرازَش کِتابِ مَعرفَت است
سَطر سَطرش شُعور و شُور اَفزاست
و خدا در طلیعهء خِلقَت
عَرشِ خود را به نُورتان آراست
بُرج و بارُوی اِقتدارِ شُما
تا قیامَت بُلند و پا بَر جاست
بَزمِ مِی، بَرکة اَلسباع، اِی وای
رُوضِه هایَت گُریزِ عاشُوراست
خاکبُوسِ درِ تُو سُلطان است
هر که بیچارهء تُو شد آقاست
این دل عاشقم دوباره تا به آسمونا پر کشیده
همه بیاین بریم گدایی نوه ی امام رضا رسیده
اگه در حال نمازی یا که در راز و نیازی
تمومش کن تا بریم ما برای غریب نوازی
قدم میذارم روی ابرا تا میون مجلسش می شینم
حس میکنم که خنده های رضایت زهرا رو می بینم
ذات رحمان و رحیمه با اصالت و کریمه
نمایندش توی ایران حضرت عبدالعظیمه
تو دلبری رو دست نداره کیه که اسیر این آقا نیست
شاعر لحظه ی حضورش به خدا به جز خود خدا نیست
اگه از مسافرای حرم آقا جا موندم
خدا می دونه همیشه زیارت جامعه خوندم
دلم میخواد یه شب که پام و تو حرم سامرا بذارم
از اونجا جونم و به پای زیارت کربلا بذارم
چون که نزدیکه محرم دوست دارم براش بمیرم
با
به مناسبت میلاد امام هادی (ع)
امشب همه نورانی ز ماه شب عشقند
امشب همه ی حور و ملک در تب عشقند
امشب همهی حور و ملک قطره به قطره
چون جام طهورای جنان در لب عشقند
امشب چه شده مرکب عشقم شده پا کوب
امشب همه ی ماه رخان کوکب عشقند
امشب چه شده ماه جواد آمده دنیا
امشب همگی جمع به دور رب عشقند
امشب همه گی مست ز جام علویّ اند
انگار تماشاگر بر رویّ علیّ اند
سروده جعفر ابوالفتحی
روزهایی شده که حیرانم
در پی ریشه های ایمانم
خاطراتم مرور می گردد
از همان دوره ی دبستانم
یاد دارم کتاب دینی را
یاد دارم کتاب قرآنم
حفظ می کردم آن زمان با شوق
نام هر یک ز پیشوایانم
هر چه می شد معارفم بهتر
جایزه می گرفتم از مادر
از ولای عشیره ی طاهاست
که سرم تا به آسمان بالاست
در میان ائمه یکّی نه
دو سه تا یادشان کمی با ماست
هر که خرجی برای اینها کرد
مستحق نوازش زهراست
حاشیه من نمی روم دیگر
روی صحبت به سوی یک آقاست
حضرت هادی یا امین الله
سیدی یا وجیها عند الله
قبله ها در قلمرو نامت
کعبه حیران حال احرامت
چون پدر چون پدربزرگت، جود
بوده جزء اصول احکامت
روی تو دیده اند و مشغولند
یوسفان هم به ذکر قد ق
لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش
بر لطف بى کرانۀ او بسته ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش
منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش
تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش
ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش
این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش
این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده اند به جود و کرامتش
این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش
این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش
این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به د
ای فلک نجات آفرینش هادی
ای رهبر کل اهل بینش هادی
از جلوه ی نام تو جهان روشن شد
ای مهر سپهر آفرینش هادی
*****
ای روی تو خورشید هدایت هادی
گلواژه دفتر ولایت هادی
هستی تو دهم امام و ما را باشد
از لطف تو امید عنایت هادی
*****
خوش آن دم کز ازل دارد ولای حضرت هادی
خوش آن سر کو بساید رخ به پای حضرت هادی
دلا گر رستگاری خواهی از هول صف محشر
نما از حق طلب ظل لوای حضرت هادی
*****
بر دین خدا ولی و داور هادی است
از بهر بشر هادی و محور هادی است
ما دست توسل به ولایش زده ایم
چون شافع ما به روز محشر هادی است
*****
گر چه دوریم به یاد تو سخن می گوییم
بعد منزل نبود در سفر روحانی
چه بگویم که تو خود حال مرا می
چشمک میزنه به صورتت ماه و ستاره
میلاد تو حق از آسمونا گل می باره
سامرا منتظر قدم های یه مهمونه
همه ی هستی بازم نغمه ی شادی می خونه
علی مولا علی مولا
******
دل تا به ابد مست و گدای سامراته
جنت به خدا معتکف صحن و سراته
معدن عشقی آقا کرامتت فراوونه
بدونید ای اهل عالم این آقا مهربونه
علی مولا علی مولا
******
عیدی میده امشب به گدا حضرت حجت
می بره دل و به سامرا حضرت حجت
با نگاه مهربونش این دلم ناب میشه
تو بهشت سامرا مهمون سرداب میشه
علی مولا علی مولا
******
آروم میشه دل وقتی ضریحتو می بینه
گوشه ای از اون حریم باصفات می شینه
میاد و میگه آقا بهم تو ره توشه بده
برات مدینه و برات شیش گوشه بده
علی مولا ع
بر لب ِ عالَم نغمه ی شادی ، آمده دنیا حضرت هادی
آمده جان ِ جوادُ الائمه ، روح و ریحان جوادُ الائمه
پیچیده در کلّ فضا ، گلبانگ یا ابن الرّضا
ای امام ِ انس و جان خوش آمدی مقتدای مهربان خوش آمدی
نغمه ی لب همه عالم اینه جدّ صاحب الزّمان خوش آمدی
سیدی یا سیدی ابن الرّضا
******
در همه عالًم گل فشانی شد ، گل فشانی شد نغمه خوانی شد
حوریان،ترانه خوان با قلب ِ شاد ، گرم ِ تبریک ِ به بابایت جواد
فرمانده ی مُلک ِ قضا ، ای نوه ی امام رضا
ای کلام تو چراغ راه ِ ما ای رضای تو رضای کبریا
کن عنایتی که روزی بگیریم جشن میلاد تو را در سامرا
سیدی یا سیدی ابن الرّضا
******
از ازل آقا دل به تو بستیم ، ما گدایان ِ سام
آمده ای دل ، موسم شادی از قدوم ، غرق نور حضرت هادی
خوشحالن عاشقا ، گلبارونه فضا ، مولای ما اومده به دنیا
عیدی میده به ما ، علی مرتضی ، ابن الرّضا اومده به دنیا
خوش اومدی ای حجت خدا ، خوش اومدی ای نور هل اتی
ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی
خوش آمدی یا امام هادی
******
سید ُ الأعظم ، کوثر و زمزم با نگاهش میبره دل از همه عالم
اینکه تو قنداقه ، به همه سائلا ، یاور و یاره و باب المراده
گل پیمبر و ، عزیز حیدر و ، نوه ی سلطان و ابن الجواده
خوش اومدی ای ملجأ همه ، ای روشنی چشمای فاطمه
ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی
خوش آمدی یا امام هادی
******
من که دل بر تو ، بستم ای آقا سائلی در سامرایت هستم ای
بر پایه اصول را بنا باید کرد
بر هادی راه اقتدا باید کرد
پیش از نجف و قدم به وادی غدیر
تعظیم به سوی سامرا باید کرد
قسمتم شد که آشنا باشم
شامل قدری اعتنا باشم
قسمتم شد که پای بگذارم
در مسیری که مبتلا باشم
آمدم تا کبوترانه شبی
جلد ایوان سامرا باشم
آمدم تا کنی مسلمانم
مثل سلمان من از شما باشم
نگه انداز زیر پایت را
سامرایی ترین گدایت را
تو رسیدی و عرش آذین شد
خاک دنیا بهشت آیین شد
باد یک دسته قاصدک آورد
دور گهواره ی تو تزئین شد
امشب از شوق گونه های پدر
مَثَلِ خوشه های پروین شد
آسمانی ترینِ مائده ها
باز هم سهم ظرف مسکین شد
باز شور علی علی دارم
و دهانم دوباره شیرین شد
مژده ای شیعیان مراد رسید
پسر حضرت جواد رسید
صد و ده بار در ثنای تو
خوانده ام هل اتی برای تو
انعکاس خود صدای خداست
صد و ده بار ربّنای تو
از رد پای
پاینده اگر جلال قربان و غدیر
تابنده وگر جمال قربان و غدیر
میلاد تو نازیم! که در بین دو عید
شد حلقهی اتّصال قربان و غدیر
جلوهگر شد جمال حی سرمد
صلوات خدا و آل احمد
به روی هادی آل محمّد
گوید منادی با وجد و شادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
آسمان اختر افشاند ز دامن
مگر آید ندا از حی ذوالمن
یا امام جواد چشم تو روشن
دهم امامم ماه تمامم
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
تو مراد دلی باب المرادی
حجت کبریا خیرالعبادی
میوۀ قلب حضرت جوادی
شمس ولایت بحر عنایت
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
ای دل عالمی صحن و سرایت
پدر و مادرم بادا فدایت
من و طوف حریم با صفایت
دلم مزارت مرغ هزارت
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
شب شب مستي و وقت شاديه
موسم ميلاد حضرت هاديه
از آسمون گل مي باره دلا شاده شاده
كف بزنيد ولادت ابن الجواده
ياعلي علي مولا امام هادي
مي خونن مدح تو همه اهل سما
یا علی النقی يا ابن الرضا
دلم آقا به دام تو عمريه اسيره
برده منو سمت خدا جامعه كبيره
ياعلي علي مولا امام هادي
ز يمن قدم تو عزيز خدا
عاشقا دلاشون پرزده سامرا
رو سر در عرش خدا جبرئيل نوشته
سامره ي تو آقاجون عين بهشته
ياعلي علي مولا امام هادي
حضرت مولا(عیدغدیر)
تا ابد برا من تو هستی مقتدا
سیدی مددی یا علی مرتضا
ولای تو شیرخدا شده آب و دونم
کوری چشم دشمنا من برات می خونم
یاعلی علی مولا علی یاحیدر
شاعر : رضا رسولی
جلوهگر شد جمال حی سرمد
صلوات خدا و آل احمد
به روی هادی آل محمّد
گوید منادی با وجد و شادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
آسمان اختر افشاند ز دامن
مگر آید ندا از حی ذوالمن
یا امام جواد چشم تو روشن
دهم امامم ماه تمامم
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
تو مراد دلی باب المرادی
حجت کبریا خیرالعبادی
میوۀ قلب حضرت جوادی
شمس ولایت بحر عنایت
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
ای دل عالمی صحن و سرایت
پدر و مادرم بادا فدایت
من و طوف حریم با صفایت
دلم مزارت مرغ هزارت
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی