ای با وفا زینب ، بی اقربا زینب بی یار گشتی از جفا ، در کربلا زینب
زینب بیا بین ذوالجناح از قتلگاه آمد بین ذوالجناح با وفا از نزد شاه آمد
خون مچکد از کاکلش ایندم زراه آمد کن با برادر این زمان بر پا عزا زینب
ای با وفا زینب ، بی اقربا زینب
بی یار گشتی از جفا ، در کربلا زینب
زینب بیا کن چادر نیلی ز غم بر سر مقتول کین شد بین حسین از نیزه و خنجر
رأسش جدا بنمود شمر ملحد کافر سالار اطفال حسین ، سر جدا زینب
ای با وفا زینب ، بی اقربا زینب
بی یار گشتی از جفا ، در کربلا زینب
زینب بیا کن جمع اطفال پریشان را بر گو به زین العابدین آن شاه خوبان را
کن سرپرستی از وفا خیل اسیران را سوی اسیری می روی ، بی آشنا زین
- چهارشنبه
- 1
- آبان
- 1392
- ساعت
- 16:33
- نوشته شده توسط
- یحیی








دارالقرار عشق

