شور یازدهم / نعم الامیری ...
همیشه با چشمی که بارونیه
به عکس حرم خیره می شم حسین
ولی مطمئنم اگه تو بخوای
به این فاصله چیره می شم حسین
من و دوری از مرقد کربلا
نگو که نمیشه نجاتم بدی
بدم آره اما به حق خوبات
چی میشه که برگ براتم بدی
به جرم هواخواهی شیش گوشه
ما دیوونه هارو تو ابعید کن
بحق سه ساله ت آقا این شبا
بیا کربلامونو تایید کن
( میگم حرف قلبم رو تو یک کلام
فقط از تو من کربلامو می خوام )
امیری حسین و نعم الامیر
نگاهت رو از من نگیری یه روز
بدون تو کارم تمومه آقا
تا وقتی که درگیر داغ توأم
خوشی واسه ی من حرومه آقا
شنیدم سرت رو بریدن حسین
به پیش چشای تر مادرت
روی نیزه ها سنگ به لبهات زدن
تا بیشتر
- دوشنبه
- 13
- آبان
- 1392
- ساعت
- 11:58
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض















