دست و پا در موج ماتم
می زنی زینب دوش پیمبر
کن تماشا پیش پایت
زینب خسته می آید برادر
ای حسین جان ای حسین جان
روی نیزه دیدمت بر
دیده ات خون غربت می فشانی
می گرفتی از من و از
غارت خیمه ها خود نشانی
ای حسین جان ای حسین جان
از چه رو از چشم زینب
رأس پر خون خود مخفی نمایی
پاره پاره حنجرت را
می زنم بوسه در وقت جدایی
ای حسین جان ای حسین جان
شاعر : علی محلاتی
- چهارشنبه
- 30
- مهر
- 1393
- ساعت
- 13:27
- نوشته شده توسط
- محمد





