اشعار مرتبط با نجف اشرف

مرتب سازی براساس

ستارگان نجف حضرت هود بخش پایانی -(سرگذشت حضرت هود ع پس از نابودى قوم عاد) *

1471

ستارگان نجف حضرت هود بخش پایانی -(سرگذشت حضرت هود ع پس از نابودى قوم عاد) (بخش دهم (پايانى) )

?سرگذشت حضرت هود ع پس از نابودى قوم عاد?
چنان كه گفته اند حضرت هود پس از نابودى قوم عاد به حضرت موت آمد و در نزديكى شهرى به نام تريم سكونت اختيار كردو بقيه عمر خود را در آن جا به سربرد. او در سنّ 807 سالگى از دنيا رفت و در حضرموت مدفون شد. در روايت ديگرى است كه آن حضرت پس از هلاكت قوم عاد، با ياران و پيروانش به مكه رفت و در آن جا بود تا از دنيا رفت و در حجر اسماعيل مدفون شد.
محل دفن و مزار حضرت هود و صالح پيغمبر عليهماالسلام معلوم و مشخص نبود، تا اين كه سيد بحرالعلوم رحمه اللّه در وادى السلام نجف اشرف فرمود: اين جا را حفر كنيد، حفر كردند. لوحى ظاهر شد كه بر روى آن نوشته شد

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 10:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(شاگردان در آخر ماه رمضان او را نمى ديدند) *

829

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(شاگردان در آخر ماه رمضان او را نمى ديدند) در برنامه ماه رمضان آقاى قاضى نقل است که: در دهه اول و دوم ماه رمضان، مجالس تعلیم و انس ایشان در شبها بود؛ در حدود چهار ساعت از شب گذشته شاگردان به محضر ایشان می رفتند و دو ساعت مجلس طول می کشید .ولی در دهه سوم، مجلس تعطیل بود و مرحوم قاضی دیگر تا آخر ماه رمضان دیده نمی شدند؛ و هر چه شاگردان به دنبال ایشان می گشتند در نجف، در مسجد کوفه، در مسجد سهله و یا در کربلا، ابداً
اثري از ایشان نبود! و این رویه مرحوم قاضی در همه سال بود تا زمان رحلت .
منبع
عطش بخش دقت در انجام مستحبات

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهید آیت الله سید محمد باقر صدر -(ده ساله‌ بود که سید محمد صدر (نخست وزیر وقت عراق و از نزدیکان شهید صدر) نبوغ و ذکاوت او را دید و به خانواده‌اش پیشنهاد داد که ) *

414

شهید آیت الله سید محمد باقر صدر -(ده ساله‌ بود که سید محمد صدر (نخست وزیر وقت عراق و از نزدیکان شهید صدر) نبوغ و ذکاوت او را دید و به خانواده‌اش پیشنهاد داد که ) ده ساله‌ بود که سید محمد صدر (نخست وزیر وقت عراق و از نزدیکان شهید صدر) نبوغ و ذکاوت او را دید و به خانواده‌اش پیشنهاد داد که اجازه دهند محمدباقر را برای تحصیل در علوم روز به خارج از کشور بفرستد و همه هزینه‌ها را نیز خودش تأمین کند.
او اصرار داشت که محمدباقر با این همه تیزهوشی حتماً به‌زودی فارغ‌التحصیل خواهد شد و با جایگاه‌هایی که خواهد یافت خانواده را نیز از فقر نجات می‌دهد.
مادر شهید با اینکه در هفت سال گذشته از وفات همسرش، سختی‌های فراوانی را در تأمین معیشت خانواده دیده بود،‌ محمدباقر را در تصمیم‌گیری آزاد گذاشت.
پاسخ محمدباقر اما شفاهی نبود. تا چند روز تنها یک وعده نان‌خشک و آب می‌خورد. س

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(انس با قرآن:امام باقر ع هر کس مسبحات را شب، قبل از خواب بخواند، نمی میرد مگر آنکه حضرت قائم(عج) را درک کند.) *

639

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(انس با قرآن:امام باقر ع هر کس مسبحات را شب، قبل از خواب بخواند، نمی میرد مگر آنکه  حضرت قائم(عج) را درک کند.) انس با قرآن «آقاي قاضی سجده هاي طولانی داشت و معمولاً قبل از خواب، » مسبحات« را تلاوت می فرمود و براي
روشنایی قلب، هفتاد مرتبه استغفار بعد از نماز ظهر و عصر را تجویز می کرد» . علامه طباطبائی فرموده اند:
سوره هاي مسبحات که با یسبح و سبح شروع می شود پنج عدد است: سورهاي حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن. و سوره اعلی که با »سبح« به فعل امر شروع می شود، جزء مسبحات نیست، گرچه در روایتی وارد شده است ولیکن در روایت معتبره، مسبحات را همان پنج سوره تعیین کرده است.
و در روایت است که رسول االله صلی االله علیه و آله و سلم این پنج سوره را هر شب قبل از خواب می خواندند و از سبب قرائت این سوره ها از آن حضرت سؤال

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(آيت الله سید عباس قوچانی نقل کرده است که : مرحوم علی آقا قاضی معمولاً در حال تردد) *

394

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(آيت الله سید عباس قوچانی نقل کرده است که : مرحوم علی آقا قاضی معمولاً در حال تردد) آيت الله سید عباس قوچانی نقل کرده است که : مرحوم علی آقا قاضی معمولاً در حال تردد بین نجف و کوفه بودند و من مطمئن بودم که ایشان پولی در بساط ندارد و برایم همیشه جاي سؤال بود که مخارج این رفت و آمد بین نجف و کوفه چگونه تأمین می شود تا اینکه یک روز که ایشان عزم کوفه را داشتند از خانه خارج شدند و من مخفیانه پشت سر ایشان راه افتادم ... عادت ایشان این بود که هنگام حرکت در بیرون، عبایش را به سر می انداختند و اصلاً هم به پشت سر نگاه نمی کردند.علی آقا قاضی از میان بازار عبور کرد تا به ترمینال رسید و مستقیم رفت که سوار ماشین شود، ناگهان دیدم درست هنگامی که مرحوم قاضی پایش را روي پله ماشین گذاشت، سید

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(کریم النفس) *

457

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(کریم النفس) کریم النفس
با این همه فقر، ایشان بسیار کریم النفس است. آیت االله نجابت می گوید: » پول اگر دستش برسد مثل کبوتر بال دار می رود.
حمام که می رود به جاي دو یا چهار فلس، 150 فلس به حمامی می بخشد که 100
فلس آن خرج دو خانواده می شود.
خانه اش را که می خرند زیر آن طلا پیدا میکنند و وقتی برایش می آورند می گوید: بروید طلا براي خودتان! چون من خانه را فروخته ام.
فقیر هم که در خانه می آید سهم خودش
غذاي خودش را می دهد و از سهم غذاي دیگران هم نمی خورد و می گوید:
من سهم خودم را دادم رفت .
منبع
اسوه عارفان بخش كريم النفس

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(يك داستان بسيار زيبا) *

425

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(يك داستان بسيار زيبا) در محضر آيت الله بهجت ، از كرامات آقاى قاضى مى پرسند ایشان گریه می کند و می گوید: چه کنم که قلمی آن قدر قدرتمند نیست که بتواند هر چه را در مورد قاضی بوده بنویسد، آقاي قاضی کرامات و مقامات بالایی داشتند و این جریان را بسیاري از شاگردانش نقل می کنند که:
يك شب آمديم صحن ديديم آقاى قاضى به نماز جماعت مشغولند و از روى سرشان نوري بالا می رود که تمام صحن را روشن کرده است. ما خوشحال شدیم که ایشان بالاخره قبول کردند که نماز جماعت اقامه کنند بعد از نماز خدمتشان رفتیم و گفتیم آقا الحمدالله، آقا خندیدند و هیچی نگفتند و بعدها با رفقا آمدیم منزل آقاي قاضی، دیدیم که ایشان در همان منزلشان بوده اند و مشغ

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(بصيرت باطنى) *

445

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(بصيرت باطنى) آقا سید حسن مصطوفی تبریزي می فرمود: یک زمانی به نجف مشرف شدم تا آقاي قاضی را زیارت کنم و از محضرش استفاده ببرم ولی بر اثر بدگویی برخی طلاب جاهل می ترسیدم به محضر آقاي قاضی بروم، یک روز در کنار درب بزرگ بازار حرم نشسته بودم و کسانی را که از درب قبله و سلطانی به حرم رفت و آمد می کردند می دیدم، یک لحظه در فکر فرو رفتم که اصلا" من براي چه به نجف آمده ام، من براي ملاقات با آقاي قاضی به اینجا آمده ام ولی می ترسم ، در همین اوان که نشسته بودم و در این فکر بودم دیدم یک سید بزرگواري از حرم مطهر بیرون آمد و دور تا دور بدنش را نوري احاطه کرده بود،
چنانکه از شش جهت اندامش نوري ساطح بود،
من شیفته ای

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(داستان بسيار زيبا از توحيد) *

428

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(داستان بسيار زيبا از توحيد) علامه طباطبائى مى فرمايد : داخل حجره نشسته بودیم، مرحوم قاضی هم نشسته و شروع کردند به صحبت کردن درباره توحید افعالی. ایشان گرم سخن گفتن درباره توحید افعالی و توجیه کردن آن بودند که در این اثناء مثل اینکه سقف آمد پائین؛ یک طرف اطاق راه بخاري بود، از آنجا مثل صداي تخريب شروع کرد به ریختن و
سر و صدا و گرد و غبار فضاي حجره را گرفت. جماعت شاگردان و آقایان همه برخاستند و من هم برخاستم و رفتیم تا دم حجره که رسیدیم دیدم شاگردان دم در ازدحام کرده و براي بیرون رفتن همدیگر را عقب می زدند. در این حال معلوم شد که اینجورها نیست و سقف خراب نشده است؛ برگشتیم و نشستیم؛ همه در سر جاهاي خود نشستیم و مرحوم آ

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(ادب در مجلس امام حسين ع) *

399

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(ادب در مجلس امام حسين ع) در مجلس روضه ابا عبداالله علیه السلام خودش کفش هاي مهمانان امام حسین علیه السلام را جفت کرده و آن ها را تمیز می کند بدون توجه به آن ها که خرده می گیرند که آدم بزرگ نباید چنین کاري بکند.
آیت االله سید ابوالقاسم خوئی می فرمود: من هر وقت می رفتم مجلس آقاي قاضی، کفش هایم را می گذاشتم زیر بغلم که مبادا کفشم آن جا باشد و آقاي قاضی بیاید آن را تمیز یا جفت کند .
منبع
عطش

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(داستان بسيار زيبا از مستجاب الدعوه بودن) *

520

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(داستان بسيار زيبا از مستجاب الدعوه بودن) ایت االله سید عباس کاشانی نقل می کنند:یکی از علماي آن زمان بود که در فقه و اصول، دویست و پنجاه تا سیصد نفر پاي درسش می نشستند. خانم این آقا مریض شدند و روز به روز حالشان بدتر می شد، تا این که یک روز صبح حالش از هر روز بدتر شد و از هوش رفت و دیدند که امروز و فردا است که خانم از دنیا برود و آن اقا سراسیمه می آید پیش آقاي قاضی. من این جریان را خودم بودم.تا نشست، آقا فرمودند: خانم چطور است؟ گریه کرد و گفت آقا داره از دستم می ره. اگر امروز ایشان بمیرند فردا هم من می میرم. این ها سی و هفت سال با هم بودند و بچه هم نداشتند و خیلی انیس هم بودند. آقاي قاضی یکی از مختصاتش این بود که در صورت کسی ن

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(داستان بسيار زيبا از مساعدت) *

510

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(داستان بسيار زيبا از مساعدت) يكى از علماى نجف نقل مى كند ، به بازار رفته بوديم كه ديديم مرحوم آقاي قاضى به مغازه سبزى فروشى رفته و مشغول کاهو سواکردن است و به عکس معمول، کاهوهاي پلاسیده و آن هایی را که داراي برگ هاي خشن و بزرگ هستند را بر میدارد.
من کاملاً متوجه بودم تا مرحوم قاضی کاهو ها را به صاحب دکان داد و ترازو کرد و مرحوم قاضی آن ها را زیر عبا گرفت و روانه منزل شد. من که در آن وقت طلبه جوانی بودم و مرحوم قاضی مسن و پیرمردي بود به دنبالش رفتم و عرض کردم آقا سؤالی دارم، چرا شما به عکس همه، این کاهوهاي غیر مرغوب را سوا کردید؟
مرحوم قاضی فرمود: آقا جان من! این مرد فروشنده شخص بی بضاعت و فقیري است و من گاهگاهی به او

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -( داستان بسيار شنيدنى مشاهده زندگی) *

424

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -( داستان بسيار شنيدنى مشاهده زندگی) از آیت االله نجابت نقل شده است که:
آیت االله خویی مدتی محضر آیت االله میرزا علی آقاي قاضی مشرف می شوند، در همان اوان در اثر اذکار و دستوراتی که از آقاي قاضی اخذ کرده و مشغول بودند واقعه اي براي ایشان رخ داده بود که در آن حال، آینده خود را مشاهده کرده بودند از گسترش حوزه درسی خودشان تا مرجعیت عامی که پیدا می کنند تا سال هاي آخر عمر که از طرف حکومت عراق در مضیقه قرار داشتند و تا می رسند به این جا که صدا از گلدسته هاي حرم امیرالمؤمنین بلند می شود که آیت االله العظمی خویی وفات کرد.به این جا که می رسند ترس و هراس ایشان را فرا می گیرد و فوراً از حجره اي که در آن بودند بیرون می آیند و آن

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(یکی از فرزندان مرحوم قاضی نقل می کند:یک بار همراه ایشان به) *

516

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(یکی از فرزندان مرحوم قاضی نقل می کند:یک بار همراه ایشان به) یکی از فرزندان مرحوم قاضی نقل می کند:یک بار همراه ایشان به حرم مطهر امام علی علیه السلام رفتم و روش مرحوم قاضی به گونه اي بود که هنگامی که وارد حرم مطهر می شدند حتما زیارت می خواندند و سپس خارج می شدند. آن روز تا وارد حرم شدند، بدون خواندن زیارت از حرم خارج شدند. فرزندشان پرسیدند که چه شده این کار غیر طبیعی بود که بدون خواندن زیارت نامه خارج شدید. مرحوم قاضی دليل اين كار را اينكونه مى گويد :
درحرم کسی رادیدم که میدانم نسبت به من بغض وکینه اي دردل دارد،ترسیدم که مرا ببیند و این بغض و کینه دوباره در دلش زنده شود و به این دلیل اعمالش از بین برود! این کرامت واقعی است، نه آن که کسی فرشته ها را بب

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(تحول جوان فاسق) *

440

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(تحول جوان فاسق) تحول جوان فاسق
آیت االله فاطمی نیا می فرمودند: در نجف اشرف شخصی بود به نام قاسم که به فسق و فجور شهرت داشت ولی با تمام این اوصاف ارادت و محبت خاصی نسبت به مرحوم قاضی داشت... ایشان هم وي را مشفقانه نصیحت می کرد ولی متأسفانه او به حرفها عنایت نداشت ... تا اینکه یکبار به ایشان فرمود: » امشب حتماً براي خواندن نماز شب بیدار شو. «قاسم گفت: » آقا! من اولاً تا دیروقت در قهوه خانه بسر می برم و دیگر نمی توانم نیمه هاي شب بلند شوم، ثانیاً من اصلاً نماز نمی خوانم و شما به من سفارش نماز شب می کنید، مرحوم قاضی به وي فرمودند: » نگران نباش! هر ساعتی که نیت کنی تو را
از خواب بیدار خواهم کرد» ...
قاسم در ساعت

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(قرآن خواندن در پيشگاه خدا) *

728

ستارگان نجف سید علی قاضی طباطبائی -(قرآن خواندن در پيشگاه خدا) روزي آقاي قاضی یکی از شاگردانش را می بیند که روز به روز رنگش زرد و لاغرتر می شود. از ایشان می پرسد که چکار می کنی که این طور می شوي؟
جواب می دهد هر شب یک ختم قرآن می کنم و تقریباً خواب ندارم. ایشان می فرماید: از امشب فکر کن من در مقابلت نشسته ام و بخوان. آن شخص فردا آمد و گفت: بیشتر از یک جزء نتوانستم بخوانم. بعد از چند روز می فرماید که : خیال کن در مقابل امام زمان می خوانی یا پیغمبر- ص - یا علی علیه السلام. ، فردا آمد و گفت: » هر چه کردم نتوانستم بیش از یک حزب بخوانم «، و بعد از چند روز می فرماید که:» خیال کن در مقابل خدا می خوانی « ، می گویند آن جوان از اول قرآن شروع نموده بود و در ای

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زندگینامه سید علی قاضی طباطبائی -(دستگيرى از شاگردان بعد از وفات) *

591

زندگینامه سید علی قاضی طباطبائی -(دستگيرى از شاگردان بعد از وفات) از آیت االله نجابت نیز نقل شده است: » در ایام نوروز با چند تن از دوستان به زیارت مرقد آیت االله قاضی می رفتیم. یکی از ما خطاب به روح آن جناب عرض کرد: نوروز است و ما از شما عیدي می خواهیم. ناگهان در همان بیداري مشاهده کردیم که جسم آیت االله قاضی با عمامه و عبا و ابریقی از گلاب بیرون
آمد و بر کف دست ما از آن گلاب ریخت و فرمود: » من از خدا خواسته ام جسمم در برزخ در اختیار خودم باشد» .
از استاد فاطمی نیا نقل شده که فرموده اند: » هنوز هم مرحوم قاضی به خانه شاگرد شاگردان خود می آید و به آنان دستور سير و سلوك مى دهد .
منبع
داستان زندگى سيد على قاضى صفحه ٩٨

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(ميثم، فرزند يحيى با كنيه ابو سالم، از اصحاب و ياران امام على) *

472

میثم تمار(کوفه) -(ميثم، فرزند يحيى با كنيه ابو سالم، از اصحاب و ياران امام على) ميثم، فرزند يحيى با كنيه ابو سالم، از اصحاب و ياران امام على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام زادگاهش سرزمين نهروان بوده است، ولى از دوران كودكى و نوجوانىِ او اطلاعاتى در دست نيست.
امام على عليه السلام او را از زنى از طايفه بنى اسد خريد و آزاد كرد. آنگاه به او فرمود:
اسمت چيست؟ گفت: ابو سالم. امام فرمود:
«پيامبر صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه پدرت- در عجم- نام ميثم را بر تو نهاده است. »
ميثم گفت:
«خدا، رسول خدا و اميرمؤمنان عليهما السلام راست گفتند، اسم من ميثم است. »
آنگاه امام فرمود: «اسمت را حفظ كن و كنيه خود را ابو سالم قرارده. » او پس از آزادى، از خرمن علوم ولايت خوشه هاى فراوان د

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار (کوفه) -(مرقد و آستانه ميثم تمّار) *

561

میثم تمار (کوفه) -(مرقد و آستانه ميثم تمّار) مقبره ميثم تمّار تا قرن چهارم هجرى به صورت حرم كوچكى وجود داشت. در قرن چهارم عضدالدوله ديلمى، گنبد مجللى بر قبر ميثم بنا كرد. در قرن سيزده هجرى قمرى، شيخ ملّا على فرزند ميرزا خليل نجفى آل خليلى (١٢٢٦- ١٢٩٧ ه. ق. ) دومين عمارت را ساخت. سيد عطاءاللَّه رومى (١٣٢١ م) از مجتهدين بزرگ نجف اشرف، حرم مجلّل و گنبد بزرگى براى ميثم بنا كرده، صحنى در كنار آن تأسيس نمود.
در سال ١٣٨٢ ه. ق. تمام عمارت خراب گشت و توسط حاج محمّد رشاد، حرم باشكوه و زيبايى بنا گرد
منبع
ره توشه عتبات صفحه١٨٧
به نقل از دائرةالمعارف تشيّع، ج ١، ص ١١٢

مرقد میثم تمار، در نزدیکی مسجد کوفه قرار دارد
كوفه پايتخت دوران خلافت امام علي(عل

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(میثم تمار :ديدم امام علی (ع)سر را تا كمر، درون چاهى كرده و مناجات مى كند....) *

980

میثم تمار(کوفه) -(میثم تمار :ديدم امام علی (ع)سر را تا كمر، درون چاهى كرده و مناجات مى كند....) ميثم از نزديكان و ياران امير مؤمنان عليه السلام بود. او گاهى مناجاتهاى امام على عليه السلام را در نخلستانهاى كوفه از نزديك مشاهده كرده است. ميثم در اين باره مى گويد:
«شبى همراه امام على عليه السلام از كوفه بيرون آمديم، ابتدا امام على عليه السلام در مسجد جعفى چهار ركعت نماز خواند و با اين جملات به درگاه خدا به راز و نياز پرداخت: معبودا! چگونه تو را بخوانم با آنكه نافرمانيت كرده‌ام و چگونه نخوانمت با اينكه تو را مى شناسم و مهرت در دلم استوار است. دستى به سويت دراز كردم كه پر از گناه است. چشمى كه پر از اميد و... دعايش كه تمام شد، سر به سجده گذاشت و ۱۰۰ مرتبه «العفو» گفت و از مسجد بيرون آمد. من او

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف شيخ عباس قمى -(مرحوم آقاى شيخ عباس قمى براى فرزندش نقل كرده است) *

718

ستارگان نجف شيخ عباس قمى -(مرحوم آقاى شيخ عباس قمى براى فرزندش نقل كرده است) دعا بفرمائيد
مرحوم آقاى شيخ عباس قمى براى فرزندش نقل كرده است:
وقتى كتاب منازل الآخره را تاءليف و چاپ كردم يك نسخه از آن به دست شيخ عبدالرّزّاق مسئله گو كه هميشه قبل از ظهر در صحن مطهّر حضرت معصومه عليها السلام مسئله مى گفت رسيد.
مرحوم پدرم كربلايى محمّدرضا از علاقمندان شيخ عبدالرّزّاق بود و هر روز در مجلس او حاضر مى شد.
شيخ عبدالرّزّاق روزها كتاب منازل الآخره را براى مستمعين مى خواند.
يك روز پدرم به خانه آمد و گفت:
شيخ عبّاس! كاش مثل اين شيخ عبدالرّزّاق مسئله گو مى شدى و مى توانستى اين كتاب را كه امروز براى ما خواند بخوانى! چند بار خواستم بگويم: آن كتاب از آثار و تاءليفات من است. امّا خوددارى

  • جمعه
  • 4
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمار، در پرتو شاگردى در محضر على عليه السلام، به بعضى اسرار آگاه) *

1282

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمار، در پرتو شاگردى در محضر على عليه السلام، به بعضى اسرار آگاه) ميثم تمار، در پرتو شاگردى در محضر على عليه السلام، به بعضى اسرار آگاه شد و گاهى از آينده خبر مى داد كه در اينجا به يكى از آن موارد اشاره مى كنيم:
اخبار از شهادت امام على عليه السلام
امام رضا عليه السلام در حديثى كه از پدرانش نقل كرده، چنين فرموده است:
روزى ميثم تمّار، خدمت امام على عليه السلام رسيد و حضرت را در خواب ديد، با صداى بلند گفت: به خدا قسم ريشت را با خون سرت خضاب خواهند كرد. امام از خواب برخاست و گفت: ميثم وارد شو، ميثم وارد شد و دوباره جمله قبلى را تكرار كرد. امام فرمود: راست گفتى و تو به خدا قسم دست، پا و زبانت را خواهند بريد و درخت خرماى محلّه كناسه را خواهند بريد و چهار قسمت خواه

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمار و اخبار غيبى از عاشوراى حسينى) *

503

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمار و اخبار غيبى از عاشوراى حسينى) ميثم تمار و اخبار غيبى از عاشوراى حسينى
روزى ميثم، در ميان جمعى از مردم گفت:
«به خدا قسم، اين امّت فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله را خواهند كشت، هنگامى كه ١٠ روز از محرم گذشته باشد و دشمنان دين، اين روز را روز بركت خود قرار خواهند داد. »
سالهايى كه ميثم تمّار، در خدمت امام على عليه السلام بود، علم تفسير را از وى فراگرفت.
در سفرى كه در سال ٦٠ ه. ق. به مكّه رفت، خدمت ابن عباس رسيد و گفت:
«هر چه مى خواهى از تفسير قرآن بپرس؛ زيرا من تنزيل و تأويل قرآن را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام فراگرفته ام. »
و سپس تفسير خود را به ابن عباس عرضه كرد و وى آن را نوشت. او سپس چگونگى شهادت خويش را به ابن عباس گف

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف ملّا احمد مقدّس اردبيلى -(بهره از ولايت على عليه السلام) *

533

ستارگان نجف ملّا احمد مقدّس اردبيلى -(بهره از ولايت على عليه السلام) بهره از ولايت على عليه السلام
مرحوم آقاى حاج شيخ عبّاس قمى در كتاب تحفة الرضويّه آورده است:
وقتى كه ملاّ احمد مقدس اردبيلى (رض) از دنيا رفت، يكى از مجتهدين او را در خواب ديد كه با وضع خوبى از روضه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام بيرون آمده، از آن مرحوم پرسيد: شما از كجا به اين مقام و مرتبه رسيديد؟
مقدّس اردبيلى (ره) پاسخ داد:
بازار عمل را كساد ديدم.
يعنى عملى كه به درجه قبول برسد خيلى كم است ولى ولايت صاحب اين قبر (آقا على عليه السلام) به ما بهره وافرى داد.
منبع
داستانهايي از علماء صفحه ٨

  • جمعه
  • 4
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمار و آگاهى از شهادت) *

567

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمار و آگاهى از شهادت) ميثم تمار و آگاهى از شهادت
امام على عليه السلام در مقاطع مختلف خبر شهادت ميثم تمّار را به وى ياد آورى كرد.
روزى حضرت على عليه السلام در جمع مردم و يارانش، به ميثم فرمود:
«اى ميثم، پس از من تو را دستگير مى كنند و به دار مى آويزند. روز دوم از دهان و بينى ات خون مى آيد؛ بطورى كه ريش تو رنگين شود و روز سوم، با ضربه اى شكمت را مى درند، تا جانت برآيد، در انتظار آن باش، جايگاه دار تو روبه روى منزل عمرو بن حريث خواهد بود و تو دهمين كسى هستى كه بر دار خواهى رفت، چوبه دارت از همه كوتاهتر و به زمين نزديكتر خواهد بود. من نخلى كه تو را بر آن به دار مى آويزند، به تو نشان مى دهم. »
و دو روز بعد نخل خرما را ب

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف علامه بحر العلوم -(او محمد مهدى فرزند سيد مرتضى، طباطبائى بروجردى از نوادگان امام حسن مجتبى عليه السلام است ) *

766

ستارگان نجف علامه بحر العلوم -(او محمد مهدى فرزند سيد مرتضى، طباطبائى بروجردى از نوادگان امام حسن مجتبى عليه السلام است ) او محمد مهدى فرزند سيد مرتضى، طباطبائى بروجردى از نوادگان امام حسن مجتبى عليه السلام است كه در يك خانواده ى متقى و پرهيزگار و نيكوكار، و در فضايى آكنده از مهر و صفا و صميميت، در شبى جمعه از ماه شوال هزار و صد و پنجاه و پنج
(1155ه ق. ) مصادف با (1113) شمسى پا به عرصه جهان نهاد.
از آغاز ولادت، پدر به او با ديد احترام نگاه مى كرد و بزرگش مى شمرد و از دوران كودكى در دامن پر محبت پدر بزرگوارش به آداب و اخلاق اسلامى پرورش يافت. وى هميشه همراه پدر بزرگوار بود و پدر را در زيارت حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) و در ساعات بحث و تدريس همراهى مى كرد، و از مذاكرات و گفتگوهاى آن جلسات بهره‌ها مى برد و روح

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمّار در سال ٦٠ ه. ق. همان سالى كه امام حسين عليه السلام قصد كوفه كرد،) *

847

میثم تمار(کوفه) -(ميثم تمّار در سال ٦٠ ه. ق. همان سالى كه امام حسين عليه السلام قصد كوفه كرد،) ميثم تمّار در سال ٦٠ ه. ق. همان سالى كه امام حسين عليه السلام قصد كوفه كرد، براى زيارت خانه خدا به مكّه رفت. روزى خدمت امّ سلمه رسيد. امّ سلمه اسم او را پرسيد.
گفت: ميثم هستم. امّ سلمه گفت:
«به خدا قسم بسيار شنيدم كه رسول خدا تو را در نيمه هاى شب ياد مى كرد، همچنين درباره تو، به على عليه السلام سفارش مى كرد. » در اين هنگام ميثم از احوال امام حسين عليه السلام پرسيد. امّ سلمه گفت: «به يكى از باغ هاى خود رفته است. » ميثم گفت:
«هنگامى كه برگشت، سلام مرا به او برسان و بگو به همين زودى نزد خداوند، همديگر را ملاقات خواهيم كرد. »
سپس امّ سلمه عطرى آورد تا ميثم محاسن خود را معطّر كند. ميثم پس از معطّر

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میثم تمار(کوفه) -(شهادت بر فراز دار ) *

877

میثم تمار(کوفه) -(شهادت بر فراز دار ) شهادت بر فراز دار
عبيداللَّه، همانطور كه گفته بود، دستور داد دست و پاى او را قطع كرده، دارش زدند.
ولى ميثم، اين فدايى ولايت، روى دار هم از آرمانهايش دست بر نداشت و شروع به خواندن احاديث فضايل اهل بيت عليهم السلام كرد و مى گفت: «اى مردم، هركس مى خواهد، احاديث امام على عليه السلام را بشنود، نزد من بيايد. »
مردم دور او را گرفتند و به حرفهاى او گوش مى دادند.
به ابن زياد خبر دادند كه ميثم تمّار روى دار، بنى اميّه را رسوا كرد، مأمورى فرستاد تا زبانش را ببرند.
مأمور نزد ميثم آمد و گفت: «زبانت را در بياور تا به دستور امير قطع كنم» ميثم جواب داد: مگر عبيداللَّه گمان نمى كرد، مولايم دروغ مى گويد؟ اين هم

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ستارگان نجف علامه بحر العلوم -(هنوز هفت بهار را پشت سر نگذاشته بود كه خواندن و نوشتن را بخوبى فرا گرفت) *

646

ستارگان نجف علامه بحر العلوم -(هنوز هفت بهار را پشت سر نگذاشته بود كه خواندن و نوشتن را بخوبى فرا گرفت) هنوز هفت بهار را پشت سر نگذاشته بود كه خواندن و نوشتن را بخوبى فرا گرفت و در درس عالمان و دانشمندان حضور پيدا كرد و شاگردان ديگر از ديدن اين محصل كم سن و سال حيرت زده مى شدند، و با تامل و دقت به آن شمع فروزان مى نگريستند كه چگونه با وجود كمى سن در بحث هاى علمى شكرت مى جويد. سيد بزرگوار علوم مقدماتى حوزه را كه شامل صرف، نحو، معانى، بيان و منطق است و معمولا فراگيرى آن چهار سال طور مى كشد و نيز درسهاى سطح متوسط (فقه و اصول) را وقتى به پايان رساند كه هنوز سن او از دوازده سال تجاوز نمى كرد و در اوائل سن تكليف به درس خارج پدر خويش راه يافت و از
محضر استادان بزرگ و نامى زمان خود بهره مند شد و پس از ط

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

خاطرات كميل -(كميل بن زياد به عنوان صاحب سرّ امام على عليه السلام شناخته مى شود) *

573

خاطرات كميل  -(كميل بن زياد به عنوان صاحب سرّ امام على عليه السلام شناخته مى شود) كميل بن زياد به عنوان صاحب سرّ امام على عليه السلام شناخته مى شود. در طول مدت معاشرت با مولا، خاطرات زيادى از آن بزرگوار دارد كه به مواردى از آن اشاره مى كنيم:
١- مرد مقدس نما
كميل برخى از شبها همراه امام على عليه السلام در مسجد كوفه به عبادت مى پرداخت. شبى امام على عليه السلام و كميل پس از انجام عبادت از مسجد به
طرف منزل حركت كردند، در مسير راه از منزلى، صداى حزينى به گوش رسيد كه كسى آيه أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ... را با صوتى بسيار حزين و جانسوز مى خواند، كميل از اين حالت متأثر شد و در ذهن از او تعريف كرد. بدون آنكه سخنى به زبان آورد، مولا اميرالمؤمنين عليه السلام متوجه درون او شد

  • جمعه
  • 4
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد