پر من بال و بال من پر شد
پر و بالی زدم کبوتر شد
سحر پنجم عبادت بود
کوچه های خدا معطر شد
مردی از سمت ابرهای دعا
آمد و خشکی لبم تر شد
آمد و با خودش کتاب آورد
او امام آمد و پیمبر شد
مردی از سمت آفتاب آمد
با مفاتیح مستجاب آمد
آمده تا مرا تکان بدهد
چشم گریان به این و آن بدهد
به روی پشت بام سحر
یا صدای خدا اذان بدهد
بشکند میله قفس را تا
بال ما را به آسمان بدهد
با خودش نر مصحف آورده
تا خدا را به ما نشان بدهد
به نگاهش دخیل می بندیم
تا مناجات یادمان بدهد
ای مسیح سبز نجات
بر مناجات کردنت صلوات
ای مناجات ای نسیم دعا
راه نزدیک ما به سمت خدا
ای که دریا کنار تو قطره
قطره با یک نگاه
- چهارشنبه
- 30
- آذر
- 1390
- ساعت
- 07:18
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار













#نذر_خورشید_ولایت_امام_سجاد_ع