امشب این دل شور و شادی ساز کرد
راز و رمز عاشقی ابراز کرد
شهر مکّه قبله گاه راز کرد
نغمه های عشق را آغاز کرد
گویم امشب از عطای ایزدی
دوّمین نور خدای سرمدی
جبرئیل وحی حق داده نوید
نور بخش عالم امکان رسید
آمده در این جهان نور امید
از قدوم این پسر گردیده عید
شهر مکّه نور باران گشته است
رحمت یزدان چو باران گشته است
فاطمه بنت اسد با سوز و آه
می درخشد چهره اش چون قرص ماه
گفت:یا رب،بر همه عالم پناه
یاریم فرما و کن بر من نگاه
عالم هستی سراسر ناز شد
ناگهان دیوار کعبه باز شد
با همه غیر از خدا بیگانه شد
محو روی جلوه ی جانانه شد
تا سه روز مهمان صاحب خانه شد
مصطفی در انتظار دیدنش
در بغل بگرفتن و بوسیدنش
تا
- جمعه
- 16
- آذر
- 1397
- ساعت
- 15:22
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور





