سپیده سرزده بود از کرانه ها کم و بیش
نشد به شعر کشم پای وصف حق را پیش
نشسته، خسته، پریشان، کنار دفتر خویش
زدم دو دست توسل به عقل دوراندیش
"چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
ببین تفاوت ره ازکجاست تا به کجا "
منِ زمینی و اوصاف آسمانی ها؟
وجود خاکی و اوصاف کهکشانی ها؟
شبیه قطره و اوصاف بیکرانی ها؟
زبان الکن و دعوی شعردانی ها؟
دوباره خط زده ام بر تمام قافیه ها
قلم شکسته در این ازدحام قافیه ها
بیا کلام مرا جان تازه اعطا کن
بیا و قافیه ها را خودت مهیا کن
ردیف شعر مرا همنوای جان ها کن
بیا و آخر هر بند را چو دریا کن
اگر اجازه دهیدم ز عشق دم بزنم
به قدر وسعت فهم خودم قلم بزنم
کرانه های افق رنگ مهربانی
- چهارشنبه
- 18
- مرداد
- 1396
- ساعت
- 04:47
- نوشته شده توسط
- ایدافیض




تقدیم به پدران آسمانیمدافع حرم

دل هفت آسمون در اضطرابه-چهره خداوند پشته نقابه

