ولادت حضرت زینب (س)

مرتب سازی براساس

ولادت حضرت زینب(س) -(و زن اگر که تویی ما کداممان مردیم؟) * هادی جانفدا

1143
1

ولادت حضرت زینب(س) -(و زن اگر که تویی ما کداممان مردیم؟) خدا به هیبت یک زن فرود می آید
و نسل سینه زنان به وجود می آید

و زن اگر که توئی ما کداممان مردیم ؟
اگر تو روح زنی زن پرست میگردیم

دوباره طرح تو در ذهن من مجسم شد
برایم آیه ی توحیدی ات مسلم شد

در آسمان عدم دو سه قطره از اشکت
به خاک پست نبودن چکید و آدم شد

شب تولد تو گریه بر حسینم چیست؟
گمان کنم که از امشب ، شب محرم شد

تو ظهر فاجعه یک لحظه چشم خود بستی
زمین برای اهالی چونان جهنم شد

غروب کرب و بلا عشق شد پراکنده
و بعد با زدن نبض تو منظم شد

تو گریه دار ترین شعر شاعران غمی
تو عمق آخر دریای بی کران غمی

تو هر چقدر غمی باز شکل لبخندی
و با شکوه تر از قله دماوندی

تو از غزل بوجود آمدی ترانه شدی
تو اوج مرثیه بودی و جاودانه شدی

تو فاطمه ،تو علی ، تو پیمبری بانو
تو مجتبی،تو حسینی تو محشری بانو

تو انتشار شمیم نجیب شب بوها
سحر که شد تو اذان معطری بانو

برای اهل صفا آن دو رکعت جسمی
که از هزار رکعت با صفا تری بانو

بیا و آخر این شعر را خودت بنویس
برای اینکه خودت حرف آخری بانو

  • یکشنبه
  • 16
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

ولادت حضرت زینب(س) -(گوش کن از دل افلاک خبر می آید) * مجتبی شکریان همدانی

631

ولادت حضرت زینب(س) -(گوش کن از دل افلاک خبر می آید) گوش کن از دل افلاک خبر می آید
به سرِ اهل زمین دُرّ و گهر می آید
چه خبر هست؟ فرشته چقدر می آید
سوره صبر در آغوش سحر می آید

شد اجابت ز خدا باز دعای حیدر
فاطمه دختری آورده برای حیدر

دختری آمده تا همدم مادر باشد
دختری آمده تا حیدر حیدر باشد
خواهری آمده عشق دو برادر باشد
گوییا آمده یک برهه پیمبر باشد

عصمت و عفت و تقواش همه مادری است
به خداوند قسم لایق پیغمبری است

فاطمه محو گل روی درخشانت بود
مرتضی زمزمه میکرد و غزلخوانت بود
گرم بوسیدن پیشانی و چشمانت بود
احمد آنروز چه می دید که گریانت بود

احمد آنروز تجلی رسالت را دید
یا که ظرفیت تحویل امامت را دید؟

قلمی نیست که املا کند اوصاف تو را
دهنی نیست که انشاء کند الطاف تو را
یا که توصیف کند وسعت انصاف تو را
یا که تشریح کند قله ‌ی اهداف تو را

عقل عاجز شد و از درک وجودت شد مات
به گل روی بهشتی تو بانو صلوات

بعد زهرا احدی مثل تو اکرام نشد
زنی اینگونه پیام آور اسلام نشد
طائر عقل کسی مَحرَمِ این بام نشد
دست در دست شدی گریه ات آرام نشد

دیدی از دور و برت عطر کسی می آید
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

چشم بر هم زدی و عشق مجسم آمد
بَه که بالای سرت خیر دو عالم آمد
اشک از گوشهٔ چشم همه آن دم آمد
کودکی سوی تو با دیده‌ ی پر نَم آمد

گفت خوش آمدی ای نور دو عینم زینب
کمی آرام عزیزم که حسینم زینب

بانوی مُلک وجودی و وجودت خیر است
قلب تو وقف حسین است و جدا از غیر است
پیش تو عشق حسین اصل سلوک و سِیر است
سِیر تو کرب و بلا، کوفه و شام و دِیر است

آمدی تا که بفهمیم خدا یعنی چه
صابره بودن در کرب و بلا یعنی چه

ای که در عشق حسینی به دو عالم عَلَمی
کعبه‌ی عشق برادر شدی و محترمی
مریم از جام حیای تو چشیده است نمی
نائب فاطمه، صدیقه‌ی ثابت قدمی

کوفه و شام اسیر دَمِ زهرایی توست
مات و مبهوت سخنرانیِ مولایی توست

جای امثال شما در کُره خاکی نیست
چون زمین قابل این گوهر افلاکی نیست
گفتی ای درد بیا از تو مرا باکی نیست
داغها دیده ای اما لب تو شاکی نیست

چه عبارات عجیبی روی آن تَل گفتی
پیش آن پیکر صد چاک تَقَبَّل گفتی

آمدی جلوه کنی نام علی زنده شود
زن ندیده است کسی مثل تو رزمنده شود
در دل جهل زمان شمسه‌ی تابنده شود
با زبان وقت بیان خنجر بُرّنده شود

روی نی گفت برادر همه جا در هر راه
طَیِّب الله به غوغای تو ماشاءالله

ای تمنای دل خون خدا یا زینب
در تو دیدند همه فاطمه را یا زینب
مرحمت کن به منِ بی سر و پا یا زینب
نشوم از سرِ کوی تو جدا یا زینب

نظری کن که در این خانه بمانم یک عمر
تا نفس هست فقط از تو بخوانم یک عمر

  • دوشنبه
  • 17
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سرود حضرت زینب(س) -(ذکر فرشته‌ها یا عقیلة العرب ) * حسین عباسپور

1

سرود حضرت زینب(س) -(ذکر فرشته‌ها یا عقیلة العرب  ) ذکر فرشته‌ها یا عقیلة العرب
محبوبۀ خدا یا عقیلة العرب
تفسیر هل أتی یا عقیلة العرب
هستیِ مرتضی یا عقیلة العرب

روشن شده باز شبای مدینه
ماه دو عالم مهمون زمینه
غرق تبسم می‌شه روی زینب
روی حسینو وقتی که می‌بینه

خود نور و رحمته، قدمش با برکته
واسه عالم حجته، واسه مولا زینته

«یا عقیله یا زینب»

ای خواهر حسین یا عقیلة العرب
ای یاور حسین یا عقیلة العرب
غم‌پرور حسین یا عقیلة العرب
هم‌سنگر حسین یا عقیلة العرب

چادر نمازت خالق بهاره
تیغ کلامت مثه ذوالفقاره
بانو دمشقِ تو پناه عشقه
اسمت کلید بغض انتظاره

دین و دنیا زینبه، نور عقبا زینبه
کربلام با زینبه، نفسم یا زینبه

«یا عقیله یا زینب»

شاعر: حسین_عباس‌پور
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سرود زیبا ویژه ولادت حضرت زینب(س) با نوای حاج میثم مطیعی-(که نور چشم حیدر آمده...) * سعید تاج محمدی

959
3

سرود زیبا ویژه ولادت حضرت زینب(س) با نوای حاج میثم مطیعی-(که نور چشم حیدر آمده...) غم سرآمده ، که کوثرآمده که نورِ چشم حیدر آمده
زینت پدر ، عقیلةُ العرب ، امیدِ قلب مادر آمده

نورِ خانۀ محمدی ، مونسِ علی خوش آمدی
تو صبور آلِ احمدی ، نور فاطمه خوش آمدی

جان فدایِ تو ، خاکِ پای تو
ای که عرشیانُ فرشیان همه گدای تو
نور راه من ، صبر و عشق تو
تا ابد بُوَد ، قبلۀ دلم دمشق تو

«زینب ای گل محمدی
همدم حسین خوش آمدی»

ای حریم تو ، حریم کبریا
دخیل تو تمام اولیا
دل شکسته ام، اسیر و خسته ام
به پای مهدیت نشسته ام

ای که قلب ما دچارِ تو، ای زمانه بی قرار تو
مثل شیعیان نشسته است ، زینبت به انتظار تو

ای امید ما ، یک نگاه تو ،
چشم کاروانِ عاشقان همه به راه تو
عمه زینبت ، بی قرار تو
کی شود گل دلم شکفته در بهار تو

«زینب ای گل محمدی
همدم حسین خوش آمدی»

از حرم ، نمی شود جدا
نگاه شوق و چشم خیس اشک ما
جان من فدای راه تو
جوانی ام فدای بارگاه تو

ما مدافعِ ولایتیم ، مرد صبر و استقامتیم
وارثانِ ظهر کربلا ، تشنۀ خُم شهادتیم

تیغ حیدریم ، گر بُرنده ایم
ما فدایی توییم و صحن و بارگاه تو
تا زیارت تربت حسین
خورده کار ما گره به گوشۀ نگاه تو

«زینب ای گل محمدی
همدم حسین خوش آمدی»

  • چهارشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 12:45
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مولودی حضرت زینب(س) بانوای محمد فصولی -(دوباره صحن چشای عاشق شده دریایی) *

2074
1

مولودی حضرت زینب(س) بانوای محمد فصولی -(دوباره صحن چشای عاشق شده دریایی) دوباره صحن چشای عاشق
شده دریایی دریایی دریایی
دوباره قلبو دل مجننونم
شده شیدایی شیدایی شیدایی
دوباره امشب شب میلادو
شب رؤیایی رؤیایی رؤیایی

خونهٔ آقامون علی بازم منور شد
از قدم دخت علی جهان معطر شد
مژده میدن ملائکه به دخت پیغمبر
که دخترت فاطمه هم صاحب دختر شد

سرتا پا حیدری یا زینب
یا زینب یا زینب یا زینب
زهرای دیگری یا زینب
یا زینب یا زینب یا زینب

قناری امشب ز شوق و شادی
غزل میخونه میخونه میخونه
سحاب رحمت رسیده بازم
شب بارونه بارونه بارونه
شب میلاد عزیز باباست
دلم مجنونه مجنونه مجنونه

اسم تو رو خدا گذاشت زینت اب هستی
الگوی عفتو شجاعتو ادب هستی
عالمهٔ غیر معلمه تویی بانو
فخر جهانیان عقیلة العرب هستی

بر دریا گهر نایابی
یا زینب یا زینب یا زینب
خواهر حضرت اربابی
یا زینب یا زینب یا زینب

عقیلة العرب زینب مدد

خدا میدونه حریم پاکت
همه دنیامه دنیامه دنیامه
میون صحنت کبوتر باشم
همه رؤیامه رؤیامه رؤیامه
دم یا زینب مدد یا زینب
روی لبهامه لبهامه لبهامه

شریکة الحسینیو دل به تومیبازیم
تحت لواء الزینب ما همه سربازیم
از حرم رقیه تا صحن شما بانو
میاییم یه بین الحرمین دیگه میسازیم

راه زیارتت وا میشه
یا زینب یا زینب یا زینب
داعش رو میکنیم از ریشه
یا زینب یا زینب یا زینب

عقیلة العرب زینب مدد

  • شنبه
  • 22
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 20:59
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 ابوالفضل عباسی معروفان

سرود میلاد حضرت زینب(س) -(شب شب میلاد گل علوی زینب است) * ابوالفضل عباسی معروفان

648

سرود میلاد حضرت زینب(س) -(شب شب میلاد گل علوی زینب است) آهنگ:باز هوای وطنم ... وطنم آرزوست

شب ، شبِ میلاد گُلِ ، علوی زینب است
شام شعف بر علی و فاطمه امشب است

دختر مهروی علی به جهان پا نهاد
خالق عالم صله بر دل زهرا نهاد
بوسه به خاک قدمش همه دنیا نهاد
نغمه شادی همه جا همه دم بر لب است

کنز حیا کان وفا به جهان آمده
از گل رویش به طرب دل و جان آمده
عالِمه ای ، نابغه ای به زمان آمده
غیرت علی صولت علی علوی منصب است

شکر خدا فاطمه را به سر آمد محن
گلشن او خنده زد از گلِ ناز چمن
داد خدا همسفری به حسین و حسن
یار حسین ابن علی حسنی مکتب است

گوهر یکدانه و بی بدلی می رسد
گوشه ای از قدرت لم یزلی می رسد
تهنیت از ارض و سما به علی می رسد
دل طلب جان چه کند که روا مطلب است

ماه درخشان خجل از رخ زیبای او
آمده بازار دلم سر سودای او
قطره منم دل بزنم دل دریای او
زمزمه (معروف) کند غزلش زینب است

پایگاه حفظ و نشر آثار عباسی معروفان اهری

  • یکشنبه
  • 23
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

میلاد حضرت زینب -(در شبِ میلاد می گویم که غوغا زینب است) * محسن راحت حق

966

میلاد حضرت زینب  -(در شبِ میلاد می گویم که غوغا زینب است) در شبِ میلاد می گویم که غوغا زینب است
آمده نوری که می گویند او را زینب است
صبر را آنکس که داده خوب معنا زینب است
نُه فلک در زیرِ پایش هست و اعلا زینب است

"آنکه باشد عینِ مولا..مثلِ مولا زینب است "

بال و پر را باز کن تا خانه ی حیدر رویم
از سرای خویشتن تا وادی دلبر رویم..
جای دارد هروله کرده ..بدونِ سر رویم
بهرِ تبریک مضاعف جانبِ مادر رویم

"آینه در آینه..تندیسِ زهرا زینب است "

ای دلِ خسته برو بیت الولا بیتوته کن
در میانِ خانه ی شیرِ خدا بیتوته کن
در جوارِرحمتِ خیرالنسا بیتوته کن
فکر لازم نیست پس با مجتبا بیتوته کن

"باعثِ شادابی این جمعِ زیبا زینب است "

ابتدائا عالمی را زد به هم با گریه اش
سینه ی صدّیقه شد پُر همّ و غم با گریه اش
زمزمی جوشنده شد بابُ الکرم با گریه اش
غرقِ ماتم شد همه اهلِ حرم با گریه اش

"آشکارا شد به عالم..امّ ِ غمها زینب است"

گریه اش تبدیل شد بر خنده در آغوشِ یار
مات و مبهوت است چشمانش به رخسارِ نگار
عشقِ خود را یافته این دخترِ دور از قرار
کعبه شد اربابِ عالم..این گل است اند مدار

"پس حسین عشق ست و عاشق بهرِ آقا زینب است "

ای حسینی ها!شبِ میلادِ فخر المصطفاست
در شباهت گفته اندآئینه ی شیر خداست
خلقتِ این زن یقیناً از همه عالم سواست
هیچ می دانید بانو..حافظِ کرببلاست

"آن کسی که دینِ حق را کرده احیا زینب است "

عاجزم از گفتنِ مدح و ثنایش..عاشقان
من کی ام تا که سُرایم از برایش عاشقان
دل صفا می گیرد از لطف و صفایش عاشقان
عالم و آدم همه بادا فدایش عاشقان

"عصمتِ صغرای حق..بانوی عظما زینب است"

  • چهارشنبه
  • 26
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

ولادت حضرت زینب(س) -(تنها دلیل خنده ی حیدر خوش آمدی) * احسان نرگسی رضاپور

719

ولادت حضرت زینب(س) -(تنها دلیل خنده ی حیدر خوش آمدی) تنها دلیل خنده ی حیدر خوش آمدی
آیینه ی لطافت مادر خوش آمدی

ای آن کسی که شهرت نام بلند تو
از عرش رفته است فراتر...خوش آمدی

از اشک شوق پر شده چشمان مجتبی
ای روشنای چشم برادر خوش آمدی

دروازه های کوفه به دست تو فتح شد
یاد آور حماسه ی خیبر خوش آمدی

محشر به نام نامی ات آغاز می شود
ای زیر و رو کننده ی محشر خوش آمدی

امشب شب دف است ، شب جام و باده است
امشب خدا به فاطمه فرزند داده است

از خاک پات، بوسه گرفته ست کهکشان
سجده کنند بر تو شب و روز عرشیان

از شوکت مقام تو این بس که بی وضو
نام تو را حسین نیاورد‌ بر زبان

عالم حریف جوش و خروشت نمی شود
آن لحظه ای که پای حسین است در میان

ای دست های تو پل مابِین عرش و فرش
پیوند داده ای تو زمین را به آسمان

محو علیِّ اکبرِ ارباب می شوی
از بس که او شبیه علی می دهد اذان

ذکر علی الدوام تمام ملائکه!
بر چادر تو باد سلام ملائکه

عالم فدای قلب صبوری که داشتی
خورشید و ماه خیره ی نوری که داشتی

ابن زیاد وقت ورودت به کاخ کفر
عاجز شد از شکوه و غروری که داشتی

دنیا ندیده است به خود در تمام عمر
مثل برادران غیوری که داشتی

صدها هزار حضرت موسی گذشته اند
از جای جای وادی طوری که داشتی

خورشیدِ بی غروبِ شب و روز کربلا!
عالم ندیده است حسینی تر از تو را

ای سرو پاکباز که غرق عنایتی
دست مرا بگیر که دریای رحمتی

از درک جایگاه تو این خلق عاجز اند
مثل علی و فاطمه اعجاز خلقتی

در وقت خطبه خواندن تو کل کائنات
گفتند یکصدا: چه وقاری! چه شوکتی

یک جا گناه های زبان پاک می شود
وقتی که نقل می کند از تو فضیلتی

جز اینکه خاک پای تو باشیم تا ابد
در زندگی خویش نداریم حاجتی

ای آبروی روی علی، ای خدای صبر
باید نوشت: "زینب کبری" به جای صبر

هدیه بده به خانه ی قلبم بهار را
آرام کن دوباره دل بی قرار را

زینب تو کیستی که به وقت نماز خویش
وا داشتی ستایش پروردگار را

آن خطبه های حیدری ات، بعد سال ها
زنده نمود خاطره ی ذوالفقار را

وقتی که خلق کرد خدا کائنات را
دست تو داد گردش این روزگار را

هر طور می شود دل ما را درست کن
ما داده ایم دست خودت اختیار را

جز تو کسی لیاقت زینب شدن نداشت
دلداده ای شبیه حسین و حسن نداشت

امشب بساط نوکری ما فراهم است
بانو! فقط زیارت کرب و بلا کم است

شکر خدا که سایه ی پر مِهر چادرت
روی سر تمامیِ ذرات عالم است

با اسم تو زمین و زمان زیر و رو شود
پس نام نامی تو همان اسم اعظم است

ای کوه صبر! ای که جهان زیر بال توست
از تو مدد گرفته اگر کوه محکم است

ما را بخر ، نگاه به اعمال ما مکن
اینجا که آمدیم بد و خوب درهم است

صدها هزار آسیه شاگرد مکتبت
نام حسین هست شب و روز بر لبت

خوشبخت آن دلی که گرفتار زینب است
عالم به زیر دِین علمدار زینب است

هر کس که حیدری ست بدهکار فاطمه ست
هرکس حسینی است بدهکار زینب است

امروز اگر که نامی از اسلام مانده است
مدیون جان فشانی و ایثار زینب است

از پادشاه های دو عالم غنی تر است
آن سائلی که خادم دربار زینب است

عباس ، ماهِ بی بدلِ خیمه هاست که
از روی نیزه نیز نگهدار زینب است..

  • پنج شنبه
  • 27
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 09:34
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 حسن لطفی

ولادت حضرت زینب -(می‌نویسم که والضُحیٰ زینب) * حسن لطفی

680

ولادت حضرت زینب  -(می‌نویسم که والضُحیٰ زینب) می‌نویسم که والضُحیٰ زینب
عصمت اللهِ کبریا زینب
جمعِ اَسماء و اِسمها زینب
ربنا بعدِ ربنا زینب

می‌نویسم پس از خدا زینب

نامِ او تا که بر زبان اُفتاد
کوه برخاست آسمان اُفتاد
عَلَم از شانه یِ یَلان اُفتاد
سرِ ما هم بر آستان اُفتاد

می نویسم که اِنَما... زینب

پنج تَن حَبلِ محکم آوردند
نامِ او را که با هم آوردند
به زبان اسمِ اعظم آوردند
واژه ها بعد از آن کم آوردند

همه گفتند یک صدا زینب

مرتضیٰ بعد از این دو کوثر داشت
فاطمه بعد از این دو حیدر داشت
کعبه این دفعه هم تَرَک برداشت
شورِ نامِ حسین بر سر داشت

زینتِ نامِ مرتضیٰ زینب

کعبه‌یِ احترام‌ها آمد
قبله‌گاهِ پیام‌ها آمد
به قدومش سلام‌ها آمد
عمه جانِ امام‌ها آمد

عمه جانِ امام ها زینب

دستِ جَدِّ مطهرش دادند
و لوای پیمبرش دادند
شیر شد شیرِ مادرش دادند
خوش به حالش که خواهرش دادند

خوش به حالِ حسین با زینب

کیست مرد آفرینِ بنیان کن
کیست مرد آفرین ولیکن زن
در مقاماتِ او فقط ماندن
این جهان لال و آن جهان اَلکَن

مانده وصفش در ابتدا زینب

چادرش را اگر تکان بدهد
شور بر هفت آسمان بدهد
راه را تا خدا نشان بدهد
باید احمد چنین اذان بدهد

اَشهدُاَنتَ مِن کسا زینب

حرفِ تعظیم اوست بسم‌اله
وقتِ تکریم اوست بسم‌اله
زان که تقدیم اوست بسم‌اله
عشق تسلیم اوست بسم‌اله

حا و سین ، یا و نون ما زینب

سر بلندیِ دل زِ دولت اوست
کربلا هم رَهینِ همت اوست
گردنش زیرِ بارِ منت اوست
همه عالم گواهِ عصمت اوست

"شمعِ ساداتِ نینوا زینب

به علی رفته و علی شده است
سر و پایش سینجلی شده است
جلوه‌ی چارده ولی شده است
به بلاهایِ حق بلی شده است

یک تنه رفته تا کجا زینب

مریمی در حجابی از نور است
یا که موسیٰ به وادیِ طور است
یک زن اما به حق سلحشور است
چقدر از مدارِ ما دور است

که خدا گفته مرحبا زینب

بالِ جبریل خاکِ مرکبِ اوست
دو سه نهج البلاغه بر لبِ اوست
آسمان گرمِ نورِ هر شبِ اوست
و ابالفضل هم مؤدبِ اوست

حضرتِ هیبت و حیا زینب

همه عالم در استجابش بود
هیبتش حاله‌ی حجابش بود
یک عشیره در التهابش بود
و علمدار خود رکابش بود

دارد این گونه کبریا زینب

مثلِ سرخیِ کوه پنهان است
گرد باد است مثل کوران است
یک تَن اما هزار طوفان است
شاهدم شام شامِ ویران است

مثلِ زهراست سر به پا زینب

تازه جِلوه نکرده با نامش
کرده دستِ حسین آرامش
وَرنَه چون خاک می‌کند گامش
کوفه را با همه بَرو بامش

گفت حیدر که لافتا...زینب

می‌رود در مقابلش حیدر
دو برادر کنارِ این خواهر
پشتِ سر کوهِ شرم ، آب آور
تا رَوَد شب زیارتِ مادر

شب و این احترامها زینب

مثلِ آئینه هست پیشِ حسین
و حسین آمده ست پیشِ حسین
چشمها را که بست پیشِ حسین
همه دلها شکست پیشِ حسین

رفت آن شب به کربلا زینب

آنهمه احترام را می‌دید
کوچه و سنگ و بام را می‌دید
کوچه و ازدحام را می‌دید
اشکهایِ امام را می‌دید

چادرش زیرِ دست و پا زینب

  • شنبه
  • 29
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 16:47
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

ولادت حضرت زینب -(کنار زد چو سپیده سیاهی شب را) * رضا دین پرور

767

ولادت حضرت زینب  -(کنار زد چو سپیده سیاهی شب را) کنار زد چو سپیده سیاهی شب را
گرفت مهرِدل افروزِمهر، کوکب را
نوشت دست قضا، حُسن حُسن مطلب را
به روی دست ملائک چو دید زینب را

فرشته ها همه بر هم نوید می دادند
ملائکه خبر از صبح عید می دادند

به کوچه کوچه ی دل، نور، جلوه ها می کرد
برای دیدن گل، اشک، کوچه وا می کرد
زمین به سینه ی مستش، خدا خدا می کرد
خدا به گفتن یا زینب اکتفا می کرد

رسیده آنکه به والله عصمت الله است
کسی که کوه حیا در برابرش کاه است

بیا که درک شود لذت حضور حسین
بیا که با تو شود جُفت، بزم جور حسین
بجوش در خُم اشک و بگیر شور حسین
بخند تا بِرُبایی دل صبور حسین

" کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق ناموس سامری بشکن"

تو کوه صبر و وقاری و همتی زینب
تو معدن کرم و روح رحمتی زینب
تو گوهر شرف و بحر عصمتی زینب
تو لحظه لحظه طلوع قیامتی زینب

بزن شرر به دل دشمنت به یکباره
بخوان یکی دو خطابه میان گهواره

خطابه های تو از حرف مهتران، خوشتر
شمیم عطر تو از سدره ی جنان، خوشتر
به راه عشق تو مُردن، ز نقد جان، خوشتر
دمشق توست ز جنات عرشیان خوشتر

توقعات گداهای سفره ات بالاست
وصال کرببلا بی دمشق بی معناست

تو یادگار علی؛ سینه سوز فاطمه ای
به علم عالم امکان تویی که عالمه ای
به صبر و حلم رقیه تویی که خاتمه ای
ای اوج عشق حسین، عشق شاه علقمه ای

فرات خون شده هر چشم کربلای حسین
چراکه جای تو خالی است بین آن حرمین

چه سنگها که شکستند در پی قدمت
چه داغها که نشستند بر دل المت
چه اشکها که روان شد ز شوره زار غمت
چه ناله ها که فروریخت در شب حرمت

نشسته در دل خون، پاره ی مفاتیحت
و ریخت روی زمین دانه های تسبیحت

چو تیغ ها به گلوگاه زخم، رو کردند
ز خون پاک حسینت همه وضو کردند
غبارها، تن مجروح را رفو کردند
هزار بوسه به جای تو بر گلو کردند

نگینِ روشنِ انگشتر تو را بردند
به روی ناقه عریان تو را کجا بردند

سری بلند شد از نی، تو را نظاره گرفت
دمی که سنگ حرامی تو را اشاره گرفت
شکست تا که برای تو راه چاره گرفت
برات با لب خونبار، استخاره گرفت

اگرچه بر سر نیزه حسین اقامت کرد
اراده کرد اگر هر کجا، قیامت کرد

  • شنبه
  • 29
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 16:49
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

ولادت حضرت زینب -(دستی میان زندگی ام سایه گستر است) * محمود ژولیده

807
2

ولادت حضرت زینب  -(دستی میان زندگی ام سایه گستر است) دستی میان زندگی ام سایه گستر است
این دست ، دستِ مادریِ دخت کوثر است

مهر و محبتش ز ازل داده اَم خدا
این مهر با محبت ارباب یکسر است

او باب رحمت است به عشاقِ اهلبیت
در آسمانِ قافله ی عشق ، اختر است

نور علی و فاطمه شد حاصلش چنین :
زینب گلی ز گلشنِ بابا و مادر است

آن باونیی که عالمه ی بی معلمه ست
شاگردِ حق ، عقیله ی آل پیمبر است

چون او زنی در عالم خلقت نیامده
والله مثل شیر خدا مرد پرور است

بارِ ولای آل علی روی دوش او
یعنی که با امام زمانش برابر است

از انبیاء یکسره ، تا جمع اولیاء
مدیونِ زینبند که او دادگستر است

هر چند مجتباست برادر بزرگ او
اما حسن رهینِ مددهای خواهر است

عباس اگر امیدِ حرم بود ، بی گمان
امّید او به زینب کبرای اطهر است

مبعوث شد چنین به رسالت به کربلا
بعد از حسین ، واقعه را او پیمبر است

تنها نه او امید دل پنج تن ، که خود
در کربلا امید دل شش برادر است

اصلاً بدون حضرت او کربلا نبود
با او فقط قیام برادر میسر است

شاهی که سی هزار حریفش نمی شوند
علت همینکه زینب او چند لشکر است

زینب زنی که اهلِ امامت به ماسواست
یعنی که در ولایتِ عظما چو حیدر است

تنها علی ندیده نَود زخم ، در اُحد
زینب میان معرکه مولای دیگر است

بانوی بانوان دو عالم که فاطمه ست
فرمود : زینب آیتِ عظمای محشر است

از کودکی است واله و سرگشته ی حسین
دنباله ی حسین در عالم ، سراسر است

تا چشم او بروی برادر فتاد ، گفت :
ای اشنا ، فدای تو جانم ، مکرر است

جبریل نامِ نامیِ او را ز سوی حق
آورد و گفت : بانیِ این نام داور است

زینب نه زِینِ اَب ، که به تاکید جدّ خود
تاجِ سر تمام عوالم مقدّر است

از احترام واجب او گفته مصطفی
سِرِ خدا چو فاطمه ، این ناز دختر است

همتای بی بدیل حسین است زینبم
آئینه ی تمام نمای برادر است

زینب فقط ، برادر خود را نه خواهر است
والله بر برادر خود عینِ مادر است

اکسیر اعظم است نگاه مبارکش
یعنی اسیر خصم نه ، مجذوب رهبر است

در زیر کعب نی ، به قیامش ادامه داد
هرگز نگفت قلبم از این غم مکدّر است

در راه حق ، اسارت و زندان به نزد او
زیباییِ تمام،،،عجب عشق باور است!

چشم از امام خویش دمی بر نداشته
با اینکه دید ، بر سرِ نی سایه ی سر است

وقتی که دست ، زیر تن پاره پاره بُرد
گفت این قلیل هدیه ی ما نزد داور است

ناقه سوارِ کوفه و شام آخرِ حیاست
خود الگوی حجاب ، ولی پاره معجر است

یک ذره زیرِ کوهِ بلا ، کم نیاوَرَد
از بسکه او مقاوم و از بس دلاور است

شد قهرمانِ صبر به اوج اسیری اَش
یعنی اسارتش به شهادت برابر است

تسلیم در برابرِ امرِ خدای خویش
در مکتبش ، رضای خدا درسِ آخر است

در بندگی تک است مقام اطاعتش
چون مادرش کنیز خداوند اکبر است

حتی به او دعای فرج میشود مُجاب
یعنی برای منتقمِ خویش یاور است

امر فرج ، به موی پریشان زینب است
رمز ظهور ، شام غریبان زینب است

  • شنبه
  • 29
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 16:51
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

ولادت حضرت زینب -(امشبم شورعجیبی در سر است) *

600

ولادت حضرت زینب  -(امشبم شورعجیبی در سر است) امشبم شورعجیبی در سر است
شور و مستی در سرم سرتاسر است

جشن میلاد است و می در ساغر است
حالِ من انگار حالی دیگر است

دف بزن این باده مستی آور است

درجهان برپاست غوغایی دگر
می شود تعبیر رویایی دگر

آمده انگار زهرایی دگر
دختری ام ابیهایی دگر

بازهم وقت نزول کوثر است

با گلاب و می ، زمین را تر کنید
کوی و برزن را پر از زیور کنید

خانه ها را مملو از گوهر کنید
آه! دختردارها باور کنید

شاه مردان زینتش یک دختر است

زینت شیرِخدا ، حق را ستون
مثل او عالم ندیده تاکنون

کرده نامش سرکشان را سرنگون
زینب است اما میان جنگ و خون

شک نکن پایش بیوفتد حیدر است

ذولفقار خطبه اش دم دار بود
خون مولا در رگش بسیار بود

دخت حیدر شیر هر پیکار بود
در حقیقت زینب کرار بود

خطبه هایش نیز فتح خیبر است

نه کسی چون او نمی آید دگر
آن جگرداری که شد خونین جگر

کربلا در کربلا می ماند اگر
زینب کبری نمی شد جلوه گر

نطق زینب کربلایی دیگر است

چادرش با عرش پهلو می زند
آبرو دائم به او رو میزند

پیش او خورشید سوسو می زند
حضرت عباس زانو می زند

او ز درک عارفان بالاتر است

ذکر هرشیری که در تاب و تب است
ذکر هرشیری که حیدر مذهب است

ذکر هر شیری که در این مکتب است
کلنا عباسُکِ یا زینب است

هر کسی شیعه ست خود یک لشکر است

برده از من روز و شب دیوانه وار
بیتی از عمان سامانی قرار

((زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار))

تا ابد این عشق شاعر پرور است

گرچه با سربند یا زینب مدد
هر پرستاری سرآمد می شود

بنده اما ماه بانو ، با سند
معتقد هستم به این که تا ابد

روز میلاد تو روز خواهر است

امشب از گل پُر شده دنیا ولی
مرتضی شد بازهم بابا ولی

مجلس شادی شده برپا ولی
نیست وقت روضه خوانی ها ولی

جشن گاهی از عزا غمگین تر است

جشن گاهی می شود بزمِ شراب
وای از آن وقتی که دختِ بوتراب

بود دستش مثل بابا در طناب
پیش چشمش خیزران خورد آفتاب

خنده ی رقاصه ها زجرآور است

خرده میگیری به ما پس گوش کن
آری اصلا ما همه از بیخ و بن

سینه زن هستیم و مست و گریه کن
جشن زینب روضه باران است چون

فاطمیه چندروز دیگر است

آه از آن وقتی که یک پروانه سوخت
بوته یاسی در دل گلخانه سوخت

در هجومی تند و بی شرمانه سوخت
مادری در پشت درب خانه سوخت

روضه گاهی دیدن میخ در است

فاطمیه گریه های بی صداست
فاطمیه ابتدای کربلاست

فاطمیه روضه ای بی انتهاست
روضه ی سیلی به ناموس خداست

روضه ی روی کبود مادراست...!

شاعر:محسن کاویانی

  • شنبه
  • 29
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 حسن لطفی

ولادت حضرت زینب -( یا که از عشق مگو یا که جگر را بتراش) * حسن لطفی

1386

ولادت حضرت زینب  -( یا که از عشق مگو یا که جگر را بتراش) یا که از عشق مگو یا که جگر را بتراش
خَم اَبرو بکش و قرص قمر را بتراش
از علی دَم بزن و تیغِ دوسر را بتراش

مژه را تَر کن و با خطِ مُعلی بنویس
هرقدر می‌شود از حضرتِ مولا بنویس

دید حق ، معرکه شمشیر زنی کم دارد
دید میدانِ بلا شیرزنی کم دارد
دید پیغمبرِ تکبیر زنی کم دارد

آنکه کم بود در این خانه فقط زینب بود
آنکه باید برود تا تَهِ خط زینب بود

پس ، پس از فاطمه تصویرِ خدا زینب شد
فاطمه ضرب درِ شیر خدا زینب شد
صاحبِ مجلسِ تفسیرِ خدا زینب شد

مُحرمِ عشق بخوان مَرهم هر درد آمد
مَرد می‌خواست خدا مَرد تر از مَرد آمد

شانه‌ای آمده تا بارِ بلا را ببرد
قامتی آمده تا کرببلا را ببرد
چادری آمده تا آلِ عبا را ببرد

فاطمه‌وار نوشتند حسین آمده است
شصت و نُه بار نوشتند حسین آمده است

آمده تا که نبیند همه را اِلا یار
آمده تا برود سایه به سایه با یار
سایه هم دورتر و دورتر از او تا یار...

هیچ کس نیست در آفاقِ تماشاییِ او
نیست مانند برای دل زهرایی او

جای گهواره‌ی او قلبِ حسین است حسین
دلِ آواره‌ی او قلبِ حسین است حسین
و فقط چاره‌ی او قلب حسین است حسین

ماه و خورشید نَه بر محور او می‌چرخند
شش برادر همه دورِ سرِ او می‌چرخند

ماند تا بشکند او خطِ ستم را تنها
ماند تا جمع کند اهل حرم را تنها
تا که بردارد از این خاک عَلَم را تنها

ماند تا چادرِ خود را بتکاند زینب
کوفه را بر سرِجایش بنشاند زینب

خطبه‌ای خواند که از شام بجز نام نماند
نامِ او ماند به تاریخ ولی شام نماند
خطِ خون زنده شد و خِطّه‌ی دشنام نماند

گفت در شام که اسلامِ علی می‌ماند
به رویِ مأذنه‌ها نامِ علی می‌ماند

همه رفتند ولی سنگرِ او دست نخورد
به پَرِ بیرق آبِ آور او دست نخورد
به سویِ سایه‌ای از معجرِ او دست نخورد

آه یک روزه عطش دور و برش را سوزاند
خواست آهی بکشد غم جگرش را سوزاند

خواهری بود که بی پنج برادر بود و
با حرم در وسط آنهمه لشگر بود و
دید در خیمه‌ی آتش‌زده دختر بود و

یک نفر بود و هرآنکس که نمی‌زد می‌زد
بشکند دست حرامی چقدر بد می‌زد...

تپشِ ما نَفَسِ ما قلمِ ما زینب
قدم ما دو دمِ ما علَم ما زینب
شرف ما نجف ما حرم ما زینب

ما مسلمان شده‌ی غیرت زینب هستیم
بنویسید که ما ملت زینب هستیم

  • یکشنبه
  • 30
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

ولادت حضرت زینب(س) -(شب میلادعمۀ سادات چشم هایم دوباره بارانیست) * حسین جعفری

852

ولادت حضرت زینب(س) -(شب میلادعمۀ سادات چشم هایم دوباره بارانیست) شب میلاد عمه ی سادات
چشم هایم دوباره بارانی ست
دلِ آتش گرفته از عشقم،
میزبانِ شبی زمستانی ست

شبی از جنس عشق و نور و امید، شبی از جنس شوق و شور و شعف
چشم وا کرده روی دست زمین
دختر سربلند شاه نجف

در بیان ستایشت بانو با غزل هم زبان ما لال است
از بهشت خدا به سوی زمین آمدی و حسین خوشحال است

آمدی و شد آسمان و زمین، غرقِ نور تو حضرت زینب

عاشقانه قنوتِ گریه بگیر!
ابرِ رحمت به حرمت زینب

پر زدی تا در آسمان ، پُر شد، همه جا از شمیم عطر خدا

آمدی بین واژه های نفاق
خط کشیدی به زیر سطرِ خدا

در ازل عاشقت شده ست حسین که ندیده تو را خریدار است
روز میلاد تو تجلی عشق و ایثار هر پرستار است

چه مدینه چه کربلا چه دمشق دل من هست روضه خوان حرم
در رهت جان خویش را دادند فاطمیون..‌.مدافعان حرم

  • یکشنبه
  • 30
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 14:58
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا زینب کبری(س) _امشب شب مسروری وشیرینی کام است * اسماعیل تقوایی

688

یا زینب کبری(س) _امشب شب مسروری وشیرینی کام است یا زینب کبري (س)
امشب شب مسروری وشیرینی کام است
امشب شب میلاد یکی خیرالانام است

اوضاع مدینه همه بر وفق مراد است
از بیت علی عطر بهشتی به مشام است

سوم گل گلزار علی گشته شکوفا
تبریک بر او صحبت هر خاص وعوام است

پنجم ز جمادی بود اما چه عجیب است
در جلوه به چشم همگان ماه تمام است

آمد به جهان آیه ای از کوثر طاها
زینب، که بر او از سوی دادار سلام است

این دختر بی مثل شود زینت بابا
در عرش خدا صاحب کرسی ومقام است

او مظهر صبرست و دلیری ونجابت
شبه پدر ومادر خود، گام به گام است

او اسوه علم علوی، صاحب عقل است
در درگه او عاقل وعالم، غلام است

او خواهر محبوب برای حسنین است‌
الحق که در این خواهریش سنگ تمام است

تکمیل کند نهضت خونین حسینش
بر عالمیان حامل آن نیک پیام است

پنجم ز جمادی دل ما غرق سرور است
میلاد نکویش سبب عیش مدام است

شعر ‌:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 30
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 سیدبشیر حسینی میانجی

غزل میلاد حضرت زینب(س) -(حمد و ثنا به خالق دادار پنج تن) * سیدبشیر حسینی میانجی

731

غزل میلاد حضرت زینب(س) -(حمد و ثنا به خالق دادار پنج تن) حمد و ثنا به خالق دادار پنج تن
عالَم منوّر است ز انوار پنج تن
طاها و مرتضی و بتول و حسن، حسين
زيباست نام های پُر اسرار پنج تن
شادم از اينکه شيعه ی شير خداستم
سرمستم از پياله ی سرشار پنج تن
من بی نيازم از همه دارو و هر طبيب
زيرا که قلب من شده بيمار پنج تن
تقديم می کنم غزلم را به آل عشق
شعرم اگر چه نيست سزاوار پنج تن
در باغ ديگران نشوم مرغ نغمه خوان
جايي که هست گلشن و گلزار پنج تن
امشب مدينه غرق سرور است چون دلم
می رقصد از شغف در و ديوار پنج تن
امشب ستاره ها به زمين بوسه می زنند
دارد فرشته حسرت ديدار پنج تن
امشب عطا نمود خدا گل برای گل
تکثیر شد در آينه، رخسار پنج تن
زينب گُلَ است و فاطمه گل وه چه باصفاست
گل ها خجل شد از گل بی خار پنج تن
در پنجم جمادی الاوّل گشود چشم
آمد بر اين جهان، که شود يار پنج تن
قنداقه ی سپيد در آن حلقه ی وصال
مانند نقطه ای ست به پرگار پنج تن
باور کنيد در همه ی عمر می شود
در لحظه های سخت پرستار پنج تن
گلواژه ی «بشير» درين شعر، زينب است
آورده بهر گرمی بازار پنج تن

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سرود میلاد حضرت زینب(س) -(میلاده و میلاده و میلاده) * رسول چهارمحالی

360

سرود میلاد حضرت زینب(س) -(میلاده و میلاده و میلاده) کوثر و طاها ،زینب کبری(2)

میلاده و میلاده و میلاده
دلشاده و دلشاده و دلشاده
مسروره و پر نوره مدینه
شادی و شعف آ ره همینه
ریسه ببندید ..........تموم عالم
رسیده میلاد ......شادی دمادم
شادم و مسرور ...دلها پراز نور
دختر حیدر ........نموده ظهور

کوثر و طاها ،زینب کبری (2)

پیچیده و پیچیده و پیچیده
دل دیده و دل دیده و دل دیده
عطر گل یاس پر شده در عرش
میباره ستاره عرش تا بر فرش
جشن و سروره .... ..بگید ماشاالله
بلا که دوره ...... .....بگید انشا الله
نقل و شیرینی ........میوه و شربت
کام تو شیرین ......... از این ولادت
کوثر و طاها ، زینب کبری(2)

یا زینب و یا زینب و یا زینب
هرلحظه و هرصبح به لب تا شب
درمکتب حیدر تو یک فاطمه ای
چون حضرت مادر در زمزمه ای
ذکر حسینه .............ذکر لب تو
ذکر حسینه ..... ....تاب و تب تو
ذکر حسینه ....... ...دوای دردت
ذکر حسینه..............شفای دردت
کوثر و طاها ، زینب کبری(2)

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 19:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سرود میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها -(اسطوره صبرو استقامتی یا زینب) * مجید آقاجانی

667

سرود میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها -(اسطوره صبرو استقامتی یا زینب) اسطوره صبرو استقامتی یا زینب (س)
در نهایت پاکی و نجابتی یا زینب
به عشق تومیگذره هر روز وشبم
مثل حیدر با رشادتی یا زینب

از تو میخونم ؛ تا وقتی که من زنده هستم
نگاهی کن ؛ من یه نوکرخسته وبالوپرشکستم
پس کی میشه ؛ به ضریح قشنگ تو برسه دستم

(زینب زینب سیدتی یا زینب)

تو بی بدیل و با وقاری یا زینب (س)
درهردوجهان همتا نداری یا زینب
ما رو برای نوکریت قبول کردی
برای ما کم نمیزاری یا زینب

زینب زینب ؛ نوکرتو هستم و این بسه برام
ازتوممنونم ؛ منوبااین همه بدی کردی صدام
عشقم اینه ؛ برا دفاعه از حریم تو بیام

(زینب زینب سیدتی یا زینب)

مثل مرتضی والا مقامی یا زینب (س)
همیشه هرجا همرامی یا زینب
پای تومیمونم و همیشه هستم
عشق منی و همه دنیامی یازینب

دوستدارم ؛ همیشه غرق مستی و شور وشینم
هرشب دارم خواب میبینم که توی بین الحرمینم
تا عمر دارم ؛ نوکر تو و نوکر امام حسینم

(زینب زینب سیدتی یا زینب)

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور میلاد حضرت زینب سلام الله علیها -(نور گرفته همه ستاره‌های منجلی) * علی حاجیان فر

415

شور میلاد حضرت زینب سلام الله علیها -(نور گرفته همه ستاره‌های منجلی) نور گرفته همه ستاره‌های منجلی
قلب زنگ زده ی ما شده امشب صیغلی
میدونی چه خبره که همه لبخند دارن
اومده به دنیا دختر بزرگ علی

شب تولد زینب بخدا
مژده نور میده باد صبا
هرکی که یاد داره هلهله بکشه
هلهله بارونه تو ارض و سماء

از الان غصه و غم دیگه محکومه
از امشب زینت حیدر معلومه
قنداقه زینبو به هرکسی دادن !!!
اما فقط تو آغوش حسین آرومه
جانم زینب
---
طلوع کرده خورشید ، بازم از بیت حیدر
اومده واسه ی ارباب ما یار و یاور
(کم من فئةٍ قلیله ، غَلَبَتْ فئةً کثیره)
اومده که بسازه برای دین یه لشکر

جبروتش بی حسابه زینب
زانوی عباس رکابه زینب
یه تنه فاتح به شامه اما
حفظ چادر انقلابه زینب

بنت الهدی زینبه / رمز دعا زینب
سرچشمه عفت و حجب و حیا زینب
زهراترین زینبه /حامی دین زینب
پیدا نمیشه مثه تو رو زمین زینب

جانم یازینب
----
اونکه تاج سر کل زنانه اومده
اونکه بی نظیر ، در دوجهانه اومده
اونکه دخت امیرمؤمنینه زینبه
اونکه عمه صاحب زمانه اومده

باعث فخر و غروره زینب
نور علی فوق نوره زینب
روزی که مهدی بیاد میبینیم
نقش رو پرچم ظهوره زینب

تو نورِ ذاتی و باب همه حاجات
عیدی بده به همه ، ای عمه سادات
تو سرور مایی و ما خاک پات زینب
برگ برات همه تو دستات زینب

جانم یا زینب
➖➖➖
منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • سه شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک سرود و شور میلاد عقیله العرب حضرت زینب کبری سلام الله علیها -(خدا دختری عطا کرده) * امیرحسین سلطانی

598
1

سبک سرود و شور میلاد عقیله العرب حضرت زینب کبری سلام الله علیها -(خدا دختری عطا کرده) بند اول

خدا دختری عطا کرده
به علی و فاطمه امشب
و شباهت داره به زهرا
نام زیباش شده زین اب

خدا خواهری عطا کرده
به حسین فاطمه امشب
و به دنیا نمیاد هیچوقت
دیگه خواهری مثه زینب

اومده آبروی پنج تنِ آل عبا
اومده ناخدای کشتیِ کرب و بلا
اومده شیرزنی که داره نطق مرتضی

اومده اسوه ی نجابت و حجب و حیا
اومده مظهر رشادت و عشق و وفا
اومده شیرزنی که داره صبر مجتبی

یا زینبا زینبا یا زینبا یا زینبا

بند دوم

کرده رب دلبری جلوه
که مدینه شده زیباتر
گریه هاش نشونه اینه که
داره شوق آغوش دلبر

با یه لبخند میشه از اول
اسیر عشق حسین خواهر
میخوره همونجا سوگند تا
پای این عشق باشه تا آخر

اومده تا قیام کربلا زنده بشه
کاری کنه که ریشه ی ستم کنده بشه
خطبه بخونه و یزید سرافکنده بشه

اومده تا نذرش ادا تو کربلا بشه
یه جون داره اونم برا حسین فدا بشه
نیومده که از برادرش جدا بشه

یا زینبا یا زینبا یا زینبا یا زینبا

۱۴۰۳/۰۸/۱۲

  • یکشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 16:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

سرود شور میلاد_حضرت_زینب سلام الله علیها -(تاج سر عشقه،کبوتر عشقه) * ابوالفضل جدیان

483

سرود شور میلاد_حضرت_زینب سلام الله علیها -(تاج سر عشقه،کبوتر عشقه) تاج سر عشقه،کبوتر عشقه
چشماشو واکرد و همه فهمیدن
که خواهر عشقه
این گل زهرا سرشت،دل می بره از بهشت
حق توو کتاب خلقت،اسمشو زینب نوشت
عجب نمکی داره خنده ی شیرینش
صورتشو می بوسه،دلبر دیرینش

تاج سر نوره،بال و پر نوره
ندا رسید از آسمون هفتم
که دختر نوره
زینت بابا اومد،پاکی دریا اومد
نگین انگشتر،حضرت زهرا اومد
بوی نفساش میخک،گل سرش الماسه
شکوفه گلوبند و ،گوشواره هاش یاسه

تاج سر ماهه،جلوه ی اللهِ
به بند قنداقه ش توسل کن تا
نری به بیراهه
شیعه گرفتارشه،فرشته بیمارشه
ما هم اگه نباشیم،خدا خریدارشه
دعای فرج ذکره،رو لبمه هرشب
میاد آقا یک روزی،با رمز یا زینب

ستاره و سرور،تو محشری محشر
حسین میگه ای جانم تولدت
مبارکه خواهر
روح دمنده ش حسین،علت خنده ش حسین
خدا میدونه که هست،قلب تپنده ش حسین
اشک شوق اربابم،میچکه رو گونه ش
اسم ما رو بنویسید،عاشق و دیوونه ش
➖➖➖

منبع کانال جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر و سرود میلاد_حضرت_زینب سلام الله علیها -(صبر و مهر و وفاش به باباش کشیده) *

331

متن شعر و سرود میلاد_حضرت_زینب سلام الله علیها  -(صبر و مهر و وفاش به باباش کشیده) سجاد شرفخانی

➖➖➖
صبر و مهر و وفاش به باباش کشیده
جوهره ی تو صداش به باباش کشیده
الحق و الانصاف دختره حیدره
گیرایی خطبه هاش به باباش کشیده

طاها قربون صدقش میره
مولا قربون صدقه‌اش میره
زهرا قربون صدقش میره

حسن، بغلش می‌گیره
حسین براش می‌میره

عشق عالمین یا زینب مدد
شریکة الحسین یا زینب مدد
-----
رزق هفت آسمون تو یه نیم نگاشه
والله زینت دامن باباشه
از بس که عاشق روی حسینه
آرومه تا توی، بغل داداشه

ماه کاملش حسین جانه
آوای دلش حسین جانه
همه حاصلش حسین جانه

حسین، ذکر لالایی شه
حسین، همه دارایی شه

عشق عالمین یا زینب مدد
شریکه الحسین یازینب مدد
-----
وقتی زهرا براش ، لالایی می‌خونه
اشک شوق علی ، جاریه رو گونه
چه کیفی می‌کنه ، مجتبی وقتی که
خواهر دردونه شو ، می‌ذاره رو شونه

از شادی ستاره مجنونه
مهتاب اسپند می سوزونه
دور گهواره می گردونه

زهرا، وان یکاد می خونه
مولا، وان یکاد می خونه

عشق عالمین یا زینب مدد
شریکه الحسین یازینب مدد
➖➖➖

منبع کانال جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

متن شعر و ولادت مدح حضرت_زینب سلام الله علیها -(شاعرم، کاتبِ وحی‌ام به زبانی دیگر) * رضا قاسمی

323

متن شعر و ولادت مدح حضرت_زینب سلام الله علیها -(شاعرم، کاتبِ وحی‌ام به زبانی دیگر) شاعرم، کاتبِ وحی‌ام به زبانی دیگر
می‌کِشم پای قلم را به جهانی دیگر

هر چه جان بود سرِ روضه نوشتن دادم
گفتن از مدحِ تو می‌خواهد جانی دیگر

شأنِ نامِ تو کجا و دهن‌آلوده‌سگان
باید از نامِ تو گفتن به دهانی دیگر

تو که هستی که به یک تن همه‌ی پنج تنی؟
"کُلُّهُم نورٌ واحد" به بیانی دیگر

روی دستانِ حسینت دلت آرام گرفت
گفت در گوشِ تو انگار اذانی دیگر

در حسینیّه‌ی قلبت تپشِ نوحه به پاست
حرم‌اللهِ تو دارد ضربانی دیگر

دفترِ عمرِ تو تقویمِ به غارت رفته‌ست
می‌رسد فصل خزانش به خزانی دیگر

کاسه‌ی صبر هم از صبرِ تو لبریز شده
بر تنِ تاب نمانده‌ست توانی دیگر

هدفِ هر چه بلا بود شدی، تا نخورَد
تیری از چلّه‌ی غم‌ها به نشانی دیگر

سوگواریم و به سر رختِ سپید است، ببخش
بین ما از غم تو نیست جوانی دیگر

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شعر_ولادت_حضرت_زینب -(گمان کن که با کعبه همسایه ای ) * علی ذوالقدر

400
1

متن شعر شعر_ولادت_حضرت_زینب -(گمان کن که با کعبه همسایه ای ) امیری حسینٌ و نعم الامیر
گمان کن که با کعبه همسایه ای

پی حفظ چندین هزار آیه ای

و حتی اگر غرق سرمایه ای

بدان بی علی پست و بی مایه ای

خود کعبه هم می رود صبح و شام

به دیدار حیدر علیه السلام

علی نزد حق است و حق با علیست

مسیر الی الله تنها علیست

مپرس از چه ذکر لب ما علیست

عبادت همین گفتن یا علیست

اگر که خدا خواندن او بد است

بشر خواندنش کفر صد در صد است

همیشه خدا بود هم صحبتش

به محراب خم شد فقط قامتش

خدا نیز در پاسخ طاعتش

به او دختری داد شد زینتش

ندیده فلک اینچنین دختری

که بر خلق عالم کند سروری

از افلاک تا خاک پرواز کرد

برای برادر کمی ناز کرد

در آغوش او چشم را باز کرد

سپس پرده برداری از راز کرد

چنین گفت چشمش به ماه منیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر

نگاهش دوای تب پنج تن

حضورش چراغ شب پنج تن

چه بنویسم از کوکب پنج تن

شده قبله ام زینب پنج تن

به طغیان کشانده جنون مرا

به پایش بریزید خون مرا

چه خوب است امشب خدا خواستن

طلا نه دل مبتلا خواستن

هر آنچه که خوب است را خواستن

خلاصه فقط کربلا خواستن

تمام سحر ذکر یا رب بگو

همه حاجتت را به زینب بگو

چنان مادرش عالمه زینب است

به بیت علی قائمه زینب است

به غم های او خاتمه زینب است

پس از فاطمه، فاطمه زینب است

زمان دعا نوحه دم داده ام

خدا را به زینب قسم داده ام

چو با او کسی همنشین می شود

یکی از بزرگان دین می شود

یکی مثل ام البنین می شود

که روزی قمر آفرین می شود

به ام البنین مرحمت کرده است

ابالفضل را تربیت کرده است

اباالفضل حالا هوادار اوست

اباالفضل ماه شب تار اوست

ابالفضل امروز علمدار اوست

و کار دفاع از حرم کار اوست

خوشا آنکه او انتخابش کند

فدایی زینب خطابش کند

علی ذوالقدر

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شعر_ولادت_حضرت_زینب -(قمری باز رسید و به دلم نور افتاد ) * داریوش جعفری

825

متن شعر شعر_ولادت_حضرت_زینب -(قمری باز رسید و به دلم نور افتاد  ) قمری باز رسید و به دلم نور افتاد

ناخودآگاه مسیرم به رهِ طور افتاد

بیخبر بودم از آن حال و دلم شور افتاد

قافیه بر ورقم جفت شد و جور افتاد

گفت بنْویس که آن روح عبادات آمد

صلواتی بفرست عمه ی سادات آمد

دست بردم به قلم قافیه ام نام گرفت

نام زینب به لبم خورد و لبم جام گرفت

و از این حالت خوش سینه ام آرام گرفت

مهر او از دل من غصه ی ایام گرفت

ازقدومش به دلم شوق مناجات آمد

صلواتی بفرست عمه ی سادات آمد

عرض تبریک که یا فاطمه دختر زادی

دختری با جَنَم و هیبت حیدر زادی

کوثری بر نبی و کوثر دیگر زادی

بهرِ دین نبوی خودْ تو پیمبر زادی

دختر شیر خدا قبله ی حاجات آمد

صلواتی بفرست عمه ی سادات آمد

گفت در حالت بیداری و در خواب حسین

جان نثار توام ای حضرت ارباب حسین

شده از داغ تو جسمم به تب و تاب حسین

کوفه و شام شدم بهر تو نوّاب حسین

تبرِ بت شکن کوفه وشامات آمد

صلواتی بفرست عمه ی سادات آمد

داریوش جعفری

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب -(زینب رسیده پای پیمبر بایستد ) * رضا دین پرور

325

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب -(زینب رسیده پای پیمبر بایستد ) بنت الحیدر
زینب رسیده پای پیمبر بایستد

از شوق روی فاطمه حیدر بایستد

زینب رسیده باز که قرآن بخواند و

چشمش به روی سوره کوثر بایستد

زینب رسیده است که وقت تنزلش

قلب فرشته در صف محشر بایستد

زینب رسیده زینت اسم علی شود

اسمش کنار واژه ی مادر بایستد

زینب که جمعِ پنج تن از نور داور است

باید قبول کرد که زهرای دیگر است

قرآن یکی، حساب یکی و خدا یکی

زهرا یکی، علی یکی و مصطفی یکی

در ازدحام دور و بر خانه ی علی

این دستِ خالی است یکی و گدا یکی

زنجیره های عشق حسینیم و زینبیم

`ما عاشقیم غالباً از هر دو تا یکی”

تنها قنوت فاطمه خیرش به ما رسید

می گیرد از هزار دم ربنا یکی

با او یکی یکی به خدا می رسیم ما

دور ضریح کرببلا می رسیم ما

باید دلیل، آیه ی قرآن بیاورند

یعنی به پای مردی ات ایمان بیاورند

از سر گذشته آب، اگر حرف غیر توست

سر را برای چه؟ تو بگو جان بیاورند

موران کنار بارگهت صف کشیده اند

بانو اشاره کن که سلیمان بیاورند

وقتی تویی مدافع حرم آل فاطمه

اصلا” چرا که زیره به کرمان بیاورند

دوران غربت تو گذشته اشاره کن

عباس های لشکر دوران بیاورند

ما را هنوز این دم و این نوحه برلب است

بعد از حسین، قافله سالار زینب است

رضا دین پرور

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب -(اسدالله چشم تو روشن صاحب شیر دختری شده ای ) *

344

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب -(اسدالله چشم تو روشن   صاحب شیر دختری شده ای ) معنی عفت و حیا
اسدالله چشم تو روشن

صاحب شیر دختری شده ای

یا حسین، بهر کربلای خودت

صاحب چه پیمبری شده ای

بستری دارد از پر طاووس

بالشی از پر پری دارد

و ان یکادی بخوان رسول الله

دختر تو چه دختری دارد

دختری از تبار نور و غزل

معنی عفت و حیا زینب

همدم روز سختی حسن است

گل شکفت از گل حسن امشب

زندگی را به کام بابایش

لحظه لحظه عسل ترش کرده

مادرش اشک شوق میریزد

معجری از جنان سرش کرده

هم اقامه و هم بجای اذان

خواند، نام حسین در گوشش

تا دم مرگ هم نشد هرگز

لحظه ای یاد او فراموشش

بوسه باران پنج تن شده است

حرز هر پنج تن به تن دارد

بیشتر به حسین زل زده است

به دلش عشق بی کفن دارد

آفریده خدا برای حسین

صبر را بیشتر به او داده

روضه خوان ها دروغ می‌گویند

معجرش از سرش نیفتاده

بهمن ترکمانی

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(نبود و نیست و دیگر هم از مادر نمی آید ) * علیرضا وفایی

563
2

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(نبود و نیست و دیگر هم از مادر نمی آید ) نبود و نیست و دیگر هم از مادر نمی آید
یقین دارم که دختر مثل این دختر نمی آید
زنی مانند زینب زاده ی حیدر نمی آید
عقیله یک نفر بوده است پس دیگر نمی آید

علی خورشید و زهرا ماه و کوکب می‌شود زینب
به منهای الوهییت بگو رب می‌شود زینب

نبوت در امامت به توان عصمت این گردد
حسن در توامانی با حسینی اینچنین گردد
اگر خمسه رکاب دهر باشد او نگین گردد
زنی آمد که تالی تلو رب العالمین گردد

زنی را همچنان معصوم میبینم که زن باشد
زنی را قبله میخوانم که کل پنج تن باشد

نمیفهمیم شأنش را و میگوییم فضلش را
نمیدانیم جاهش را و میخوانیم وصلش را
ندارد درک ما در خلقت عالم محلش را
عقیله یک نفر بود و ندارد عقلی عقلش را

همه فرعیم در عالم اگر این شخصیت اصل‌ست
اگر مسندنشین ، زینب ؛ حمایتگر ابالفضل ست

زبان الکن ما را کسی اینجا نمیفهمد
زبان عشق سنگین است پس اصلاٰ نمیفهمد
بجز تو حال من را هیچ کس حالا نمیفهمد
ببین که دوستت دارم ، ولی دنیا نمیفهمد

من از مردم بریدم وصل میخواهم کنار تو
قرارم با تو این بوده که باشم بی قرار تو

ببین کمبود دارم من ببین کمبود دارم من
ببین افتاده از پایم ببین تحت فشارم من
ندارم من ندارم من ندارم من ندارم من
ولیکن صورتم را زیر پایت میگذارم من

شلوغی های دنیا را برایم خوب خلوت کن
گدایی آمدم امروز پس قدری محبت کن

بلندا ! بی کرانا ! درد داریم و دوا داری
زمانه زخمی ام کرده ولی قطعا شفا داری
ببین دنیا گرفته سخت بر ما …. راه ها داری
به گریه آمدم پیشت برایم کربلا داری ؟

پشیمانم اگر رفتم مسیر اشتباهی را
پناهم باش وقتی که چشیدی بی پناهی را

بمیرم بی حمایت عصر عاشورای خواهر را
بمیرم تکه تکه های عریان برادر را
نمیفهمیم و میخوانیم روضهْ روضهْ معجر را
به روی ناقه میبردند اولاد پیمبر را

سنان میبرد تا خورجین اسبش هست زینب را
طناب شمر میبندد غروبی دست زینب را

جدال کل حق و کل باطل بوده انگاری
سپاه ظلمت و یک زن که مانده بی کس و یاری
صدای دختر زهرا و گوش ابن سعد ؟ آری
ندیده چشم او در طول عمرش کوچه بازاری

ز داغ اوست که این روضه ها مکشوفه میگردد
زنی بر چارپا دارد درون کوفه میگردد

زنی با این جلالت چشم ها از این و آن خورده
زنی با این شکوه از دست خولی تازیان خورده
زنی با این سخاوت چوب دستی از سنان خورده
زنی با این مقاماتش بگویم خیزران خورده ؟

نباید حالت زینب چنان آواره ها باشد
چرا ذریه بین مجلس میخواره ها باشد ؟

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(خورشید حِلم،شمع شبستان زینب است) * بردیا محمدی

623

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(خورشید حِلم،شمع شبستان زینب است) خورشید حِلم،شمع شبستان زینب است
دریای صبر،بنده ی طوفان زینب است
اسلام؛زیر سایه‌ی ایمان زینب است

با این حساب،شیعه مسلمان زینب است

او رتبه‌دار مبحث علم از قدیم شد
مابینِ طورِ اهل تفکر کلیم شد
در درس دادنِ به ملائک سهیم شد

جبریل نیز طفلِ دبستان زینب است

بی ذکر او به وادی عترت نمی رسیم
بی اذن او به گریه ی هیئت نمی رسیم
بی حُبِّ او به سردرِ جنّت نمی رسیم

دَخل بهشت در پیِ دُکّان زینب است

در کوچه ی کرامت او کاسه ها پُر است
از طبخ روزمَرّه ی او ظرف ما پُر است
این سفره ای که دور و بر آن گدا پُر است

تولیَّتَش به دست حسن‌جانِ زینب است

این شور در محیط دلم انقلاب کرد
زهرا گرفت دست گدا را..،ثواب کرد
ما را برای نوکری‌اش انتخاب کرد

این شیعه‌خانه‌‌؛کشورِ ایرانِ زینب است

با بالِ اشک هیچ نمانده است تا دمشق
آن‌قَدر اهل گریه کشانده است تا دمشق!
ما را خودِ سه‌ساله رسانده است تا دمشق

یعنی رقیّه تعزیه‌گردان زینب است

ای زائر حسین!به او احترام کن
پای برهنه حجِّ خودت را تمام کن
بین نجف به سیّده زینب سلام کن

ایوان‌طلا نمایش ایوان زینب است

در وقت رزم..،واژه ی او مثل خنجر است
از هرچه تیر و نیزه و شمشیر بهتر است
زِیْنِ اَبی که زینبِ کرارِ حیدر است!

نام علی مدال محبان زینب است

هنگام خطبه خوانی او،آفتاب شد
دنیا به ترک‌کردن ظلمت مُجاب شد
کاخ یزید روی سر او خراب شد

شام سیاه،‌عرصه‌ی جولان زینب است

در کوچه‌های کوفه دل مضطرش شکست
در زیر دست و پای اراذل پرش شکست
نزدیک خانه ی پدر او ،سرش شکست

تا روز حشر،شیعه پریشان زینب است

بزم شراب بود و دل قرص ماه ریخت
خاکستری که روی سری بیگناه ریخت
با چوب خیزران زد و دندان شاه ریخت

این‌ چو‌ب‌خورده..،قاری قرآن زینب است

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(ما همیشه ریزه خوار خوان مولاییم و بس) * محمد حسین رحیمیان

618
1

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(ما همیشه ریزه خوار خوان مولاییم و بس) ما همیشه ریزه خوار خوان مولاییم و بس
از عناوین جهان مجنون و شیداییم و بس
تا خدا باشد خدا ممنون زهراییم و بس
بنده ی زینب سلام الله علیهاییم و بس

بانوی آزادگان ، آزادمان کرد از جهان
بیشتر مدیون او هستیم در این دودمان

ای مسلمانان مسلمانی ما از زینب است
هم قرار و هم‌ پریشانی ما از زینب است
بین میدان ها رجز خوانی ما از زینب است
نام جاوید سلیمانی ما از زینب است

زینبی ها پای حق تا پای جان می ایستند
مانده عالم تا بفهمد زینبی ها کیستند

هر که دارد در دلش شوق شهادت زینبی است
هر که در عمرش نداده تن به ذلت زینبی است
در جهان هر زن که باشد اهل عفت زینبی است
مرد اگر شد فاتح میدان غیرت زینبی است

آی مردم هر چه آید پیش ، میزان زینب است
چون خداوند اشتراک کل ادیان ، زینب است

افتخار دین و قرآن است بانوی دمشق
چون خدا پیدا و پنهان است بانوی دمشق
تکیه گاه شیرمردان است بانوی دمشق
جان و جانان حسن جان است بانوی دمشق

از جمل تا کربلا میدان به دست زینب است
آرزوی باطل دشمن شکست زینب است

زینب آزاده است مردم ، در عمل نه در شعار
او قیامت آفریده با حیا و با وقار
خطبه هایش بود برّان مثل تیغ ذوالفقار
زن به این مردی ندیده است و نبیند روزگار

هر چه از خوبان شنیدی هست در او جلوه گر
اوست زهرا یا علی یا که خدا یا که بشر ؟

او پیامش را به گوش کل این دنیا رساند
او اگر مظلوم واقع شد ولی ساکت نماند
ایستاد و دشمن حق را سر جایش نشاند
بی جهت او را خدایش زینت مولا نخواند

حیدری که زینت از عرش تا فرش خداست
زینتش تنها در عالم بانوی کرببلاست

زینب آمد راه را بر ما نمایان کرد و رفت
زینب آمد عاشقی ها را دو چندان کرد و رفت
زینب آمد کربلا را شهر شیران کرد و رفت
"زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت"

زینب آمد عشق را جور دگر تفسیر کرد
زینب آمد راه و رسم عاشقی تغییر کرد

زینب کبراست فخر عترت و قرآن و دین
زینب کبراست بانوی رقیه آفرین
در مقامات جنابش بس بُوَد تنها همین
در رهش عباس قربان می کند ام البنین

هر کسی گشته حسینی ، هست زینب مرجعش
ملجاء اهل حرم عباس و زینب ملجأش

گریه کن ای شیعه بر او ، گریه کن با مادرش
بی حسینش ماند ... این اصلا نمی شد باورش
بر سرش آمد چه ها ، نشناخت او را همسرش
بود باران ، دم به دم ، یکسال و نیم آخرش

آمدم دنیا که بر زینب عزاداری کنم
مانده ام که بر کدامین غصه اش زاری کنم

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد