امشب صفا دارد صفای دیگری را
مروه،منا،حال و هوای دیگری را
از سوی شرق و غرب ِ یثرب می شنیده
گوش فلک لبخندهای دیگری را
وقت سحر در قاب چشمانش ببیند
شهر نبی خیرالنّسای دیگری را
خورشید دیگر سر زده یا این که جبریل
نازل نموده ((والضحا))ی دیگری را
تاریخ عشق از نو شروع شد،ای قلم ها
از سر بگیرید ابتدای دیگری را
در باز مانده مثل این که می پذیرند
افتاده از پا و گدای دیگری را
بنده نوازی رسم و آیین است اینجا
حاتم گدا،محتاج و مسکین است اینجا
وقت دعا را پاسی از شب می شناسند
در صبحدم دل را مقرّب می شناسند
شرط پریدن تا خدا بال دعاهاست
معراج را با ذکر "یا رب" می شناسند
اینجا بنای نوکری بر احترام است
ذاتاٌ گدایان
- چهارشنبه
- 25
- اردیبهشت
- 1392
- ساعت
- 14:51
- نوشته شده توسط
- یحیی













