ولادت حضرت زینب (س)

مرتب سازی براساس

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(نفس نفس ترانه‌ی حجاب میدمد) * وحید عظیم پور

381

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(نفس نفس ترانه‌ی حجاب میدمد) نفس نفس ترانه‌ی حجاب میدمد
ز لاله‌های کربلا گلاب میدمد
قصیده‌ی بلند آفتاب میدمد
چه مصرعی ز بیت بوتراب میدمد

ترانه‌ی نجیبه‌ی حجاب زینب است
حسین میشود گل و گلاب زینب است

به نام آن‌که ماه در دل شب آفرید
خطاب کرد آدم و مخاطب آفرید
برای خود ملائک مقرب آفرید
برای یاری حسین زینب آفرید

و گفت آدم از ملک سر است اینچنین
که خواهر عاشق برادر است اینچنین

قدیسه ای که صبح میدمید از او صبوح
خودش که هیچ چادر حیای او شکوه
شبیه کوه و دور او هزار رشته کوه
می‌آید از خطابه اش یزید بر ستوه

خطابه ای که آیه آیه آیه محکمه است
خطابه ای که جلوه جلوه جلوه فاطمه است

زنی شبیه هیچ کس شبیه مادرش
گرفته مریم قدیسه درس محضرش
زنی به وسعت سفینه‌ی برادرش
که کربلا کتاب بود و او پیمبرش

ز خاندان عصمت این خصال دور نیست
هزار مرد قدر این زن غیور نیست

عفاف آیه ای که زینب است قاری‌اش
حیاست چشمه‌ای که او نموده جاری‌اش
حلیمه‌ است و حلم مفتخر به یاری اش
که هست صبر آن مدال افتخاری اش

عقیلةٌ عالمةٌ غیر معلمه
شریفه است و صابره چنان که فاطمه

به نام حس سرخ کربلا به نام صبر
که سنگ میشود عقیق در مقام صبر
خدا قیام میکند به احترام صبر
که زینب است صابره ترین امام‌ صبر

که با سپاه صبر انقلاب میکند
و خانه‌ی یزید را خراب میکند

برادری نگاه میکند به خواهری
چه عاشقانه ای چه خواهر و برادری
وصال را ببین عجب وصال محشری
جدا شوند از هم این دو با چه خنجری

فقط حسین بود وقت تب علاج‌ او
فقط حسین بود شرط ازدواج او

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسن لطفی

متن شعر ولادت_حضرت_زینب_سلام‌الله -(با چه توان می‌توان که وصف تو گفتن) * حسن لطفی

342

متن شعر ولادت_حضرت_زینب_سلام‌الله -(با چه توان می‌توان که وصف تو گفتن) با چه توان می‌توان که وصف تو گفتن
آی که ناممکن است گفتن از این زن
عاجز و گُنگ‌اند و لال و اَبکَم و الکن
شاه و گدا و خطیب و دوست و دشمن

مدح کجا و دَم از جلالت زینب

شاه نجف محوِ تو دیارِ علی هم
پیش تو خم گشته ذوالفقار علی هم
زینت زهرایی اقتدارِ علی هم
فخر خدایی و افتخارِ علی هم

صحبت کروبیان کرامت زینب

کیستی ای چادر تو کعبه‌ی سیّار
کیستی ای معنیِ علی دلِ پیکار
کیستی ای معدنِ تحمل اسرار
هیچ نگفتیم و در مقابل بسیار

ما همه هیچیم پیش شوکت زینب

ای متوسل به تو تمام ملائک
ای متوجه به تو سلام ملائک
ای مترنّم به تو امام ملائک
ای متبرک به تو کلام ملائک

درکِ فرشته کجا و قدمت زینب

قله‌ی صعب‌العبورِ آل علی تو
داد شهادت ملک مثالِ علی تو
وارث قدوسی جلال علی تو
بعدِ حسین از خدا سوالِ علی تو

آلِ علی زنده از صلابت زینب

نورِ جلالی و جلوه‌های جلیله
مُتَّصِفی بر همه اسماء جمیله
مصطفوی فاطمی علیمه عقیله
قبله‌ی آلِ حسین و قلبِ قبیله

ای قسم قدسیان قداست زینب

چشم خدا گرم این شکوه و یقین است
فاطمه آن است و یاکه فاطمه این است
زن اگر این است و خواهری به همین است
مردی اگر هست طفلِ خاک‌نشین است

عقل نبرده است پِی به ساحت زینب

ای همه‌ی تو حسین و ای همه‌اش تو
اول این راه او و خاتمه‌اش تو
فاضله‌اش فاهمه‌اش فاطمه‌اش تو
زمزمه‌ی تو حسن و زمزمه‌اش تو

هست حسن پرده‌دار عزت زینب

محوِ تو عمری همه حواس حسین است
هر نظرِ مرتضی شناس حسین است
فیض دعای تو التماس حسین است
پشت سپاه غمت سپاس حسین است

هست نگاهش به استجابت زینب

نامِ تو را کرببلا روی نگین زد
اذن ، حماسه گرفت و نقش جبین زد
نی که فقط خطبه‌ات به کوفه کمین زد
زلزله‌اش کاخ شام را به زمین زد

هیمنه‌ها شد غبارِ همت زینب

با تو ستون حرم به جای خودش ماند
با تو حرم باز روی پای خودش ماند
بیرق شیعه در اعتلای خودش ماند
شامِ جهالت در انزوای خودش ماند

کرببلا مانده از امامت زینب

امر به صبرت نمود حکم برادر
تا که نبیند جهان تلاطم حیدر
امر به صبرت نمود ورنه مُسَخر
پیش شکوه تو بود آنهمه لشکر

چشم علمدار بر شهامت زینب

ماندی و خورشید از غبار برآمد
از نفست تیغ آبدار برآمد
قلب فشردی و لاله‌زار برآمد
بر سر نخل حسین بار برآمد

تازه شروع می‌شود قیامتِ زینب

کوفه‌ی بیچاره تا نهیب تو را دید
شام در آتش شد و لهیب تو را دید
بیرق طوفانی‌ات شکیب تو را دید
کرببلا فتحِ عنقریب تو را دید

حضرت نهج‌البلاغه حضرت زینب

آه که سرنیزه‌ای غریبِ تورا برد
داد که سنگی لبِ حبیبِ تورا برد
پیرهنی پاره شد نصیبِ تورا برد
ضربه‌ای آوای یامُجیبِ تو را برد

کرببلا گریه کن به غربت زینب

غزّه بمان روی پا که می‌رسد از راه
لحظه پیروزی‌ات که نصرُمن‌الله
غزه بمان اندکی که آتش این آه
می‌زند آتش به ظلم و ظالم و گمراه

غزّه توسل نما به نصرتِ زینب

(حسن لطفی ۴۰۲/۰۸/۲۷)

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر ولادت_حضرت_زینب_سلام‌الله -(گریه‌ی عشاق برای هم است) * حسن لطفی

320

متن شعر ولادت_حضرت_زینب_سلام‌الله -(گریه‌ی عشاق برای هم است) گریه‌ی عشاق برای هم است
سینه‌شان تنگِ صدای هم است

آنچه دلِ ایل مرا می‌بَرَد
گیسویِ در باد رهایِ هم است

عاشق و معشوق یکی می‌شوند
عشق در این بزم بجایِ همه است

هرچه که دارند به هم می‌دهند
هرچه که دارند به پای هم است

یک شبه تا قرب تو را می‌بَرَد
عشق پَرِ قرب خدای همه است

عشق اگر نغمه‌ی روز و شب است
هرچه که دارد همه از زینب است

بر تنِ این دشت که باران نشست
نور دمید و تبِ طوفان نشست

تا به ابد هیچ پشیمان نشد
آنکه سر راهِ کریمان نشست

دید که در پای علی عاشقیم
بر سرِ ما مرغِ سلیمان نشست

راه نشان داد و دلم پر گرفت
رفت نجف گوشه‌ی ایوان نشست

مژده‌ی جبریل چه بود از شعف
حمدِ خدا بر لبِ سلطان نشست

گفت که پیغمبرِ عشق آمده
حضرتِ زهرای دمشق آمده

اینکه شده خاک تو از احترام
قامت عشق است علیه‌السلام

گرچه ندیدند تو و سایه‌ات
سایه‌ی تو بر سرِ ما مستدام

ملتفتِ بابِ تو پیغمبران
ملتمس نافله‌هایت امام

مجمع انوارِ جلال و جمال
جلوه‌ی ذاتیِ خدا را تمام

خادمِ تو حضرت باب‌الحسین
چادرِ تو زینتِ بیت الحرام

مُلک و مَلک مات خروشِ تو است
بیرقِ عباس به دوش تو است

پیش پرت سِیرِ سماوات هیچ
بین دلت جز حرم ذات هیچ

پیش نمازِ شبِ خاکیِ تو
هرچه که طامات و عبادات هیچ

پیش تو و هدیه‌ی قربانی‌ات
خیریه و خدمت و خیرات هیچ

آنهمه طوفان که ندیده است نوح
پیشِ قد عمه‌ی سادات هیچ

هرچه که غم دیده زمین و زمان
پایِ غمِ پیر خرابات هیچ

آمده‌ای کوفه پشیمان کنی
شام به یک صاعقه ویران کنی

نامِ تو را ای دلِ دریا سرشت
در وسط معرکه باید نوشت

حضرت زهرایِ پس از فاطمه
ای نفست بیت علی را بهشت

زنده‌ی تو هفت حرم های ما
خاک درت مسجد و دیر و کنشت

هم حرمت هم حرم کربلا
ساخته شد از دلِ ما خشت خشت

من بفدای قلم شاعری
آنکه از الطاف نگاهت نوشت:

"خواست که غم دست تو بندد ولی
غم که بُوَد در برِ دُختِ علی

قامت تو قامت غم را شکست
دخت علی را نتوان دست بست"

تا که نیافتد به رویت آفتاب
بر سر نیزه سر عباس هست

بر جگرت قبل حسینت زدند
آنهمه تیغی که به یکجا نشست

قطره‌ی خونی که به دوشت چکید
از سرِ بر نیزه ، دلت را گسست

تا به ابد بر سر خود می‌زند
چوبه‌ی محمل که سرت را شکست

سنگ از این ، چوب از آن خورده‌ای
جای همه زخم زبان خورده‌ای

* دوبیت از استاد موسوی گرمارودی

(حسن لطفی ۴۰۰/۰۹/۱۹)

  • چهارشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(و خدا خواست جلال نبوی جلوه کند ) * ناشناس ؟؟؟

377

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(و خدا خواست جلال نبوی جلوه کند ) و خدا خواست جلال نبوی جلوه کند
و بیاید به زمین نور علی جلوه کند

و خدا باز به زهرا و علی کوثر داد
سوره مریمی از سوره پیغمبر داد

و خدا خواست که باز عقل مجسم بکشد
قوت قلب حسین جلوه ای از یم بکشد

و خدا خواست حسین صاحب خواهر بشود
به حسین و حسن و باب خود او یک تنه مادر بشود

گر که عنقا بشود عقل بشر ، تا دم صور که پرواز کند
نتواند که به مدحش دم خود ساز کند

پسته لب را می‌گشاید عشق ابراز کند
ماهی آن دم بشود صید که لب باز کند

و خدا خلق کند زینب بر خلق جهان ناز کند
بشود زینت بسم الله و آغاز کند

بنویسد فراتر ز تکامل زینب
و خداوند سخن حین تقابل زینب

بنویسد خدا محو کلامش شده است
دشمنش کشته آن فن بیانش شده است

بنویسید که کاخ اموی میلرزید
ابن مرجانه ز تیغ سخنش می‌ترسید

و یزید از همه دربار خودش می‌پرسید
کیست این زن که خدا هیبت حیدر به کلامش بخشید

که مسیحا شده بر پیکر اسلام دمید
همچو قلبی شده در پیکر اسلام تپید

همه گفتند علی در دل میدان زینب
ناطق وحی شده معنی قرآن زینب

ذوالفقار سخنش سر میزد داه در معرکه جولان زینب
یک نفر نه بنویسید که یک لشگر و گردان زینب

بنویسید که او فاتح و عالم بشود تسخیرش
علم کفر زمین خورد به یک تکبیرش

بنویسد علم بعد علمدار به زینب برسد
جرئت حیدر کرار به زینب برسد

علم بی واسطه از حضرت دادار به زینب برسد
لقب فاتح و سردار و سپه دار به زینب برسد

شیری از بیشه شیران شده غران زینب
دشمنش را به خدا کرده پشیمان زینب

حمله اش مثل علی خط شکن است
به حقیقت که شده حیدر دوران زینب

ذکر تسبیح همه اهل حرم یا زینب
کاشف الکرب حسین در دل بحران زینب

ذکر تسکین دل زار و پریشان زینب
ذکر روز فرج منتقم عالم امکان زینب

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(یارب برسان بر سر او شاه نجف را ) * حسن لطفی

602

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(یارب برسان بر سر او شاه نجف را ) یارب برسان بر سر او شاه نجف را
آن کس که نشان داد به ما راه نجف را
ای عشق بدم نفحه‌ی درگاه نجف را
ای شوق ببین شعله‌ی جانکاه نجف را

باید دم ایوان نجف گفت که زینب
تبریک به سلطان نجف گفت که زینب

زینب بنویسید و بخوانید حسین است
زینب همه‌ی عمر بدانید حسین است
این محمل عشق است بمانید حسین است
این نقش مبارک بنشانید حسین است

تکرارِ حسن یا که به تکرار، حسین است
می‌گفت علی: فاطمه، انگار حسین است

آنقدر در اوج است به کس کار ندارد
همسایه‌ی دیوار به دیوار ندارد
جز لطف و عنایات حسن‌وار ندارد
پیغمبر عشق است که انکار ندارد

یک شیرزن از بیشه‌ی احرار رسیده
ای کرببلا حیدر کرار رسیده

وقتی که قرار است تو باشی همه هستند
با تو همه سوگند که با فاطمه هستند
آری همه حیران چنین عالمه هستند
عشاق به دنبال تو در زمزمه هستند

ای حضرت زهرای علی جان سَنَ قوربان
ای اُمِّ ابیهای علی جان سن قوربان

ای خطبه‌ی تو کوه شکن سیل دمادم
این نعره‌ی تو بر سرشان مرگ مجسم
عظمایی و اعلایی و علامه و اعلم
ای کعبه و ای قبله و ای قلب معظم

قلب تو تپش‌های قبیله است مگر نه
عالم همه در دست عقیله است مگر نه

گیرم که یزید است کنار تو قلیل است
یا ابن زیاد است ! فقط ابن علیل است
گیرم که بُوَد شام به پای تو ذلیل است
هرچند که در چشم تو هر زخم جمیل است

باید که تو تکمیل کنی کرببلا را
رفتی که تو تعطیل کنی شام بلا را

باید که ببینیم علی‌وار رسیدن
از کاخ ستم ریشه‌ی صد ظلم کشیدن
تا یاد بگیریم مبارز طلبیدن
آن حجم بلا دیدن و انگار ندیدن

باید که فقط از دمِ تو یاد بگیریم
حقِ علی از اینهمه بیداد بگیریم

نه وقت تعلل، وَ نه هنگام شتاب است
این صبر علی صبر نه، آیات عذاب است
بازیچه‌ی ما فاتح و سجیل و شهاب است
تا چشم گشایند تل آویو خراب است

امضاء زده آرامش ما مرگ شما را
ای ظلم بچش وعده‌ی شمشیر خدا را

میراث حرم چادری از جنس بهشت است
هر رشته‌ی این روسری از نور سرشته است
آری حرمت از دل ما خشت به خشت است
در کرببلا نامِ تو را عشق نوشته است

تلفیق حسین و علی و فاطمه از توست
بین‌الحرمین آنچه که دارد همه از توست

ما خیس‌ترین زائر باران شماییم
مدیون نفس‌های شهیدان شماییم
در زینبیه بر در ایوان شماییم
بیهوده نبوده است پریشان شماییم

وقتی که پریشان تو شد خون خدا هم
شرمنده‌ی تنهایی تو کرببلا هم

ای ابر بباران به پریشانی زینب
ای باد بسوز از دل طوفانی زینب
خونآبه شو ای اشک زِ حیرانی زینب
از بی‌کسی و بی سر و سامانی زینب

از تیغ نه... از داغ جوان بود که اُفتاد
ای وای عزیزت نگران بود که اُفتاد

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(غرق نور است خانه‌ی مولا) *

295

متن شعر_ولادت_حضرت_زینب_س -(غرق نور است خانه‌ی مولا) غرق نور است خانه‌ی مولا
بی‌قرار است همسر زهرا
شوق دیدار دختر اول
جلوه‌ی آیه های اعطینا

کیست او وصف سوره‌ی کوثر
کیست او نقش دوم از مادر
زینت زینت زمین و زمان
علت خنده‌ های پیغمبر

کیست او ماه در شب تاریک
کیست او وصف عشق از نزدیک
جبرئیل با پیام عرش آمد
یاعلی یا ابالحسن تبریک

کیست او صاحب اختیار نسیم
کیست او هم وقار را تکریم
کیست او هم عفاف را معنا
کیست او خواهر امام کریم

کیست او شادی دل حسنین
کیست او هم شرافت کونین
رحمت و حکمت و حماسه به عین
الگوی عشق عاشقان حسین

زین مولاست وصف او سخت است
'هیچ' از اوصاف اوست خوشبخت است
وصف اورا همین بیان بس که
بهر زهرا و مرتضی دخت است

قدرت و اقتدار شیر خدا
چه شده در جوار شیر خدا
گریه های مدام دخترکی
میرسد از کنار شیر خدا

مادر او را گرفت در آغوش
خاطر آرام دست مام نشد
حیدر او را بغل گرفت اما
گریه‌ی دخترک تمام نشد

حضرت خاتم النبییین گفت
دخترم را به بنده بسپارید
رفت در گاهوار دست نبی
همچو ابر بهار میبارید

هم جوار کریم شد اما
مگر این گریه بند می آمد
گویی از عمق بی‌کران دلش
دخترک عشق را صدا میزد

در همین لحظه کودکی زیبا
چهر و خورشید رو به خانه رسید
در کنار حسن به حکم رسول
خواهرش را به عمق سینه کشید

دخترک در میان چشمه‌ی اشک
چشم وا کرد و نور او را دید
به دلش نقش بست نور حسین
خانه آرام و دخترک خندید

شبنم عشق ناگهان گل کرد
در نم دیده‌ی بهاری او
هم قرار دلش حسین شد و
هم معمای بیقراری او

کاتب دهر هم قلم برداشت
تا کند وصف آن عفیفه‌ی عشق
روی جلد کتاب با خط خوش
اینچنین کرد حک: صحیفه‌ی عشق

بار عشق تمام عالم را
دخترک یک تنه به دوش کشید
سالیانی گذشت و قصه‌ی ما
از مدینه به غاضریه رسید

بعد پنجاه و چند سال تمام
حال وقت وداع آخر شد
در فراق برادرش ای وای
حال خواهر دوباره مضطر شد

زینت دوش حضرت خاتم
تاکه از مرکبش زمین افتاد
بر بلندای تل زینبیه
ناگهان زینبش زمین افتاد

وای از ساربان و انگشتر
وای از درد بوسه‌ی آخر
بین شمشیر ها اسیر حسین
بین زنجیر اسیر شد خواهر

وای از راس های بر نیزه
وای از دختران سرگردان
تا نگاهش به راس یار افتاد
دختر بوتراب ماند حیران

دیده اش را به راس خونین دوخت
عشق را با نگاه او گره زد
بر زبان یک حسین آورد و
شعله بر تار و بود سلسله زد

در تمام مسیر کوفه و شام
این حسین از لبش نیفتاده
راس بر نیزه گرچه افتاده
عفت زینبش نیفتاده

گرچه او در غل اسارت بود
عزم بر خفت معاویه کرد
انقدر از حسین دم زد تا
شام را عاقبت حسینیه کرد

#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#محمد_سجاد_اخلاقی

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر و سرود ولادت حضرت_زینب سلام الله علیها -(آسمون مدینه باز / می باره ستاره ) * منصور عرب

456

متن شعر و سرود ولادت حضرت_زینب سلام الله علیها -(آسمون مدینه باز / می باره ستاره ) آسمون مدینه باز / می باره ستاره
توو دامن فاطمه حق / دست گل میذاره
دل می بره از همه - یه نیم نگاهش امشب
زینت مولا اومد - بیاید رسیده زینب
اسمش ، توو عرش ، غوغا به پا کرد
میدن ، حاجت ، بی برو برگرد
(زینب زینب جانم زینب) ۲

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

همدم مادر اومده / چاره ساز دنیاست
معلومه که باباییه / روح و جان مولاست
گل خنده نشست بر - لب حسین و حسن
دور گهواره ش ببین - هستن تموم پنج تن
همه ، دیدند ، عشقو به عینه
آروم ، توو آغوش حسینه
(زینب زینب جانم زینب) ۲

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

عالمه و فهیمه ای / عالیه جلیله
خوش به حال اونی که به / اسم تو دخیله
عصمت تو فاطمی - کلام تو حیدری
هاشمیون به دورت - به حق که تو محوری
بیا ، بازم ، گره رو وا کن
ما رو ، راهی ، تا کربلا کن
(زینب زینب جانم زینب) ۲

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر ولادت حضرت_زینب_کبری_سلام_الله_علیها -(خدا عیدیِ محشر داده امشب) * مرضیه عاطفی

313

متن شعر ولادت حضرت_زینب_کبری_سلام_الله_علیها -(خدا عیدیِ محشر داده امشب) خدا عیدیِ محشر داده امشب
به دستِ پنج تن؛ زر داده امشب
به حیدر(ع) باز کوثر داده امشب
به کوثر؛ باز حیدر(ع) داده امشب

تمام عرش و فرش و جزر و مد را...
علی(ع) فورا به نامش زد سند را

به پایان رفت شام تیره؛ مردم
سپیدی شد به ظلمت چیره؛ مردم
نگاهش شد به خواهر خیره؛ مردم
حسن(ع) شد صاحبِ همشیره؛ مردم

وجودش نذرِ شاهِ عالمین است
وَ نام دیگرش ذُخرُالحسین(ع) است

کنارش شرم؛ با حیرت رسیده
وقارش از خودِ غیرت رسیده
بیا که اسوهٔ جرأت رسیده
برای بانوان زینت رسیده

حجابش راه را بر هرزگان بست
نخی از چادرش مرز بهشت است

جهادِ فوقِ عارفانه را داشت
میانِ خانه؛ مکتب-خانه را داشت
مقام عالم فرزانه را داشت
ولایتمندیِ جانانه را داشت

فراوان و فراوان گفت: حیدر(ع)
پس از تفسیرِ قران گفت: حیدر(ع)

دمادم دوری از عصیان و پرهیز-
برای توبه کاران کرده تجویز
وجودت شد به یادش معرفت-خیز
بخوانش با لقب هایِ دل انگیز

شفیقه، کامله، حِلما، جلیله
عطیّه، سیّده زینب(س)، عقیله

گرفت از کفر؛ در کوفه عنان را
نگه میداشت با لحنش؛ زمان را
کشید آنگاه که خط و نشان را-
نشان میداد یک رزم عیان را

نشسته با حیا در صدر، زینب‌(س)
علی(ع)منسَب، جَلیلُ القَدر، زینب(س)

شبِ میلادِ دلدارِ حسین(ع) است
همانکه عشقِ بسیارِ حسین(ع) است
لبش مشغولِ تکرارِ حسین(ع) است
فقط مشتاقِ دیدارِ حسین(ع) است

پس از عباس(ع) هم آرام جان بود
علمدارِ جدیدِ کاروان بود

بخوان والعصر و أعطینا و أسرا
به دُورِ حضرتِ آیاتِ عُظمی
چنان دل کَند از لذّاتِ دنیا
که در چشمش بلایا شد"جمیلا"

پرستارانه می آورد مرهم
ندید از نینوا هر چند جز غم
*
غروبِ کربلا یادش نمیرفت
فرودِ نیزه ها یادش نمیرفت
تقلّایِ قفا یادش نمیرفت
تنِ بر بوریا یادش نمیرفت

حسينش(ع) غرق در دریایِ غم بود
نگاهِ آخرش سمتِ حرم بود

دلش را بُرد؛ بابایِ رقیه(س)
چه غمگین بود دنیایِ رقیه(س)
هجوم و آتش و پایِ رقیه(س)
امان از حالِ نجوایِ رقیه(س)

سرِ بابا... خرابه... تازیانه...
شبیه فاطمه(س)...غسلِ شبانه...

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر و سبک سرود حضرت_زینب_س -(اى شور تو در سر اى ذكر تو بر لب) * محمد حسین مهدی پناه

507

متن شعر و سبک سرود حضرت_زینب_س -(اى شور تو در سر اى ذكر تو بر لب) اى شور تو در سر
اى ذكر تو بر لب
يا بنت المرتضى
مولاتى يا زينب

تو دارى بال و پرى از حسين
هميشه با خبرى از حسين
يك كلام والسلام
اومدى دل ببرى از حسين

مليكه ى عرب و عجم
تويى تويى شرف علم
نوشته روى در حرم

يا زينب يازينب

در روى تو پيدا
انوار زهرايى
در همت در هیبت
تكرار مولايى

ديگه مثلت نمياد خواهرى
شكوه رتبه ى تو مادرى
يك كلام والسلام
لحن هر خطبه ى تو حيدرى

دفاعِ از حرم شما
وظيفه شد برا شيعه ها
ميگم منم مثه شهدا

يا زينب يا زينب

دشمن هم مى ترسه
از نطق طوفانت
من قربون درسِ
تفسير قرآنت

دل من بى سر و سامانته
گداى سفره ى احسانته
يك كلام والسلام
ابوالفضل گوش به فرمانته

گدا در خونت و زده
شب تولدت اومده
يه كربلا صدقه بده

يازينب يازينب

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

سرود حضرت زینب(س) -(چه خبره تو آسمون امشب؟) * یوسف رحیمی

1

سرود حضرت زینب(س) -(چه خبره تو آسمون امشب؟) چه خبره تو آسمون امشب؟
شده زینتش هزار تا کوکب
آسمون شب‌های علی شد
ستاره‌بارون با نورِ زینب

شکفته باغ یاسِ دعای علی
زهرا آورده زُهره برای علی
چه دیدنیه شبای علی

زینب! اومدی و زینت دنیای علی شدی
زینب! اومدی و اُمِ اَبیهای علی شدی

«زینت دنیای علی، زینب زینب
اُمِ اَبیهای علی، زینب زینب»

چه بروبیایی دارن اینجا
ملائکه تو خونۀ مولا
فرشتۀ وحی اومده از راه
به فاطمه کوثر شده اِعطا

کوثرِ زهرا، نور چشای همه‌س
ذکر لب مولا امشب این کلمه‌س:
خود فاطمه‌س، خود فاطمه‌س

دیدن، همه گل خنده رو لب‌های پیمبره
فرمود: ریحانۀ بهشتیِ هر خونه دختره

«دختر زهرا و علی، زینب زینب
کوثر زهرا و علی، زینب زینب»

نگاه همه‌س به سوی زینب
اِن یکاده ذکر روی هر لب
بیشتر از تموم اهل خونه
حسن و حسین خوشحالن امشب

می‌خنده وقتی خواهر صداش می‌زنن
حسین می‌گه: قربون تو خواهر من
برا یه نگاش، می‌میره حسن

خواهر، تو مهربونی همیشه شبیه مادره
خواهر، تو روزای تنهایی هم یار برادره

«یار حسن، یار حسین، زینب زینب
دار و ندار حسنین، زینب زینب»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

سرود حضرت زینب(س) -(شب میلاد خواهر اربابه) * طاها تحقیقی

0

سرود حضرت زینب(س) -(شب میلاد خواهر اربابه) بند1

شب میلاد خواهر اربابه
عاشقا شادن و دلا بی تابه
شده محو نگاه ماهش خورشید
یه فرشته رو دست حورا خوابه

حور اومده حور اومده، اهلا و سهلا
جلوه ی مستور اومده، اهلا و سهلا
وقت زیارتش میگن، باهم ملائک
نورٌ عَلیٰ نور اومده، اهلا و سهلا

داره مثل ستاره
خیر و برکت میباره
اومده دختری که گوهر پروردگاره

محرم راز مادر
معنی ناب خواهر
اومده اونکه تا ابد دیگه همتا نداره

یا زینب یا عقیلة العرب

بند2

اومده مونس دل بابا شه
خدا گفته که زینت باباشه!
فاطمه اِنْ یکاد میخونه واسش
الهی چشم بد ازش دور باشه

زینب کبری اومده، اهلا و سهلا
سوره اسراء اومده، اهلا و سهلا
میوه ی قلب مصطفی، از شاخه سر زد
زهره ی زهرا اومده، اهلا و سهلا

چه شکوه و وقاری
چه جلال و تباری
چه خلوص و عیار و منزلت بیشماری

چه طلوع و چه نوری
چه حضور و ظهوری
چه مبارک سحر و صبح سپید بهاری

یا زینب یا عقیلة العرب

بند3

آسمونا شده چراغون امشب
گل خنده شکفته روی هر لب
هرکسی که گره داره تو کارش
یه دفه کافیه بگه یا زینب

قبله ی حاجات اومده، اهلا و سهلا
باب کرامات اومده، اهلا و سهلا
داره میخونه جبرئیل، ای اهل عالم
عمه ی سادات اومده، اهلا و سهلا

همه عالم فداشن
غبار زیر پاشن
دخیل چادرش و سائل نیمه نگاشن

ببین اوج مقام و
عزت و احترام و
مریم و هاجر و حوا همه از خادماشن

یا زینب یا عقیلة العرب

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد