روزی که بال میزدم اما پری نبود
روزی که حلقه میزدم اما دری نبود
روزی که باده عربده میزد حریف کو
حل میشدم درون مِی و ساغری نبود
روزی که در میان تمامی عقل ها
مستانه نعره میزدم و حنجری نبود
روزی که عشق بود و خداوند عشق را
غیر از حسین آینه ی دیگری نبود
دیدم حسین گرم طوافی عجیب بود
بر دلبری که هم قدمش محشری نبود
میخواستم که دل بسپارم نیافتم
میخواستم که سر بدوانم سری نبود
آنروز حکم حضرت حق حیدری شدیم
ما را صدا زدند و علی اکبری شدیم
باید شنید از دو لبت یا حسین را
باید که دید روی لبت یا حسین را
از آن شبی که خنده زدی در میان مهد
هر شب علی علی شده لالا حسین را
با هیچ چیز عالم عوض نه نمیکند
ارباب ما شنیدن
- شنبه
- 25
- خرداد
- 1392
- ساعت
- 06:28
- نوشته شده توسط
- یحیی




