اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس

زمینه حضرت عباس(ع) -(باور نمی‌کنم، می‌باره پیش چشام مشک آب) *

73

زمینه حضرت عباس(ع) -(باور نمی‌کنم، می‌باره پیش چشام مشک آب) باور نمی‌کنم، می‌باره پیش چشام مشک آب
باور نمی‌کنم، تشنه بمونه عزیز رباب
باور نمی‌کنم، باور نمی‌کنم، باور نمی‌کنم

کار از کار گذشت، حرمله می‌خنده
با یه تیر دیگه، چشمامو می‌بنده

می‌میرم، اگه این آب نرسه به خیمه‌ها می‌میرم
بچه‌ها تشنه بمونن به خدا، می‌میرم
می‌میرم

واویلا، آه از این غصه خدا، واویلا
واویلا، چی بگم به بچه‌ها، واویلا

باور نمی‌کنم، افتاده دست عمو رو زمین
باور نمی‌کنم، افتاده باشه عمو از رو زین
باور نمی‌کنم، باور نمی‌کنم، باور نمی‌کنم

کار از کار گذشت، قد بابا شد خم
بی عمو این دنیا، می‌شه دنیای غم

می‌میرم، به عمو بگید اگه نیاد منم، می‌میرم
از غم دستایی که شده قلم، می‌میرم
می‌میرم

واویلا، کو پناه خیمه‌ها؟ واویلا
واویلا، کو علمدار بابا؟ واویلا

شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زمینه حضرت اباالفضل العباس(ع) -(دلت می‌خواست باشی، اولین شهید حسین) *

72

زمینه حضرت اباالفضل العباس(ع) -(دلت می‌خواست باشی، اولین شهید حسین) دلت می‌خواست باشی، اولین شهید حسین
فداش بشی آخر، یار روسفید حسین
ولی تویی عباس، آخرین امید حسین

کنار تو، تو دلا راه نداره دیگه غم
کنار تو، آرومه خاطر اهل حرم

علمدار، تویی خورشید حرم
علمدار، نور امید حرم

«علمدار، کاشف الکرب حسین»

دلت می‌خواست باشی، یار کربلای حسین
بشی تو عاشورا، صد دفعه فدای حسین
ولی تویی عباس، صاحب لوای حسین

بدون تو، نمی‌مونه تو لشکر علمی
بمون که تو، عمود خیمه‌گاه و حرمی

علمدار، نور چشمای حرم
علمدار، تویی سقای حرم

«علمدار، کاشف الکرب حسین»

دلت می‌خواست باشی، اول سپاه حسین
که صبح عاشورا، جون بدی تو راه حسین
ولی تویی عباس، ماه خیمه‌گاه حسین

آخه تویی، عموی مهربون بچه‌ها
آخه تویی، قمر آسمون کربلا

علمدار، ماه شب‌های حرم
علمدار، تویی سقای حرم

«علمدار، کاشف الکرب حسین»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زبانحال حضرت سکینه(س) -(جانم، به قد و قامتش که می‌شه سایه‌بون من) *

65

زبانحال حضرت سکینه(س) -(جانم، به قد و قامتش که می‌شه سایه‌بون من) جانم، به قد و قامتش که می‌شه سایه‌بون من
جانم، به دست و بازوی عموی پهلوون من
جانم، به بهترین عمو، عموی مهربون من

هم دلاوره، هم از همه دلاورا سره
از قدش نگم، نگم که قامتش چه محشره
تو روزای سخت، برای ما پناه آخره

از عموم می‌گم که آخر شجاعته
تا عمو باشه خیال عمه راحته

«ماهه، عمو اباالفضل»

خیلی، دلم می‌خواد شبیه عمه زینبم بشم
تازه، منم دارم یه خورده از غمش رو می‌چشم
وقتی، میون بغض و خنده می‌کنه نوازشم

از غمش بگم، که غصه می‌خوره برای ما
من خودم دیدم، که گاهی گریه می‌کنه شبا
تو نماز شب، همه‌ش دعا می‌کرد برا بابا

از دل اونا فقط خدا خبر داره
کاش خدا دوتاشونو برام نگه داره

«جانم به عمه زینب»

دنیا، برام قشنگه وقتی که بابا کنارمه
وقتی، کنارمه روزای خوب در انتظارمه
بابا، تموم دلخوشی‌مه آروم و قرارمه

عشق یعنی همین، همین که می‌تپه دلش برام
شعر برام می‌گه، می‌گه تویی دلیل خنده‌هام
من فداش بشم، می‌گه تو رو یه جور دیگه می‌خوام

ای خدا یه کاری کن ازم جدا نشه
کاش که دختری تو دنیا بی بابا نشه

«جانم، بابای خوبم»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت اباالفضل(ع) -(دست رو دست نمی‌ذارم، تو خیمه نمی‌شینم) *

54

زمینه حضرت اباالفضل(ع) -(دست رو دست نمی‌ذارم، تو خیمه نمی‌شینم) دست رو دست نمی‌ذارم، تو خیمه نمی‌شینم
اشک تشنه‌لب‌ها رو، نمی‌تونم ببینم

باید کاری کرد، واسه اولاد حیدر
باید کاری کرد، واسه گل‌های پرپر
باید کاری کرد، باید کاری کرد

تو خیمه‌ها، شده به‌پا
نالۀ العطش میون بچه‌ها
به سمت آسمونه دستای دعا، واعطشا

«واعطشا، بکربلا»

حتی مرکباشون هم، سیرابن تو این صحرا
اما تشنه‌لب موندن، گلای باغ زهرا

چقدر بی‌رحمن، لب‌های اصغر تشنه‌س
چقدر بی‌رحمن، آل پیغمبر تشنه‌س
چقدر بی‌رحمن، چقدر بی‌رحمن

اذن بده، بی‌قرارم
طاقت موندن توی خیمه ندارم
هر جوری هست باید برم آب بیارم، آب بیارم

«واعطشا، بکربلا»

چون حرف، حرف آقامه، الان مشک تو دستامه
مأمورم به سقایی، همینم از خدامه

چی از این بهتر، سقا شم مثل حیدر
چی از این بهتر، می‌شه عباس آب‌آور
چی از این بهتر، چی از این بهتر

باید برم، به علقمه
می‌رم ولی دلم کنار حرمه
مادر آب‌ها مدد یا فاطمه، یا فاطمه

«واعطشا، بکربلا»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:34
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت اباالفضل(ع) -(دست بالای دست زیاده اما) *

55

شور حضرت اباالفضل(ع) -(دست بالای دست زیاده اما) دست بالای دست زیاده اما
رو دست تو کسی نیومده
مرد داریم تا مرد ولی تو دنیا
رو دست تو کسی نیومده

دستم رو می‌گیری تو راه و بیراهه، دست خدا
با دست لطف تو راه عشق کوتاهه، تا کربلا

دست من و علمت، کم من و کرمت
می‌بری با یه نگات، دلمو تا حرمت

دست رو دست نذاشتی یک‌دم حتی
رو دست تو کسی نیومده
دستت رسیده به عرش اعلی
رو دست تو کسی نیومده

می‌گفتی: دست من افتاده، یاری کن، ای مشک من
تا خیمه، راهی نیست، آبروداری کن، ای مشک من

دست و من و سر من، فدای سر حسین
دست منو می‌گیره، دست مادر حسین

تو جنگاوری شبیه مولا
رو دست تو کسی نیومده
شمشیر می‌زدی می‌گفتن: سقا!
رو دست تو کسی نیومده!

آغاز و پایانی، تو جان و جانانی، صاحب علم
رزم تو طوفانی، تو مرد میدانی، صاحب علم

وقتی می‌زنی قدم، آرومه دل حرم
دل نمی‌بُریم ازت، به علم تو قسم

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت اباالفضل(ع) -(رفتند یاران،‌ داد از غم تنهایی) *

72

زمینه حضرت اباالفضل(ع) -(رفتند یاران،‌ داد از غم تنهایی) رفتند یاران،‌ داد از غم تنهایی
رفته‌ست از دست، پایاب شکیبایی
رفتن؟ ماندن؟ لطف آنچه تو اندیشی
شمشیر؟ یا مشک؟ حکم آنچه تو فرمایی

یک‌تنه تمام لشکر حسینم
تحت امر مقتدای عالمینم

می‌روم، به سوی علقمه
که مانده چشم خیمه‌ها به سوی من
می‌روم، که مشک من شده
تمام اعتبار و آبروی من
می‌روم، به یاری خدا

«اِنّی اُحامی عن دینی»

مولا دارم گرچه قدحی در دست
اما هستم از بادۀ عشقت مست
بردم از یاد لب‌تشنگی و خود را
سقا دیده بر هر چه به جز تو بست

ساقی‌ام که مشک من شده سبویم
این سبو شده تمام آبرویم

می‌رسم، به آرزوی خود
اگر به دست تو رسد سبوی من
می‌رسم، اگر چه بین راه
شود ز خون دیده‌ام وضوی من
می‌رسم، به یاری خدا

«اِنّی اُحامی عن دینی»

گفتند ماهت در دام بلا افتاد
گفتند آخر سرو تو ز پا افتاد
باشد نذر خاک قدمت مولا
در راه تو دستی که جدا افتاد

تا که من نفس میان سینه دارم
بی‌امان به سوی خیمه رهسپارم

راهی‌ام، به سوی خیمه‌ها
که مانده چشم دخترت به علقمه
راهی‌ام، دلم پر از امید
شده نوای من مدد یا فاطمه
راهی‌ام، به یاری خدا

«اِنّی اُحامی عن دینی»

در فرازهای آغازین سه بند این نوحه، از اشعار حافظ الهام گرفته شده است

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:16
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شور حضرت عباس(ع) -(ای ماه خدا، فدای راه خدا) * طاها تحقیقی

74

شور حضرت عباس(ع) -(ای ماه خدا، فدای راه خدا) ?بند اول:

ای ماه خدا، فدای راه خدا
توی بندگی تویی دلخواه خدا
وَاللهِ قسم، بِاللهِ قسم
هستی عبد صالح آگاه خدا

وقتی که قدم میذاری تو معرکه
میدون میشه واسه ی دشمن مهلکه
با هر ضرب شمشیرت از تو آسمون
میگن مرحبا به رزمت ملائکه

ای فیض دائم
خِیر مداوم
ذکر عوالم
یا اباالفضل

کوه مقاوم
بر عرصه حاکم
بدر الهواشم
یا اباالفضل

جانم اباالفضل ای جانم اباالفضل

?بند دوم:

ای شیر علی، تویی شمشیر علی
تالی تلو و آینه ی تکثیر علی
وَاللهِ قسم، بِاللهِ قسم
پیداس توی عکس تو تصویر علی

فوت و فن جنگ تو خیلی جالبه
تیغ اخم تو به یک لشکر غالبه
دشمن رو نمیذاری زنده رو زمین
مغلوبه نگاهته حتی جاذبه

ای نجم ثاقب
نور کواکب
صدر مراتب
یا اباالفضل

سید و صاحب
بحر مناقب
باب العجائب
یا اباالفضل

جانم اباالفضل ای جانم اباالفضل

?بند سوم:

اعجاز حسین، تویی همراز حسین
توی پادگان حق، سرباز حسین
وَاللهِ قسم، بِاللهِ قسم
هستی تو سردار ممتاز حسین

معیار محبت و ایثار و وفا
تسبیح مقدس شاه کربلا
مثل تو برادری اصلا نیس دیگه
رو دستت نیومده هیچکس تا حالا

ای با شهامت
در اوج قدرت
دریای غیرت
یا اباالفضل

روح صلابت
حرز شجاعت
سیف العدالت
یا اباالفضل

جانم اباالفضل ای جانم اباالفضل

  • سه شنبه
  • 22
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 23:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شور حضرت عباس(ع) -(فاتحِ قهار عرب، اباالفضل) * طاها تحقیقی

79

شور حضرت عباس(ع) -(فاتحِ قهار عرب، اباالفضل) بند اول:

فاتحِ قهار عرب، اباالفضل
غیور هاشمی نسب اباالفضل
آینه ی هیبت امیر خیبر
تجلی مهر و غضب اباالفضل

نافذ البصیره، نور نشأتینی
قمر العشیره، ماه عالمینی
صاحب لوای، لشکر حسینی

شمشیرت برنده
رجزت کوبنده
اسم زیبای تو، بهترین سربنده

شیر لافراری
ختم هر پیکاری
دشمن تو بوده، همیشه بازنده

ماشاء الله یا ابوفاضل

بند دوم:

ساقی جنات نعیم، اباالفضل
سفره احسان قدیم، اباالفضل
هلال ابروی تو قبله ی ما
تویی صراط مستقیم، اباالفضل

اَلْمطیعُ لِلّٰه، ناصرُ الْامامی
حامی عقیله، حافظ خیامی
معنی وفا و، آخره مرامی

تندیس احساسی
گوهر اخلاصی
روی اسم آل، فاطمه حساسی

سید و سالاری
اسوه ی ایثاری
تو مرد میدان و، حضرتِ عباسی

ماشاء الله یا ابوفاضل

بند سوم:

دست خداوند احد اباالفضل
فضل تو بی حد و عدد اباالفضل
پرچم تو همیشه سرفرازه
مِنَ الْاَزل اِلَی الْاَبد اباالفضل

لطف بی دریغت، فرد و بی نظیره
هیچکی از کنارت، نا امید نمیره
حتی ارمنی هم، ذکر تو میگیره

ذکر تو اعجازه
عالی و ممتازه
دریای عشق تو نداره اندازه

بانی خیراتی
قبله ی حاجاتی
دست و دلبازی تو داره آوازه

ماشاء الله یا ابوفاضل

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

زمینه حضرت اباالفضل العباس(ع) -(من یه برادرم که داداشم رو دادم از دست) * طاها تحقیقی

100

زمینه حضرت اباالفضل العباس(ع) -(من یه برادرم که داداشم رو دادم از دست) بند اول: (زبان حال سیدالشهدا(ع))

من یه برادرم
که داداشم رو دادم از دست
من یه برادرم
که ماتمش رو دلم نشست
قدم خمیده شد
با رفتنش پشت من شکست

با اینکه رفته باز
توی گوشمه ادرکنی اخاش
با اینکه رفته باز
جلو چشمامه غم تو نگاش
با اینکه رفته باز
هی روضه میخونم براش

دامن کشان رفتی، دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با، حرم رو به رو شد

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت

بند دوم: (زبان حال حضرت ام البنین(س))

منم یه مادری
که بچمو ازم گرفتن
منم یه مادری
که هستیمو با ستم گرفتن
میگن که سایشو
از رو سر حرم گرفتن

یه عمره که هر روز
میباره چشای غرق خونم
یه عمره که هر روز
فراغش زده آتیش به جونم
یه عمره که هر روز
با روضه براش میخونم

الا مادر به قربون جمالت
رخ چون بدر و ابروی هلالت
شنیدم کام ‌عطشان جان سپردی
گل ام‌ البنین شیرم حلالت

شنیدم که دست هایت را بریدند
شنیدم چشمِ نازت را دریدند
چو طفلان این سخن ها را شنیدن
همه از هم خجالت می کشیدند

?بند سوم: (زبان حال حضرت رقیه(س))

منم یه دختری
که خیلی عاشق عموشه
منم یه دختری
عموش امید و آرزوشه
سره عموش حالا
بالای نیزه رو به روشه

هنوز که هنوزه
توی گوشمه صدای عموم
هنوز که هنوزه
میبارم برا چشای عموم
هنوز که هنوزه
میخونم برای عموم

عمو عباس علمت کو عموی خوبم
عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره
عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت عباس(ع) -(دریا محو دست سقا) * رضا شریفی

113

واحد حضرت عباس(ع) -(دریا محو دست سقا) دریا /محو /دست/ سقا
سقا /فکر/ عشق /مولا

قلب موج می‌لرزه وقتی که نفس می‌زنه
خواهش‌های آب و با اخمش پس می‌زنه
شمشیر غیرت رو به فرق هوس می‌زنه

از خاطرش نرفت این امر مهم
المومنین امام اولی بهم
بل تؤثرون علی انفسهم

____

عزت /رحمت/ غیرت /احساس
شوکت/ صولت/ یعنی /عباس

اقیانوس شور و همت و وفا و ادب
رودرروی دشمن کوهی از عتاب و غضب
پابرجا می‌ایسته یک قدم نمیره عقب

الله اکبر شیر دشمن شکن
یکه امیر جنگای تن به تن
شمشیر می‌چرخونه مثل حسن

_

توی / قلب /عالم / غوغاس
سمت /خیمه/ برگشت /عباس

چشم اهل خیمه دوخته شده به علمش
یک دنیا اعجازه زیر ابروهای خمش
با اخمش می‌میرن یحیی و یمیته دمش

میدون تو قبضشه مثال علی
چه جلوه‌ای کرده جلال علی
چه پهلوونی داره آل علی

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت اباالفضل العباس(ع) -(منم ساقی دریادل ) *

77
2

زمینه حضرت اباالفضل العباس(ع) -(منم ساقی دریادل ) منم ساقی دریادل
منم درکربلا حلال هرمشکل
نه تنهاحاتم طایی
تمام ماسوا بردرگهم سائل
اگرنام مراخواهی
ابالقربه ابالفرجه ابوفاضل
رقیه تاعمومی‌گفت
حسین می‌گفت یاعباس تستاهل

من صاحب عنوانم/من فاتح میدانم/ تحت امر سلطانم/سربازحسین جانم
باب حاجت ناسم/ من دشمن خناسم/ وارث علی هستم/ای قوم من عباسم

منم عباس مرحبا حسین

منم شوکت ثارالله
منم جلوه‌ای ازهیبت ثارالله
امیرجان نثارانم
منم یارقدرقدرت ثارالله
به دشت کربلا امروز
خداآمده در هیبت ثارالله
منم شیرنرحیدر
امیر لشکرحضرت ثارالله

دستان خدا دستم / نذر خیمه‌ها هستم /اسلام حسین است و/ من باب الحسین هستم
من صاحب تفسیرم / جبریل عنان گیرم / ای روبه از این میدان / بگریز که من شیرم

منم عباس مرحبا حسین

منم ذکر لب قائم
منم بر کشور دلاوری حاکم
منم ملازم زینب
عموی اکبر و عبدالله و قاسم
امام باوفایانم
اثر در من ندارد لومة اللائم
مجیر مستجارانم
منم ساقی منم قمر بنی هاشم

من ظهر الولا هستم /حامل اللوا هستم/ در روز قیامت هم / رشک شهدا هستم
حافظ خیامم من / در وفا تمامم من / خادم حسین هستم / ناصر الامامم من

منم عباس مرحبا حسین

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور طوفانی حضرت اباالفضل(ع) -(عجب رویی چه گیسویی) *

57

شور طوفانی حضرت اباالفضل(ع) -(عجب رویی چه گیسویی) بند اول:

عجب رویی
چه گیسویی
عجب چشم سیاهی و چه ابرویی
منم فانی
تویی باقی
تویی باعث توبه ی منه یاغی

قمر قمر نغمه‌ی مستانه‌ی آسمانیان
قمر قمر خیمه به پاسبانیه تو در امان
قمر قمر جلوه ی رخسار تو نور آفتاب
قمر قمر روی تو زد طعنه به ماه آسمان

ستون سماواته دو دست ابالفضل
همه هست دنیامون ز هست ابالفضل
توی آسمانا هم تو غوغای محشر
کنار بابا حیدر نشسته ابالفضل

بند دوم:

پَر شالت
سیه خالت
شده قبله‌ی دل ها روبه تمثالت
شهنشاهی
چُنان ماهی
تو جلوه گره ذات اسداللهی

قمر قمر به به نگهدار پرچم خدا
قمر قمر منکر تو فقط به خود کرده جفا
قمر قمر لیلی لیلای دل مجنون ها
قمر قمر با خم ابروی خودت بکش مرا

نظر بر جمال مست ساقی ثوابه
امید دل اهل خِیام و ربابه
عموی قبیله بی مثال و اصیله
به میدان چو تفسیر شدید العقابه

  • سه شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت اباالفضل العباس(ع) -(قمر سیما اباالفضل) * محمد اسداللهی

120

شور حضرت اباالفضل العباس(ع) -(قمر سیما اباالفضل) قمر سیما اباالفضل
حبیبی یا اباالفضل
همه قوت قلب
بنی الزهرا اباالفضل
تو از هر مَنْظَر اَوَّلی ،عباس بن عَلی
شیر دریا دلی ، ماشاالله
سلام الله سقای دین ، یابنَ اُم الْبَنين
ماه روی زمین ، ماشاالله
( یاابوفاضل )
توی قلبم هیجان
ضربان در ضربان
علمدار حرم و
یل یلهای جهان
اباالفضل جانم پهلوان اباالفضل
جانم پهلوان اباالفضل
جانم پهلوان اباالفضل

وزیر حرم شاه
بنازم به تو ای ماه
علمداری تو این راه
برازَندَته ولله
بگم محشر در محشری
حمزه در جعفری
جانا جنگاوری ، ماشا الله
تو وقتی حمله ور شدی
چندتا حیدر شدی
تیغ چند سر شدی ، ماشاالله
( یاابوفاضل )
یل میدون بلدی
شدی مَرد اَبدی
میگم از عُمق دلم
ابوفاضل مددی
اباالفضل جانم پهلوان اباالفضل

یه اعجاز اباالفضل
چیه راز اباالفضل
سِپَه داری و میگی
یه سرباز اباالفضل
همش میگی پیش همه
رُقیه قَلبَمه
تا اَخمش دَر همه ،خُوش نیست عباس
برو دشمن نیستی حریف
قطعاً نیستی حریف
برگرد آخه ضعیف ، کُش نیست عباس
( یا ابوفاضل )
ته جنگ و بنویس
به روی قلّه بایست
نجنگیدی که ضعیف
کُشی مردونگی نیست
اباالفضل جانم پهلوان اباالفضل

فقط عشقه تو این سِیْر
اَباالفَضلو ولاٰغیر
شدی باب الحوائج
شدی واسطهٔ خیر
فلک زیر سَر شونَته
عالم ویرونَته
قلبم دیوونه ، خیلی مَردی
شفا تو سقا خونَته
تو خال گونَته
لطف مردونته ، خیلی مَردی
( یاابوفاضل )
تو خودت حیدری و
بخدا محشری و
رجز خونیت میبُره
نَفس لشکری و
اباالفضل جانم پهلوان اباالفضل ...

  • سه شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت اباالفضل العباس(ع) -(یامن اسمه دوا) *

58

شور حضرت اباالفضل العباس(ع) -(یامن اسمه دوا) بنداول

یامن اسمه دوا
ابوفاضل ابوفاضل
جونیمون همه فدا
ابوفاضل ابوفاضل
میزنم اسمت وصدا
ابوفاضل ابوفاضل

تو علمدار لشکر حسینی
نور دوعینی نور دوعینی
توفادار ترین مرد جهانی
آره قهرمانی آره قهرمانی

شمایلت رو دیدم
ازهمه دست کشیدم
رودسته تو ندیدم
قمرالعشق قمرالله

خاکم خاکه پاتم
عمری میشه گداتم
سائله نیم نگاتم
قمر الله قمرالعشق

ابوفاضل یاسیدی

بنددوم
خدای اخلاص وکرم
ابالفضله ابالفضله
ساقی وسقای حرم
ابالفضله ابالفضله
علت اشکای ترم
ابالفضله ابالفضله

سایه ی لطفت رو سرم همیشه
کمم نمیشه کمم نمیشه
من دخیل بستم به پره علامت
سرت سلامت سرت سلامت

خوشگل ام البنین
شاه زمان و زمین
به غیرتت آفرین
قمرالعشق قمرالله

پناهه بی پناها
امید ناامیدا
ای قمر دودنیا
قمرالله قمرالعشق

ابوفاضل یاسیدی

  • سه شنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 23:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت عباس(ع) -(تیغش طوفانه گرم جولانه) *

117

شور حضرت عباس(ع) -(تیغش طوفانه گرم جولانه) [بند اول]

تیغش طوفانه گرم جولانه
چشماش اعجازه ضربش کوبانه
قمر مولانه قمر مولانه
ساقی نحر شُهره ی شهره
غضبش قهره میزنه نعره
قمر مولانه قمر مولانه

ماهرو شب گیسو بگذری از هر سو
بکشی صد لیلا با کمان ابرو
حیدری زهرایی جان به این خلق و خو

زبردست تویی دست بر دست
سلاح و سپردست ابالفضل ابالفضل
وفادار علمدار دادار اباالفضل کرار اباالفضل ابااالفضل

[بند دوم]

ماه تابانه پس فروزانه
راحت جانه شاه شاهانه
قمر مولانه قمر مولانه
قابض روحه هیبتش کوهه
باهاش جنگیدن بده مکروهه
قمر مولانه قمر مولانه

ساقی دریا ها مستمندیم ما ها
دستگیری کردی از بی دست و پا ها
یه نگاهی بنداز از همون بالا ها

مسیحا بزرگ کلیسا
میگن نوح و عیسی ابلفضل ابلفضل
تویی ماه وزیر شهنشاه تویی حرز همراه
اباالفضل اباالفضل

  • جمعه
  • 8
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 15:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت اباالفضل العباس(ع) -(به‌ضریح‌چشمات‌دخیل‌دل‌مییندم) *

62

شور حضرت اباالفضل العباس(ع) -(به‌ضریح‌چشمات‌دخیل‌دل‌مییندم) بند:اول

به‌ضریح‌چشمات‌دخیل‌دل‌مییندم
ازهمه‌غیر‌از‌تیغۀ‌علم‌دل‌کندم
من‌فقط‌باب‌القبلۀ‌حرمم‌آرومم‌عزیزم
باتوباشم‌چشماموروهمه‌میبندم

آبروی‌آب
آبروی‌قوم‌بنی‌کلاب
ای‌قمرفرزندابوتراب
زیردین‌توباشدآفتاب

قلم‌در‌ترین‌است‌آن‌است‌و‌این‌است
لشکر‌هم‌فرار،خطر‌در‌کمین‌است
شیران‌زده‌دم‌،پا‌برسرزمینش
ایزد‌به‌قامت‌قمرالله‌همین‌است

بند:دوم

توعلمدار‌خیمه‌های‌عاشورایی
ساقی‌العطاشا‌وحامل‌الوایی
دخترزهرا‌فرموده‌به‌توجان‌من‌،عزیزم
تو‌کفیل‌حضرت‌زینب‌کبرایی

صاحب‌فرات
صاحب‌برزخ‌صاحب‌صراط
اسم‌مارم‌بنویس‌ازفقرات
ای‌پناه‌خیمۀ‌مخدرات

سیاهی‌زلفت‌لیله‌الرغائب
سه‌جلت‌به‌نام‌اسدالله‌غالب
امیری‌ابالفضل‌ونعم‌الامیری
علمدار‌زینب‌اسمت‌سجده‌واجب

  • جمعه
  • 8
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

حضرت اباالفضل(ع) -(هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب) * محمدرضا سروری

168

حضرت اباالفضل(ع) -(هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب) هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب
در نظر طفل رباب است نه نوشیدن آب
دل از این قصّه کباب است نه نوشیدن آب
حالم از غصّه خراب است نه نوشیدن آب
******
آمدم آبِ روان سوی حرمگاه ببرم
هدیه بر تشنه لبان حرم شاه ببرم
هدفم تر شدن لعلِ لبِ خشکم نیست
مشک پُر باید از این علقمه همراه ببرم

ساقی ام میل نمی آب ندارم هرگز
دل به دریاچة دنیا نسپارم هرگز
تشنه بر عهد و وفا جان بدهم اما نه
قطره ای روی لبانم نگذارم هرگز

هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب
******
تا از این آب روان دختر حیدر نخورَد
تا تمام حرم حضرت کوثر نخورَد
نخورَم آب که خونین دل و خونین جگرم
تا حسین آب به دستان برادر نخورَد

قول آبی به سکینه گُل زهرا دادم
وعده بر دخترِ معصومة مولا دادم
سرِ سقّا بروَد وعدة طفلانش نه
جان به تضمین وفا بر لب دریا دادم

هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب
******
مقصدم خیمة طفلان لب عطشان باشد
دیده های تر گُل‌های دُرافشان باشد
گریة کودک عطشان حرم را یادم
اشک در دیدة اصغر چه درخشان باشد

وعده ای دادم و پابند وفا می مانم
تشنه حتی به دو دستان جدا می مانم
با رقیّه به سرِ شانه چنین می گفتم
غم مخور پای تو تا شام بلا می مانم

هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب
******
سنگ از هر طرفی روی سرم می بارد
نیزه ها با هدف چشم ترم می بارد
غصه ای نیست فقط دل نگران حرمم
تیر خورشید به اعماق حرم می بارد

مانده ام تشنه ولی تشنة آب آوری ام
دوستدار علَم و این دو دَمِ حیدری ام
من غلام پسر فاطمه هستم همه دَم
سروری داده مرا اُجرت فرمانبری ام

هدفم بردن آب است نه نوشیدن آب

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

روضه حضرت اباالفضل(ع) -(لب تشنه حسین است) * محمدرضا سروری

177

روضه حضرت اباالفضل(ع) -(لب تشنه حسین است) لب تشنه حسین است، چگونه من بنوشم؟

این حسِّ وفا را، به دنیا نفروشم

تا بُردن این آب، لبِ تشنه بکوشم

در ساحل و صحرا، به یکباره خروشم

******

لب تشنه حسین است و منم در دل دریا

پنجه به دل آب زدم با دلِ تنها

ای وایِ من و این هوسِ آب گُزینی

شرمنده شوم تا ابد از دیدة زهرا

دیدم به رُخِ آب روان رویِ حسین را

پژمردگی کامل اردوی حسین را

خشکیده لبان منتظرم مانده به خیمه

طفلانِ پریشان و عطش گوی حسین را

ای آب هرگز هرگز من از این آب ننوشم

باید تا جان در رفع غم تشنگی یار بکوشم

لب تشنه حسین است، چگونه من بنوشم؟

******

نزدیک بود این لحظه که دلخون شوم از آب

لب تر کنم و حالِ دگرگون شوم از آب

باید که از این آب روان پر بکنم مشک

بر دوش گذارم من و بیرون شوم از آب

من وارث شمشیر علی شیر خدایم

بر عهد و وفایم اگر از یار جدایم

یک قوم به رزم آوری ام غبطه خورد باز

فریاد مبارزطلبی گشته صدایم

ای آب هرگز هرگز من از این آب ننوشم

باید تا جان در رفع غم تشنگی یار بکوشم

لب تشنه حسین است، چگونه من بنوشم؟

******

یارب مددی تا به حرم آب رسانم

بر خیمه بی تاب حسین تاب رسانم

از علقمه تا خیمه به پرواز در آیم

این مشک پر از آب به اصحاب رسانم

لبخند رضایت به لب شاه ببینم

از روی رقیه گُلِ گلخنده بچینم

تا باز سرافراز شوم پیش سکینه

با خنده کنار دل زینب بنشینم

ای آب هرگز هرگز من از این آب ننوشم

باید تا جان در رفع غم تشنگی یار بکوشم

لب تشنه حسین است، چگونه من بنوشم؟

******

گفتم همه جا همدم و همراه حسینم

تا آخر جان یاور دلخواه حسینم

ای مشک گواهِ من و ایامِ عطش باش

نا خورده روان سوی حرمگاه حسینم

سقا که لب خشک فدا شد به ره یار

نازم به وفاداری عباس علمدار

ای سروری این بیت به تضمین وفا گو

(از تشنگی اهل حرم بود خبردار)

ای آب هرگز هرگز من از این آب ننوشم

باید تا جان در رفع غم تشنگی یار بکوشم

لب تشنه حسین است، چگونه من بنوشم؟

******

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد