اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس

شور ولادت حضرت عباس (ع) -(غم شد آزرده /غصه دل مرده) * رضا نصابی

1541

شور ولادت حضرت عباس (ع) -(غم شد آزرده /غصه دل مرده) بنداول
غم شد آزرده /غصه دل مرده
چون فاطمه کلابیه قمر آورده

شب شبه یاسه /دل پر احساسه
امشب شبه ولادته آقام عباسه

اومده نو نَیرین/اومده عشق عالمین
مژده آهای عباسیا/اومد علمدار حسین

صل علی سیدنا یا ابوفاضل (ع)

بنددوم
ماه زیبایی /قبله مایی
خیلی میاد اقا به تو اسم سقایی

دستم و پر کن/پره از در کن
روسیاهم بیا من و شبیه حُر کن

جونم فدای حرمت
خادمای محترمت
ارمنیام هستن اقا
شامل لطف و کرمت
صل علی سیدنا یا ابوفاضل

بندسوم
دله خاطرخوا دست بیاد بالا
کف بزنید که اومده حضرته سقا

اومده دنیا/ حضرته دریا
زبونزده تو خاص و عام مرام اقا

بوی گل یاس اومده/خدای احساس اومده
مژده بدید آی شیعه ها حضرته عباس اومده

صل علی سیدنا یا ابوفاضل

بندچهارم
بچه شیری تو/بی نظیری تو
بی دستی و دست گدارو می گیری تو

ای دل و دلبر/ساقیه لشگر
می جنگی تو همه می گن اومده حیدر

ماه شب تار سلام
سید و سالار سلام
از راه دور می دم اقا
شبیهِ هر بار سلام
صل علی سیدنا یا ابوفاضل

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شور طوفانی حضرت علی اکبر (ع) -(ای جوونه حسین علی اکبر(ع)) * رضا نصابی

3600
-1

شور طوفانی  حضرت علی اکبر (ع) -(ای جوونه حسین  علی اکبر(ع)) بنداول
ای جوونه حسین علی اکبر(ع)
پهلوونه حسین علی اکبر(ع)
دردونه ی حسین علی اکبر(ع)
یا اکبر یا اکبر(ع)

شبهِ پیمبر علیِه اکبر(ع)
شیر دلاور علیهِ اکبر(ع)
شبیه حیدر علیهِ اکبر(ع)
یا اکبر یا اکبر(ع)
.....
به قلبای خزون زده
بیا خودی نشون بده
خوب میدونم که کَرمت
تو خاص و عام زبون زده

علی علی علیِ اکبر یا اکبر(ع)

بنددوم
به همه ی عالم تو امیری
توو همه جنگا مثل شیری
تو نوّه ی شاه غدیری
یا اکبر یا اکبر(ع)
تو جلوه ی نور خدایی و
تو المثنای مصطفایی و
وقتی می جنگی مرتضایی
یا اکبر یا اکبر(ع)

دلبر دلها یا علی (ع)
ای گل لیلا یا علی(ع)
قبله ی دریا یا علی (ع)
ای عشق زهرا یا علی (ع)
علی علی علیِ اکبر یا اکبر(ع)

بندسوم

تا که علی تو میشی رجزخون
میزنی وقتی که تو ی میدون
میشه یه لشکر از تو هراسون
یا اکبر یا اکبر (ع)

شیر دلیر هر نبردی و
خدایی که یکه و فردی و
تو فُوقه فُوقه هر چی مردی
یا اکبر یا اکبر(ع)

تو رزما ضرب المثلی
بی مثل و بی بدلی
شاگرد شیر جملی

علی علی علیِ اکبر یا اکبر(ع)

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 23:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس (ع) -(پهلوونه مه آسمونه عموی نمونه یاعباس) *کربلایی جواد محمدی

919
1

شور حضرت  عباس (ع) -(پهلوونه مه آسمونه عموی نمونه یاعباس) پهلوونه مه آسمونه عموی نمونه یاعباس
باز دورباره دلم عاشقونه براتو میخونه یاعباس

صاحب علمه و شوکتو جنمه که خیلی محترمه
ابوالفضل ابوالفضل
سایه ی سرمه و دریای کرمه و ذکر مادرمه
ابوالفضل یاابوالفضل

پدر علی باشه پس پسر این چنینه
که انهو ماه آسمان رو زمینه
به تحت فرمانت کل عالمو آدم
وقتی که رقیه روی دوشت میشینه

یاعباس یاسیدی
....................................
بند دوم

با جگرِ ، مردِ هر خطرِ ، قمر در قمرِ یاعباس
با هنرِ شبیه پدرِ از علی ثمرِ یاعباس

اسد العلیه برا خودش یلیه چو نور منجلیه
ابوالفضل ابوالفضل
قتال العربه امیر باجذبه که مارو میلطبه
ابوالضل یاابوالضل

به وقت پیکارش میشود به پا طوفان
ز بعد جولانش میشود عدو لرزان
همه به هم گویند سر رسید عجل انگار
که این ابوالفضله حیدر آمده میدان

یاعباس یاسیدی

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 19:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس (ع) -(شیر جنگاور قمر آمده) *کربلایی جواد محمدی

2984
11

شور حضرت عباس (ع) -(شیر جنگاور قمر آمده) شیر جنگاور قمر آمده
فاتح لشگر قمر آمده
یا ابوالقربه یا ابوالقاسم
با دم دحیدر قمر امده

نگاهش به میمنه و به میسره
قدم تا که میزنه عدو مضطره
میان جدل داره سَر میبَره
همه ملتهب که شاید این حیدره

شیر بی باکه تندو تیز و چالاکه ضربه هاش خطرناکه یاابوافاضل
خیلی کولاکه چشم او غضبناکه نور ماه و افلاکه یاابوفاضل

یاابوالفضل یاابوالفضل
....................................
بند دوم

معرکه غوغا قمر آمده
ماه عاشورا قمر آمده
یل بی باک حضرت حیدر
نجمه ی زهرا قمر آمده

قدر قدرت علی چکار میکنه
فقط با یه ضربه تارو مار میکنه
دشمن در مقابلش فرار میکنه
به این عمو رقیه افتخار میکنه

کاشف الربه صاحب تیغ و حربه میزنه با یه ضربه یاابوفاضل
قاسم الناره خشم او چه بسیاره حضرت علمداره یاابوفاضل

یاابوالفضل یاابوالفضل

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس (ع) -(یه شاهه که ماهه) *کربلایی جواد محمدی

1325
5

شور حضرت عباس (ع) -(یه شاهه که ماهه) یه شاهه که ماهه
برا این دل من
ابوالفضل پناهه

خدا هم گواهه
با تو مستیه ما
همیشه به راهه

به به چه دلنشینه
وقتی رقیه رو دوشت میشینه
هرکی با تو باشه بالا نشینه
الحق که فرزنده ام البنینه

حامیه دینه سلطان سلاطینه اسم او چه شیرینه
یاقمر مدد
یار دیرینه دشمن شیاطینه قاتل الکافرینه
یاقمر مدد

سیدی یا ابوفاضل
....................................
بند دوم

ابوالفضل قرارم
به جز تو کسی رو
تو دنیا ندارم

ابوالفضل نگارم
همه هستیمو
پای اسمت میزارم

دنیا مست چشماته
چون خون حیدرِ که تو رگهاته
واسه همین دنیا به زیر پاته
رزق کل عالم توی دستاته

وارث خیبر استاد علی اکبر بر همه یلان رهبر
یاقمر مدد
هستیه عالم ذکر ناب احوالم افتادی توی فالم
یاقمر مدد

سیدی یا ابوفاضل

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس(ع) -(نازم به ناز چشم و ابروی عباس) *کربلایی جواد محمدی

2042
-1

شور حضرت عباس(ع) -(نازم به ناز چشم و ابروی عباس) بند اول

نازم به ناز چشم و ابروی عباس
چشمم نیاز دیدن روی عباس
جانم به قد چون قیامت مولا
زلف کمندو زور و بازوی عباس

تو بی بدیل و بزرگ و بلند و والایی
که داده است خدا بر تو شان سقایی
اگرچه مادرت ام البنین بود آقا
ولی به حضرت زهرا،عزیز زهرایی

تو امیر کربلایی دلیرو دلربایی تو شیر نینواییو صاحب علم قمر
جنجال هر جدالی تو از حیدر مدالی تو شیر بی مثالیو صاحب علم قمر

یا ابوالفضل یاسیدی
..........................
بند دوم

هستم یه عمره مشکی پوش ابوالفضل
هیئت به هیئت خانه دوش ابوالفضل
دستم دخیل علمت میشه وقتی
میره رقیه روی دوش ابوالفضل

تو رب آبی و آب از رخت خجل گشته
که مانده حسرت لعل لبت به دریایی
عجب ندارد اگر عالمی اسیر تو شد
شما عزیز حسینی ، امیر دل هایی

تو یل ام البنینیو نقش هر نگینیو دُرُ و نازنینیو صاحب علم قمر
قمر هر کهکشانیو ماه آسمانیو شاه بیکرانیو صاحب علم قمر

یا ابوالفضل یاسیدی

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس (ع) -(هل من مبارز میطلبم من) *کربلایی جواد محمدی

1730
4

شور حضرت عباس (ع) -(هل من مبارز میطلبم من) هل من مبارز میطلبم من
هر کی حریفه زمین میکوبم من
دشمن ترسیده تا که فهمیده
فرزنده شیر ابوالعجبم من

عباسمو در پی خطر میگردم
دورو ور خیمه تا سحر میگردم
صدبار اگر علقمه را فتح کنم
هربار دوباره تشنه برمیگردم

ساقی علیو ساغرو سلطان قمر قمر
طوفان حسن به کشتی بادبان قمر قمر
یاللعجب چه هیبتیو به چه عصمتی
از نسل شاه خیبر یزدان قمر قمر

یاسیدی یاابوالفضل
..........................

قهرمان آمد پهلوان آمد
شیر شکاری از کهکشان آمد
از هر سو سمت میمن تا میسر
در پی دشمن بی امان آمد

کس پیش تو دم ز زورو بازو نزد
کو آن که برابر تو زانو نزند
لب تشنه ز علقمه گذشتی آری
دریا که به رودخانه ها رو نزند

عباسیو دلاور و سقا قمر قمر
قرآنیو شیرین مث حلوا قمر قمر
پشتو پناه خیمه‌ی سلطان کربلا
طوفان تویی توی دل دریا قمر قمر

یاسیدی یاابوالفضل

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس (ع) -( قمر قمر صد و سی و سه بار ممتازی) *کربلایی جواد محمدی

1285
1

شور حضرت عباس (ع) -( قمر قمر صد و سی و سه بار ممتازی) قمر قمر
صد و سی و سه بار ممتازی
قمر قمر
گوهر فاطمه طنازی
قمر قمر
نوای ساز پر آوازی قمر

قمر قمر
تویی که صاحب اعجازی
قمر قمر
جذبه داریو تک تازی
قمر قمر
حال خرابمو میسازی قمر

همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضله
چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضله
دو دست داده به راه خدا و پس چه عجب
اگر که معنی دست خدا اباالفضله

قمر قمر سرداریو قمر اشتر
قمر قمر قهاریو قمر محشر
به ناز شصتت مرحبا یا ابوفاضل
قمر قمر کراریو قمر حیدر

مددی یا ابوفاضل
................................
بند دوم

قمر قمر
یه کاری کن برام باب الکرم
قمر قمر
بطلبم حرم با مادرم
قمر قمر
هوای کربلا زد به سرم قمر قمر

قمر قمر
صاحب شوکتو صاحب علم
قمر قمر
یا کاشف الکروف یا ذالنعم
قمر قمر
صاحب شعرو دفترو قلم قمر

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان
ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضله
خود امام زمان گفته است می آید
به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضله

قمر قمر رعناییو قمر سلطان
قمر قمر مهتابیو قمر طوفان
شکار صید تو شدم یا ابوفاضل
قمر قمر اربابیو قمر قرآن

مددی یا ابوفاضل

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 23:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت اباالفضل(ع) -(یل بی همتا یا ابوالفضل) *کربلایی جواد محمدی

1909
3

شور حضرت اباالفضل(ع) -(یل بی همتا یا ابوالفضل) یل بی همتا یا ابوالفضل
پسر زهرا یا ابوالفضل
میگه رقیه عمو عباس
مهربون آقا یا ابوالفضل

چه قد بلندی ، ابروی کمندی ابوالفضل ابوالفضل
شاه محلقایی ، چشمایی زیبایی ابوالفضل ابوالفضل
محو تو جبراییل ، استاد عزراییل ابوالفضل ابوالفضل

ساقیا می ، ساقیا می

(بند دوم)

لقبت طوفان یا ابوالفضل
همه عرفان یا ابوالفضل
به ادب میزان هستی آقا
قاری قرآن یا ابوالفضل

سرورو سالاری ، به چه علمداری ابوالفضل ابوالفضل
تو یل بی باکی ، ای مرد افلاکی ابوالفضل ابوالفضل
رزم تو طوفانی ، تو عین قرآنی ابوالفضل ابوالفضل

ساقیا می ، ساقیا می

(بند سوم)

مه عالم تاب یارقیه
گوهر نایاب یارقیه
آسیه مریم کنیز تو
دختر ارباب یارقیه

هرکی تورو دیده ، دستاشو بریده رقیه رقیه
مینای میخانه ، شمعی ما پروانه رقیه رقیه
بی حاجت نمونده ، هرکی تورو خونده رقیه رقیه

ساقیا می ، ساقیا می

  • چهارشنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

ای آب... -(ای آب چه بی مِهر در آنکُو بودی) * جودی خراسانی

913

ای آب... -(ای آب چه بی مِهر در آنکُو بودی) ای آب چه بی مِهر در آنکُو بودی
پیوسته بکامِ قومِ بَد خُو بودی

تو موج زنان و تشنه جان داد حسین
با آنکه به مهرِ مادرِ او بودی

ای آب تو جا به جامِ اعدا کردی
اندر عوضش خون به دلِ ما کردی

یک قطره سکینه را نشد از تو نَصیب
کز چشمهء چشمِ او چو دریا کردی

ای آبِ روان عالمی را خَستی
پیوسته به اهلِ جور و کین پیوستی

خود را نرساندی به لبِِ خشگِ حسین
وَز هر مُژه صد جُور به رویش بستی

ای آب که این گونه مُصفّا کردی
گه قطره شدی و گاه دریا گشتی

لب تشنه تر از حسین کسی را دیدی
این قدر که سر گشته بصحرا گشتی

(جودی) بنما شَفاعت از کتاّبت
بنوشته صفا دو باره کلّیّاتت

از نظمِ تو عالمی بسوزد از غم
صد شُکر نوشتم همه منظوتاتت

  • سه شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 19:52
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( می‌رفت روی دست همه بی‌قرار مشک ) * عالیه رجبی

749

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( می‌رفت روی دست همه بی‌قرار مشک ) می‌رفت روی دست همه بی‌قرار مشک

خشکیده بود مثل لب شوره زار مشک

زخمی است تازه بر جگر داغدار مشک

از تشنگی به چشم همه گشته تار مشک

شرم از نگاه مشک کند کاش آسمان

برده است از حرم نفس و صبر و تاب آب

در چشم خیمه‌ها شده عین سراب آب

برخاست از دل همه فریاد آب آب

ای کاش زودتر برسد به رباب س آب

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

دنیا میان آه حرم شام تیره شد

موج عطش که بر نفس باغ چیره شد

چشم همه به دست اباالفضل ع خیره شد

حالا زمان رفتن ماه عشیره شد

آمد به سمت حضرت جانان و بعد از آن

سقا به روی دوش علم را گرفت و برد

مشک خجل شده ز حرم را گرفت و برد

از قلب خسته‌ی همه غم را گرفت و برد

بر روی دست تیغ دو دم را گرفت و برد

عباس ع بود و علقمه و مشک تشنه جان

می آید از شریعه و‌ دریاست توی دست

می آورد امید حرم را که روی دست

ناگاه تیغ می‌رسد از رو به روی دست

حالا شده است بردن مشک آرزوی دست

مشک آبروی اوست ولی تیر ناگهان

آمد به سمت حضرت سقا نکردشرم

از تشنه بودن لب دریا نکرد شرم

از آب آب کودک مولا نکرد شرم

افسوس از آه فاطمه س حتی نکرد شرم

شد پاره مشک و سینه ی عباس همزمان

عباس ع روی خاک که درخون تپیده شد

جسمش به دست تیغ بریده بریده شد

پشت و پناه عالم و آدم خمیده شد

بین خیام پای حرامی کشیده شد

حیران شده است زینب کبری س در آن میان

بر روی نیزه رفت سری که منور است

حتی به روی نیزه کنار برادر است

شرمش برای سوختن مو و معجر است

خون جاری از نگاه تمنای خواهر است

بر روی نی که می‌خورد این سر تکان تکان

عالیه رجبی
امیر اسدی

  • یکشنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 10:14
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( می‌رفت روی دست همه بی‌قرار مشک ) * عالیه رجبی

917
2

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( می‌رفت روی دست همه بی‌قرار مشک ) می‌رفت روی دست همه بی‌قرار مشک

خشکیده بود مثل لب شوره زار مشک

زخمی است تازه بر جگر داغدار مشک

از تشنگی به چشم همه گشته تار مشک

شرم از نگاه مشک کند کاش آسمان

برده است از حرم نفس و صبر و تاب آب

در چشم خیمه‌ها شده عین سراب آب

برخاست از دل همه فریاد آب آب

ای کاش زودتر برسد به رباب س آب

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

دنیا میان آه حرم شام تیره شد

موج عطش که بر نفس باغ چیره شد

چشم همه به دست اباالفضل ع خیره شد

حالا زمان رفتن ماه عشیره شد

آمد به سمت حضرت جانان و بعد از آن

سقا به روی دوش علم را گرفت و برد

مشک خجل شده ز حرم را گرفت و برد

از قلب خسته‌ی همه غم را گرفت و برد

بر روی دست تیغ دو دم را گرفت و برد

عباس ع بود و علقمه و مشک تشنه جان

می آید از شریعه و‌ دریاست توی دست

می آورد امید حرم را که روی دست

ناگاه تیغ می‌رسد از رو به روی دست

حالا شده است بردن مشک آرزوی دست

مشک آبروی اوست ولی تیر ناگهان

آمد به سمت حضرت سقا نکردشرم

از تشنه بودن لب دریا نکرد شرم

از آب آب کودک مولا نکرد شرم

افسوس از آه فاطمه س حتی نکرد شرم

شد پاره مشک و سینه ی عباس همزمان

عباس ع روی خاک که درخون تپیده شد

جسمش به دست تیغ بریده بریده شد

پشت و پناه عالم و آدم خمیده شد

بین خیام پای حرامی کشیده شد

حیران شده است زینب کبری س در آن میان

بر روی نیزه رفت سری که منور است

حتی به روی نیزه کنار برادر است

شرمش برای سوختن مو و معجر است

خون جاری از نگاه تمنای خواهر است

بر روی نی که می‌خورد این سر تکان تکان

عالیه رجبی

امیر اسدی

  • یکشنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 10:16
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

اتمام حجت حضرت اباالفضل(ع) -(گفت کای دون پروران این شاه دین) * ناشناس ؟؟؟

571

اتمام حجت حضرت اباالفضل(ع) -(گفت کای دون پروران این شاه دین) گفت کای دون پروران این شاه دین
ظل سبحان است در روی زمین

او چو قلب و دیگران اعضاستی
جملهء مخلوق را مولاستی

چترامکان سایه زن از خوان او
زور بازو هر چه هست از آن او

ریزش این ابر ازانعام اوست
چرخش این ارض از اکرام اوست

صنعت خلقت از او بر ما نصیب
ازچه رو از آب نالد این غریب

دخترانش ازعطش پژمرده شد
مثل گل دربوستان افسرده شد

ازعطش ای گمرهان شه را زبان
چوب خشگی را بماند دردهان

گیرم ای بی همتان کینه جو
نیست این مخلوق ازانعام او

نیست مولا نیست مولای شما؟
هرچه باشد هست مولای شما

شاهزاده اکبرش از پا فتاد
قاسمش ازخون حنا برکف نهاد

منخسف درخاک خون شد ماه او
عرش رحمن مضطرب ازآه او

ای خسان من پیک حق داورم
جرعه ی آبی باطفالش برم

نای نطقش نرم تر ازآب بود
کی اثر یابد دلی درخواب بود

میرزا عباس طارمی
متخلص به راضی

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 14:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت اباالفضل(ع) -(روز عاشورا سیه مستان مست) * شبگیر تبریزی

722
1

حضرت اباالفضل(ع) -(روز عاشورا سیه مستان مست) روز عاشورا سیه مستان مست
نقد جان دادند بر عهد الست

هر یکی تهلیل گو با پیچ و تاب
عربده جویی نمود و مست برست

وقت آن شد تشنه لب سردار عشق
بر مطاف خویشتن احرام بست

طوف اول آن سیه مست بلا
در حریم کبریایی داد دست

طوف دوم حاجی حجاج عشق
در حرم از قید دست چپ برست

طوف سوم مشک آبش پاره شد
رشته ی صبر دلش ازهم گسست

طوف چهارم پرچمش شد سرنگون
بر جبینش تیر اهل کین نشست

طوف پنجم زانوانش شد بلند
قامتش را دال کرد آن سرو شست

تیر کین را تا برآرد از جبین
اوفتاد عمامه ی آن می پرست

طوف ششم از جفای محتسب
کاسه ی جام سر سقا شکست

طوف هفتم بند شد پا در رکاب
عاشقان را این چنین مستی خوشست

فاطمه (س) فرمود حجت شد قبول
ای حسینم را بهین سقای مست

عشق شبگیری مرا (شبگیر)کرد
سوختن آموختم از سال شصت

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 15:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت اباالفضل(ع) -( آه از آن ساعت که بر کون انقلاب افتاده بود) *مرحوم حسین شانی تبریزی

1114

شهادت حضرت اباالفضل(ع) -( آه از آن ساعت که بر کون انقلاب افتاده بود) آه از آن ساعت که بر کون انقلاب افتاده بود
بر تراب غم، عزیز بو تراب افتاده بود

آه سرد باد، آتش روی آب افکنده بود
آفتاب از گرمی خود در عذاب افتاده بود

نوک پیکان سه شعبه، بین طاقین خورده بود
ناله و شیون به طاق نه قباب افتاده بود

بسکه لرزان گشته بوده، گاه افتادن علم
بر دل اطفال زهرا اضطراب افتاده بود

دست از تن رفت، اما در یسار و در یمین
یک لوا آلوده خون، یک مشک آب افتاده بود

پیکرش از نوک پیکان، پاره پاره، چاکچاک
زخم شمشیرش بر اعضا بی حساب افتاده بود

خون اعضایش ز گرمی در بدن خشکیده بود
زخم بر سوزش ز تاب آفتاب افتاده بود

شه به بالین سپهبد در همان ساعت رسید
بین لشگر بهر قتلش انقلاب افتاده بود

دید جسم ناخدا را غرق خون فلک نجات
یک چمن گل گوئیا بحر گلاب افتاده بود

(شاُنی) آن روزیکه این اشعار دلکش می نوشت
جسم بی یارش میان رختخواب افتاده بود

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 22:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امان نامه -(به سر باز دارم هوای دگر) *مرحوم حسین شانی تبریزی

1056

امان نامه -(به سر باز دارم هوای دگر) به سر باز دارم هوای دگر
پرد مرغ روحم به جای دگر

ندا آید از خامه پر نوا
گذر کن سوی عرصه کربلا

بیابان پر از داد و شور شر است
همانا که هنگامه محشر است

بر آن دشت هی لشکر آید فرود
کند مرد جنگی به هر دم ورود

همه غرق آهن همه کینه خواه
همه دشمن حقّ همه دین تباه

همه دشمن ملک و مال علی
همه تشنه خون آل علی

چو زجز و چو خولی چوشمر و سنان
گرفته به کف آب داده سنان

به سرداری ابن سعد عنید
فرستاده بی حَد لشکر یزید

به سرعت دوان و دمان آمدند
به قتل امام زمان آمدند

جهان آفرین تا جهان آفرید
چنین بی حیایی نیاید پدید

ندید است چشم جهان خراب
به مهمان خود کس کند مَنع آب

نویسد کسی نامه دعوت کند
به مهمان چنین هَتک حَرمت کند

ندیدم کسی این چنین رای و کیش
کند میزبان قصد مهمان خویش

که مهمان خود را کُشد تشنه لب
که کُشتند آن فرقه بی ادب

به دل ها بسی کینه ها داشتند
بسا این عمل نیک پنداشتند

همه دین و ایمان زِ کف داده بود
همه بر قتال شه آماده بود

ولی آن سپه را به دل بیم بود
دل جنگجویان به دو نیم بود

همه ترس از اَشجَع ناس داشت
همه بیم از تیغ عباس داشت

به مردانگی گر کند قد علم
نماند زِ لشکر بپا یک علم

یکی گفت این ثانی حیدر است
یکی گفت به میدان کین اژدر است

یکی گفت گر تیغ گیرد به کف
نماند بجا دست و تیپ و نه صف

اگر آن نباشد میان سِپه
کنیم این سِپه را به زودی تَبه

چنین گفت شمرِ ستمکار دون
من اکنون زِ لشکر در آرم برون

به صد دام تزویر و افسون کنم
زِ اُردوی آن شاه بیرون کنم

روم وعده جاه و غزّت دهم
نوید امید و ریاست دهم

بیامد به مکر و فسون آن لعین
به نزدیک خرگاه سلطان دین

کنارِ خیامِ امامِ اَنام
چو ایستاد آن شوم و بی ننگ و نام

مخاطب نمود اَشجَع ناس را
رشید و هنر پرور عباس را

به نزدیک شمر آمد آن خوش کلام
قَمر شد مُقابل به ابر ظُلام

پس آنگه بگفت آن لعین عنید
که ای نامدار و شجاع و رشید

دریغا از این جلوهء روی تو
دریغا از این زور و بازوی تو

دریغا از این قد دلجوی تو
دریغا از این زور و نیروی تو

امان نامه دارم زِ میرم برات
که یابی از این ورطه راه نجات

تو هستی مرا هم قبیله از آن
نمی خواهمی مرگ تو بی گمان

که حیف است این قامت اُفتد به خاک
شود چون تو یک شیر جنگی هلاک

چنین پاسخی داد آن پنجه شیر
مرا نیست غیر از حسینم امیر

امیری حسین و نعم الّامیر
بدور ای سمتکار شوم و شریر

تو ای ناخدای یم کربلا
رضای خدا را تو گفتی بلا

به (شانی) کرامت نما از کرم
سرايد رثای شما اين رقم

  • یکشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( روز عاشورا سیه مستان مست) * شبگیر تبریزی

856

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( روز عاشورا سیه مستان مست) روز عاشورا سیه مستان مست
نقد جان دادند بر عهد الست
هر یکی تهلیل گو با پیچ و تاب
عربده جویی نمود و مست برست
وقت آن شد تشنه لب سردار عشق
بر مطاف خویشتن احرام بست
طوف اول آن سیه مست بلا
در حریم کبریایی داد دست
طوف دوم حاجی حجاج عشق
در حرم از قید دست چپ برست
طوف سوم مشک آبش پاره شد
رشته ی صبر دلش ازهم گسست
طوف چهارم پرچمش شد سرنگون
بر جبینش تیر اهل کین نشست
طوف پنجم زانوانش شد بلند
قامتش را دال کرد آن سرو شست
تیر کین را تا برآرد از جبین
اوفتاد عمامه ی آن می پرست
طوف ششم از جفای محتسب
کاسه ی جام سر سقا شکست
طوف هفتم بند شد پا در رکاب
عاشقان را این چنین مستی خوشست
فاطمه (س) فرمود حجت شد قبول
ای حسینم را بهین سقای مست
عشق شبگیری مرا (شبگیر)کرد
سوختن آموختم از سال شصت

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب
 حسن کردی

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( تیرها با تنت چه ها کردند؟ ) * حسن کردی

829

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( تیرها با تنت چه ها کردند؟ ) تیرها با تنت چه ها کردند؟
قامتت را چگونه تا کردند؟

از تنت تیغ های پر کینه
دست های تو را سوا کردند

دست های تو را نه انگاری
دست های مرا جدا کردند

حرمله های مست کشتن تو
پیش من بزم ها به پا کردند

همه ی نیزه ها جدا جدا
بر تنت یک شکاف وا کردند

با چه مکری شکاف فرق تو را
بد تر از فرق مرتضی کردند

برق چشمان تو هدف بود و
تیر هایی که کم خطا کردند

وقت بی دستی ات هزاران پا
روی صحن تنت صفا کردند

تن چون کوه استوار تو را
پخش در خاک کربلا کردند

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 08:50
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( شیر میدان دار بودی پس چرا افتاده ای) * قاسم نعمتی

3620
21

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( شیر میدان دار بودی پس چرا افتاده ای) شیر میدان دار بودی پس چرا افتاده ای
ای امان خیمه‌ها از چه ز پا افتاده ای

من گُمَت کردم ، میان دشت حیرانم مکن
دست و پایی زن بدانم که کجا افتاده ای

آن‌قدر گفتی که هستم خاک پایِ مادرت
حال، روی دامن خیرالنساء افتاده‌ای

بشکند دستی که با نیزه دهانت بسته است
خاک عالم بر سر من، از صدا افتاده‌ای

دست هایت یک طرف ،سر یک طرف، تن یک طرف
سورهٔ قرآن چرا از هم جدا افتاده‌ای

قد رعنای تو شد هم دست با ضرب عمود
از سرِ زین گوئیا تو بی هوا افتاده ای

بعد از این معجر نگهداری زن‌ها مشکل است
دور از خیمه به صحرای بلا افتاده ای

گوئیا باحوصله عقده ز دل وا کرده‌اند
از کجا تا به کجا ای باوفا افتاده‌ای

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 08:56
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 حسن کردی

مرثیه شب تاسوعا -(برخیز جان فاطمه اینجا نمان برو) * حسن کردی

948

مرثیه شب تاسوعا -(برخیز جان فاطمه اینجا نمان برو) برخیز جان فاطمه اینجا نمان برو
بگذار روی خاک مرا نیمه جان برو
هی آه می کشی و تنم لرزه می کشد
قربان مهربانی ات ای مهربان برو
دستم بریده و کمرت را شکسته اند
برخیز ای شکسته دل قد کمان برو
بیرون مکش یکی و دوتا نیست تیرها
جانم فدات ناله مزن این چنان برو
این هرزه چشم ها به حرم چشم بسته اند
برگرد خیمه زود نمانده زمان برو
خون گریه های چشم ترم نذر زینب است
آقا به جان خواهر تنهایمان برو
برخیز و بی کسی حرم را نظاره کن
زینب کجا و صحبت نامحرمان برو
از من گذشت غربت و در انتظار توست
گودال خون و نیزه و سنگ و سنان برو
من سر به زانوان تو دارم چه ماتم است
الشمرُ جالسٌ...سر تو ناگهان...برو

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 11:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

مدح شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( تابید بر آب، ماهتابی) * قاسم صرافان

766

مدح شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( تابید بر آب، ماهتابی) تابید بر آب، ماهتابی
در آب، قدم زد، آفتابی

گفتند: گرفته آب در دست
راوی سخنی به جا نگفته ست

از ذهن بلند این علمدار
حتی نگذشت، فکر این کار

این دست در آب؟ نه! خیال است
نزدیک دهان؟ مگو، محال است

لب تشنه حسین و تر لبانش؟
حتی نگذشت از گمانش

هیهات! اگر عموی اصغر
حتی به خیال، لب کُند تر

حتی نگذشت از ضمیرش
سیراب ببیندش، امیرش

ای بی‌خبر از مرام عباس!
این ننگ کجا و نام عباس

کی بگذرد از خیال دریا
نوشیدن آب، قبل مولا؟

سقای حرم! دوباره برخیز
منگر تو به مشک پاره، برخیز

این مشک، عمود اگر گذارد
اندازه‌ی اصغر آب دارد

برخاست عمو و مشک برداشت
افسوس! که آن عمود نگذاشت

ای بارگه ادب، اباالفضل!
ای ساقی تشنه‌لب، اباالفضل!

از چهره، بکش نقاب امشب
ماهی تو، بیا بتاب امشب

بنگر قمرا! که بی‌قراریم
داریم تو را و غم نداریم

ای کارگشای ارمنی‌ها
سوگند دعای ارمنی‌ها

حق است که دارد این همه مست
دستی که دل از حسین برده ست

زنجیر فراق، بسته ما را
بی دست، بگیر دست ما را

حیدر نسبی، علی تباری
تو وارث برق ذوالفقاری

سقا و برادر حسینی
دلداده و دلبر حسینی

احوال زمانه بس عجیب است
ای میر حرم! حرم غریب است

ماییم و غم و دعای عهدی
ای ماه عمو! بگو به مهدی:

عالم، همه بی‌قرار اویند
عمری ست در انتظار اویند

او که حسنی است در کرامت
تکرار حسین، در شجاعت

مانند علی است، هیبت او
مثل قمر است، غیرت او

ای دست گره گشا، اباالفضل!
یا عشق! دخیل یا اباالفضل!

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( مگه دریا می‌اُفته تو خشکی) * سعیده کرمانی

881

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( مگه دریا می‌اُفته تو خشکی) مگه دریا می‌اُفته تو خشکی
مگه صحرا حریف این دریاس
مگه عباس هم زمین می‌خوره
باورش سخته واسه من عباس

ای به قربون چشمای زخمیت
کو دو تا دست تو علمدارم
اگه تنهام بذاری تو این دشت
من به کی خیمه ها رو بسپارم

پاشو بازم کفیل زینب باش
پاشو اهل حرم رو آروم کن
پاشو تکلیف دشمنامونو
با یه اخم نگات معلوم کن

سخته واسه رقیه دوری تو
چه جوابی بدم اگه پرسید
نگران حرم باشم یا تو
منو تنها نذار تو این تردید

پهلوون پاشو که غمت دیگه
کمر آسمونو تا کرده
سورو سات یه غارتو دشمن
تو حرم بعد تو به پا کرده

رحم کن به من و غریبی من
بین بی رحما قد کمون شدم
کی بشه تکیه گاه خواهرمون
وقتی من غرق خاک و خون شدم

وقتی دشمن نشست رو سینه ام
گریه ‌ی خواهروچه کار کنم
وقتی خنجر حیا نکرد از من
ناله ی مادرو چه کار کنم

بعد تو دشمنم جسور می‌شه
خیمه هامونو شعله ور می‌کنه
سنگ و چوب و عصا رو که بزنه
نعل اسبا رو تازه تر می‌کنه

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 08:57
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( با رفتنت سپاه وفا ریخته به هم) * کمیل کاشانی

820

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( با رفتنت سپاه وفا ریخته به هم) با رفتنت سپاه وفا ریخته به هم
وضع تمام کرببلا ریخته به هم

صحرا پر از ستاره ی دنباله دار شد
وقتی عمود فرق تو را ریخته به هم

آرامش و پناه حسین آه ، ماه من
ابروی تو به تیغ جفا ریخته به هم

فهمیدم از شکستگی ذکر " یا اخا" ت
در حنجرت شکوه صدا ریخته به هم

سقای من بلند شو از جا که خیمه ها
در شعله های وا عطشا ریخته به هم

از ناله ی رقیه و خونگریه ی رباب
خیمه که هیچ ، ارض و سما ریخته به هم

برداشتم ز خیمه ی تو تا عمود را
دیدم که رکن عرش خدا ریخته به هم

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

حضرت اباالفضل(ع) -(چشم عشاق جهان در حرم عباس است) * رضا ماه پری زنجانی

515
1

حضرت اباالفضل(ع) -(چشم عشاق جهان در حرم عباس است) چشم عشاق جهان در حرم عباس است
این هم از دولت لطف و کرم عباس است

دردمندی،به در هرکس و ناکس تو مرو
چون دوای تو به دست قلم عباس است

به خدا شیعه همیشه همه جا پیروز است
دائماً چون به پناه علم عباس است

هشتم مــاه عــزا مردم زنــجــان بنگر
آن خروش،گوشه‌ای از موج یم عباس است

تربت کرب و بلا بوسه بزن رفتی اگر
چون که این بوسه به جای قدم عباس است

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

زمینه بسیار زیبای شهددت حضرت اباالفضل ع محرم ۱۴۰۲. اصغر چرمی -(حالا که اومدی بازم کنارم) * اصغر چرمی

551
1

زمینه بسیار زیبای شهددت حضرت اباالفضل ع محرم ۱۴۰۲. اصغر چرمی -(حالا که اومدی بازم کنارم) حالا ، که اومدی بازم کنارم
خونا ، رو پاک کن از چشای پارم
بگذار ، نیگات کنم یه بار دیگه
داداش ، طاقت دوریت و ندارم

بگذار بمونم
اصلا نمی شه باورم
نتونستم کاری کنم
مشک و برگردونم حرم

نبر منو تا
میون خیمه ها که قحط آبه
منتظر اومدنم ربابه

یاابالفضل ای علمدار

رفته ، بی تو دیگه امون خیمه
داره ، تموم می شه توون خیمه
اهل ، حرم دارن آماده می شن
پاشو ، یه بار دیگه ستون خیمه
پاشو اباالفضل
ای ستون کل حرم
داره از مدینه میاد
بالای سرت مادرم

وا کن چشاتو
پاشو ببین که مادرم رسیده
نپرس ازش چرا قدش خمیده

یاابالفضل ای علمدار

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب

حضرت اباالفضل العباس(ع) -(تمام آرزوی ما هر جا کرامت آقام اباالفضله) * رسول چهارمحالی

551

حضرت اباالفضل العباس(ع) -(تمام آرزوی ما هر جا کرامت آقام اباالفضله) تمام آرزوی ما هر جا
کرامت آقام اباالفضله
امید ما به لحظه مردن
شفاعت آقام اباالفضله
روضه ارباب شب جمعه
زیارت آقام اباالفضله
نوکری حسین ثارالله
عنایت آقام اباالفضله
علم به دوش میبرم جانا
علامت آقام اباالفضله
حفاظت از حضرت دریا
عبادت آقام اباالفضله
نشان جانبازی و ایثار از
سعادت آقام اباالفضله
نشانه ی ارادت با عشق
شهادت آقام اباالفضله
روایت موج،مشک وآب
روایت آقام اباالفضله
یکه به میدان زدن، تنها
شهامت آقام اباالفضله

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 01:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) شب نهم ماه محرم -(صدای یا اخا،اخا ادرک اخا،رسد اینک به گوشم) * رسول چهارمحالی

783

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) شب نهم ماه محرم -(صدای یا اخا،اخا ادرک اخا،رسد اینک به گوشم) سبک:کجا باید برم
----------------------------------
برادر جان من ،تویی دلدار من،برادر جان ابوالفضل(2)
........................................
صدای یا اخا،اخا ادرک اخا،رسد اینک به گوشم
کجایی ساقی ام،تویی آب آورم،نگر اینک به هوشم
درون علقمه،مشامم می رسد،بوی مادر برادر
خوشا بر حال تو،که دیدی فاطمه،تویی دلدار حیدر
..........................................
منم بالا سرت،می خونم در برت،تویی
آرام جونم
علمدارم تویی،سپهدارم تویی،تو سقای جوانم
بگو دستت چه شد،بگو مشکت چه شد،چرا محزون و زاری
می دونم تو شدی،فدای دین حق،حسین یاری نداری
....................................
عمود آهنین،زدند بر فرق تو،یلی.همتا نداری
تویی ابن العلی،تو آن ماه جلی،برایم بی قراری
سرت بر زانویم،به چشمان تو خون،زدند تیر بر نگاهت
نگاهت چون علی،به نیرو چون یلی،خدا پشت و پناهت
..............................
برادر جان حسین،به زهرا نور عین،ابوالفضلت فدایت
اگر صد بار من،شوم زنده داداش،شوم جانا غلامت
دو اشک دیده ام،برای غربتت ،شده جاری به قرآن
نداری یاوری،به ساعاتی دگر،تویی آن راز عطشان
................................................
برادر جان من،تویی دلدار من،برادر جان ابوالفضل (2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 01:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه زمینه قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل(ع) -(ای راحت جون حسین ای وارث شیر خدا) * مرتضی شاهمندی

1097
1

نوحه زمینه قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل(ع) -(ای راحت جون حسین ای وارث شیر خدا) ای راحت جون حسین ای وارث شیرخدا
ای ساقی لب تشنگان ای حیدر کرببلا

تویی علمدار رشید حسین
تویی تکیه گاه و امید حسین (۲)

ای علمدار سپاهم
ای پناه بی پناهم (۴)

پشت و پناه لشکرم ای ساقی و سردار من
بنگرشکسته پشت من بعد توای غمخوارمن

من زمین گیر میشم ای دلدار من
از غمت پیر میشم علمدار من

ای علمدار سپاهم
ای پناه بی پناهم

بعد تو ای سقای من پرخون شده چشم ترم
چشم انتظار تو شده لبهای خشک اصغرم

بفدای چشم مستت یا اخا
بفدای اون دو دستت یا اخا

ای علمدار سپاهم
ای پناه بی پناهم

  • سه شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 22:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه شهادت حضرت اباالفضل(ع) -(سقای طفلان ،با چشم گریان) * رسول چهارمحالی

1235

نوحه شهادت حضرت اباالفضل(ع) -(سقای طفلان ،با چشم گریان) یا ابو فاضل ،مدد ابا الفضل(2)
---------------------------------
سقای طفلان ،با چشم گریان
با مشک پاره ،در عمق میدان
دست علمدار ،از تن جدا شد
با دست در خون ،غرق خدا شد
پیغام علقمه به بقیع برد جبرئیل
ام البنین بگو پسری داشتی چه شد؟
تو در مدینه و پسرت توی علقمه
ای ماه دلربا ثمری داشتی چه شد؟
--------------------------
قمره العشیره،یا خیرة الناس
عالم فدای ،شاخه ای از گل یاس
سقای عطشان ،احسان و احساس
روحی فداکه،باب الحوائج عباس
پیغام علقمه به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی قمری داشتی چه شد؟
با آ ه دل به سوگ یل پاک مرتضی
یا حضرت علی گوهری داشتی چه شد؟
-------------------------
ای ماه بنی ،هاشمیان حضرت عباس
سردار و سپهدار زمان ،حضرت عباس
رفتی به لب آ ب و شرمنده شده آ ب
زینب به حرم ،حسین شده در تب و تاب
پیغام علقمه به حسین برد جبرئیل
ای تشنه لب بگو علم دلبرت چه شد؟
دستان جدا شد و شده مشگش به روی خاک
ای نور هل اتی تو بگو یاورت چه شد؟
--------------------------------
ای زمزم و فرات ،باب الحوائجی
خلقی به فدات ،باب الحوائجی
سردار خیمه ها ،بانی روضه ها
ای معدن سخا ،عباس با وفا
پیغام علقمه همه دم گشته زمزمه
بر گوش قدسیان برسد آ ه و واهمه
بر روی جسم تو شده مولا چه ول وله
گوید بُنَّی ای ابوفاضل که فاطمه
-----------------------
یا ابوفاضل، مدد ابا الفضل(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 01:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت عباس ع -(نامِ قشنگِ عباس، بابُ الحوائجِ ماست یه مادرش گلِ عشق، یه مادرش گلِ یاس!) * هستی محرابی

580

حضرت عباس ع -(نامِ قشنگِ عباس، بابُ الحوائجِ ماست یه مادرش گلِ عشق، یه مادرش گلِ یاس!) #السلام_علیک_یا_ام_البنین_س
#سبک_نوشته_عامیانه

آهای رفیقِ دردم، آهای صدای خسته
امشب میونِ روضه، اگه دلت شکسته

سر و بزار رو زانوت، آروم آروم صداش کن
یه گوشه ای تو مجلس، با زینبش نشسته

بهش بگو بی بی جون، تو رو به جونِ عباس
همون که باشه اسمش، کلیدِ قفلِ بسته

اونی که جونِ او بر، حسینِ زهرا بنده
خوب و بدا رو با هم، یه جایی می پسنده

اگه دلت اسیره، از این زمونه سیره
یکی رو میشناسم که، دستِ تو رو میگیره

دلِ خودش که خونه، دردِ تو رو میدونه
هر شب برات تو روضه، ام یُجیب میخونه

بانوی ما اگر چه مضطر و دل غمینه
دامانِ او وسیعه، چون که امّ البنینه

نامِ قشنگِ عباس، بابُ الحوائجِ ماس
یه مادرش گلِ عشق، یه مادرش گلِ یاس!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 10:25
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد