اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس
 رضا یعقوبیان

حضرت ابوالفضل العباس -( تو گلبن ام البنینی) * رضا یعقوبیان

337

حضرت ابوالفضل العباس -( تو گلبن ام البنینی) حضرت ابوالفضل العباس
تو گلبن ام البنینی
جان امیرالمومنینی
فدایی قران و دینی
مولا ابو فاضل اباالفضل (3)
********
ای محور آل پیمبر
نور دل زهرا و حیدر
ای شافع صحرای محشر
مولا ابو فاضل اباالفضل (3)
********
ام البنین را نور عینی
مولا علمدار حسینی
زینت بین الحرمینی
مولا ابو فاضل اباالفضل (3)
********
سر تا به پا شورم و احساس
بر جان رسد عطر گل یاس
افتاده ام به یاد عباس
مولا ابو فاضل اباالفضل (3)
********
تو باب حاجات جهانی
بر عاشقان آرام جانی
عموی صاحب الزمانی
مولا ابو فاضل اباالفضل (3)
********
اسطوره ی مهر و وفایی
تو شیر بیشه ی ولایی
سقای دشت کربلایی
مولا ابو فاضل اباالفضل (3)
********
همسنگر شاه

  • یکشنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 23:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا یعقوبیان

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام -(ای گل ام البنین حامی قرآن و دین) * رضا یعقوبیان

1646

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  -(ای گل ام البنین حامی قرآن و دین) حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
ای گل ام البنین حامی قرآن و دین
جانی و دردانه ای بر امیرالمومنین
گشتته ای بر فاطمه نور دو عین
یاور زینب علمدار حسین
یا ابوفاضل مدد (4)
********
ای کریم با وفا ساقی کرب و بلا
از ولایت بوده ای حامی دین خدا
ای امید تشنه کامان حسین
ساقی اطفال عطشان حسین
یا ابوفاضل مدد (4)
********
از کرامت گشته ایم ما همه مهمان تو
از طفولیت شدیم ریزه خوار خوان تو
پای تا سر شور و احساسیم ما
باز امشب یاد عباسیم ما
یا ابوفاضل مدد (4)
********
می کنی یاری دین با دعای فاطمه
بهر آب گشتی روان سوی نهر علقمه
دشمنان دین و قرآن خدا
از بدن کردند دستانت جدا
یا ابوفاضل مدد (4)
********
ای طرفدار

  • دوشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حاج اصغر فرشچی

استمداد حضرت ابوالفضل علیه السلام -(گوزلورابولفضل یولووی) * حاج اصغر فرشچی

3131

استمداد حضرت ابوالفضل علیه السلام -(گوزلورابولفضل یولووی) گوزلورابولفضل یولووی
داده گل قارداشیم
تز یتیش امدادیمه گل
قالوب الده باشیم

عشق مناسینده گزن
عشقیوه بستیم
قانیم آخوب چوخ یاردان
جسمیدن خستیم
سن بول آنان جانی حسین
گل کی جان اوستیم
گوزلورابوالفضل یولووی
داده گل قارداشیم
تز یتیش امدادیمه گل
قالوب الده باشیم

ایتدیم حراست نقدر
دگمیه مشکه اوخ
امر قضایه دیمدیم
سنکیمی منده یوخ
آخدی سومشگی ایلدی
منی شرمنده چوخ
تز یتیش امدادیمه گل
قالوب الده باشیم

مشک سواوستونده اخا
جانیمی قویموشام
گل دیریلیق رختینی من
جسمیدن سویموشام
اوخ ویرولوب مشکیمه تا
جانیدن دویموشام
تز یتیش امدادیمه گل
قالوب الده باشیم

ایلدی مشکیمدن آخان
سومنی روسیاه
آخدی سو من حسرتیله
سووا ای

  • دوشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 10:12
  • نوشته شده توسط
  • علی ببیرپور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

باب النجات -(جان امیر المومنینی) * رضا یعقوبیان

61

باب النجات -(جان امیر المومنینی) جان امیر المومنینی
نور دل امّ البنینی
تو باب حاجات جهانی
بر شیعیان آرام جانی
عموی صاحب الزمانی
لب تشنه سقا یا اباالفضل (۳)
***
تو حامی دین خدایی
با اذن حق مشکل گشایی
امشب همه برتو پناهیم
محتاج بر نیم نگاهیم
مولا مددما از تو خواهیم
لب تشنه سقا یا اباالفضل (۳)
***
کعبۀ دلهایی اباالفضل
آرام جانهایی اباالفضل
بر شیعیان رمز حیاتی
روح ادب جان صلاتی
تو بر همه باب نجاتی
لب تشنه سقا یا اباالفضل (۳)
***
عمریه مهمان تو هستم
ریزه خور خوان توهستم
کویت بود باغ بهشتم
مهر و ولایت در سرشتم
نامت رو ی قلبم نوشتم
لب تشنه سقا یا اباالفضل (۳)
***
مولا تویی حیدر ثانی
تو ساقی لب تشنگانی
مولا علمدار حسینی
در کربلا یار

  • دوشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

افتخارحسین -( گل ام البنینی نور حی مبینی) * رضا یعقوبیان

108

افتخارحسین -( گل ام البنینی نور حی مبینی) گل ام البنینی
نور حی مبینی
ای صفای دو عالم
برحسین نور عینی
باب حاجات عالم عباس
لطف و جودت دمادم عباس
**
تو چو شمعی در عالم
همه پروانۀ تو
عاقلان دو عالم
شده دیوانۀ تو
باب حاجات عالم عباس
لطف و جودت دمادم عباس
**
گرچه من رو سیاهم
برتو مولا پناهم
از کرم جان زهرا
بنما یک نگاهم
باب حاجات عالم عباس
لطف و جودت دمادم عباس
**
تویی از نسل حیدر
جان زهرای اطهر
با دودست بریده
شافع روز محشر
باب حاجات عالم عباس
لطف و جودت دمادم عباس
**
گل باغ ولایی
زینت کربلایی
تویی باب الحوائج
تو به دردم دوایی
باب حاجات عالم عباس
لطف و جودت دمادم عباس
**
ساقی تشنه کامان
تویی با کام عطشان
جان تو شد فدایی
در ره دین و قران
باب

  • دوشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت ابالفضل(ع) -(خون و خاک و تیر با چشم شما آغشته بود) * حسن ثابت جو

1075

دوبیتی شهادت حضرت ابالفضل(ع) -(خون و خاک و تیر با چشم شما آغشته بود) دوبیتی شهادت حضرت ابالفضل(ع)
خون و خاک و تیر با چشم شما آغشته بود
دور تا دورت شکسته تیغ بود و دشنه بود
خون فرقت در میان هر دو ابرویت نوشت
ساقی لب تشنگان عباس خود لب تشنه بود

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:49
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

قصه كربلا *

1138

قصه كربلا بعد از اين كه سپاه اميرالمؤمنين به فرات دست يافتند ، معاويه براى بدست آوردن حكومت بر آب فرات شروع به خدعه و نيرنگ كرد ، دستور داد عده اى با لوازم كنده كارى اقدام به حفر كانال براى هدايت آب به سمت سپاه امام كنند و تيرى كه حامل نامه اى شايعه افكن بود شبانه به سمت سپاه انداخت ، با اين مضمون كه معاويه قصد دارد آب را هدايت كند و سپاه اميرالمؤمنين را از بين ببرد ، متاسفانه عده اي از غافلين فرياد بر آوردند كه «هم واللّه يحفرون فيها» به خدا قسم حفر خواهند كرد ما از اينجا مي‌رويم و اگر تو مي‌خواهي بماني به تنهايي بمان. پس سپاهيان كوچ كردند و از كنار آب جدا شدند و چون شب شد معاويه و اصحاب او بجاي لشگر آ

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

نوحه سنگین حضرت عباس -(عباس من ای یاور در خون شناور) * وحید زحمتکش شهری

4433
4

نوحه سنگین حضرت عباس -(عباس من ای یاور در خون شناور) نوحه سنگین حضرت عباس

عباس من عباس من(۳) سالار لشکر

عباس من ای یاور در خون شناور

پاشو علمدار سپاهم ای دلاور

از داغ تو پشتم شکسته نور عینم

پاشو نظر بر حال من کن من حسینم

بنگر رقیه در حرم در التحاب است

چشم انتظار جرعه ای از مشک آب است

پیش دو چشمم پا مکش بر خاک صحرا

پاشو ملاقات تو آمد پور زهرا

عباس من عباس من(۳) سالار لشکر

تا بودی ای جان اخا من بر من علمدار

در بین دشمن وحشت افتاد از تو سردار

بعد از تو ای جان اخا زینب حزین است

دشمن برای حمله بر ما در کمین است

بعد از تو ای جان اخا پشتم شکسته

زینب اسیری می رود با دست بسته

چشم امید کودکان من تو بودی

آرام جان یاوران من تو بودی

عباس م

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 14:51
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب

روضه و گريز حضرت اباالفضل عليه السلام *

108

روضه و گريز حضرت اباالفضل عليه السلام روضه و گريز
حضرت اباالفضل عليه السلام
گريزهاى مداحى
به نقل از عنوان الكلام ص٢٠
ترجمه مقتل مقرم ص١٨١
روزي ابوجهل - لعنة الله عليه- با جمعي بر سر پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ريختند و رخسار مبارك حضرت را بر خاك ماليدند و آنقدر سنگ زدند كه از پيشاني مباركش خون جاري شد هنگاميكه حمزه عموي پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم از اين جريان مطلع شد گريان شد و با كماني كه در دست داشت چنان بر سر ابوجهل زد كه سر او شكست.
جا داره عرض كنيم يا رسول الله اگر اينجا پيشانى مبارك شما شكسته شد حمزه عليه السلام آمد انتقام گرفت درحاليكه شما لب تشنه و داغديده نبوديد . اما دلها بسوزه براي اون آقايي كه كنار نهر ع

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:37
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

متن و سبک نوحه حضرت عباس (ع) -(از دل علقمه آمد این صدا مرحبا میر وفا) * محمدرضا سروری

2630
2

متن و سبک نوحه حضرت عباس (ع) -(از دل علقمه آمد این صدا   مرحبا میر وفا) مرحبا میروفا

از دل علقمه آمد این صدا مرحبا میر وفا
تشنه از آب روان گشته جدا مرحبا میر وفا
ردّ دستان ترش مانده به جا مرحبا میر وفا
دیده در آب روان روی أخا مرحبا میر وفا
******
ساقی تشنه که سرخیل دلاورها بود
فاتح شط فرات از همه باورها بود
آب ناخورده به آئینة علقم پس داد
در دل آب روان عکس برادرها بود

ردّ دستان ترش بر دل علقم باقی
روی لبهای فرات حسرت کام ساقی
( تشنه باشی و ننوشی به هوای دگری )
بسته بر سینة آئینه عجب میثاقی

از دل علقمه آمد این صدا مرحبا میر وفا
******
آب خوش موج زنان پیش لبانِ تشنه
هوس انداخته در عمق دهان تشنه
برتر از اهل وفا از لب آن می گذرد
کرده تدریس وفا با دل و جان تشنه

مرح

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب
 علی محلاتی

حضرت عباس(ع) -(برخیز از جا دوباره) * علی محلاتی

3905
1

حضرت عباس(ع) -(برخیز از جا دوباره) برخیز از جا دوباره
مشک و علم رو بردار
لب تشنه رفتی و شد
سپاهم بی علمدار
علقمه از غمِ تو
میخونه روضه ی آب
آسمون خون می باره
برایِ طفلِ بی تاب
پهلوونِ من نخواب
پاشو داره دیر میشه
بعدِ تو تنها میشم
خواهرت اسیر میشه
برخیز از جا دوباره
مشک و علم رو بردار
لب تشنه رفتی و شد
سپاهم بی علمدار
بند دوم
ماهم افتاده رو خاک
با تنِ پاره پاره
آسمونِ دل من
دیگه شد بی ستاره
قمرِ عشیره ای
چرا هستی رویِ خاک
بذار اینبار من بگم
یا اخا ادرک اخاک
برخیز از جا دوباره
مشک و علم رو بردار
لب تشنه رفتی و شد
سپاهم بی علمدار
بند سوم
پاشو برگرد برادر
خیمه در التهابه
تویِ چشمایِ گریون
همه رؤیایِ آبه
پیچیده تو کربلا
صدایِ "عمو ب

  • دوشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل شهادت حضرت ابالفضل(ع) -(چه می شد ای خدا مشكم مرا حاجت روا می كرد) * حسن ثابت جو

1265
1

غزل شهادت حضرت ابالفضل(ع) -(چه می شد ای خدا مشكم مرا حاجت روا می كرد) چه می شد ای خدا مشكم مرا حاجت روا می كرد
به حق هر دو دستانم همه دردم دوا می كرد
به یاد اصغر نالان كه عطشان و پریشان است
كمی از آبِ باقی را برای او سوا می كرد
خدایا عاقبت دیدی شدم شرمنده ی اصغر
چه می شد این فراتِ غم مرا در خود فنا می كرد
ز روی كودكان هر دم خجالت می كشم یا ربّ
چه می شد ناله ی آن ها دلِ من را رها می كرد
توانِ دیدنِ روی رقیه كرده مجنونم
چه می شد دشمنم اكنون سر من را جدا می كرد
به فکر اشک مولایم شدم شرمنده ی زینب
خدایا کاش مشک من به من قدری وفا می كرد
كنار علقمه آید نوای شیون و زاری
شنیدم مادرم زهرا مرا هر دم صدا می كرد

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:58
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

زمینه حضرت مسلم ع -(سردارم.به جرم عشق سردارم) * جعفر خدری

2146

زمینه حضرت مسلم ع -(سردارم.به جرم عشق سردارم) زمینه حضرت مسلم ع

بنداول؛
سردارم.به جرم عشق سردارم
حسین جانم.هوای تو به سردارم
ببخش آقا.اگرگفتم بیا کوفه
من ازاین شهر.برای تو خبردارم

خبرداری که آقاجان به مرگت راضی کوفه
وراضی بودبه قتل تو شریح قاضی کوفه
نیاکوفه نیاکوفه که گرم بازی کوفه

کوچه کوچه هرگذر.میرسه بوی خطر
من دعام اینه که از.کوفیاکنی حذر
یا حبیبی یا حسین

بنددوم؛
همینایی.که میگفتن بیاآقا
همیناکه.پای نامه زدن امضا
حالادیگه.توروازیادشون بردن
حالادیگه.شروع کردن به استهزا

توی کوفه برات جانیست نیاآقانیابرگرد
نمیشه اینجاروحرف یکیشونم حساب واکرد
که أشباه الرجالند کوفیای فاسق و نامرد

بغض من شکسته شد.مثل شیشه ی حباب
دلشوره دارم واسه.طفل

  • سه شنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:36
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل شهادت حضرت عباس(ع) -(این فرات بی وفا خود تشنه ی جانِ من است) * حسن ثابت جو

1363

غزل شهادت حضرت عباس(ع) -(این فرات بی وفا خود تشنه ی جانِ من است) این فرات بی وفا خود تشنه ی جانِ من است
مشكِ پاره مرحمِ طفلان عطشانِ من است
من كنارِ علقمه مادر نشسته در برم
هدیه ی دیدارِ‌ مادر اشكِ چشمانِ من است
جان دهم آهسته آهسته كنارِ علقمه
مادرِ پهلو شكسته چونكه مهمانِ من است
چون برادر آمده اكنون كنارِ پیكرم
هر دو دستش خون شده از خونِ دستانِ من است
منكه با صورت زمین خوردم ز روی مَركبم
این چنین جان دادنم از لطفِ یزدانِ من است
گر ببیند زینبم این جسمِ صد چاكِ مرا
تا ابد ناله كنان پیوسته گریانِ من است
از سكینه من خجالت می كشد یاربّ مدد
چون كه دانم تشنه لب هر دم پریشانِ من است
من كه افتادم به خاك و دست من گشته جدا
دشمنم با این چنین حالم هراسانِ من است

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:59
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل شهادت حضرت عباس(ع) -(كیست این سینه سپر همچو حیدر با وقار) * حسن ثابت جو

1314

غزل شهادت حضرت عباس(ع) -(كیست این سینه سپر همچو حیدر با وقار) كیست این سینه سپر همچو حیدر با وقار
می كند با غرشش دشمن از هر سو فرار
هر زمان با یك رجز با تمامِ قوّتش
در حرم آرامشی می نماید برقرار
با دو چشمانِ ترش لحظه لحظه می زند
بوسه ای بر مشكِ آبِ با فغان و با فكار
كیست این شیرِ غَدَر، پاسبان خیمه ها
بر شهنشاهِ غریب، اوست تنها غمگسار
كیست او زینب دلش هر كجا دنبال اوست
چشم زینب بهرِ او، می شود ابرِ بهار
او كه باشد این چنین سوی میدان می رود
لرزه افتد بر دلِ دشمنانِ نابكار
رفته تا آب آورد بهرِ طفلانِ عطش
گر نیاید جان دهد این حرم از انتظار
شاهِ مردی و ادب، عشق و ایمان و وفا
نامش عباسِ علی، كربلا را تكسوار

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:01
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

کشته شد میر وفا -(کشته شد میر وفا واویلا ساقی افتاده ز پا واویلا) * محمدرضا سروری

2779
3

کشته شد میر وفا -(کشته شد میر وفا واویلا  ساقی افتاده ز پا واویلا) کشته شد میر وفا

کشته شد میر وفا واویلا ساقی افتاده ز پا واویلا
تشنه برخاک بلا واویلا ساقی افتاده ز پا واویلا
پسر شیرخدا واویلا ساقی افتاده ز پا واویلا
در صف کرب وبلا واویلا ساقی افتاده ز پا واویلا
******
عبّاس غرق خون شده بر ساحل نگون شده
دریا لاله گون شده صبر از دل برون شده

ساحل از خون سرش رنگین شد
مشک از اشک عزا سنگین شد
آب دریا شده ماتم آلود
آسمان در غم او غمگین شد

لرزه بر پهنة دریا افتاد
غصه بر سینه مولا افتاد
هلهله در سپه نامردان
بر زمین پیکر سقا افتاد

کشته شد میر وفا واویلا ساقی افتاده ز پا واویلا
******
عبّاس غرق خون شده بر ساحل نگون شده
دریا لاله گون شده صبر از دل برون شده

دیده اش

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:44
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

شب نهم محرم_شهادت حضرت عباس علیه ااسلام -(عشق مدیون مهربان ماه است) * مرضیه نعیم امینی

4178
1

شب نهم محرم_شهادت حضرت عباس علیه ااسلام -(عشق مدیون مهربان ماه است) عشق مدیون مهربان ماه است
هست حتی خدا به او حساس
از زبان امام می گویم
"رَحِمَ‏ اللّه عَمّی الْعَبَّاس"

از شجاعت همین قدَر گویم
اسداللّه می شود پدرش
شیر، از چشمه ی ادب خورده
مادر ام البنین و او پسرش

مدح او را چگونه بنویسم
لَنگ مانده کُمیت این کلمات
من که باشم؟ حسین فرموده
ای اباالفضل "جان من به فدات"

شیعه و ارمنی ندارد که
ما همه بر عطاش مسکینیم
یاد شرمندگیش می افتیم
هر کجا طفل تشنه می بینیم

این طرف خیمه منتظر که عمو
زود با مشک آب می آید
وای اگر قامتش نظر بخورد
چه به روز رباب می آید

آن سوی دشت بر جبین عمو
از شتاب عمود چین افتاد
تیر در چشم دارد و بی دست
ماه از آسمان زمین افتاد

تا صدا زد اخا

  • سه شنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 08:45
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه نعیم امینی
ادامه مطلب

السلام علیک یا قمر بنی هاشم (ع) -( عباس (ع) ندارد امشب خیمه پناه ) * مریم موسوی

2375

السلام علیک یا قمر بنی هاشم (ع) -( عباس (ع) ندارد امشب خیمه پناه ) السلام علیک یا قمر بنی هاشم (ع) -( عباس (ع) ندارد امشب خیمه پناه )

رباعی اول:

عباس (ع) ندارد امشب خیمه پناه
برگرد عمو گویی شد خیمه سیاه
برگرد تو "أَخْذ الثّار" هستی، ز چه روی
رفتیم به اسارت، آه، بی هیچ گناه

رباعی دوم:

از مشک تو می پیچد عشقت به حسین (ع)
از مشت تو می بارد شوقت به حسین (ع)
از دست تو می تابد آرمان حسین (ع)
آید دَمِ زهرا (س) از فرقت به حسین (ع)

رباعی سوم:

از مشک تو می پیچد آن بوی عَبیر
با نام تو می آید آن جود کَثیر
هر چند که آسمان نازد هم به مَهی
از فضل تو می تابد آن نور مَهیر

پ.ن:

وزن: مستفعل مفعولن مستفعل فع

عَبیر: ماده ای خوشبو مرکب از مشک و کافور
مه: قمر، ماه
مَهیر: ما

  • پنج شنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:20
  • نوشته شده توسط
  • مریم موسوی
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

عمو عباس -(به سمت آب زدی و زدی به آب سپس ) * مهدی رحیمی زمستان

1753
1

عمو عباس -(به سمت آب زدی و زدی به آب سپس ) به سمت آب زدی و زدی به آب سپس
کشید آب ز تصویر تو عذاب سپس
خجالت همه ی خیمه را کشیدی بعد
هزار بار شدی عاجز از رباب سپس
سوار اسب شدی راه زیر پایت رفت
زدی به چهره ی خود با عطش نقاب سپس
به سمت خیمه ولیکن تو خود نمی رفتی
نمود راه تو را اصغر انتخاب سپس
نخست راه تو را بست لشکری از تیر
کشید تیغ دو دم باد و آفتاب سپس
«هوا ز جور مخالف چو قیر گون گردید»
به هیبت تو در آمد ابوتراب سپس
و تیغ دست تو را برد و تیر چشمت را
و گیر کرد دو پای تو در رکاب سپس
گلی به اسم اباالفضل شد اباال...فضل و
گرفت عمود ز فرق عمو گلاب سپس
مورخان همه گفتند اگر عمو می ماند
نمی گرفت کسی مجلس شراب سپس

  • پنج شنبه
  • 12
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 18:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

مثنوی شهادت حضرت عباس(ع) -(یاربّ اكنون لحظه ی موعود شد) * حسن ثابت جو

1937
-2

مثنوی شهادت حضرت عباس(ع) -(یاربّ اكنون لحظه ی موعود شد) یاربّ اكنون لحظه ی موعود شد
اشكِ چشمانِ حرم چون رود شد
تشنگی غالب به طفلان گشته است
قطره آبی قیمت جان گشته است
آمدش عباس سقای كرم
سر زدش بر خیمه ی آبِ حرم
دید طفلان تشنه لب با سنِ كم
می كِشند مشكان خالی بر شكم
سخت آمد جان او بر لب نشست
پای دیده شیشه ی عمرش شكست
*
مشك را برداشت از روی صفا
رفت تا بنماید الوعده وفا
گفت من بر این حرم آب آورم
زاده ی ام البنین و حیدرم
دشمنان سوی جهنم می روید
گر كه یك دم سدّ راهِ من شوید
می زنم شمشیر در راه خدا
می نمایم عمرِ هر یك را فنا
من كه سر داده به عشقِ داورم
من علمدارِ سپاه و لشكرم
قاتل دشمن منم در كربلا
ساقی طفلان منم در نینوا
می زنم اكنون به خیل دشمنان
تا بر

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:03
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

قمر -(دردیم و قطعاً مرهمی داریم با تو) * اسماعیل شبرنگ

1390
2

قمر -(دردیم و قطعاً مرهمی داریم با تو) دردیم و قطعاً مرهمی داریم با تو
هر بار عهد محکمی داریم با تو
با دیدن ماه شب تاریک...عبّاس ع
شب ها همیشه عالَمی داریم با تو

  • پنج شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 09:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

یا قمر العشیره -(آغاز حکایت ابوالفضل به‌خیر) * عباس صادقی زرینی

1578
4

یا قمر العشیره -(آغاز حکایت ابوالفضل به‌خیر) آغاز حکایت ابوالفضل به‌خیر
پایان روایت ابوالفضل به‌خیر
هر نخلِ شکسته‌ای که دیدم گفتم:
یاد قد و قامت ابوالفضل به‌خیر

  • چهارشنبه
  • 14
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا رسول زاده

غزل حضرت ابالفضل العباس(ع) -(می رفت و جز شریعه به جایی نظر نداشت ) * رضا رسول زاده

1166

غزل حضرت ابالفضل العباس(ع) -(می رفت و جز شریعه به جایی نظر نداشت ) می رفت و جز شریعه به جایی نظر نداشت
از بیقراریِ دلِ او کس خبر نداشت
تنها به فکرِ تشنگیِ اهلِ خیمه بود
با مشک، احتیاج به تیغ و سپر نداشت
چشمِ ترش به خشکیِ لب خنده می زد و
یک جرعه بهرِ رفعِ عطش آب بر نداشت
پُر کرد مشک آب و روان سوی خیمه شد
طفلِ حرم نیاز، جُز این مختصر نداشت
دستانِ او به آب چو تَر شد به گریه گفت:
باید برای رفتنِ تا خیمه پَر نداشت
دستی که بود نیروی خیمه، بُریده شد
اَمَّن یُجیبِ خواهرِ او هم اثر نداشت
وقتی که مشکِ آب به دندانِ خود گرفت
در یاد، غیرِ دخترِ خونین جگر نداشت
می خواست تَر کند لبِ اصغر به جُرعه ای
اما مگر که حرمله تیرِ سه پر نداشت!
یک تیر، آب و آبرویش را به خاک ریخت
تیری

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 10:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

قصیده ای در مدح شجاعت حضرت ابوالفضل از زنده یاد ابوالفضل زرویی نصرآباد -(شراره می‌کشدم آتش از قلم در دست) *مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد

1836
5

قصیده ای در مدح شجاعت حضرت ابوالفضل از زنده یاد ابوالفضل زرویی نصرآباد -(شراره می‌کشدم آتش از قلم در دست) شراره می‌کشدم آتش از قلم در دست
بگو چگونه توان برد سوی دفتر دست؟

قلم که عود نبود آخر این چه خاصیتی است
که با نوشتن نامت شود معطر دست؟

حدیث حسن تو را نور می برد بر دوش
شکوه نام تو را حور می‌برد بر دست

چنین به آب زدن، امتحان غیرت بود
و گرنه بود شما را به آب کوثر دست

چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:
به ذوالفقار مگر برده است حیدر دست؟

برای آن‌که بیفتد به کار یار، گره
طناب شد فلک و دشت سراسر دست

چو فتنه موج زد از هر کران و راهش بست
شد اسب، کشتی و آن دشت، بَحر و لنگر دست

برید باد دو دستی که با امید امان
به روز واقعه بردارد از برادر دست

فرشته گفت: بینداز دست و دوست بگیر
چنین معامله‌ای داده

  • یکشنبه
  • 11
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن شعر حضرت عباس ع و سبک زنجیر زنی محرم 98 -(برخیز ای علمدار ای میرسپاهم) * مجید رجبی

29

متن شعر حضرت عباس ع و سبک زنجیر زنی محرم 98 -(برخیز ای علمدار ای میرسپاهم) برخیز ای علمدار ای میرسپاهم

افتادی روی خاک در پیش نگاهم

ادرک اخا گفتی و در خون نشستی

پشت مرا از غم داغت شکستی۳

وای واویلا

امّید خیامم بی تو نا امیده

بی تو رنگ و روی خواهرم پریده

پاشو بریم که حرم چشم انتظاره

بدون تو خیمه ها آروم نداره

وای واویلا

بنگر ای برادر ای روح و روانم

می خندد عدو بر اشک دیدگانم

وقتی نباشی حرم میره به غارت
(بدون تو معجرا میره به غارت)
بدون تو خواهرت میره اسارت

وای واویلا

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه زنجیر زنی تاسوعا محرم 98 -(ای سرو به خون خفته) * مجید رجبی

21

نوحه زنجیر زنی تاسوعا محرم 98 -(ای  سرو به خون خفته) بند اول

ای سرو به خون خفته
برخیز علمدارم۳
بر خیز و ببین خورده
بی تو گره بر کارم
ای ساقی حرم ماه عشیره
آسمان پیش چشمم گشته تیره
یا اخا یا اخا اخا ابالفضل

بند دوم

در علقمه با پیکان
شد دیده تو بسته۳
برخیز و ببین پشتم
از داغ تو بشکسته۳
ای امید حرم ساقی عطشان
چشم انتظار تو دیده طفلان
یا اخا یا اخا اخا ابالفضل

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 روح اله نوروزی

زمینه حضرت عباس(ع) -(رو دلـم آتیش غم نشست) * روح اله نوروزی

2

زمینه حضرت عباس(ع) -(رو دلـم آتیش غم نشست) رو دلـم آتیش غم نشست
تا گرفتی مشک آب به دست
وقتی که نفس نفس زدی
قامتم ز داغ تو شکست

می سوزونـه دلمو
این دو دستِ قلمت
باورش خسته برام
رو زمینــه علمــت

مثله تـو ندیده لشکر (اباالفضل ۲)
پاشو ای امیده لشکر (اباالفضل ۲)

....

بعد تو کارم عزا میشه
قسمتم درد و بلا میشه
پاشو که اگه نباشی تو
پای شمر به خیمه وا میشه

پا نکش روی زمین
کمرم تیر میکشه
دشمن از گریه ی من
داره تکبیر میکشه

اومده پیش تو مادر( اباالفضل ۲)
باز صدام بزن برادر ( اباالفضل ۲)

....

محاله نا امیدم کنی
کاش منو رو سفیدم کنی
پایِ درس نهضت حسین
چی میشه که شهیدم کنی

من که تو خیمه ی تو
غیر خوبـی ندیـدم
بـرایِ حفظ حـرم
همه هستیمو میدم

  • جمعه
  • 8
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 17:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

حضرت ابالفضل العباس (ع) -( دیدنی گشته در گوشه ی علقمه) * میثم مومنی نژاد

1555

حضرت ابالفضل العباس (ع) -( دیدنی گشته در    گوشه ی علقمه) دیدنی گشته در گوشه ی علقمه
اشک چشم حسین گریه ی فاطمه
ای ابو فاضلم...

ای پناه حرم خیمه مضطر شده
دشمنم بعد تو بی حیاتر شده
ای ابو فاضلم....

دیدنی گشته است پاره پاره تنت
گریه های من و خنده ی دشمنت

ای ابوفاضلم

فکر دشمن بود غارت خیمه ها
از اسیری بود صحبت خیمه ها
ای ابو فاضلم

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(چشم تو همچو مشک دریده) * میثم مومنی نژاد

1074

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(چشم تو همچو مشک دریده) چشم تو همچو مشک دریده
بر زمین ردی از خون کشیده
پای من گر بلرزد عجب نیست
پای دشمن به خیمه رسیده

آه ای پناه حرم
آه دست تو شد قلم
آه نوحه خوان مادرم

آه الوداع یا عباس

بر زمین خورد اگر پرچم تو
تا ابد شد علم ، ماتم تو
غارت پیکرت شد غم من
غارت خیمه ها شد غم تو

آه صحبت از غارت شد
آه وقت مصیبت شد
آه حرف اسارت شد

آه الوداع یا عباس

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت ابوالفشل العباس (ع) -(یابن حیدر یابن زهرا زا ه ی ام البنین) * میثم مومنی نژاد

1864
1

شهادت حضرت ابوالفشل العباس (ع) -(یابن حیدر   یابن زهرا   زا ه ی ام البنین) یابن حیدر یابن زهرا زا ه ی ام البنین
ماه آل هاشمی افتاده بر روی زمین
نوحه خوان گشته حسین
بهر ( مقطوع الیدین )

حضرت عباس

جای دستان جدایت حق تو را داده دو بال
تو قمر بودی چرا در خاک و خون گشتی هلال
چهره ی ماهت چه شد
آن قد و قامت چه شد

حضرت عباس

اولین زائر کنار پیکرت شد فاطمه
تا ابد دارالزیاره می شود این علقمه
میزنم ای با وفا
بوسه ها دست تو را

حضرت عباس

بسته شد چشمت ز تیر و پشتم از داغت شکست
چشم خیمه خواب راحت را دگر داده ز دست
خیمه بی امنیت است
صحبت از غارت است

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد