صف محشر
فـریـاد از آن زمـان که ابالفضـل بـاوفـا دستان بریـده در صـف محشـر قـدم زند
هر شیعه ای که در دو جهان پیرو علیست با شور و هلهله صـف محشـر به هـم زند
بـال مـلائکـه شـده جـای دو دسـت او جنّ و ملک به عشـق و وفایش قسـم زند
گر پیـش دیـدة همـه پرتـو فشـان شود هم مـدح او کـلام عـرب ، هم عجـم زند
زخم سـر و تنش چو عیان می شود به ما خنجـر دوبـاره زخـم کهن در شکـم زند
هرسو نظـر کنی همه در بُهـت و حیرتنـد بـاز هیئتـی به پـا شـود و طبـل غـم زند
هیئت ، چه هیئتی به وسعـت سرای عشق بـا نوحـه روی سینـه دو دسـت الـم زند
بـا یـاد نیـنـوا و علمــدار تشـنــه لـب هر سینـه زن دوباره به دوشش علـم زند
قیامتـی به
- سه شنبه
- 28
- شهریور
- 1396
- ساعت
- 04:58
- نوشته شده توسط
- علی کفشگر فرزقی













