اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس
 محمدرضا سروری

دانلود متن و سبک نوحه حضرت ابوالفضل علیه السلام -( بر نعش ابالفضل ) * محمدرضا سروری

2062

دانلود متن و سبک نوحه حضرت ابوالفضل علیه السلام -( بر نعش ابالفضل ) بر نعش ابالفضل
بر نعش ابالفضل امیر لشکر من بشكست كمر من
آه از لب آن کودک عطشان به بر من بشكست كمر من
ای دل بشنو این سخن پر شرر من بشكست كمر من
******
تا میر علمدار حرم غرق به خون شد
بی دست و لوا بر سر خاشاک نگون شد
جان از تن بشکسته دگرباره برون شد
گویی که نشست تیر جفا روی پر من بشكست كمر من
بر نعش ابالفضل امیر لشکر من بشكست كمر من
******
بر نعش دو صد پارة یارم بنشستم
با دیدن بی دستی عباس شکستم
دستی به تنش نیست دهد دست به دستم
گوئی که بیفتاده دو دست پیکر من بشكست كمر من
بر نعش ابالفضل امیر لشکر من بشكست كمر من
******
دیدم به دو چشمش بنشسته نِی بیداد
بشکسته جبینش ز دم ضربت فولاد
این لحظه بشد فرق

  • پنج شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 03:53
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسین رئوفی

مدح و مصیبت قمر بنی هاشم علیه السلام -( غضب چشم تو را مالک اشتر دیده ) * حسین رئوفی

1362
1

مدح و مصیبت قمر بنی هاشم علیه السلام -( غضب چشم تو را مالک اشتر دیده ) غضب چشم تو را مالک اشتر دیده
شیوه ی رزم تو را فاتح خیبر دیده

قامتت همچو قیامت لب تو چون کوثر
خون حق ، در رخ پر شور تو محشر دیده

از نوک قله ی قدِ تو رقیه می گفت
وسط دشت از این کوه که بهتر دیده؟

تا جدا دست تو شد دست حرم تیر کشید
حرم از بعد تو سرپنجه ی کافر دیده

یک حرامی به حرم خیره شده خیز از جا
بر سر دخترم انگار که معجر دیده

آنچنان تیر به چشم تو اثر کرده که من
گفتم این دیده نه یک تیر که خنجر دیده

دیده ات گشته پر از خون به گمانم اینجا
لحظه ای چشم کبود و رخ مادر دیده

چو بدیدی که بوَد دست به پهلو اینجا
ز لگدهاست که روزی پسِ آن در دیده

ظلم هایی که «رئوفی» شده بر آل الله
همه زان چشم کبود است

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

دانلود متن و سبک نوحه حضرت ابوالفضل -( ای علـمـدارِ دلاور من ) * محمدرضا سروری

8831
6

دانلود متن و سبک نوحه حضرت ابوالفضل -( ای علـمـدارِ دلاور من ) دلاور من
ای علـمـدارِ دلاور من
نشـود داغِ تو بـاور من
ای عـزیزِ حـیّ داور من
خفته ای در خاک و خون برابر من
تشنـه لـب در کـربــلا برادر من
یل بی دستم ، گل سرمستم ، به تو دل بستم
به خدا عباس ، بی تو شکستم بی تو شکستم
تو را دیدم به ساحل غرق خونی
شکستـه سربه خاک غم نگونی
نـداری نقطه ای سالـم به پیکر
مثــال لالــه هــای واژگـونی
تو را دیدم به ساحل فتــاده در مقـابل
جدا دیدم دو دستت کشیـدم آهی از دل
لـب خشکیـده ات دیـدم برادر
به اشـک دیـده بوسیـدم برادر
خجـل از روی ماهـت گشتم امّا
وفـایــت را پسـنـدیـدم برادر
ای علمـدارم نـازنین یـارم
بی تو غمبـارم عبّـاس عبّـاس
ای علـمـدارِ دلاور من
به قـدّ و قـامت

  • پنج شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 05:18
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 یاسین زندی

دانلود متن و سبک زمزمه حضرت عباس ع -( ریخت از مشکت آب٬ رقیه(س) بیتاب ) * یاسین زندی

5677
2

دانلود متن و سبک زمزمه حضرت عباس ع  -( ریخت از مشکت آب٬ رقیه(س) بیتاب ) زمزمه حضرت عباس ع
(بند۱)
ریخت از مشکت آب٬ رقیه(س) بیتاب
عمو أبالفضل(ع) و میخواد و نمیخواد آب
افتاادی روو خاک٬ بمیرم برات
اومدم و تو هم برادرت رو دریاب
زانو زدم پیشت٬ چقدر میلرزی توو دستم
إنکسرَ ظهری شکسته پیشونیت؛ شکستم
بمون ابالفضل(ع)...
(بند۲)
شلووغه دورت٬ نیزه می باره
برایِ کشتنت گرفتن استخاره
کااش نمی دیدم٬ بریده دستات
افتاده رو خاک و نمونده راه چاره
با صورت افتادی یه عده می خندن! بمیرم
تنت پُرِ تیره٬ چجوری آغوشت بگیرم
برادرِ من...
(بند۳)
دارم می میرم٬ ریختنت زمین
چشماتو وا کن و فقط اشکم و ببین
نفس کم داری٬ ای وای ابالفضل(ع)
سخته چقد برام لحظه های آخرین
چشمات داره میره٬ نمیره از یادم نگاهت

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:47
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

متن شهادت حضرت ابوالفضل -( ساقی کودکان گشته نقش زمین ) * مرتضی محمودپور

5486
4

متن شهادت حضرت ابوالفضل -( ساقی کودکان گشته نقش زمین ) بند اول
ساقی کودکان گشته نقش زمین
علقمه مقتل یاس ام البنین
بر لبش ناله‌ی یا اخا گل نمود
تا ز خیمه کنارش رسد شاه دین(۲)
سقای طفلان حسین....
به خاک و خون فتاده بر زمین
خورده ز کین عمود آهنین(۲)
میکند با لب تشنه این زمزمه
یا حسین آمده مادرت فاطمه
یا حسین یاحسین یاحسین یاحسین(۲)

بند دوم
هر دو دستش زکین تا که گشته قلم
یک طرف مشک و یک سو فتاده علم
ناگهان از جنان آمده فاطمه
گفته آب آورم بر تو من مادرم
سقای طفلان حسین....
شد خاک پای کوثر حیدر
گفتا فدای تو شدم مادر(۲)
کنار علقمه بخونم شناور
به اذن تو خوانم حسین را برادر
یاحسین یاحسین یاحسین یاحسین(۲)

شاعر : مرتضی محمودپور

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:02
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

دانلود متن و سبک زمینه شب نهم -( سینه زن عمه ی ساداتیم ) * بهمن عظیمی

5851
4

دانلود متن و سبک  زمینه شب نهم -( سینه زن عمه ی ساداتیم ) سینه زن عمه ی ساداتیم

گریه کنای روضه ی گودال

نوکر دربار ابالفضلیم

از سمت نوکری مون خوشحال

آرزومونه همگی باشیم

کرببلا از کرم زینب

به اذن ماه علقمه باشیم

مدافعان حرم زینب

چه حالی داره این احساس

شب تاسوعا تو حرم عباس

ابوفاضل

معنی مردی و وفاداری

معدن جود و بخشش و بذله

داروندار زینب کبری

ماه دو عالمه اباالفضله

ثانی حیدری تو ولله ِ

ای پسر شیر نر خیبر

جون تموم ما فدای تو

ای قمر عشیره حیدر

تو ماه عالمین هستی

علمدار لشکر حسین هستی

ابوفاضل

خشم خدا تو چشاته اما

پیش رقیه اوج احساسی

ای همه ی هستی ثارالله

دوستت دارم حضرت عباسی

حسینه عشق همه ی عالم

یگانه ای و عشق عشقی تو

مدافعان ح

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 آرمان صائمی

قمر بنى هاشم عليه السلام -( اى همه تاب و توانم چه به هم ريخته اى ) * آرمان صائمی

1595
1

قمر بنى هاشم عليه السلام  -( اى همه تاب و توانم چه به هم ريخته اى ) اى همه تاب و توانم چه به هم ريخته اى
دست و پا مى زنى و غم به دلم ريخته اى

سرو رعناى برادر چِقَدَر كم شده اى
متلاشى شده اى...برگ و برم ريخته اى

تو كه يك عمر مرا سيد و مولا خواندى
با اخا ادرك اخا بال و پرم ريخته اى

اين تو هستى كه چنين درهم و پيچيده شدى؟
مثل اكبر چِقَدر دور و برم ريخته اى...

تنت افتاد زمين حرمله بر من خنديد
مى زند داد به خنده...چه به هم ريخته اى

شاعر : آرمان صائمی

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 آرمان صائمی

قمربنى هاشم عليه السلام -( باز كن چشم ببين خواهرم افتاد زمين ) * آرمان صائمی

1681
1

قمربنى هاشم عليه السلام  -( باز كن چشم ببين خواهرم افتاد زمين ) باز كن چشم ببين خواهرم افتاد زمين
پيش تو ماه جبين پيكرم افتاد زمين

آن طرف بين حرم اهل حرم بى تابند
خوودت افتاد زمين...دخترم افتاد زمين

تو چرا آب نخوردى؟من ازت ممنونم
مشك خون ديده ى تو آخرم افتاد زمين

چشم هاى تو مرا ياد كسى انداخته...
پيش چشم پدرم،مادرم افتاد زمين........

خواهشى دارم اگر خواهش من رد نكنى
باز كن چشم ببين خواهرم افتاد زمين...

شاعر : آرمان صائمی

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

نوحه حضرت ابوالفضل علیه السلام -( ای سرو همیشه راست قامت ) *

3505
4

نوحه حضرت ابوالفضل علیه السلام -( ای سرو همیشه راست قامت  ) شور
ای سرو همیشه راست قامت
وی سایۀ قامتت قیامت
عبدی و خدا خصائلی تو
عباس و ابوالفضائلی تو
ای سینۀ عشق داغدارت
وی قلب وصال بی قرارت
خون تو به عشق آبرو داد
رخسار جهاد را وضو داد
عباس کیست کعبه دل قبله ولاست
عباس شمع جمع شهیدان کربلاست
عباس نور دیده اولاد مصطفاست
عباس شیر بیشه سر سبز نینواست
عباس اب شد ز عطش اب را نخواست
الدخیل یا کفیل الزینب
*************
ای روی تو ماه آل هاشم
ای پشت و پناه آل هاشم
سردار سپاه آل هاشم
سردار سپاه و مشک بر دوش
تاریخ کجا کند فراموش
ای سایۀ قامتت رشادت
افتاده به مقدمت سیادت
بگرفته برادرت در آغوش
هنگام ولادت و شهادت
عباس گفت جام عطش آبروی ماست
عباس قد،برای شهادت نموده

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:45
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

واحد حضرت عباس(ع) -( شده خوشیه حالمو ذکر اباالفضل ) *

5123
1

واحد حضرت عباس(ع) -( شده خوشیه حالمو ذکر اباالفضل ) تو دلا غوغا میکنه ذکر اباالفضل
چه شوری برپا میکنه ذکر اباالفضل
چشارو دریا میکنه ذکر اباالفضل

فدای ساقی حرم
که یک تنه سپاهیه
هرکسی عاشقش باشه
تازینبیه راهیه

مشکل گشایی یاابالفضل
امید مایی یااباالفضل
سخته جدایی یااباالفضل
عشق خدایی یااباالفضل

مدد(۲)یاقمرالعشیره

به هم میریزه عالمو ذکر اباالفضل
شده خوشیه حالمو ذکر اباالفضل
خورده پای حوالمو ذکر اباالفضل

نگام کنی برام بسه
زندگیمو زر میگیره
دعا فقط تو حرمت
با چشمای تر میگیره

تموم هستم یااباالفضل
من دیگه خستم یااباالفضل
میگیری دستم یااباالفضل
توبه شکستم یااباالفضل

مدد(۲)یاقمرالعشیره

پیمان امجدی عبدالحیدر

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 5
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 20:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( بی تو به خیمه رفتنِ من اولین غم است ) * مهدی مقیمی

1680
5

حضرت عباس(ع)-شهادت -(  بی تو به خیمه رفتنِ من اولین غم است ) بی تو به خیمه رفتنِ من اولین غم است

حال رقیه ام ز غمت دومین غم است

اینها به یک کنار ، نوامیس ، بعد تو

بی پشت و بی پناه بمانند ، این غم است

امروز غم زیاد نصیبم شده ولی

آنکه شکسته این کمرم را همین غم است

اینکه پس از تو سمت حرم هجمه می برند

یک بار از یسار و سپس از یمین غم است

ضربه زیاد خورده ای و بین این همه

این که شکافته سر تو تا جبین غم است

زهرا که بر غم تو ز نزدیک گریه کرد

از داغ تو خبر شود ام البنین غم است

هنگام آمدن طرفت دیدنِ دو دست

در خاک و خون کنار علم بر زمین غم است

از روی نیزه اینکه ببینیم ما دو تا

سیلی خورَند اهل حرم بدترین غم است

توهین شمر و حرمله جای خودش ولی

والله ض

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:39
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( دیگر میان خیمه صفایی نمانده است ) * محمد جواد شیرازی

2346

حضرت عباس(ع)-شهادت -( دیگر میان خیمه صفایی نمانده است ) دیگر میان خیمه صفایی نمانده است

جز حال گریه حال و هوایی نمانده است

از صبح تا غروب صدایم گرفته است

دیگر برام سوز صدایی نمانده است

دار و ندار من همه با هم فدا شدند

دیگر برای خیمه، فدایی نمانده است

درمانده ام، کنار تنت گریه می کنم

قدم شکسته است... عصایی نمانده است

باید چه کرد با بدن پاره پاره ات

وقتی میان خیمه عبایی نمانده است

بی شرم ها کنار تو حرف از چه می زنند؟!

در فکر غارت اند، حیایی نمانده است

از بس که تیرها بدنت را گرفته اند

یک جا برای بوسه، خدایی نمانده است

اصلا چگونه من به سکینه خبر دهم

دیگر عموی عقده گشایی نمانده است

عباس جان همیشه علمدار من شدی

هر کس شهید شد تو مددکار من

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت -( یا والقمر! والشمس! مزمّل! اباالفضل! ) * محسن حنیفی

2340
1

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت -(  یا والقمر! والشمس! مزمّل! اباالفضل! ) یا والقمر! والشمس! مزمّل! اباالفضل!

ای قبله گاه شاعر بیدل اباالفضل!

الفاظ موج و، دامنت ساحل اباالفضل!

یا دائم الفضلِ علی السائل اباالفضل!

تو صاحبم هستی و من تنها رعیت

پابوسی ات را کرده ام با شعر نیت

ای حضرت عیسی مسیح ارمنی ها

ای دستهایت دستگیر اهل معنا

یا کاشف الکرب تمام اهل دنیا

یا عَمّی العباسِ فرزندان زهرا

ای رب این پیمانه ها، باب الحوائج

ای پیر سقاخانه ها، باب الحوائج

تندیس تقوا و وقار و استقامت

ای برگه ی سبز عبور از قیامت

دست بلند توست، اسباب شفاعت

آری قسیم النار و الجنه، نگاهت

جاری ز سر انگشت تو آب حیات است

بوسه زدن بر دست تو از واجبات است

این پینه ی پیشانی تو یادگاریست

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

حضرت عباس(ع)- شهادت -( غصه تنها رفته با اندوه و غم برگشته است ) * مهدی رحیمی زمستان

1510

حضرت عباس(ع)- شهادت -( غصه تنها رفته با اندوه و غم برگشته است ) غصه تنها رفته با اندوه و غم برگشته است

تا که از عباس، دستان قلم برگشته است

دم به نام نامی عباس پایین رفته و

در حقیقت بازدم نه، باز ،دَم برگشته است

از حرم برگشتگان را کار چندان سخت نیست

سخت، کار ما بود کز ما حرم برگشته است

سر به هم آورده دیدم بچه ها را در حرم

زود فهمیدم که چیزی چون عَلَم برگشته است

زود فهمیدم که از عباس و از مشک و عَلَم

لااقل از این سه تا یک چیز کم برگشته است

تیر باران می شود در دادگاه آب، چون

جای شب در روز ماهِ متهم برگشته است

آمده یک راست بر قلب رقیه خورده است

از تنش تیری که با زور قسم برگشته است

ارباً اربا یعنی این که در تمام طول راه

یک نفر انگار که هم رفته هم

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:49
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)- شهادت -( نه دستى از تن سقا مى افتاد ) * پیمان طالبی

1286
1

حضرت عباس(ع)- شهادت -( نه دستى از تن سقا مى افتاد ) نه دستى از تن سقا مى افتاد

نه اشك و آه و ناله كار ما بود

على اصغر دیگه گریه نمى كرد

اگه نهرى میون خیمه ها بود

كسى به اشك مون خنده نمى كرد

سرت سر به سر نیزه نمى ذاشت

اگه بودى، دیگه بابا حسینم

عمود خیمه مون و برنمى داشت

به عمه زینب انقد سخت نمى گذشت

دلش رو غصه و ماتم نمى برد

آره من خوب مى دونم عموجون

اگه بودى كسى سیلى نمى خورد

روى نى ها نمى رفتى عزیزم

الان این قدر دور از ما نبودى

كسى توو علقمه چشمت نمى زد

اگه تو این همه زیبا نبودى

ولى افسوس داغ دورى تو

باید روى دل تنگم بمونه

بابام میگفت : حتما حكمتیه

خدا هر چى اراده كرده، اونه

سراغت رو كه از عمه میگیرم

اونم میگه تورو جایى ند

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( بیرون نکش از جای خودش تیغ دو دم را ) *

1172
1

حضرت عباس(ع)-شهادت -( بیرون نکش از جای خودش تیغ دو دم را ) بیرون نکش از جای خودش تیغ دو دم را

عباس فقط باش و نگهدار علم را

ای پشت و پناه همه برگرد به خیمه

برگرد و نکن خون جگر اهل حرم را

آرام تر ای ماه از این منظره بگذر

تا سیر تماشا کنم این چند قدم را

بعد از تو امیدم به کسی نیست مبادا

تنها بگذاری من و این قامت خم را"

شاعر دوسه بیت است که چیزی ننوشته

ماندست که باید چه کند اینهمه غم را.؟

"عباس لب خشک ولی دست پر آمد

شاعر به خودش آمد و برداشت قلم را

یک دست تو مشک است و به یک دست تو شمشیر

بگذار ببینند کرم را و جنم را

مثل تو کسی نیست اگر هرچه بگردیم

تاریخ جهان را و عرب را و عجم را

"ما زنده به آنیم که آرام نگیریم"

ای قوم به آخر برسانید ستم را

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 17:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 ولی الله کلامی زنجانی

حضرت عباس(ع)-شهادت -( ای سید مظلومان داد از غم سقایی ) * ولی الله کلامی زنجانی

4323
3

حضرت عباس(ع)-شهادت -( ای سید مظلومان داد از غم سقایی ) ای سید مظلومان داد از غم سقایی

افتاده ز کف پرچم "وقت است که باز آیی"

فرق من و تو ای شاه از خاک بود تا ماه

من نوکر زهرایم، تو زاده ی زهرایی

با قامت خم زهرا آمد به برم اما

"رخساره به کس ننمود" آن عصمت کبرایی

دیدم لکه روی ماه... تیری برسید از راه

شد دیده بحمدالله محروم ز بینایی

من ساقی سرمستم بی بالم و بی دستم

"دریاب ضعیفان را در وقت توانایی"

از دست خزان فریاد سرو تو ز پا افتاد

"شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی"

گفتی نزنم شمشیر بر شیر زدی زنجیر

"لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی"

مشتاق حبیبم من مظلوم و غریبم من

یاد تو مرا مونس "در گوشه ی تنهایی"

گر تشنه و بی آبم از عشق تو بی تاب

  • جمعه
  • 7
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس علیه السّلام -( عباسم یـــــار وفـــــادارم ) * علی اصغر رفیعی

1967
1

حضرت عباس علیه السّلام -( عباسم  یـــــار وفـــــادارم ) بند اول

عباسم
یـــــار وفـــــادارم
تویی تو سـردارم
پاشـو علمـــــدارم (2)
همه کس و کــارم

مرد وفـــــا وفـــــا
دستات شده جـدا
به داد مـــن بـرس (2)
ای وای خـدا خـدا

خدا / همـــه هستم روی زمینــــه
خدا / چی بگم حـــــالا به سکینه (2)
خدا / میاد اینجــــا بـوی مدینــه

مدد / یل ام البنین اباالفضل (4)

بند دوم

اباالفضل
افتــــادی روی زمیـــن
باصورت از عرش زین
بلندشو ای مه جبیـــن (2)
ای یـــــل ام البنیـــــن

گرفتم برات زبون
سپهداره پهلـوون
ببین التماس مـن (2)
عزیزم نـرو بمون

بمون / که حرم میره در اســـــارت
بمون / میره گوشواره ها به غارت (2)
بمون / که به زینب میشه جسارت

مدد / یل ام البن

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

تاسوعا -( حرم تشنه‌ی آبشاری که داری ) * حسن لطفی

1644
5

تاسوعا -( حرم تشنه‌ی آبشاری که داری ) حرم تشنه‌ی آبشاری که داری
و زینب اسیرِ وقاری که داری
دلِ اهلبیت از حضورِ تو قرص است
از این جذبه‌ی اقتداری که داری
تو هرجا که هستی حرم هم همانجاست
همه گِردِ تو در مَداری که داری
علی هستی از الفراری که دارند
علی هستی از تار و ماری که داری

پُر از صولتی تو/پُر از غیرتی تو/پُر از همتی تو/همه ماتِ این ذوالفقاری که داری/همه بنده‌ی اعتباری که داری/ دیاری که داری/بهاری که داری/دل استواری که داری/و دیوانه‌یِ بیشماری که داری/بس است این غباری که داری/که صاحب نَسَب تو/امیرِ ادب تو/یل منتجب تو/و واجب تو و مستحب تو/فقط رویِ لب تو
بگو با دل بی قراری که داری
امیری حسین فنعم الامیری

اگر رویِ دوشش عَلَم را بگی

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:01
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( چشمت شبیه بختم در خواب غم فزایی است ) * موسی علیمرادی

1103

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( چشمت شبیه بختم در خواب غم فزایی است  ) چشمت شبیه بختم در خواب غم فزایی است
واکن دو چشم تر را وقت گره گشایی است

پلکی بزن دلم را آزاد از این قفس کن
مژگان چشمهایت مفتاح دلگشایی است

یک عمر مهر برلب چون غنچه ی خموشی
گل بانگ ای برادر فریاد از این جدایی است

هر زخم بر تن تو چشمی است غرق در خون
هر تیر بر تن تو مژگان در حنایی است

دست بریده ات را بردیده ام کشیدم
برچشم بی فروغم این دست توتیایی است

هر روزن زره را این تیر ها شمردند
بر قامت بلندت از نیزه ها قبایی است

چیزی نمانده از تو غیر از غبار سرخی
از بار تیغ و نیزه جسمت در آسیایی است.

برخیز با نگاهت آرام کن حرم را
کشتی شکستگان را چشم تو ناخدایی است

از دخترم مگیری روزی شانه ات را
بعد ا

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( ..هم شکستند همین کاسه و هم کاسه سرم ) * موسی علیمرادی

1666
1

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( ..هم شکستند همین کاسه و هم کاسه سرم ) گر نشد مشک ولی ماند امید دگرم
ببرم آب دراین کاسه چشمان ترم..
..هم شکستند همین کاسه و هم کاسه سرم
تا هوایی به سر از آب مبادا ببرم

اینچنین شدکه من امید زدستم دادم
با سر از روی بلندی به زمین افتادم

چه کنم مشک سر ودست و دوچشمی که تر است
کاسه هایی که شکست است دگر درد سر است
تیغ وشمشیر بیارید تنم منتظراست
به خدا درد خجالت زحرم سخت تر است

گر نشد آب برم کاش خودم آب شوم
تا که جاری به سوی خیمه ارباب شوم

ای خدا سایه ای از دور... مبادا آقاست
نه حسین بن علی نیست زنی از زنهاست
نکند زینب کبراست خدا یا تنهاست
... پسرم گفت به من, تا بشناسم زهرا ست

گفت گر مادر تونیست منم مادر تو
آمدم گریه نکن آب فدای سر تو

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:00
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت عباس(ع) *

1639
2

زمینه شهادت حضرت عباس(ع) علمدارم
تویي هستي یل هم سپاه و سپهدارم
پناهي به خیمه علمدارو غمخوارم
ابوالفضل برادر

بدون تو
دیگه من ندارم امید و سپاهي
پاشو سمت و سوي حرم کن نگاهي
ابوالفضل برادر

واااي
پاشو از رو خاکا تو مشکت رو بردار
پاشو که ندارم به جز تو علمدار
پاشو سوي خیمه علم رو نگهدار

آه،وفادارم،کسو کارم،پاشو عباس
آه،تو نیمه جُون،دلم شد خُون،پاشو عباس

آه،یل غیرت، ابوالفضلم۲

عمو پاشو
ببین قد بابام کنارت خمیده
تو رو عمّه زینب که دید رنگ رویش پریده
پاشو مهربونم

عمو جُونم
بیا که هنوز من رو دشمن ندیده
دیدم که بابام پرده ي خیمه ي تو کشیده
عموي عزیزم

واااي
چشاتو تو واکن که زهرا کنارت نشسته
دیدم فرق تو غرق خون و شکسته
بم

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( مجذوب رقص پرچم تو میشود هر چشم ) * مهدی قاسمی

2269

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( مجذوب رقص پرچم تو میشود هر چشم ) ای ماه اختر چشم
ای آنکه داری جلوه از شمس الضحی درچشم

یاسید البطال
برما بیانداز از کرم فرزند حیدر چشم

با رایت العباس
مجذوب رقص پرچم تو میشود هر چشم

با این اُبهت تو
هرچه بگوید شاه میگویی فقط بر چشم

زینب دعایت کرد
از خیمه بیرون رفتی، میدان شد سراسر چشم

تا ازحرم رفتی
تنها به سویت دوخت با امید دلبر چشم

از خیمه ها جان رفت
الگوی رزم مالک اشتر به میدان رفت

تاپر درآوردی
یک مرتبه درقلب دشمن سر درآوردی

خونت به جوش آمد
وقتی زره را ازتنت دیگر درآوردی

خورشید حیرت را
با نعره ات از جانب خاور در آوردی

سرها زمین افتاد
تادست بردی در کمر خنجر درآوردی

یک یا علی گفتی
در دم پدر از دشمن حیدر در آوردی

با ا

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

تاسوعا -( تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه ) * حسن لطفی

3250
3

تاسوعا -( تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه ) تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه
کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه

زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن
تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه

کوهها را بشکن تا که بفهمد دشمن
معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه

تیغ بردار که بازویِ علی داری تو
وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری تو

مانده در خاطره‌یِ رزم ، خطر یعنی تو
همه گفتند یک کوه ، جگر یعنی تو

از مسلمان شدگانِ درِ خیبر بشنو
مرگ تو صاعقه تو تیغِ دوسَر یعنی تو

خاطرات اُحُد انگار که تکرارِ تو بود
ها علی بَشَر کَیفَ بشر یعنی تو

نفَس اُم بنین شاه‌یلِ زهرایی
تو‌ پسر خوانده‌ی روزِ ازلِ زهرایی

آی ای عشق بخوان جانِ نجف عباس است
آفتابِ لبِ ایوانِ نجف عباس است

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( کـار بر زیـنب ولی چنـدین برابـر سخت شد ) * محمد قاسمی

1901
1

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( کـار بر زیـنب ولی چنـدین برابـر سخت شد  ) دلخوشي از خيمه رفت
داغِ خواهر سخت شد

داغِ خواهر سخت شد داغِ بـرادر سخت شد

سخت شد کـار حُسین

کـار بر زیـنب ولی چنـدین برابـر سخت شد

دلخوشی از خیمه رفت

وضع،بیش از پیـش بر آل پیمـبر سخت شد

در حـرم غوغا شد و...

ماندن شش ماهه در آغوش مادر سخت شد

بعـد سـقّـا زود رفت

زندگی در قحط آب از بس به اصغر سخت شد

........

در کـنار آب مانـد

بسـکه باز آوردنش از بین لشـگر سخت شد

ضـربه طوری بود که...

بسـتن زخمش شـــبیه فرق حـیدر سخت شد

بـازوانــش را که دید

آه ! درد بــازویِ زهرایِ اَطـهر سـخت شد

غارت از سرها نگشت

گرچه بعدِ او به شدّت حفظ معجر سخت شد

شاعر : محمد قاسمی

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( حس کـرده ام آرامـشِ اهلِ حرم را ) * حسین ایمانی

1603

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( حس کـرده ام آرامـشِ اهلِ حرم را  ) این حرم عباس دارد

وقتی که رویِ شانه ات دیدم عَلَم را

حس کـرده ام آرامـشِ اهلِ حرم را

تا لحظه ای که این حرم عباس دارد

هرگـز نمی بیند کسـی نیلـوفـرم را

او که نباشد دستهایِ بی حـیایی

از مو گـرفته می کِشاند دخترم را

دستش بیفتد از بدن دشمن می آید...

تا که ببندد هر دو دستِ خواهرم را

پهلو بگیرد بر رویِ سرنیزه عباس!!!

شعـله گـرفته روسـریِ دخـتـرم را

حرفِ مرا زینب شنید و با خودش گفت

باید بگیرم هر دو دستی معجرم را

شاید ربابه با خودش می گفت باید...

بوسه زَنَـم من هم گلـویِ اصغرم را

با روضه یِ عباس زینب العجل گفت

حتماً کِشـاندم بین خیـمه دلبرم را

شاعر : حسین ایمانی

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا رسولی

واحد حماسی حضرت عباس ع" -(عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه) * رضا رسولی

3126
4

واحد حماسی حضرت عباس ع" -(عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه) واحد حماسی حضرت عباس ع"
سبک : واحد دو ۵

عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه
هرکی بیاد در خونت سراپا احساسه
کارت خداییه - فرمانرواییه
محتاج یک نیمه نگات حاتم طاییه
با اسم تو مستم-دخیل تو هستم
بی دست کربلا بیا بگیر آقا دستم
(قمربنی هاشم عباس ابالفضل)
**
بین زمین و آسمون شهره ی آفاقی
صل علی سیدنا یا حضرت ساقی
یا حضرت سقا - پهلوون یکتا
قصدمه که فدات بشم یک شب تاسوعا
سخاوت رایج - یا باب الحوائج
دستات شفیع و منجیه عرصه ی نتایج
(قمربنی هاشم عباس ابالفضل)

**
میون جنگ و معرکه پهلوون فاتح
وقت عبادتت میشی تو بنده صالح
ای حضرت دریا - امیر بی همتا
خورده رو سربنده سرت فاطمة الزهرا
پهلوون و مردی - فاتح نبردی
شب

  • سه شنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( چشمهارا میدهم چشمی نیاید سوی تو ) * سید پوریا هاشمی

1358

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( چشمهارا میدهم چشمی نیاید سوی تو  ) آبرویم را گرفت
نیمه شب آمد پریشانم گرفتارم هنوز

میروم این خیمه و آن خیمه بیدارم هنوز

دیدی آخر کینه قوم و قبیله پا گرفت

یک امان نامه چگونه آبرویم را گرفت

السلام ای قبله ایمان ابالفضل آمده

آمدم پابوس بی بی جان ابالفضل آمده

رو نگردانی ز من روح و روان من تویی

من امان نامه نمیخواهم امان من تویی

بند بند پیکرم وقف حیای چادرت

تا مرا داری چه غم داری فدای چادرت

چشمهارا میدهم چشمی نیاید سوی تو

موی من بر نیزه میپیچد فدای موی تو

بشکند فرق سرم اما سرت را نشکنند

من بمیرم احترام معجرت را نشکنند

دست من را میزنند این قوم! دستت بی طناب

قامتم نذرت نمانی زیر نور آفتاب

تیرهارا میخورم تیر نگاهی بکشند

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( قمری بود و شد خسوف از خون ) *

1871
4

شعر شهادت حضرت عباس(ع) -( قمری بود و شد خسوف از خون  ) دست های بریده

در کنار شریعه غوغا شد

سر یک تن ببین که بلوا شد

قمری بود و شد خسوف از خون

چقَدَر این خسوف زیبا شد

مصطفی گودرزی

حرمله با سه شعبه ای آمد

و بـرای زدن مهیــا شـد

تیر بر چشم و خود افتاده

که عمود آمد و سرش وا شد

هر چه تیر آمده به جسمش خورد

نیزه ها هم یکی یکی جا شد

پیکری زیر دست و پا بود وُ

بر سر قتل او چه دعوا شد

هر که آمد یکی دو تا می زد

آنقـَدَر که تنـش معما شد

قطعه قطعه تمام قرآنش

علقمه، قتله گاه سقا شد

یک برادر تنش مقطعه شد

دیگری از کمر قدش تا شد

دست های بریده را بوسید

حال دیگر غریب و تنها شد

تشنه لب بود و لب نزد بر آب

باعـث آبـروی دریــا شـد

مادری آمده کنار

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت قمر بنی هاشم(ع) -( با لبِ تشنه؛ زمین خورد آسمان در علقمه ) * مرضیه عاطفی

2581
3

شعر شهادت قمر بنی هاشم(ع) -( با لبِ تشنه؛ زمین خورد آسمان در علقمه  ) مَشک گریان

از نفس افتاد تا آرام ِ جان در علقمه

ایستاد و بر سرِ خود زد زمان در علقمه

مَشک گریان و علَم افتاد بر خاک و چطور

با لبِ تشنه؛ زمین خورد آسمان در علقمه

تیرها چشمش زدند و حضرت ماهِ حرم

غرقِ خون افتاد از تاب و توان در علقمه

در هم-آغوشیِ زخم نیزه ها جا مانده بود

هم برادر٬ هم عمویی مهربان در علقمه

بغض کرد و تیر خورد و جرعه ای لب تر نکرد

یاد شش ماهه! به یاد کودکان در علقمه

تکّه تکّه «کاشف ٱلکربِ» حرم تکثیر شد

روی خاک کربلا٬ شد بی نشان در علقمه

داشت می آمد ولی افتاد چندین مرتبه

سید و سالارمان٬ شد ناتوان در علقمه

از فشارِ «إنکسار» و از غم ِ «أدرک أخا»

حضرت ارباب شد قامت کمان د

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد