اشعار روز عرفه

مرتب سازی براساس

(اشک خون می بارد آقا در فراز هر دعا. شد توسل با دل و جانش به درگاه خدا) * هستی محرابی

1664
0

(اشک خون می بارد آقا در فراز هر دعا. شد توسل با دل و جانش به درگاه خدا) ‍ #السلام_ علَیک_یا_اَباعَبدالله_الحُسین ع
#امام_حسین_ع_مسافر_کربلا
#عرفه_فرصتی_برای_نیایش_و_استغفار

یا حسین اِبن علی اُخرُج اِلی ارضِ البَلا
قَد یَراکَ اللهُ مَقتولاً بِاَرضِ الکربلا
مِن سُیوفِ الخَصمِ مَطروحاً و مُلقاً فِی الثّرا
جسمِ تو صد چاک چاک و رأسِ تو گردد جدا

اشکِ خون می بارد آقا در فرازِ هر دعا
شد توسل با دل و جانش به درگاهِ خدا
بار اِلها! این حسین و این تو و اَمرِ قضا
هر چه باشد با دل و جانم رضایم بر رضا

ناگه از جانِ رسالت بر وی آمد این ندا
میوه ی جانِ پیمبر حجِ خود را کن رها
ترکِ این منزل، سفر کن سوی قومِ اشقیا
تا که اصلِ حجِ تو کامل شود در کربلا

قُرهًُ العینِ من ای فرزندِ زهر

  • یکشنبه
  • 28
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • 09113526529
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر روز عرفه -( لبیک که در دل عرفات است و منایم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4587
2

شعر روز عرفه -( لبیک که در دل عرفات است و منایم ) لبیک که در دل عرفات است و منایم
لبیک که از خویش نمودند جدایم
لبیک که سر تا به قدم محو خدایم
لبیک که امروز ندانم به کجایم
پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم
گه در جبل الرحمه و گه مسجد خیفم
آن وادی سوزنده که دل راهسپارش
پیداست دو صد باغ گل از هر سرخارش
دارند همه رنگ خدائی زعبارش
هر کس به زبانی شده همصحبت یارش
قومی به مناجات و گروهی به دعایند
از خویش سفر کرده در آغوش خدایند
این جا عرفات است و یا روح من آن جاست
هم شده آتشکده هم دیده دو دریاست
پای جبل الرّحمه یکی زمزمه بر پاست
این زمزمه فریاد دل یوسف زهراست
این سوز حسین است که خود بحر نجات است
می سوزد و مشغول دعای عرفات است
دیشب چه شبی و چه مبارک سحری بو

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر عرفه -( ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟ ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

6077
19

شعر عرفه -(  ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟  ) ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
بوی مهدی می‌رسد از بیابان منا
در کجا دارد مکان آن ولیّ کبریا؟
کاش میدیدم رخش می‌نمودم جان فدا
ملجأ و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
کاش می‌دیدم کجاست خیم? مولای من
تا به گردش پر زند روح از اعضای من
گر نبینم در منا روی او را، وای من
وجه ذات کبریا یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
در کنار اویم و روی او را ننگرم
من از او هستم جدا اوست اینجا در برم
دیده‌ام قابل نبود، خاک عالم بر سرم
تا مرا بخشد ضیاء یوسف زهرا کجاست؟
ا

  • چهارشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعر مناجات عرفه -( تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره ) * یوسف رحیمی

8457
28

شعر مناجات عرفه -( تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره ) تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره
دلم هوایی می شه و بونۀ آقا می گیره
این روزایی كه دم به دم غریبی رو حس می كنم
با گریه یاد غربت عزیز نرگس می كنم
تا كه بیای تو از سفر تا كه ببینی حالمو
نذر نگاهت می كنم این اشكای زلالمو
میون طوفان غمت شكسته بال و پر من
كاشكی بیای پا بذاری به روی چشم تر من
كوچه رو صبح جمعه ها هم نفس بوی گلاب
با مژه جارو می زنیم با اشكامون می پاشیم آب
كاشكی بیای و سوغاتی برام بیاری بوی سیب
یا كه یه مهر و تسبیح از تربت ارباب غریب
كاشكی بیای برامون از تشنگی و آب بخونی
بیای رو منبر بشینی روضۀ ارباب بخونی
مسلمیه دم بگیری با گریه و شور و نوا
بیای و با هم بخونیم "حسین من كوفه نیا"
كوفه

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مناجات عرفه -( ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4463
0

شعر مناجات عرفه -( ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم ) ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم
به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟
تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من ‌کند رو؟
من اگر به تو نگویم به که درد خود بگویم؟
اگرم ز در برانی دگر آبرو ندارم
به خدا نمی‌گذاری که بریزد آبرویم
به گناه بی‌شمارم، ز تو سخت شرمسارم
خجلم از این که حتی نمی‌آوری به رویم
من اگر تو را ندیدم تو به من گشای چشمی
چه شود به یک نگاهت بدهند شستشویم؟
تو کنار من نشستی و من از تو دور ماندم
قدمت به روی چشمم قدمی بیا به سویم
من اگر سیاه رویم تو تمام چشم لطفی
به سیاهی‌ام نبینی که سفید گشته مویم
ز هوا پرم درونم چو درون طبل خالی است
تو بیا و اکتفا کن ز کرم به های و هویم
تو به من تبسمی کن ت

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر روز عرفه -( عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی ) *استاد سید هاشم وفایی

7539
20

شعر روز عرفه -( عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی ) عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی
میهمـان حـرمِ جود و سخـایم کردی
فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی
تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی
دل ما را بسوی خویش کشیدی یا رب
بـاز از پنجـۀ این نفس رهایم کردی
تا نیارم به سوی هیچ کسی روی نیـاز
بـر در رحمت و امیـد گــدایم کردی
کرمت هیچ مرا فـرصت گفتـار نـداد
هرچه می خواستم ای دوست عطایم کردی
حـالم ازحال دعـای عـرفه بخشیدی
بـا چنین حـال تو راهی منـایم کردی
گفتی اوّل نظرت هست به زوار حسین
عـاشق و شیفتــۀ کـرببـلایم کردی
چـون سبکبـال شـدم تا حرم کرببلا
همـره و همسفـر پیک صبایم کردی
کـربـلا گفتم و فریاد ز جانم برخاست
شکـرلله کـه چنین غرق نوایم کردی
همره زمـزم اشکی

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

روز عرفه -(روز عرفه آمد و دل غرق ثنا شد) * وحید زحمتکش شهری

1538
2

روز عرفه -(روز عرفه آمد و دل غرق ثنا شد) روز عرفه آمد و دل غرق ثنا شد
روز خجل از معصیت و روز دعا شد

بار گنه و معصیت آورده گنهکار
روز کرم و رحمت بی حد خدا شد

بازآمده ام توبه کنم من ز گناهم
گویم دلم از جرم و خطا باز جدا شد

با دست تهی آمده ام توشه بگیرم
هنگام گره وا شدن از کار گدا شد

روز عرفه آمد و این مرغ دل من
پرواز کنان رو به سوی کرب و بلا شد

با ذکر حسین آمده ام توبه کنم من
نامش ببرم این دل سنگم چو طلا شد

ذکر فرج امروز دعای همگان است
عالم همه دل تنگ گل آل عبا شد

وحید زحمت کش شهری

  • سه شنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 00:59
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب
 محمد خرم فر

شور روز عرفه از محمد خرم فر -( عرفه وقتی میادبوی محرم میرسه ) * محمد خرم فر

5295
13

شور روز عرفه از محمد خرم فر -( عرفه وقتی میادبوی محرم میرسه ) عرفه وقتی میادبوی محرم میرسه
بوی آه وناله وگریه وماتم میرسه
ذکرهرعاشق دیونه میشه به شوروشین
السلام وعلی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

عرفه وقتی میاددلاروماتم میگیره
دیگه ازفردادل فاطمه روغم میگیره
دیگه پرمیزنه دلهاسوی بین الحرمین
السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین
عرفه وقتی میاددلامیشه عزاخونه
دیگه ازفردادل دیونه هاروضه خونه
داره کم کم میرسه عزای شاه عالمین
السلام علی الحسین
وعلی علی ابن لحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

شاعر : محمد خرم فر

دانلود سبک

  • جمعه
  • 11
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:52
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

امام زمان(عج) مناجات روزعرفه -( هر سال عرفه دلم می‌گیره ) * یوسف رحیمی

1375
1

امام زمان(عج) مناجات روزعرفه -( هر سال عرفه دلم می‌گیره ) هر سال عرفه دلم می‌گیره

از هجر تو دم به دم می‌گیره

آشفته و بی‌قرار و خسته

بازم دلامونو غم می‌گیره

توی شب غم سحر نیومد

امید چشای تر نیومد

بازم منم و چشم انتظاری

خورشید من از سفر نیومد

دلتنگی‌مو جمعه‌ها میارم

تو محراب جمکران می‌بارم

اما همه آرزومه آقا

آخر رو پای تو سر بذارم

لب تشنه ولی تشنه‌ی نورم

احساس می‌کنم که از تو دورم

باشه دل من شبیه سنگه

اما برا تو سنگ صبورم

دلخسته‌ام از فراق و غربت

کاشکی دعاهام بشه اجابت

کاشکی یه شب جمعه بیائی

در سایه‌ی تو بریم زیارت

وقتی تو حرم قیامتیه

وقتی که شب زیارتیه

آتیش می‌گیره دل از فراقش

سهم دل من بی‌طاقتیه

بی‌تاب بهشت عالمینم

در حسرت بی

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 13:51
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

مناجات با خدا-عرفه -( عاشقان مدارج عالى در عروجند با سبکبالى ) * علی اکبر لطیفیان

1430
1

مناجات با خدا-عرفه -( عاشقان مدارج عالى  در عروجند با سبکبالى ) عاشقان مدارج عالى

در عروجند با سبکبالى

از خداوند پر شدم دیشب

تا مرا کرد از خودم خالی

دل دنیا گریز باید داشت

معرفت نیست جنس بقالی

ذبح کردم تعلقاتم را

جای آن گوسفند هر سالی

تا که یکبار هم شده راحت

بزنم دور تو پر و بالی

بار اگر بار عشق معشوق است

راضیم من به شغل حمالى

خاک پاى تو را به من دادند

نیست مانند من خوش اقبالى

پوزه ام را به پات می مالم

دست خود را سرم که می مالى

جبرییل تو می شویم اگر

برسد از تو غوره کالى

ما فقیران اگر غذا نرسد

بیشتر می کنیم خوشحالى

گریه های جوانیم حتماً

می دهد بار در کهنسالی

عرفه آمد و همه رفتند

سمت گودال "جاى ما خالى"

***

همه رفتند ساربان هم رفت

ت

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه -( دلم از غیر شما میل جدایی دارد ) * حبیب نیازی

2409
3

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه -( دلم  از  غیر شما  میل جدایی دارد ) دلم از غیر شما میل جدایی دارد

پر و بالی بدهی شوق رهایی دارد

لحظه ای رخ بنما ، در عوضش جان بستان...

عالم عشق، عجب حال و هوایی دارد!

سر کوی تو ، گدا هر که شد ، آقایی کرد

هر که شد بی سر و پایت ،سر و پایی دارد!!

روز محشر همه ی مدعیان می بینند...

که غلام در این خانه ، چه جایی دارد!!

دست بر سر مکن اینقدر مرا با مرهم

طالب زخم چه حاجت به دوایی دارد!

اجلم را نرساند گنهم ... دل با تو...

وعده ی یک سفر کرب و بلایی دارد!

ای خوشا روزی هر کس عرفه پیش شماست

صحن بین الحرمینت چه صفایی دارد

دل اگر دل بشود ؛ هر قدمش با آقا...

روضه ی دست و علم شور و نوایی دارد!

سر از کاسه شکسته شده دیگر آخر...

بین

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

امیرعرفه -(ای امیرعرفه خسته ترین بنده منم) *استاد سید هاشم وفایی

556

امیرعرفه -(ای امیرعرفه خسته ترین بنده منم) ای امیرعرفه خسته ترین بنده منم
پیش درگاه خدا بنده ی شرمنده منم

بنده ای که همه عمرش به تباهی رفته
روشنایی دلش روبه سیاهی رفته

رمضان مانده زره درعرفه آمده ام
با صدامید به درگاه شما سرزده ام

غیر آه دل خود آه ندارم چه کنم
گرکه برحال دلم اشک نبارم چه کنم

بخدا حال من خسته خراب است خراب
بر وجودم که شده تار توخورشید بتاب

ای امیرعرفه خوب کنی حال مرا
گرکه امضا بزنی نامه ی اعمال مرا

ای امیرعرفه لطف ترا می جویم
با همه دربدری های دلم می گویم

خوش براحوال کسانی که پر امیدشدند
زائر مرقد شش گوشه ی خورشید شدند

درچنین روز که بین الحرمینش غوغاست
زائرکرببلا بنده ی محبوب خداست

کاش می شد که دعا گوی تو آنجا

  • دوشنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

شعر شور عرفه -(دوباره من موندم و این دل شکسته) * عباس میرخلف زاده

495

شعر شور عرفه -(دوباره من موندم و این دل شکسته) دوباره من موندم و این دل شکسته
میمیرم آقا اگه که ازت جدا شم
بذار که تعبیر بشه این رویای قلبم
یه سال تو روز عرفه پیش تو باشم

میگن خدا ، که قبل زائراش به زائرای تو
نظر داره ، فقط آقا بخاطر دعای تو
خدا خودش ، عشق میکنه با گریه و بُکای تو

حالا که خدا ترحّمی داره
توی کربلا به زائرات آقا
بیا و قلم بگیر بدی هامو
منِ نوکر و ببر به کربلا

امیری حسین و نعم الامیرم

وقتی آقا با سوز دل دعا میخونی
معرفی میکُنی اعضای تنت رو
میگیره گریم که تو کربلا آقاجون
چطور به خاک و خون کشیدن بدنت رو

دلت شکست ، غم اسارت حرم تو سینته
خدا کنه ، نبینه خواهرت که شمر رو سینته۲

مثل چند روزه دیگه عرش خدا
روضه خونی میشه و عزا

  • چهارشنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر روز عرفه -(دوباره آمده ام ، بنده ای گنهکارم...) * پوریا باقری

626

شعر روز عرفه -(دوباره آمده ام ، بنده ای گنهکارم...) دوباره آمده ام ، بنده ای گنهکارم...
تمامِ آبرویم را به تو بدهکارم...

قبول کن عملم را ، بضاعتم این است
قبول دارم همیشه وبال و سَربارم...

ببین نشسته ام حالا کنارِ سفره ی عشق
شبیهِ ابر ، برای حسین میبارم...

حسین یارِ من است و منم غلامِ حسین
خوشا به حالِ منی که حسین شد یارم

قسم به خونِ گلوی حسین ، یا اللّٰه!
ببخش معصیتم را ، ببخش رفتارم

اگر حسین نباشد ، کجا رَوَد دلِ من؟
که بی وجودِ گل فاطمه ، گرفتارم

میان روضه دلم میرود همان جا که ،
دو دست بر کمرش گفت : «ای علمدارم...

بلند شو که سکینه عجیب مضطرب است
بلند شو نفسم ، ای همه کس و کارم

بلند شو ، کمرم تیر میکشد عباس...
ببین که خنده کنان ، میدهن

  • شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 20:18
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 رضا ترابی گیلده

روز عرفه آمد و هنگام دعا شد -(دوبیتی روز عرفه) * رضا ترابی گیلده

533
1

روز عرفه آمد و هنگام دعا شد -(دوبیتی روز عرفه) روز عرفه آمد و هنگام دعا شد
روز کرَم و رحمت بی حد خدا شد

این روز پر از رحمت حق با صلواتی
باید که در خانه ی حق رفت و گدا شد

#اللهم.صل.علی.محمدوآل.محمدوعجل.فرجهم
# رضا_ترابی_گیلده

  • پنج شنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

مناجات امام حسین(ع)در روز عرفه -( هرقدَر محتاج اینجا با خجالت می‌رسد ) * سید پوریا هاشمی

1143
0

مناجات امام حسین(ع)در روز عرفه -( هرقدَر محتاج اینجا با خجالت می‌رسد ) هرقدَر محتاج اینجا با خجالت می‌رسد
پابه پای این خجالت ها به عزت می‌رسد

کاسه ها و کوزه ها را بشکن اصلا بر سرم
دل همینکه خُرد شد باران رحمت می‌رسد

گریه ام‌ را دوست داری گریه بهتر می‌کنم
اشک کاری می‌کند آدم به جنت می‌رسد

جای دعوا کردنم قدری در آغوشم بگیر
میرسد بنده به هرجا از محبت میرسد

من مسلمانم مسلمان امیرالمومنین
طفل از آقاییِ بابا به شهرت می‌رسد

دست ما بر رشته‌ی چادر نماز مادر است
فاطمه راضی که باشد برگ دعوت می‌رسد

غالبا ازسوی مادر لطف بی حد می‌رسد
غالبا از ما به مادر شر و زحمت می‌رسد

هرزمان از چشمت افتادم حسین آمد کمک
بسکه این ارباب ما خیرش به رعیت می‌رسد

حاجیان دیگر هوای کربلا دارد حسین!
بوی اسپند محرم بوی هیئت می‌رسد !

تا محرم چند روزی مانده!یعنی زنده ام؟
راستی عمرم به عاشورای حضرت می‌رسد ؟!

جای پای حضرت صدیقه را بوسیده است
خوش بحال هرکه لبهایش به تربت می‌رسد

کاش بودم زیر سقف آسمان کربلا
رحمت ارباب ما آنجا به غایت می‌رسد

گرچه انگشتش بریده دستگیر عالم است
‌منجی ما از ته گودال غربت می‌رسد

داد می‌زد که نرو فریاد می‌زد که نزن
خواهرش تادید شمر بی مروت می‌رسد

یک لباس کهنه دارد در نیاور از تنش
لعنتی! از خیمه زن‌ها غنیمت می‌رسد

نیزه داران رفته اند و پیرها جا مانده اند
منتظر هستند تا کی وقت غارت می‌رسد

  • سه شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 10:51
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
 محمود ژولیده

شعر روز عرفه -(چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد) * محمود ژولیده

12747
15

شعر روز عرفه -(چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد) چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب

به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد

چه فرصتی که به همراه کروان حسین

مسافر سفر دشت نینوایــــــــم کرد

زسعی مروه و سعی صفا عــــبورم داد

به طوف حج حقیقی دل آشنایـم کرد

چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب

به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد

منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری

به حب فاطمه شایسته ثنایم کـــــرد

به افتخار علی ره به بام هــــــم داد

که هم نشین تمام فرشته هایــم کرد

ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت

صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد

همه به حال دعای حسین می گـریند

نوای یارب

  • سه شنبه
  • 17
  • آذر
  • 1388
  • ساعت
  • 11:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر روز عرفه-(آه ای خیمه نشین عرفات) *

15487
26

شعر روز عرفه-(آه ای خیمه نشین عرفات) آه ای خیمه نشین عرفات
وارث خون قتیل العبرات
در کجایی که دلم بی تاب است
تشنه ام وصل تو جانم ناب است

بی جمال توسیه خورشید است
آرزویت سحر امید است
آه ای خیمه نشین ماه علی
دیدن روی تو فیض ازلی
من به مهر تو گرفتار شدم
بین که از هجر تو بیمار شدم
تا که از ماه رخت دور شدم
شب ظلمانی و بی نور شدم
کن دعا جانب تو گردم
تا که دلداده ی دلبر گردم
آه ای خیمه نشین در صحرا
یوسف گم شده ای از زهرا
همچو یعقوب اسیر آهم
بوی پیراهن یوسف خواهم
در کجا خیمه زدی دلبره من
تا شوی قبله ی چشم تر من
آه ای خیمه نشین فاطمه
وارث خون گل یاس تویی
گریه کن بر غم عباس تویی
خیمه ای که روضه اش خواند کسی
تو سراسیمه به خیمه برسی
حال در م

  • چهارشنبه
  • 11
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 16:44
  • نوشته شده توسط
  • سید حامد فیض
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه -( ای یوسف غریب به کنعان نیامدی ) * محمود ژولیده

4209
6

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه -( ای یوسف غریب به کنعان نیامدی ) ای یوسف غریب به کنعان نیامدی

تنهاترین مسافر دوران نیامدی

گویند بوی پیرهنت میرسد ولی

ما مانداه ایم و وعدۀ خوبان نیامدی

دارد هنوز نسل جوان پیر میشوند

طولانی است قصۀ هجران نیامدی

خضر انتظار لحظۀ دیدار میکشد

یعقوب دهر بهر تو گریان نیامدی

ایمان چو شعله ایست کف دست مومنین

شد سخت آزمایش ایمان نیامدی

گاهی شکست حرمت والای اهلبیت

گاهی شکست حرمت قرآن نیامدی

قوم یهود،قوم نجس،قوم بچه کش

در قدس و کعبه اند به جولان نیامدی

آتش به جان امت اسلام میزنند

هر جا که هست جمع مسلمان نیامدی

دارند عاشقان شما کشته میشوند

ای پاسدار خون شهیدان نیامدی

خون حسین منتظر انتقام توست

زینب تو را صدا کند از جان ن

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شب عرفه -(امشب بخوانم ذاتِ پاک کبریا را) * هستی محرابی

966

شب عرفه -(امشب بخوانم ذاتِ پاک کبریا را) ?الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَدْعُوهُ فَیُجِیبُنِی
ستايش خداى را كه من او را می خوانم و او اجابت می كند?

امشب بخوانم ذات پاکِ کبریا را
یارب ببخشا این گدای بی نوا را

تو خواندی و من آمدم برداری از من
سنگینیِ بارِ معاصیُّ و خطا را

من نا امید از سفره ی احسان نیستم
وقتی که دارم خالقی مثلِ شما را

ابوابِ رحمت را به رویم می گشایی
یعنی تو بخشیدی به من حالِ دعا را

من باورم در این شبِ غفران و رحمت
با مهرِ توحیدی خود بخشی گدا را

آری یقین دارم که تو می بخشی امشب
هر گونه جرم و لغزشِ این مبتلا را

با لحنی محزون و دلی پر از اجابت
خواهم امیدِ رحمت بی انتها را

در این شبِ زیبا بخوانم عاشقانه
ذکرِ حسینی که

  • دوشنبه
  • 29
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 23:00
  • نوشته شده توسط
  • 09113526529
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

بفرمائید یک غزل ناب به بهانه روز عرفه سیدالشهداء(ع) * مرتضی محمودپور

1160
0

بفرمائید یک غزل ناب به بهانه روز عرفه سیدالشهداء(ع) بفرمائید.....
یک جرعه غزل ناب

◾به بهانه‌ی روز
◾عرفه‌ی سید‌الشهدا

هرکه شد زائر کویت تو پناهش دادی
سوز دل اشک روان ناله و آهش دادی

هرکه‌یک‌قطره‌ی اشکی ز دو دیده بفشاند
به سرا پرده خود منصب و جاهش دادی

سینه‌زنهای تو در حشر همه خندانند
هرکه شد سینه زنت جلوه‌ی ماهش دادی

فاطمه گریه کنان گریه کن‌ت را بخرد
آبرو چونکه تو بر روی سیاهش دادی

باب جنات به عالم بخدا خانه‌ی توست
هرکه در راه تو افتاد تو راهش دادی

عاشقت‌هرطرف‌انداخت‌نظر روی‌تودید
تو ز لطف و کرمت تاب نگاهش دادی

هرکه‌ شد نوکر تو درد وجهان‌آقاشد
نوکران را توخودت‌منصب‌شاهی‌دادی

جُون‌ِکوی‌تومقامش زکرمخانه‌ی‌توست
سِّرشب‌،خلوت و دوری ز گناهش

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 21:29
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه روز عرفه -(عرفه هست و دل،گشته غرق نوا) * امیر عباسی

403

شعر نوحه روز عرفه -(عرفه هست و دل،گشته غرق نوا) عرفه هست و دل،گشته غرق نوا
پَر زد از عاشقی،طرفِ نینوا
یا حسین یا حسین...

عرفه هست و جان،بی قرارِ حسین
زنده چون گل شود،در بهارِ حسین
یا حسین یا حسین...

حِس شود این نسیم،از دلِ آگهی
عرفه میرسد،عطر ثارُالّهی
یا حسین یا حسین...

عالَمی میشود مَحوِ بوی ولا
میرود قافله،به سوی کربلا
یا حسین یا حسین...

کاروان حسین،با نوا میرود
بَهرِ معراج روح،تا خدا میرود
یا حسین یا حسین...

کربلا میشود،شور محشر به پا
رأسِ سِبطُ النَّبي،از تنِ او جدا
یا حسین یا حسین...

بر حسین ظلم و کین،بی بهانه شود
سَهم اطفال او،تازیانه شود
یا حسین یا حسین...

  • یکشنبه
  • 3
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:08
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

مناجات امام زمان(عج)در روز عرفه -( نظر به رویِ تو شد قبلگاهِ آمالم) * قاسم نعمتی

425

مناجات امام زمان(عج)در روز عرفه -( نظر به رویِ تو شد قبلگاهِ آمالم) نظر به رویِ تو شد قبلگاهِ آمالم
تَرَحُمی بنما کن نظر به احوالم

نوشته رویِ جبینم فراق تا به ابد
بنالم از غمِ دل یا بدیِ اقبالم

من آن کبوترِ بامم که هرکجا رفتم
به سنگِ تهمتِ مردم شکسته شد بالم

فقط ضمانت تو گشته مُهرِ تمدیدی
به توبه نامه ی بی اعتبارِ هرسالَم

نه پایِ رفتنی هست و نه رویِ آمدنی
بگو چه چاره کنم من زدستِ اعمالم

گناهکارم و توبه شکستۀ رمضان
خودت بیا عرفه گریه کن به این حالم

صدایِ پایِ مُحرَم به گوش می آید
شبانه روز به یاد حسین می نالم

قسم به مویِ پریشان عمه جانِ شما
به گریه دلنگرانِ حسین و گودالم

صدازد از تَهِ گودال خواهرم برگرد
مگر نگفتم عزیزم نیا به دنبالم

برو به خیمه نبینی بریدنِ سر را
وگرنه پیر شوی پایِ جسمِ پامالم

  • سه شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 10:46
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مناجات امام حسین(ع) در روز عرفه -( عرفه آمد و مهمان حسینیم همه) * محمد جواد شیرازی

411

مناجات امام حسین(ع) در روز عرفه -( عرفه آمد و مهمان حسینیم همه) عرفه آمد و مهمان حسینیم همه
خیره بر رحمت دستان حسینیم همه

عرفه آمد و ما کرب و بلایی نشدیم
بازهم پاره گریبان حسینیم همه

وسط روز رسیدیم و همه می بینند
عاشق و بی سر و سامان حسینیم همه

دردمندانه به دنبال طبیبی هستیم
در پی نسخه ی درمان حسینیم همه

حرفِ جود است بیا ذکر کریم آوردم
عاشق ذکرِ حسن جان حسینیم همه

ذکرِ العفو نگفتیم ولی بخشیدند
ما بدهکار به احسان حسینیم همه

او مناجات کند کار همه می گیرد
تشنه ی وادی عرفان حسینیم همه

عید قربان شده نزدیک، بگو با اصحاب
در ره عشق به قربان حسینیم همه

اشک ما خرج برای غم اغیار نشد
روزگاری است که گریان حسینیم همه

آتش سینه ی ما از غم یک بی کفن است
داغدارِ تن عریان حسینیم همه

چشم هایش سرِ تشنه شدن از کار افتاد
کشتگانِ لب عطشان حسینیم همه

ساربان هم نشد از رحمت دستش محروم
مات از جود فراوان حسینیم همه

خیزران... سنگ... نوک نیزه... مراعات کنید
ما اسیر لب و دندان حسینیم همه

  • سه شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 10:49
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

رو به درگاهت زدم، با حال خوش عازم شدم * مرضیه عاطفی

246

رو به درگاهت زدم، با حال خوش عازم شدم رو به درگاهت زدم، با حال خوش عازم شدم
دور تو میگردم و امسال هم مُحرم شدم

یا إلهي آمدم در را به رویم باز کن
آمدم با دست خالی، باز هم اعجاز کن

عاصی ام! گفتم نیایم باز اما آمدم
شرم دارم از گناهانم، خطاکارم، بدم

هر کسی غیر از تو باشد زود طردم میکند
بعدِ عمری نیستم راهِ گدایی را بلد

خوبی ات را دیدم و هر آن بد و بدتر شدم
چشم پوشیدی، گذشتی، باز طغیانگر شدم

باز هم بنده نوازی کن، به خود کردم ستم
یاغیاث المستغیثین از دلم بردار غم

عاشقم کن! سایه اش را از سر من کم نکن
توبه کردم، با حسینت(ع) آمدم ردم نکن

آن حسینی که گره خورده ست با عشقت مدام
قصد جان کرده، رها کرده ست حج را ناتمام

خوب فهمیده مناسک را؛ نمانده زیرِ دیْن
سر تراشیدن که نه! «سر» داده در راهت حسین(ع)

کعبه دورش گشته و بیتابِ این غربت شده
جامۂ إحرام او پیراهن غارت شده

گفت روی خاک، زیر نیزه های گاهگاه
آخرین ذکرِ «لکَ لبیکْ» را در قتلگاه

شد نماز عید قربان و گرفت از خون وضو
خواند با لب نه! که با رگ های خونبارِ گلو

حج به جا آورده بود و بی کفن جان داده بود
جان به لب شد خواهرش، روی زمین افتاده بود

دستی از غیب آمد و از جا بلندش کرد زود
«کربلا در کربلا می ماند اگر زینب(س) نبود»

داغ را در دل نهان کرد و قیامش شد عیان
شد علمدارِ برادر، مکتبش شد جاودان

گوش عالم پُر شد از صوت مناجات الحسین(ع)
یار میخواهد خدایا...یا لثارات الحسین(ع)

راهی ام کن! درد هجران بدترین نوعِ بلاست
سخت دلتنگ طوافم! کعبۂ من کربلاست

وعده با شش گوشه دارم یا إله العالمین
تشنۂ آب فراتم؛ زائرم کن اربعین!

  • سه شنبه
  • 29
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 11:22
  • نوشته شده توسط
  • 09127324206
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

روز عرفه....روز شهادت حضرت مسلم (ع ) * مرتضی محمودپور

232
1

روز عرفه....روز شهادت حضرت مسلم (ع ) ◾مقدمه ی دعای عرفه
◾حضرت سیدالشهدا

در دعای عرفه یاد حسین افتادم
من همه هستی خود را به نگاهش دادم
همه دانند که من اهل حسین آبادم
بنما جان علی اصغر خود امدادم
پای تا سر همه مبهوت دعای عرفه م
هرکجاشور دعاهست به پای عرفه م

این دعا با تو حسینجان چقدر شیرین است
گر چه داغ غم عشق تو بدل سنگین است
صورت عاشق تو مثل زهیر رنگین است
همه ی عشق تو و کربلایم این است
خبر مسلم تو آمد و بی تاب شدم
همچو شمعی که برافروخته ست آب شدم

آمده از طرف کوفه حسین جان پیغام
عاشقت را ز تو گردیده چنین حسن ختام
دست در دست بگیرد ز کفت باده و جام
داد مسلم ز سر بام حسین بر تو سلام
(عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد)
در دفاع حرمین دشمن داعش باشد

  • سه شنبه
  • 29
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد * جعفر ابوالفتحی

10081
19

عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد بمناسبت روز عرفه

تو رو خدا حق این شعر را ادا کنید

عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد

عرفه دیده ی بارانی و تر می چسبد

عرفه بال بگیرم ز دم روضه ی تو

بزنم تا حرم پاک تو پر می چسبد

عرفه گریه کنان خاک بریزم بر سر

گر بماند ز غمت در دل اثر می چسبد

خواندن خطبه و رسوا شدن مجلس شام

نام این کار گذارید هنر، می چسبد

سر ارباب جدا شد جلوی نهر فرات

روضه خوان روضه بخوان روضه ی سر می چسبد

قتلگه بودم و دیدم که کسی می گوید

سر بریدن جلوی چشم پدر می چسبد

نیزه در دست کسی گفت به صد خوشحالی

زدن نیزه به بالای جگر می چسبد

ناگهان گفت رقیه به یکی از اعراب

زدن عمه ی ما بین گذر می چسبد ؟

یک حرامی به خودش گفت که

  • سه شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر روز عرفه(چون خدا طالب گدا شد باز * حسن علیپور

4989
9

شعر روز عرفه(چون خدا طالب گدا شد باز چون خدا طالب گدا شد باز
در رحمت به روی ما شد باز
بنده شرمنده ی خدا شد باز
او خریدار اشک ما شد باز
خبر آمد گناه می بخشد
کوه عصیان به کاه می بخشد
روز الطاف کبریا، عرفه
مژده ی بخشش و عطا، عرفه
روز مهمانی خدا عرفه
السّلام علیک یا عرفه
من از ماه توبه جا مانده
بنده ای دور از خدا مانده
به سرم آمده بلا چه کنم؟
گشته ام سخت مبتلا چه کنم؟
به خودم کرده ام جفا چه کنم؟
نپذیری اگر مرا چه کنم؟
هیچ کس همچو من نمی خواهد
عبد توبه شکن نمی خواهد
من زمین خورده ام مرا نزنی
عبد افسرده ام مرا نزنی
در گنه مرده ام مرا نزنی
پی به خود برده ام مرا نزنی
تو ببین عذر اشتباه مرا
به روی من نزن گناه مرا
نشود تا که بنده ات رسوا
خ

  • چهارشنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 08:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر مناجات عرفه -( ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین ) * قاسم نعمتی

8688
29

شعر مناجات عرفه -( ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین ) ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین
چشمه ی آب حیاتی لک لبیک حسین
خط پیشانی تو مظهر وجه الهی
بس که مستغرق ذاتی لک لبیک حسین
ز ازل بندگیم نوکری خانه ی توست
حقاً ارباب صفاتی لک لبیک حسین
بین طوفان گنه غرق شدم کاری کن
ای که کشتی نجاتی لک لبیک حسین
کاش سر تا به قدم گریه شوم آب شوم
تو قتیل العبراتی لک لبیک حسین
باز از قافله کرب و بلا جا ماندم
کن عطا برگ براتی لک لبیک حسین

شاعر : قاسم نعمتی

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روز عرفه -( کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات ) * علیرضا قزوه

4602
5

شعر روز عرفه -( کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات ) کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات
دست ما را برساند به دعای عرفات
موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟
گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات
خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز
که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات
دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی
تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات
نیست جز از جگر خونی شان این همه گل
نیست جز از نفس زخمی شان این برکات
یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست
عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات
پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم
به منا با سر رفتی پی رمی جمرات
به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست
تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات
تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع
تو همه حج و جهادی تو همه

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد