برادر! بی تو داغم تازه تر شد
تو رفتی، سوز اشکم بیشتر شد
به دنبال سرت سنگر به سنگر
دل من نیز مفقودالاثر شد
شاعر:جلیل صفربیگی
- پنج شنبه
- 7
- دی
- 1391
- ساعت
- 16:11
- نوشته شده توسط
- یحیی
برادر! بی تو داغم تازه تر شد
تو رفتی، سوز اشکم بیشتر شد
به دنبال سرت سنگر به سنگر
دل من نیز مفقودالاثر شد
شاعر:جلیل صفربیگی
تو را در ارتفاع عشق دیدم
دو دستت در قنوتی عارفانه
لبانت گرم گلبانگ مناجات
به کوی وصل می رفتی شبانه
تو را دیدم به نرمی چون کبوتر
به بام عشق و خون، پر می کشیدی
سوار باه معراج بودی
سبوی نور را سر می کشیدی
تو را دیدم، تو را در هیئتی سرخ
درون هودجی از نور بودی
ملایک هم رکابان تو بودند
ولی افسوس، از من دور بودی
تو را دیدم، تو را ای گُرد عاشق!
که با تیغ و دعا هم راز بودی
نگاهت راوی فتح و ظفر بود
به اوجِ عشق، در پرواز بودی
تو را دیدم، تو را ای سرخ پیروز!
که روزی خوار خوان عشق بودی
دلت روشن ز انوار یقین بود
شهادت را تبسّم می نمودی
تو را دیدم، ردای زخم بر دوش
و یک شب ناگهان در خون شکفتی
ز خونت صبحدم، خو
لب معطر شود به نام شهید
بوی نت دهد کلام شهید
حق جواز شفاعتش داده
خیرخواهی بود مرام شهید
سادگی و بریدن از دنیا
بوده زیباترین پیام شهید
شاهدم کلُ یومٍ عاشورا
کربلایی بود قیام شهید
هویت با شناسه می آید
نامشان با حماسه می آید
من شنیدم ز روی منبرها
از حکایات این دلاورها
از دعا و سلام و سجاده
تا نماز میان سنگرها
تار موی شهید می ارزد
بر همه کشته های کشورها
مهر تایید این مساجد شد
قاب عکس علی اکبرها
همه ی عشقشان خمینی بود
خون رگ هایشان حسینی بود
اسوه های نجیب و بی همتا
خاکیانی ز نسل آن بالا
لحظه ای هم جدا نمی گشتند
صبح ها از زیارت عاشورا
خبر از گریه هایشان دارد
ذکر سبحان ربی الاعلی
حفظ کردند بیت الاحزا
من نیز باران می شوم باران که می گیرد
در من دوباره خاطراتت جان که می گیرد
این حرف های سخت مثل شعر می بارند
از سینه ام، با من غمت آسان که می گیرد
با هر صدای در به شوقت هول اما نه
قلبم دوباره تیر آه آن سان که می گیرد
آن قدر آش پشت پا را می پزم مادر
آن قدر می خوانم دعا تا آنکه می گیرد
من چشم هایم را به رؤیای تو مدیونم
آری به جایش داده این را، آن که می گیرد
یک پیرهن، یک چفیه، یک عکس از تو جا مانده ست
یک مادر و یک ختم الرّحمن که می گیرد
من خوب می دانم که بامم را تو می روبی
تو هیچ می دانی برایم نان که می گیرد؟
هر روز مهمان شقایق های گلزارم
جسمم اگر خسته ست، روحم جان که می گیرد
مادر نبودی تا بفهمی هیچ
تشنه ی شما یا حسین
دم به دم ،تا ابد،غرق غم
زخم بی مهریه فراته
تیره یه تشنگی نگاته
دریا دریا،تشنه تنها
تشنه بودی آسمون هم
جرعه ی آبی نمی داد
برای هل من معینت
هیچكی جوابی نمی داد
خورشید زمین گیر
از زندگیت سیر
از داغ جوان پیر
ارباب حسینه
حربٌ لمن حاربكم یا حسین،ذكرمه
یاریتون،فكرمه
عاشق پور بوترابم
حامی دین و انقلابم
مثل خورشید
نوره تو امید
روز جزا یاوری كن
این عاشق مبتلا تو
خدامیدونه نمی خوام
بهشت بی كربلاتو
خورشید زمین گیر
از زندگیت سیر
از داغ جوان پیر
ارباب حسینه
شكفته روی لب ما ذكرتون
عاشقا،با شما،هم صدا
روضه ی زهرا می خونیم
درخط رهبر می مونیم
دلها بی تاب ، یاد ارباب
آیینه بندونه قلبم
مثل دل ح
میگم عاشقم، اما خودم بهتر می دونم كه نالایقم
كدوم عاشقی، من كه همیشه برای تو آینه دقم
كجا عاشقم
می گم مجنونم، ولی نماز اول وقتمو نمی خونم
می گم مجنونم ، میگم مدیونم
اما یه عكس شهید نیست رو دیوار خونهم
كجا مجنونم
میگم علقمه و غافلم از غربت اروند
شرمنده نشدم از پلاك و چفیه و سر بند
امر به معروف این روزا فدای آزادی شده
كسی به فكر مهدی نیست نبودنش عادی شده
وا حسرتا جا موندهام از شهدا
وا حسرتا جاموندهام از شهدا
غریب ارباب! همهش به ما گفتن كه هستی تشنه آب
نه به اون خدا، هل من ناصر تو میگه كه هستی تشنه جواب
غریب ارباب
گرچه بدم، حالا كه برگشتم پیش تو نكن ردم
پشیمونم، از همه اون نفسهایی كه بی تو ز
دل خستم بازم جامونده از قافله
نمی مونه برای دلای ما هیچ گله
همگی گرفته ایم از شهدا فاصله
ای شهیدان ای شهیدان
واویلا از شهدا شدیم جدا
همیشه با یادتون دلا زغم وا میشه
می دونم راضی زما حضرت زهرا میشه
شهادت یه روزی هم قسمت ماها میشه
راه سعادت فقط شهادت
واویلا از شهدا شدیم جدا
شهدا مارو به خلوت تون راه بدید
یه دعایی بكنید ما همه بشیم شهید
پیش ارباب حسین همه بشیم رو سفید
ذكر لبامون ابی عبدالله
واویلا از شهدا شدیم جدا
به دلامون همه محبت علی داریم
كوری چشم دشمنا همه ولی داریم
راهمون سعادته وقتی سید علی داریم
با ولایت تاشهادت
واویلا از شهدا شدیم جدا
مداح:عادل رضایی
شده حج شما از افتخارات مکه
طلاییه نبردید شرزه شیران فکه
مرا با حسرت دیدار روی خود مپسندید
در باغ شهادت را به ما اینگونه مبندید
نامتان ابر رحمت
یادتان چون عبادت
بی دل آیا گذارید
آرزوی شفاعت
یاابن زهرا حسین
زما ها پر زدن تا
نا کجای شهادت
به قران زنده می شه
سوره های شهادت
بدون رویتان کنعان دل جز ناله ندیده
که یعقوب نگاهم پیراهن از غصه دریده
عاشقان خمینی
کلهم نور عینی
دست ما را رسانید
به ضریح حسینی
یاابن زهرا حسین
شدیم آواره سوی
کاروان حسینی
ز یاد دل نبردیم
عهد خود با خمینی
سپاس حق که این میهن ز نورش آینه ای شد
امیر کاروان انقلابم خامنه ای شد
ای چراغ خدا درشب هم عهدی ما
پسر پاک زهرانایب المهدی ما
پر از احساس و مست گل یاسم همیشه
شهیدان را شهیدان می شناسم همیشه
ز اشک دیدگان خود هزاران قافله دارم
خداوندا من ازهجر شهیدانم گله دارم
این دل پر ارادت
به امید شهادت
بوسه بر قبرتان زد
به به از این سعادت
یا ابن زهرا حسین
پر از عطر شهید است سرزمین شلمچه
هنوز از لاله گرم است کوچه های حلبچه
دل لیلایی ام با یادتان هر شب شده مجنون
دو چشمم از فراقتان شده چون چشمه کارون
گرم سوزو نوایم
بی قرار شمایم
چون شما ای شهیدان
عاشق کربلایم
یا ابن زهرا حسین
مدینه بی قرار است
مکه چشم انتظار است
نیایی ای سپیده
روز من شام تار است
مخواه ازباغ تنهایی گل آلاله بچینم
بمیرم در فراق و آن رخ ماه تو نبینم
غرق غم ساحل من
حل نشد
آی شهیدا یه عمره دل من تنگه براتون
هنوزم توی گوشم می پیچه سوز صداتون
دلای شما با صفا بود
مسافر راه خدا بود
کبوتر کرب وبلا بود
پر از عطر شماست خاک مجنون
دو کوهه فکه چزابه کارون
آقام اقام آقام حسین
ما تو دنیای خاکی اسیریم همرنگ مرداب
شما اما تو باغ بهشتید مهمون ارباب
با شما دلم پر می گیره
عاشقی را از سر می گیره
جا کناره دلبر میگیره
با علی اکبرهای خمینی
میشه دل خرج شور حسینی
آقام اقام آقام حسین
با دلی کربلایی همیشه یار حسینیم
توی شب های هیات به یاد ماه خمینیم
ماییم و مسیر سعادت
در سایه سبز ولایت
تا لحظه سرخ شهادت
همیشه با ولایت می مونیم
از شکوه شهادت می خونیم
آقام اقام آقام حسین
دلا چشم انتظار طل
شبی که کرببلای مرا فراهم کرد
مرا برای همیشه پر از محرم کرد
شبی که خیمه آتش گرفته را دیدم
نگاه باور ما را به روضه محکم کرد
شبی که ذکر حسین جان به شعله میگفتم
مرا به گفتن آن بیشتر مصمم کرد
دهم نبود شب پنجم محرم بود
چه زود شام غریبان نوای ماتم شد
گمان نمی کنم کسی از آسمان نیامده بود
کسی که بر شهدا خیر مقدم کرد
نه اینکه ما همه نا محرم حرم بودیم
ولی شناخت همان عده را که محرم کرد
به آل فاطمه این داغ بس که سنگین بود
پیام تسلیتش رهبر معظم بود
پیام آن شب پر رمز و راز یک حرف است
خدا توجهتان را به داغ اعظم کرد
کسی به سوی شبستان ارگ می آمد
که خود به زیر داغ قامتی خم کرد
به اشک مادر جانباز ارگ بنوشتم
مرا ب
دلدادگان چون ساغر از دلبر گرفتند
از غیر دلبر دامن دلبر گرفتند
دادند جان تا در بر جانانه رفتند
دادند جان تا در بر جانانه رفتند
دادند دل تا در بر دلبر گرفتند
پیمانه تردید بشکستند و این قوم
از دست حق جام می باور گرفتند
بر خواستند از بستر دنیای فانی
زان پس عروس عشق را در برگرفتند
رفتند یاران چابک سواران
سر مست از عشق خدا از سر گذشتند
سرمشق از آن کشته بی سر گرفتند
بستند چشم از چشم و دست از دست شستند
این شیوه از عباس نام اور گرفتند
رفتند یاران چابک سواران
نا خوانده علم آموزگار عشق گشتند
نا رفته مکتب درس بی دفتر گرفتند
بهر نثار جان به قربانگاه رفتند
با حنجر خود بوسه از خنجر گرفتند
از جان ودل یک یا عل
این خاکا ، شمیم سیب حرم داره
دیگه دل من چی کم داره
حالا که با شهداست
راهی که ، شروع می شه از کنارشون
ایشالا تو سایه سارشون
مسیر وصل خداست
جدا نمی شه ازشون ، هرگز این پیوند
یادگاری شهداست ، چفیه و سربند
مگه می شه یادم بره ، غربت اروند
دل پریشونِ ، درد هجرونه
غـرق دلتنگی ، مثل کارونه
یا زهرا ، پیش شما رو سپید شدن
رو پای ارباب شهید شدن
تموم آرزومه
تا محشر ، پلاک سردار علقمه
پیشونی بند یا فاطمه
یه عشق نا تمومه
تا همیشه بهشت ماست ، اون دیاری که
پره از آینه هایِ ، بی غباری که
دنیای ما بی نورشون ، سرد و تاریکه
تا خدا می ره ، معبرای عشق
عرش پروازه ، سنگرای عشق
این کشور ، که غرق شور حسینیه
مدیون نام خم
رفته چون چشمه که رفته ست به دریای قشنگ
قایق کوچک دیروز ،از این برکه ی تنگ
رفته چون بال پرستو ، به گلوگاه نسیم
قصه ی غربت مردان اساطیری جنگ
رفته اما همه تاول زده پاهای عبور
بسکه لنگید ، در این کوچه ی پر چاله و سنگ
مانده در لای غزل قافیه ی سرخ انار
خون سرخ است چکیده ست ، به ژرفای فشنگ
مانده بر سر در این کوچه ی بن بست ، سرود
وغزل های نجیبی که سروده ست تفنگ
مانده خط های موازی که به فرصت نرسید
مثل فریاد نفس های اهورایی جنگ
و خدا از دل میدان خیابان جاری ست
مثل یک چشمه ی جوشنده در این قل قل منگ
وخدای روی پلاکی ست بزرگ است و بزرگ
سردر کوچه تاریخ ، نوشته ست ، درنگ
وخدا خواست غزل مکث کند، ثانیه
تقدیم به روان پاک تمام شهیدان و امام شهیدان بلخص شهیدان هشت سال دفاع مقدس
ای قطره های باران، در چشم می گساران
از عاشقان بپرسید، حال و هوای یاران
از کاروان به جا ماند، چند یار به یادگاری
پرسید زیادگاران، داستان سربه داران
مستان همه برفتند، از این قفس برستند
بال سفر گشودند، آن خیل بیقراران
آدرس باغ گُل را، از باغبان بپرسید
جاوید نام عشاق، ماند به یادگاران
از شهر خون و آتش، بُستان و کوچه هایش
پرسید راه و رسم، مردان روزگاران
از لاله های گلگون، از دشت های مجنون
پرسید وصفِ حال، آن خیل نامداران
نام و نشان بگیرید، از خیل بی نشانان
از نام های گمنام، از چشم به راهداران
روزی زحق فراخواند،
شهدای گمنام بستان آباد
بوگون شهریده بوی ریحان گلور
نولوب نالله وآه وافغان گلور
دورون شوقیله پیشواز ائیلیاخ
دئیوربئش نفر خسته مهمان گلور
خدایا غم اوستن منه غم گلور
خیال ائیلورم کی محرم گلور
بوگون شهریمیز اوخشویور یثربه
بشیرالده بئیرقاره پرچم گلور
نه باعث دیر آخر دئیوب گولمورم
آخورگوز یاشیم ال وئیروب سیلمورم
دئدی کیم ویرآخر بوسرکرده لر
دئدیم من ده هئچ آدلارین بئیلمورم
بولارسعی مروه صفادن گلوب
بولارکوی عشق ووفادن گلوب
بوآزاده لرحاجی عشق دیر
دئیوللر بولار کربلادن گلور
بولار مردایثاروایمان دیلار
شهیدان آیات قرآن دیلار
اگربیلمیروخ آدلارین عیبی یوخ
بولاربئیز لره باش دیلار جان دیلا
تو این دیار بی رنگی ، میون دلای سنگی
نصیب ماها دلتنگی ، نصیب شما پروازه
ولی هنوزم برا شهادت یه معبری بازه
نسیم شلمچه می بره دلو تا خدا
طلائـیه داره هنـوزم بوی شهدا
می دونم شب غمها سحر می شه دلامون صاحب بال و پر می شه
تو هیئت به خدا ذکر یا حسین برامون توشه ی این سفر می شه
حسین حسین سیدالشهدا
******
صمیمی و خاکی ساده ، ولی دلیر و آزاده
دلم به پاتون افتاده ، آخه شبیه دریائید
می دونه خدا ، که ای شهدا ، فاتح دلهائید
امیر دلاتـون پهلوون دریادله
رو قمقمه هاتون ذکر یا ابوفاضله
می مونه دل من زیر دینتون فدای اون همه شور و شینتون
می پیچه میون سنگرای عشق هنوزم نوای یا حسینتون
حسین حسین سیدالشهدا
******
تو
رو دیدههام می زارم وصیـت شهیدا رو
با حسیـن می مونم این یکی دو روز دنیا رو
با حسین بودن اینه که مردونه رو نفست پا بزاری
با حسیـن بودن ایـنه که مثل شهدا دل بـسپاری
باحسین بودن اینه که با خون خودت لاله بکاری
چراغ راه خدا ، حسین عزیز زهرا
یا سیدالشهدا ، حسین عزیز زهرا
******
الهی روز محشر نشی رفیـق تو شـرمنده
الهی پـای رهـبـر باشی همیشه رزمنده
عاقبت به خیـره کسی کـه رهـبر شـو تـنـها نذاره
عاقبت به خیره کسی کـه رو خـون یاراش پا نذاره
عاقبت بخیره کسی کــه غـم رو دل زهـرا نـذاره
وصیت شـهـدا ، بـرات مـیشه روایت
آی رفیقا خَطِتون ، فقط بـاشه ولایت
******
یادش بخیر شهیدا عاشقونه شدن حسینی
شدن برای اسلام
(به سبک بیا نگار آشنا)
دوباره جمع عاشقان پُر از نسیم کربلاست
دوباره دل منور از یاد امام و شهداست
آسمان پُر از قمر جلوه کرده در سحر
با نوای یا حسین
******
همیشه نام شهداست نماد عزت و شرف
مرور جانفشانیِ سپاه سلطان نجف
بر علی درودشان فاطمه سرودشان
اوج گرفته با حسین
******
نوشته روی قلبشان که این رَهِ سعادت است
تمام تاروپودشان اطاعت از ولایت است
با نوای کاروان رهروان آسمان
ره سپرده تا حسین
******
فدائیان فاطمه چو بانوی مدینه اند
که بعد سالها هنوز به شهر خود غریبه اند
استخوان مختصر میزند به دل شرر
میکند صدا حسین
******
اسیر نفس و وسوسه به روزگار مانده ام
به زیر دین شهدا در این دیار مانده ام
ر
نمی خواهم دگر آسایشم را
بیا بر هم بزن آرامشم را
شهادت! ای هُمای آسمانی!
اجابت کن اجابت خواهشم را
شاعر : یوسف رحیمی
کجا گل های پرپر می فروشند
شهادت را مکرر می فروشند
دلم در حسرت پرواز پوسید
کجا بال کبوتر می فروشند
شاعر : قاسم نعمتی
به فدای شور و شین شهدا اسم رمز یا حسین شهدا
هر کی باشیم و به هر جا برسیم زیر دِینیم زیرِ دِینِ شهدا
آی شهدا خالی جاتون به خدا
آی شهدا وعده ی ما کرببلا
با دل و جون همه به جبهه اومدین
با دل و جون تو سنگرا سینه زدین
می میرم برای زهرا
*******
شور بیداری اسلامی و باز دوباره توی دلا به پا کنید
برا شیعیان بحرین دوباره همگی فاطمیه دعا کنید
منتظریم جمعه ی هم عهدی بیاد
منتظریم صاحبمون مهدی بیاد
تا که جهان بوی عدالت بگیره
زندگیمون رنگ شهادت بگیره
می میرم برای مولا
******
یا علی به رهبرم مدد بده که به جز تو مددی نیست به خدا
تا امام رضا توی کشورماست آمریکا هیچ عددی نیست به خدا
کشورمون فاطمی و حیدریه
وحدت م
باز خواهم لاله ها را بو كنم
ذكر يا ا... ذكر هو كنم
خواهم امشب يادي از ياران كنم
ياد دريا يادي از باران كنم
هشت سال اين كشور ما جنگ شد
خاك ما با لاله ها گلرنگ شد
آن طرف شداد و قوم عاد بود
اين طرف بابايي و صياد بود
آن طرف گردان اهل كين بود
اين طرف فضلي و زين الدين بود
حاج همت اسوه ايثار بود
حج او از فاو تا سومار بود
آسماني ها همه پابندشان
نام زهرا بود بر سربندشان
ياد آن شب سوم خرداد بود
يك صدا صحرا همه فرياد بود
ياد آن روزي كه لرزان دهر بود
روز آزادي خرمشهر بود
تا كه فرمان از جماران داده شد
لشگر و گردان حق آماده شد
حمله اسلاميان آغاز شد
ياعلي گفتيم و محور باز شد
روز در چشمان دشمن شام بود
حمله را
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا
دلم گرفته مثل غروب
تنگه برا جبهه جنوب
یاد شلمچه،یاد فکه،یاد مجنون
قربون شور و زمزمشون
سربندای یا فاطمعشون
یاد هویزه،یاد کرخه،یاد کارون،
ای مادر غمخوار-ای ماه شب تار
ای معنی ایثار-آقامو نگهدار
مدد حضرت زهرا
پر زده دل سمت شهدا
به اذن و دعوت شهدا
تا بگیره توفیق مردی و رشادت
بی شهدا رو سیاه می شم
همیشه غرق گناه میشم
رهروشونم با ولایت تا شهادت
ای ابالعلمدار- ای پیروز پیکار
ای حیدر کرار-آقا مو نگهدار
مدد حیدر کرار
یاد خمینی تو سرمه
خون بسیجی تو رگمه
ما همه خونخواه شه کرببلائیم
سید علی چون رهبرمه
سایه عشق رو سرمه
عاشق فرماندهی کل قوائیم
الی دلبر و دلدار-ای نقطه پر گار
ای وعده دیدار-آقامو نگهدار
بیا ی
آی شهدا ، میاد هر جایی اسم شما
دلای ما رو میبره تا ، طلائیه و کرببلا
با اذن شاه عالمین ، شدید مست پیر خمین
هر شب هستین پیش حسین ، با شور و شین
تا ابد یادتون با ماست ، هر کسی که تو روضه هاست
مدیون خون شهداست ، دل باشماست
سیدالشهدا حسین
******
با دل پاک ، جون دادید برا این آب و خاک
تا ابد ما رو کرده هلاک ، چفیه و سربند و پلاک
جا موندیم از این قافله ، موندن تو دنیا مشکله
می میریم از این فاصله ، کار دله
منی که نمک خوردتم ، میخوام وقتی تو هیئتم
شهادت بشه قسمتم ، کم طاقتم
سیدالشهدا حسین
******
امر ولی ، رو چشامه تو هر عملی
میخونم با نوای جلی ، همه هستیمه سید علی
نور هر دو چشم ترم ، تا جون دارم تو پی
مهمان خاک پاک شهیدان شده دلم
حس می کنم که تازه مسلمان شده دلم
من آن کویر پرعطشم بی قرار آب
با این دل شکسته ، چو باران شده دلم
ترسم که عشق کار به دست دلم دهد
چندیست باز بی سر و سامان شده دلم
آری غریبه ام به پناه تو آمدم
در غربت سکوت تو ، مهمان شده دلم
ای عشق باز در دل من خانه کرده ای
حالا پر از جوانه ی ایمان شده دلم
--------------------------------------------------
شاعر : لیلا حسین نیا
باید دوباره چلّه نشین سحر شوم
باراهیان خطّه ی نور همسفر شوم
مثل کبوتری که شده از قفس رها
پر می زنم به مقصد خاکریز جبهه ها
حال و هوای سرخ مناطق چه دیدنی ست
داستان سبزه زار نگاهش شنیدنی ست
وقتش شده مسافر خاک جنون شوم
از راه دور زائر خاک جنون شوم
آمد دوباره باز - به یادم - دم غروب
خاک شلمچه - گریه ی نم نم - دم غروب ...
بالطفشان همانکه بخواهند ... می شوم
چیزی شبیه پاکی اروند می شوم
دارد همیشه حال و هوای طلاییه
هرکس که رفته کزببلای طلاییه
هر عاشقی که بر در " دارالیقین " رسید
تا آسمان خاکی " فتح المبین " رسید
فکّه ضریح دوم گودال کربلاست
معراج آسمانی راویّ جبهه هاست
در سایه سار چادر بنتُ النّبی نشست
خواب دیدم دوش خواب آفتاب
یوسفی خواهم كند تعبیر خواب
خواب دیدم تا سحر از نای پیر
مثنوی می نوشم از مینای پیر
دوش در خوابم قلم دلتنگ بود
دل پر از خون واژهای جنگ بود
خواب دیدم باز سنگرهای عشق
روشن از نور منورهای عشق
مست و لا یعقل در آغوش تفنگ
عشق می نوشیدم از لبهای جنگ
دفتر شعرم هزار آواز داشت
بالهایی مملو از پرواز داشت
شعر دوشین رنگ سرخ لاله داشت
در فراق لاله رویان ناله داشت
دشت خوابم لاله باران گشته بود
مشهد شب زنده داران گشته بود
موج می زد شهر شب از بی دلی
همدلی كو ؟ همدلی كو ؟ همدلی ؟
باز دیشب كربلا بود و بسیج
یاد شبهای دعا بود و بسیج
باز دیشب دل هوای یار كرد
آرزوی حجله سومار كرد
اسب رهوار دعا
خواب دیدم ماه کنعان آمده
یوسف امشب تا جماران آمده
یوسف آمد راه را تفسیر کرد
خفتن اندر چاه را تعبیر کرد
من درون چاه ویل افتاده ام
قرن ها دور از کمیل افتاده ام
صالحان رفتند با آن رهنما
همچنان منصور بر دار فنا
وای جا ماندم در این دار خراب
در افق چیزی نمانده جز سراب
غیرتم آتش درون سینه کرد
خواب دوشین را پر از آئینه کرد
خنجری از پشت تا "مرصاد" آی
زخم هایم می زند فریاد آی
آی یاران آتش دل ، سرد شد
خاکریز هستی ام پُر درد شد
روح ما گندید در مُرداب درد
پس کجا هستند آن مردان مرد؟
وای جا ماندیم ما بیچاره ها
پس کجا هستید ای خمپاره ها
از دوکوهه تا بلندای سهیل
بر نمی خیزد مناجات کمیل
یادهای کرخه رفت و رنج ما